فقیهان، عالمان دینی و فرهیختگان حوزه های علمیه با توجه به اهمیت حفظ کیان اسلامی و در پرتو تأکید امام خمینی(ره)، حضور در عرصه دفاع مقدس را بر خود لازم می دانستند.به گزارش حیات ، کشور ایران در طول چندین سده اخیر و با رسمیت یافتن مذهب تشیّع در این کشور، همواره با روحانیت، فقیهان و مراجع شیعه گره خورده و هرگاه ایران با خطراتی در عرصه های نظامی، فرهنگی و اقتصادی با خطر مواجه شده یا استقلال کشور در معرض توطئه بیگانگان قرار گرفته بود، روحانیت با حضور موثّر، از کیان و سرزمین ایران اسلامی و استقلال آن حفاظت کرده و مردم مسلمان را نیز بدین امر فراخوانده اند. بلکه این حضور به کشور ایران و مرزهای این سرزمین، محدود نشده بلکه هرجا فقیهان شیعه وجود داشته و امنیّت جامعه، سرزمین و مذهب مردم نیازمند حضور روحانیت به عنوان دژهای استوار اسلام بود، آنان در قالب های متفاوت از حریم اسلام دفاع نموده اند.
در برخی موارد، فتوای دفاع داده، در بعضی مواقع، پشتیبانی مادّی و معنوی از مدافعین را عهده دار شده و در مواردی خود در جبه های جنگ حضور به هم رساندند. جدا از مواردی در طول تاریخ مانند جنگ با امپراطوری روسیه، استعمار انگلیس و مبارزه با استبداد داخلی، مبارزه با دشمنان در جنگ تحمیلی از جمله مواردی است که در این راستا می تواند مورد اشاره قرار گیرد. بلکه حضور روحانیت در دفاع از کیان و نظام اسلامی در پیامد پیروزی انقلاب اسلامی ظهور و نمود بیشتر و گستره فراگیرتری را تجربه کرده است.
انقلاب اسلامی به عنوان یکی از مهم ترین پدیده های تاریخ معاصر که ماهیّتی دینی داشته و سردامداری آن را روحانیت اصیل به پیشوایی امام خمینی فقیه برعهده داشته است، همواره در ایجاد، تثبیت و دفاع از این انقلاب، در سخت ترین شرایط همراه مردم بوده و به وظائف خود به گونه مطلوب عمل کرده است.
جدا از حضور بلکه پیشگامی روحانیّت در مبارزه با رژیم طاغوت که به زندان، شکنجه و تبعید بسیاری از روحانیون سطوح بالا و میانه انجامید، روحانیّت شیعه در عصر حاضر، وقتی کشور ایران با هجوم همه جانبه عراق به مرزهای سرزمین اسلامی، درگیر جنگی ناخواسته شده و اساس کیان نظام اسلامی مورد تهدید قرار گرفت، بنا بر وظیفه ملّی، دینی خویش، به مانند سایر مردم مسلمان و انقلابی، پای در میدان مبارزه با مهاجمین نهاده و حفظ و اعتلای نظام مقدس اسلامی و حراست از مرزهای عزّت و شرف این مرز و بوم را سرلوحه خویش قرار داده است.
روحانیت اصیل که جهاد عملی را به اجتهاد علمی ضمیمه کرده و در عرصه های مختلف دفاع مقدّس، حضور موثّر، همه جانبه و شاخص، داشتند، دفاع علیه مهاجمین بر کیان اسلامی را نه فقط مرهون غیرت دینی، و ملّی خویش، بلکه مستند به آموزه های شریعت مقدّسه در ضرورت دفاع از کیان اسلامی و سیره سلف صالح خویش دانسته و با پیروی از احکام شریعت، در لزوم دفاع در برابر متعرّضان به کیان، اموال و ناموس مسلمانان، سیره ثابته عالمان مجاهد پیشین را مدِّ نظر قرار داده و با گام نهادن در مسیر عالمان راستین، از مصادیق مجاهدین فی سبیل الله محسوب شدند. از این روی حضور روحانیت شیعی در دوران هشت ساله دفاع مقدس، همچون نگینی بر تارک تاریخ حماسه ایثار و پایداری آزادگان کشور ایران می درخشد.
