تهران _ حیات
نهم ذیحجه روز عرفه است روزی دیگر برای شناخت خود و خالق؛ در این روز درهای بخشش و مغفرت پروردگار گشوده و دست های خالی بندگان بسوی او بلند می شود و طنین نجوای "الهی العفو" امیدواران به رحمانیت او، جهانی را عطرآگین می کند.عرفه، روزی است که حاجیان در جایگاهی به نام عرفات گردهم می آیند و در آن مکان وقوف می کنند تا ساعاتی را با پروردگار خود به نیایش و مناجات بگذرانند. توقفی که یک حرکت است؛ حرکتی تازه که با شناخت خود آغاز و به شناخت خالق ختم می شود و حاضرین به گناهان خود معترف و از خدای منان طلب عفو و آمرزش می جویند.
درخصوص نامگذاری این روز چندین نقل قول وجود دارد، برخی معتقدند هنگامی که جبرئیل به حضرت ابراهیم(ع) مناسک حج را می آموخت، وقتی به این مکان رسیدند به او گفت:"عرفت" و او پاسخ داد آری؛ و به این سبب این روز را عرفه نام نهادند. بعضی نیز معتقدند بدین دلیل که مردم در این جایگاه به گناهان خود اعتراف می کنند، این روز به عرفه معروف شده است.
اما بعضی دیگر معنای لفظی عرفه را صبر، شکیبایی و تحمل می دانند زیرا برای رسیدن به این مکان باید رنج سفر را متحمل شد و صبوری پیشه کرد.
روایت دیگری از قول امام صادق (ع) بیان شده است که پس از خروج حضرت آدم(ع) از جوار خداوند و فرود به دنیا، چهل روز هر بامداد بر فراز کوه صفا با چشم گریان در حال سجود بود، جبرئیل بر آدم فرود آمد و پرسید؛ چرا گریه می کنی ای آدم؟ آدم(ع) پاسخ داد: چگونه می توانم گریه نکنم در حالی که خداوند مرا از جوارش بیرون رانده و در دنیا فرود آورده است. جبرئیل گفت: ای آدم به درگاه خدا توبه کن و به سوی او بازگرد. آدم(ع) پرسید: چگونه توبه کنم؟ و جبرئیل در روز هشتم ذیحجه آدم(ع) را به منا برد، حضرت آدم شب را در آنجا ماند و صبح با جبرئیل به صحرای عرفات رفت، جبرئیل هنگام خروج از مکه، احرام بستن را به او یاد داد و به او لبیک گفتن را آموخت و چون بعد از ظهر روز عرفه فرا رسید، به دستور جبرئیل غسل و پس از نماز عصر، حضرت آدم را به توقف در عرفات واداشت و کلماتی را که از پروردگار دریافت کرده بود به وی تعلیم داد. این کلمات عبارت بودند از:"خداوندا با ستایش تو را تسبیح می گویم، جز تو خدایی نیست، کار بد کردم و به خود ظلم نمودم، به گناه خود اعتراف می کنم، تو مرا ببخش که تو بخشنده مهربانی". آدم(ع) تا هنگام غروب آفتاب، همچنان دستش رو به آسمان بلند بود و با تضرع اشک می ریخت، وقتی که آفتاب غروب کرد، همراه جبرئیل روانه مشعر شد و شب را در آنجا گذراند. صبحگاهان در "مشعر" بپاخاست و به دعا پرداخت و به درگاه خداوند توبه کرد...
مردمانی که در روز عرفه میهمان سرزمین وحی از هر نژاد و ملیتی هستند، برای ادای بندگی خالصانه خود، در این روز راهی صحرایی می شوند که مملو از سپیدی، یکرنگی و خلوص است.
آنها دست های پرنیاز خود را همراه با تضرع و استغاثه به سوی ایزدمنان بالا برده و دعای عرفه را نجوا می کنند؛ با این امید که وجودشان از هر نوع ناخالصی پاک شود و با طنین صدای "الهی العفو"؛ روح و جانشان را صیقل می دهند و منتظر رحمت و مغفرت آفریدگارشان می شوند.
این روز؛ خاص زائران کعبه دوست و گنبد خضرا نیست بلکه همه امیدواران به بخشش، در سراسر این گیتی پهناور دست به دعا بر می دارند و طلب بخشش می کنند.
اما عرفه تداعی کننده مظلومیت مسافر نینوا نیز هست، صحرایی که هنوز عطر وجود آن حضرت را در خود نهفته دارد. آری امام حسین(ع) که دعوت یار را برای ادای بندگی، لبیک گفت و در نیمه راه حج، آغازگر سفری دیگر شد. آزادمردی که برای احیاء دین حق، مسافر کربلا شد تا با شهادت، عبد و بندگی خود را به درگاه دوست اثبات کرد.
در روز عرفه دعای معروفی خوانده می شود که به مفاهیمی چون "ستایش حق تعالی، تجدید عهد و میثاق با خدا، خودشناسی، شهادت به بیکرانی نعمت های الهی، راز آفرینش انسان، تربیت انسان در دانشگاه الهی، اقرار به نزول نعمتهای خداوند بر بندگانش، بیان خواسته های یک انسان متعالی،ناتوانی بشر از بجا آوردن شکر الهی، ستایش خدای یگانه، سپاس به تربیت های الهی، نیاز بشر به تربیت الهی، شکایت به پیشگاه خداوند، خواندن پروردگار به عنوان مربی پیامبران و فرستنده کتب آسمانی، معترف بودن به تنها پناه و مامن بودن خالق برای انسان " اشاره دارد.
و امروز روز عرفه است، روز بجا آوردن بندگی و گرفتن فرصت از خداوند یکتا برای طلب عفو و بخشش؛ قلبها را یکی کنیم و با صداقت و طراوت باران پائیزی دست های خالی خود را بسوی آسمان پربارش بلند کنیم و بار دیگر از او بخواهیم چشم پوشی کند که او ستار است و رحمان.
پایان پیام