شعر ماندگار شهید غلامعلی رجبی برای امام رضا (علیه السلام)
قربون کبوترای حرمتقربون این همه لطف و کرمت
از روزی که با تو آشنا شدم مورد مرحمت خدا شدم
گفته ای هرکی بیاد به پابوسمتوگرفتاری به دادش می رسم
گفته ای هرکی بیاد به دیدنممن میام سه جا بهش سر می زنم
منم امروز به زیارت اومدمبه امیدی در خونت اومدم
توی قبرم آقا جون منتظرم که کف پاتو بذاری روسرم
آقا از گناه پرم سوخته شدهچشم من به گنبدت دوخته شده
آقا جون جان جوادت رام بدههرچی که امروز ازت می خوام بده
دوریم از بدی و زشتی بدهبیا با خدا منو آشتی بده
دل عاشقات برات پر می زنهگدا رو ببین داره در می زنه
آنقدر در می زنم این خانه روتا ببینم روی صاحب خانه رو
یه روزی میاد که زیر خاک بشمکی میشه که از گنا هام پاک بشم
توکه از بیچارگیم خبر داریچرا می پرسی باهام چکار داری
صابخونه مثل سگا ولم نکن پشت در انقده معطلم نکن
اومدم با دل پرخون سوی تواومدم تا که ببینم روی تو
اومدم تا عقده دل وا کنماومدم اینجا تو رو پیدا کنم
چی میشه به قلب خسته جون بدیخودتو امشب به من نشون بدی
بیا ای نور دو چشمان ترم می دونی جز توکسی رو ندارم
یه کناری روی خاکها می شینمصحن با صفا تو مولا می بینم
دوست دارم تو هم رو چشمم بشینیعاشقت رو روی خاکها ببینی
با وجودیکه تو رو ندیده امدرد عشقت رو به جون خریده ام
تو به سرمایه من نکن نظربیا و امشب منو ندید بخر
قطره ام که دل به دریا زده امخودمو تو زوارت جا زده ام
اومدم به دیدنت ابا الحسندست من به دامنت ابا الحسن
نکنم رد ز درت ابا الحسنجان زهرا مادرت ابا الحسن
شاعر: شهید غلامعلی رجبی