کد خبر 89326
۱۱ آبان ۱۳۹۰ - ۰۰:۰۰

برگی از نهج البلاغه؛ مال و فرزند را دلیل خشنودی یا خشم خدا ندانید

برگی از نهج البلاغه؛

 مال و فرزند را دلیل خشنودی یا خشم خدا ندانید

تهران _ حیا حضرت علی (ع) در خطبه 234 نهج البلاغه که به خطبه قاصعه معروف است؛ فرمودند:مال و فرزند را دلیل خشنودی یا خشم خدا ندانید که نشانه ناآگاهی به موارد آزمایش و امتحان، در بی نیازی و قدرت است.*ضرورت عبرت از گذشتگان مردم! از آنچه که بر ملت های متکبر گذشته، از کیفرها و عقوبت ها و سختگیری ها و ذلت و خواری فرود آمده عبرت گیرید و از قبرها و خاکی که بر آن چهره نهادند و زمین هایی که با پهلوها بر آن افتادند؛ پند پذیرید و از آثار زشتی که کبر و غرور در دل ها می گذارد؛ به خدا پناه ببرید؛ همانگونه که از حوادث سخت به او پناه می برید. اگر خدا تکبر ورزیدن را اجازه می فرمود، حتما به بندگان مخصوص خود از پیامبران و امامان (ع) اجازه می داد؛ در صورتی که خدای سبحان تکبر و خودپسندی را نسبت به آنان ناپسند، و تواضع و فروتنی را برای آنان پسندید که چهره بر زمین می گذارند و صورت ها بر خاک می مالند و در برابر مومنان فروتنی می کنند و خود از قشر مستضعف جامعه می باشند که خدا آنها را با گرسنگی آزموده، و به سختی و بلا گرفتارشان کرد، و با ترس و بیم امتحانشان فرمود، و با مشکلات فراوان، خالصشان گردانید. پس مال و فرزند را دلیل خشنودی یا خشم خدا ندانید که نشانه ناآگاهی به موارد آزمایش و امتحان، در بی نیازی و قدرت است. زیرا خداوند سبحان فرمود "آیا گمان می کنند مال و فرزندانی که به آنها عطا کردیم، به سرعت نیکی ها را برای آنان فراهم می کنیم؟ نه آنان آگاهی ندارند."(1) * فلسفه آزمایش ها پس همانا خداوند سبحان بندگان متکبر را با دوستان خود که در چشم آنها ناتوانند می آزماید. وقتی که موسی بن عمران و برادرش هارون (ع) بر فرعون وارد شدند و جامه های پشمین به تن، و چوبدستی در دست داشتند و با فرعون شرط کردند که اگر تسلیم پروردگار شود؛ حکومت و ملکش جاودانه بماند و عزتش برقرار باشد. فرعون گفت "آیا از این دو نفر تعجب نمی کنید که دوام عزت و جاودانگی حکومتم را به خواسته های خود ربط می دهند؟ در حالی که در فقر و بیچارگی بسر می برند. اگر چنین است چرا دستبندهای طلا به همراه ندارند؟"(2) فرعون این سخن را برای بزرگ شمردن طلا و تحقیر پوشش لباسی از پشم گفت؛ در حالی که اگر خدای سبحان اراده می فرمود به هنگام بعثت پیامبران، درهای گنج ها و معدن های جواهرات و باغات سرسبز را به روی پیامبران می گشود و پرندگان آسمان و حیوانات وحشی زمین را همراه آنان به حرکت درمی آورد. اما اگر این کار را می کرد، آزمایش از میان می رفت و پاداش و عذاب بی اثر می شد و بشارت ها و هشدارهای الهی بی فایده می بود و بر مومنان اجر و پاداش امتحان شدگان واجب نمی شد و ایمان آورندگان ثواب نیکوکاران را نمی یافتند و واژه ها، معانی خود را از دست می دادند. در صورتی که خداوند پیامبران را با عزم و اراده قوی، گرچه با ظاهری ساده و فقیر مبعوث فرمود؛ با قناعتی که چشم و دل ها را پرسازد، هر چند فقر و نداری ظاهری آنان چشم و گوش ها را خیره سازد. اگر پیامبران الهی، دارای چنان قدرتی بودند که مخالفت با آنان امکان نمی داشت و توانایی و عزتی می داشتند که هرگز مغلوب نمی شدند و سلطنت و حکومتی می داشتند که همه چشم ها به سوی آنان بود، از راههای دور بار سفر به سوی آنان می بستند؛ اعتبار و ارزششان در میان مردم اندک، و متکبران در برابرشان سر فرود می آوردند و تظاهر به ایمان می نمودند؛ از روی ترس یا علاقه ای که به مادیات داشتند، در آن صورت نیت های خالص یافت نمی شد و علاقه ای که به مادیات داشتند؛ در آن صورت نیت های خالص یافت نمی شد، و اهداف غیر الهی در ایمان شان راه می یافت و با انگیزه های گوناگون به سوی نیکی ها می شتافتند. اما خدای سبحان اراده فرمود که پیروی از پیامبران، تصدیق کتب آسمانی، و فروتنی در عبادت، و تسلیم در برابر فرمان خدا، و اطاعت محض فرمانبرداری، با نیت خالص و تنها برای خدا صورت پذیرد و اهداف غیرخدایی در آن راه نیابد که هر مقدار آزمایش و مشکلات بزرگتر باشد؛ ثواب و پاداش نیز بزرگتر خواهد بود. 1- سوره مومنون آیات 55 و 56 2- سوره زخرف آیات 51 تا 53 پایان پیام

برچسب‌ها