آوردگاه حضور روحانیّت همه جانبه و گسترده بوده و سطوح مختلفی از روحانیت اعم از فقیهان و مراجع تا طلاّب عادی را در بر می گرفت. بلکه آن چه حضور روحانیّت را در عرصه دفاع مقدّس در عصر حاضر، ماندگار کرد، نه صِرف حضور به جهت تبلیغ و تقویت روحیه رزمندگان، بلکه حضوری همه جانبه و در عرصه های متفاوت جنگ از خط مقدّم در قالب مبارزه و حمایت و تقویت در پشت جبهه بود. به گونه ای که در نهایت بیشترین درصد از شهادت را در میان اصناف کشور به خود اختصاص داده است. و شهیدان روحانی امروزه به عنوان پاکبازان عرصه ایثار و شهادت، بر جبین غیرت کشور ایران و حوزه های علمیه درخشیده و هویتی ماندگار در تاریخ این مرز و بوم یافته اند.
امام خمینی(ره) به عنوان پیشتاز مبارزه علیه ظلم و ستم در سده اخیر، حضور روحانیّت در عرصه های متفاوت جهاد و مبارزه با دشمنان دین و متعرّضان به کیان اسلامی را ستوده بلکه با اعلام پیشگامی آنان در عرصه های مبارزه با رژیم استبدادی طاغوت و دفاع مقدّس، گستره حضور آنان در عرصه های علمی و عملی را خاطر نشان کرده و بیشترین درصد شهادت در صنف روحانیت را دلیلی بر حضور حدِّ اکثری آنان در کنار مردم در دفاع از کیان اسلامی دانسته است.
«خدا را سپاس می گذاریم که از دیوارهای بلند فیضیه گرفته تا سلول های مخوف و انفرادی رژیم شاه و از کوچه و خیابان تا مسجد و محراب امامت جمعه و جماعات و از دفاتر کار و محل خدمت تا خطوط مقدم جبهه ها و میادین مین خون پاک شهدای حوزه و روحانیت افق فقاهت را گلگون کرده است و درپایان افتخارآمیز جنگ تحمیلی نیز رقم شهدا و جانبازان و مفقودین حوزه ها نسبت به قشرهای دیگر زیادتر است. بیش از دو هزار و پانصد نفر از طلاّب علوم دینیّه در سراسر ایران در جنگ تحمیلی شهید شده اند و این رقم نشان می دهد که روحانیت برای دفاع از اسلام و کشور اسلامی ایران تا چه حد مهیّا بوده است[2]
بنیاد شهید انقلاب اسلامی تعداد شهدای روحانیت در دفاع مقدس را 2742 نفر اعلام کرده و حجت الاسلام رحیمیان نماینده ولی فقیه در بنیاد شهید و امور ایثارگران، بر اساس آمار رسمی بنیاد شاهد و امور ایثارگران، میانگین شهدای روحانی در دفاع مقدس در مقایسه با سایر اقشار، دوازده برابر میانگین جامعه و شش برابر میانگین سایر اقشار جامعه اعلام داشته است.[3]
آن چه در این تحقیق در قالب «گستره حضور روحانیت در جنگ تحمیلی هشت ساله» مورد بررسی قرار می گیرد، دارای دو بخش اساس است. از یک سو گستره حضور روحانیت در عرصه های مختلف جنگ دغدغه این تحقیق است و در سوی دیگر گستره حضور بخشهای مختلف روحانیت در جبهه جنگ و جلوه حضور روحانیون اعم از روحانیت رده بالا، میانه و گروه های رزمی ـ تبلیغی است که با عنایت به اهمیّت حضور روحانیت رده های بالا در جنگ، عمدتاً حضور این بخش از روحانیت در کنار سایر بخش ها مورد عنایت قرار گرفته است.
