بهائیت در خدمت استعمار (31)
بررسی عملکرد سیاسی بابیت و بهائیت
نظامیان و سیاستمداران بهائی در عصر پهلوی در دوره دوم پهلوی حزب بهائیت ضمن ترویج ظاهری «بازداشتن اعضاء خود از مداخله در امورآشکار سیاسی» در عین حال آنها را به نفوذ در امور اداری، تجاری، صنعتی و معارف تشویق میکند که در نتیجه عناصر بهائی زیادی به خصوص بعد از نهضت 15 خرداد 1342 تبدیل به ارکان اداره کشور شدند که از شاخصترین آنها میتوان به تیمسار ایادی، امیر عباس هویدا، هژیر یزدانی و حبیب پاسال اشاره کرد. (زاهد زاهدانی پیشین صفحه 238)
تیمسار ایادی: فرزند یکی از رهبران مذهبی بهائی است که بدون تردید از آغاز، توسط سرویس جاسوسی انگلیس به دربار معرفی شده بود. وی پزشک مخصوص شاه و علیرضا برادر شاه بود و متجاوز از 80 شغل مهم و پولساز داشت. او رئیس بهداری ارتش، رئیس فروشگاههای زنجیره ای ارتش «اتکا»، رئیس سازمان دارویی کشور و شخص با نفوذ در شیلات جنوب محسوب میشد. به نوشته حسین فردوست وی در دوران هویدا تا توانست وزیر بهائی وارد کابینه کرد این وزرا بدون اجازه او حق هیچ کاری نداشتند. در دوران او تعداد بهائیان ایران به سـه برابر رسید و هیچ بهائی بیکار نماند و همـه به لطف ایادی و هویدا در پستی مشغول به کار بودند. (حسین فردوست – ظهور و سقوط سلطنت پهلوی (خاطرات ارتشبد سابق فردوست)- انتشارات اطلاعات- 1368 تهران ج1ص 201تا204)
پروین غفاری نیز در کتاب خاطرات خود مینویسد: «ایادی نیز چون از متنفذین فرقه بهائیت بود و به محافل بهائی نزدیک بود، موقعیت مهمی داشت و در تمام دشواریها با یاری هم مسلکان بهائیاش مشکلات را مرتفع میکرد. من نیز به همراه او در محافل و مجالس بهائیان شرکت میکردم و بعینـه میدیدم که اکثر دولتمردان و صاحبان نفوذ در صنایع و پستهای مهم کشور از این فرقه هستند.» (پروین غفاری - تاشیاهی در دام شاه - مرکز ترجمه و نشر کتاب 1376 تهران صفحه 106)
امیر عباس هویدا: هویدا که پدرش کارمند وزرات خارجه بود، سمتهایی از جمله سرپرست سفارت ایران در ترکیه، وزیر دارایی، عضویت در ساواک، شرکت در انتشارات نشریه کاوش و بالاخره حدود 13 سال نخست وزیر شاه از سال 1343 تا 1356 بوده است. (زاهد زاهدانی پیشین صفحه 240)
البته خود هویدا و سایر هم کیشانش بهائی بودن او را بدلیل تناقض با شعار عدم مداخله در امور سیاسی مخفی کرده و منکر آن هستند، ولی گویاترین سند، نامهای است با امضای اسکندر که در مهرماه 1343 بوسیله پست برای اکثر مقامات دولتی آن زمان ارسال شد که به افشای سوابق او پرداخته است. در این نامه سوابق خدمتگزاری پدر هویدا به بهائیت و برخی از تخلفات خود او در مناصب قبلی برای دوستان بهائیاش بیان شده است و متن کامل آن را فردوست در کتاب خاطرات خود ذکر کرده است. (حسین فردوست – پیشین صفحه 375)
اما وی دو سند دیگر نیز در همین رابطه عنوان مینماید، یکی نامهای است که ظاهراً یکی از سران بهائیت به نام قاسم اشراقی در تاریخ 12//6/1343 به مناسبت تصادف هویدا در جاده شمال و شکسته شدن پای او، برای فرهنگ مهر ارسال داشته است و سند دوم گزارش ساواک از جلسه بهائیان ناحیه دو شیراز به تاریخ 19/5/1350 میباشدکه به صراحت به این مطلب اذعان داشتهاند. (همان منبع صفحه 384 و 385)
فرح پهلوی نیز در یک مصاحبه رادیویی با رادیو لسآنجلس به پایبندی هویدا به فرقه بهائیت اشاره کرده است. وی میگوید: «هویدا مرتباً به شاه القاء میکردکه اسلام دین اعراب است و شایسته نیست که ما از آن پیروی کنیم و از او میخواست تا بند مربوط به رسمی بودن دین اسلام را در قانون اساسی لغو نماید. هویدا به شاه میگفت که بهائیت یک دین ایرانی است و خاستگاه آن ایران است و از شاه میخواست تا این دین را تحت حمایت بگیرد و موجبات رشد آن را فراهم سازد.» ((فرح پهلوی: هویدا مرتباً به شاه القاء میکردکه اسلام دین اعراب است و شایسته نیست که ما از آن پیروی کنیم و به شاه میگفت که بهائیت یک دین ایرانی است و خاستگاه آن ایران است و از شاه میخواست تا این دین را تحت حمایت بگیرد و موجبات رشد آن را فراهم سازد.))
