بازخوانی عملیات مسلمبنعقیل در گفتوگوی فارس با سردار جهروتیزاده: عراق برای مینگذاری منطقه سومار از متخصصان 5 کشور کمک گرفته بود
سردار جهروتیزاده گفت: در عملیات مسلمبن عقیل، ارتش بعث عراق با کمک کارشناسان نظامی و متخصصان موانع و تخریب 5 کشور میادین مین را در «سومار» ایجاد کرده بود که با هدایت خداوند این عملیات با موفقیت انجام شد. به گزارش حیات ، سردار جعفر جهروتیزاده سالها فرمانده یکی از یگانهای تکاوری بود؛ وی چندین عملیات مهم در خاک عراق را فرماندهی کرده و نخستین فرمانده گردان تخریب تیپ 27 محمدرسول الله (ص) بوده و فرماندهی یگانهای تخریب قرارگاه ظفر را در عملیات «مسلمبنعقیل» بر عهده داشته است.
وی اظهار داشت: منطقه سومار یکی از مناطق حساس در دوران جنگ تحمیلی بود؛ در این منطقه عملیات «مسلم بن عقیل» به اجرا درآمد که بنده فرماندهی گردان تخریب تیپ 27 محمدرسول الله (ص) و مسئولیت گردان تخریب قرارگاه «شهید بهشتی» یا همان «ظفر» را بر عهده داشتم.
* مینگذاری منطقه سومار توسط متخصصان نظامی 5 کشور
این فرمانده دفاع مقدس ادامه داد: سردار شهید ابراهیم همت در آن ایام فرمانده قرارگاه «ظفر» بود؛ سردار «علی فضلی» و سردار شهید «رضا چراغی» هم تیپ 27 محمدرسول الله (ص) را فرماندهی میکردند؛ در عملیات مسلمبن عقیل، ارتش بعث عراق با کمک کارشناسان نظامی و متخصصان موانع و تخریب 5 کشور، میادین مین را در «سومار» ایجاد کرده بود.
وی با اشاره به ویژگیهای موانع منطقه سومار، خاطرنشان کرد: عمق زیاد، پیشرفته بودن و استفاده دشمن از تاکتیکهای پیچیده و خاص از ویژگیهای موانع و میدانهای مین منطقه بود.
سردار جهروتیزاده گفت: چند روز قبل از عملیات «مسلمبن عقیل» باید گردانهای تخریب تمام یگانهای عملکننده در منطقه را هماهنگ میکردیم تا معبرها و میادین مین را به شکلی خنثی کنند تا دشمن طی کنترل با دوربینهای خود و روشهای دیگر، متوجه کار بچهها نشوند.
وی گفت: نیروهای تخریبچی هر شب برای خنثی کردن مینها به منطقه میرفتند؛ عمق میدان مین به قدری زیاد بود که گاهی بچهها با تمام تلاش نمیتوانستند به نتیجه رضایتبخش در باز کردن معبر دست پیدا کنند؛ از سویی دیگر عراق متوجه حضور نیروها در منطقه شده بود و منطقه را بمباران میکرد.
* ماجرای رزمندهای که لبخندش در سومار ماندگار شد
این فرمانده دفاع مقدس با ذکر خاطرهای افزود: نیروها سه شب متوالی برای شناسایی و برنامههای دیگر اعزام شدند؛ یکی از نیروهای بسیار باتقوای گردان که امدادگر هم بود، میخواست برای شناسایی اعزام شود؛ او دو سه شب به من اصرار کرد تا او را هم با بچههای شناسایی به منطقه اعزام کنیم.
وی اظهار داشت: از آنجا که آن جوان تجربه کافی نداشت به او گفتم «اگر کوچکترین اشتباهی از تو سر بزند، معبرهایی که باز شده لو میرود و با متوجه شدن دشمن، زحمتهای بچهها هدر میرود»؛ آن جوان دوباره با مراجعه به بنده گفت «آقای جهروتی امشب هم مرا نمیفرستی تا به منطقه بروم؟» گفتم «باشه، برو آماده شو».
* مگر پیش خدا رفتن ترس دارد
سردار جهروتیزاده خاطرنشان کرد: بچهها در قرارگاه «ظفر» آماده میشدند؛ هر کدام از آنها برای شناسایی لوازم خود را از جمله دوربین، قطبنما و سرنیزه آماده میکردند؛ نگاهم به همان برادر امدادگر افتاد که با چفیه سر و صورتش را پوشانده بود؛ حال و هوای خاصی داشت انگار روی زمین نبود و نمیتوانست آرام و قرار داشته باشد؛ نزدیک او شدم، چفیه صورتش را کنار زد و لبخندی بر صورتش نقش بست؛ به او گفتم «برای شناسایی میروی، نمیترسی؟» با لبخند معناداری گفت «مگر پیش خدا رفتن ترس دارد».
وی افزود: آن قدر جمله آن جوان برایم سنگین و بزرگ بود که نمیتوانستم معنی آن را درک کنم؛ در واقع انسان به درجهای رسیده بود که طعم رسیدن به خدا را درک میکرد؛ بچهها را راهی کردیم؛ پس از بازگشت بچهها آن امدادگر همراهشان نبود؛ از نیروها سراغش را گرفتم و گفتند «عراق گلوله منور زد؛ برای اینکه عراقیها متوجه نیروهای ما نشوند، آن امدادگر با شکم روی مین ضدنفر افتاد و بدنش از وسط دو تکه شد؛ قسمت بالای بدن این شهید خودبخود برگشت و درحالی که لبخند میزد، با ما خداحافظی کرد» بنده 4 روز بعد از عملیات، پیکرش را در منطقه دیدم و هنوز لبخند روی لبهایش بود.
* خداوند عملیات «مسلمبنعقیل» را هدایت کرد
این فرمانده دفاع مقدس بیان کرد: سومار یکی از مناطقی است که باید از آن خیلی بگویند؛ مسلم بنعقیل عملیاتی است که حرفهای ناگفته زیاد دارد؛ ما در عملیاتهای دیگر میگفتیم که ما ابزار هستیم اما این عملیات طوری بود که خداوند روی همه را کم کرد و گفت «شما در برابر اراده و قدرت من هیچ هستید» چراکه خداوند در این عملیات ابزار را هم از ما گرفت و خودش وارد عمل شد.
پایان پیام