در اوایل صدارت هویدا یعنی سـال 1345 ایران به 24 قسمت تقسیـم شد که هر قسمت دارای مرکزی بـه نام «محفل روحانی» موسوم بوده است و در سال 1349 تعداد این مراکز به 67 رسید و در نقشه پنج ساله که به اواخر دوران سلطنت پهلوی تعلق داشت میبایست به 1100 محفل میرسید. (احمد الهیاری - بهائیان در عصر پهلوی (نیمه پنهان جلد 31) - انتشارات کیهان 1387 تهران صفحه 130)
هژیر یزدانی: وی یکی از سرمایداران بزرگ ایرانی بود. به نظر فردوست غصب ثروت ملی فراوان به نام هژیر یزدانی همه متعلق به جامعه بهائیت بود و نام هژیر در حقیقت پوششی برای کسب قدرت اقتصادی توسط این فرقه به حساب می آمد. چنگ اندازیهای هژیر یزدانی به ثروتهای ملی بدون توجه به قوانین جاری کشور، خنجری بود که از پشت به اقتدار شاه وارد میشد؛ اما در جهت ثروتاندوزی و قدرت فرقه بهائیت انجام میشد. برج سپهر (محل کنونی شعبه مرکزی بانک صادرات) را خریداری کرد. وی مالک هزاران رأس گوسفند بود به حدی که در یک مورد 400 سگ گله از خارج وارد ایران کرد. در دهه پنجاه هژیر یزدانی به عنوان ثروتمندترین مرد ایرانی انتخاب شد. همچنین وی صاحب شرکتهای شاهین کِـی، قند قزوین، کشت و صنعت ایران و آمریکا، کفش ایران، کفش اطمینان، فلور ایران و ... بود. در آستانه پیروزی انقلاب، دولت ارتشبد ازهاری با هدف فریب مردم و به بیراهه کشاندن مبارزات، هژیر را به عنوانی غارتگر بیت المال بازداشت و در زندان قصر زندانی کرد. ولی در غروب 21 بهمن 1357 به همراه «محوری» رئیس وقت زندانها از زندان فرار کرد و به کشور کاستاریکا گریخت. (همان منبع صفحات 194 تا 200)
حبیب ثابت معروف به پاسال: از یهودیان بهائی شده و از اهالی همدان بود. وی اولین سرمایهداری است که در اواخر 1330 با مشارکت بهرام فرمانفرمائیان کارخانه نوشابه سازی پپسیکولا را در ایران ایجاد کرد و بعد از اعتراض و تحریم مراجع آن را به اِسو (ESO) تغییر نام داد. وی اولین کارخانه مونتاژ تلویزیون را در ایران با نام آر تی ای (RTE) بنا نهاد. علاوه بر اینها وی نماینده انحصاری اتومبیل فولکس واگن در ایران بود، به اضافه نمایندگی ریش تراش فیلیپس، لوازم آرایش آمریکایی روبیان و عطر چارلی، نمایندگی شرکت دارویی اسکوئیب، نماینده شیرینگ آمریکا، یخچال کلویناتور، آبگرمکن و بخاری دئوترم، نمایندگی رادیولوژی فیلیپس، نمایندگی واردات یونیتهای دندانسازی امدا و غیره. علاوه بر امور تجاری وی به امور فرهنگی و تیلیغاتی نیز میپرداخت و متون بهائی و مبلغین بهائی را به کشورهای آسیایی و آفریقا اعزام میکرد. حمایت محمدرضا پهلوی از او موجـب شد برخی از بهائیان، شایعـه بهائی بودن شاه را در محافل خود دامن بزنند. (همان منبع صفحه 189)
سپهبد پرویز خسروانی: تیمسار سرتیپ پرویز خسروانی از اداره کنندگان لجنه بهائیان در ایران و آجودان مخصوص شاه که بعدها به درجه سرلشکری و سپهبدی هم رسید، فرماندهی سرکوب خونین قیام 15 خرداد 1342بوسیله ژاندارمری مرکز را برعهده داشت. در جریان این کشتار که به کشته شدن دهها هزار مسلمان انقلابی و بیگناه انجامید و موجب خوشحالی صهیونیستها گردید، محفل بهائیان نامهای به پاس تشکر از وی به خاطر جنایاتش و گرفتن انتقام از ملت مسلمان ایران، تهیه کرد که متن کامل این نامه به تاریخ 20/3/1342 این چنین است: «تیمسار سرتیپ پرویز خسروانی _ فرماندهی ژاندارمری ناحیه مرکز تاریخ یکصد ساله جهان بهائی بخصوص در ایران، همواره مشحون از شهادت نفوس و تاراج دارایی و اموال آنان بدست ارازل و اوباش و به تحریک عمائم (روحانیون) و یا افرادی نادان بوده است. ولی در خلال صفحات این تاریخ همواره ستاره های درخشانی در مقامات دولتی وجود داشتهاند که با توجه به وظایف اساسیه وجدانیه و اجتماعی خود، نوع پرستی و عدالت گستری نموده و به کرّات مانع تجاوز رجّاله و یا علماء بدعمل شدهاند. در اثر همین تشخیص و میهن دوستی و نوع پروری واقعی آنان در واقع آبروی کشور مقدس ایران تا اندازه ای محفوظ مانده و از سوء شهرتی که دیگران ایجاد نمودهاند، کاسته شده است. زحمات و خدمات و سرعت عمل تیمسار نیز در جلوگیری از تجاوز ارازل و اوباش و رجّاله کراراً در سنین اخیر در این محفل مذکور شده. بخصوص در این ایام که بحمدالله اولیای امور نیز به رأی العین، سوءعمل جهلای معروف به علم (روحانیت مبارز) را مشاهده کرده و هر دیده منصفی، رذالت و جهالت و پستی فطرت این افراد را گواهی میدهد. یقین است عموم دوستداران مدنیت و علم اخلاق و دیانت، زحمات تیمسار را با دیده احترام و تقدیر نگریسته و تاریخ بهائی، آنجناب را در ردیف همان چهرههای درخشان، حافظ و نگهبان مدنیّت عالم انسانی عالم انسانی است و ضبط خواهد نمود.» (مجله ایام - پیشین صفحه 53)
در دوره پهلوی دوم شاهد ظهور بهائیهایی در سمتهای دیگری نیز بودهایم از جمله: مهندس ارجمند (مدیر کارخانه ارج) منصور روحانی (وزیر کشاورزی و وزیر آب و برق) عباس آرام (وزیر امور خارجـه) دکتر شاپور راسخ (رئیس سازمان برنامه و بودجه) غلامرضا کیان پور (وزیر دادگستری) منوچهر تسلیمی (وزیر بازرگانی) دکتر منوچهر شاهقلی (وزیر بهداری و وزیر علوم) هوشنگ نهاوندی (وزیر علوم، رئیس دانشگاه شیراز، رئیس دفتر فرح و یکی از ارکان حزب رستاخیز) فرخ روپارسا (وزیر آموزش و پرورش) پرویز ثابتی (معاون سازمان امنیت) ارتشبد جعفر شفقت (رئیس ستاد ارتش) سپهبد علی محمد خادمی (رئیس هیئت مدیره و مدیر عامل هواپیمایی ملی ایران هما) نویدی (معاون رئیس شرکت ملی نفت) ارتشبد فریدون جم (اولین همسر اشرف پهلوی، رئیس ستاد بزرگ ارتشتاران و سفیر ایران در اسپانیا) لیلی امیر ارجمند (مشاور ویژه فرح و مدیر برنامه های آموزشی و تربیتی شاه) ناصر یگانه (نماینده مجلس شورای ملی و مدیر کل امور قضایی کشور) عباس رادمهر (رئیس کارگزینی بانک پارس) ارتشبد ازهاری (ریاست رکن یک ارتش و نخست وزیر شاه در سال 57 ) ایرج وحیدی (معاون شهرسازی و مسکن) پرتو اعظم (مدیر کل امور اجتماعی وزارت کار) سرلشکر ضرغام (از امیران ارتـش، وزیر گمرکات، وزیـر دارایی، رئیس بانک اصناف، رئیس سازمان چای کشور و اداره غله تهران) و نیز دهها نفر دیگر در مناصب کوچک و بزرگ دولتی. (همان منبع صفحه 34) خلاصه این بحث را حسین فردوست نزدیکترین دوست محمدرضا شاه و رئیس اطلاعات ارتش اینگونه در خاطرات خود میآورد: «در واقع بهائیت جهانی این تصور را داشت که ایران همان ارض موعودی است که باید نصیب بهائیان شود و لذا برای تصرف مشاغل مهم سیاسی این کشور منعی نداشتند. بهائیهایی که من دیدهام واقعاً احساس ایرانیت نداشتند و این کاملاً محسوس بود و طبعاً این افراد جاسوس بالفطره بودند.» (حسین فردوست- همان منبع جلد 2 صفحه 375)