روحانیت و عرصه های دفاع
انقلاب اسلامی ایران به عنوان یکی از مردمی ترین انقلاب های جهان، گرچه بر محور حضور مردم قرار دارد، لکن با عنایت به اسلامی بودن این انقلاب، همواره ارزش های اسلامی محتوای این انقلاب را تأمین کرده و روحانیت به عنوان افراد اسلام شناس و متصدّیان تبلیغ، ترویج و حفاظت از کیان اسلامی، نقشی محوری در انقلاب اسلامی داشتند. بلکه نهاد روحانیت نقش اساسی در جنگ تحمیلی با کشور عراق داشته است و حضور آنان نیز گستره وسیعی داشته و گونه های متفاوتی از حضور را در برگرفته است. که از آن میان می توان به «تشویق مردم به حضور در جبهه های جنگ»، «فعالیت های رزمی» و «تقویت روحیه ایثار، جهاد و شهادت» در طول جنگ و «حفظ دستاوردهای دفاع مقدّس» پس از پایان جنگ اشاره کرد. که برخی از آن ها از نظر می گذرد:
الف) تشویق به حضور در جبهه
هرچند روحانیت در ترغیب مردم به حضور در جبهه های نبرد، نقش اساسی داشته است، امّا به خوبی پیداست هرگاه آنان خود از حضور در جبهه های جنگ استنکاف ورزیده و دیگران را به این امر دعوت نمایند، این تبلیغ از تأثیر جدّی برخوردار نبوده و عملاً کارآیی خود را از دست خواهد داد. بلکه آنان با عنایت به روایت امام صادق (ع) که واعظان را به دعوت دیگران با غیر منطق زبان فراخوانده است[4] حضور مستمر و مداومی در صحنه های دفاع مقدس داشتند. آنان با حضور خویش در جبهه ها، به همگان آموختند که از درون دژهای نفوذناپذیر و از مقرهای آسوده دستور پایداری و مقاومت در نبرد نمی دهد، بلکه در سختی ها رزمندگان را همراهی می کند، در تب جنگ آرامش می یابد و همسو و هماهنگ با مجاهدان مخلص حماسه می آفریند.تشویق و تهییج مردم به حضور در میدان های نبرد و ایجاد روحیه استقامت و مقاومت در مصائب و مشکلات ناشی از جنگ و دادن امید و اطمینان به تحقق وعده های الهی در زمره نقش روحانیت در حماسه دفاع مقدس است نقشی که روحانیت به پیروی از امام راحل آن را عهده دار بود:روحانیون در شهرها باید روح شهامت و شجاعت و شهادت را در کالبد مردم ما بدمند که بحمداللّه دمیده شده است[5]چیزی که بسیار مورد توجّه آقایان باید باشد این است که مردم را ارشاد کنید، مردم را اطمینان بدهید که پیروز هستید و خدای تبارک و تعالی وعده اش تخلّف ندارد.[6]جدا از عموم مواردی که روحانیون از تریبون های مختلف، مردم را به شرکت در جبهه ها فراخوانده و با حضور عملی خود و فرزندان و بستگان خویش، دیگران را به این امر ترغیب کرده اند، می توان به موردی خاص در این راستا اشاره کرد. به عنوان نمونه در حالی که جنگ تحمیلی از سوی عراق شروع شده و شهر مقاوم آبادان زیر آتش شدید دشمن قرار داشت. با این که عده ای از مردم که به علّت عدم توان جنگیدن از شهر خارج شده و عده ای از جوانان متدین و انقلابی داوطلبانه ماندند و جنگیدند تا اماکن حساس شهر را نگه دارند. در آن شدت آتش و خون تنها صدایی که مردم مقاوم این شهر را به ایستادگی در برابر بعثیون فرا می خواند، رادیو نفت آبادان بود که دائماً، برنامه داشت و بخش زیادی از این برنامه به پیام های عربی و فارسی حجت الاسلام والمسلمین جمی امام جمعه محترم آبادان مربوط بود، که دائماً روح مقاومت و جهاد را در جان های مدافعان شهر می دمید.[7]بی تردید برگزاری نماز جمعه آبادان به امامت ایشان، از مظاهر تشویق مردم به استقامت در میدان جنگ بود؛ تنها چیزی که آبادان در آن روزها به آن افتخار می کرد، نماز جمعه اش بود. با آن که برادر امام جمعه در شهر به شهادت رسید و منزلش مورد اصابت گلوله توپ قرار گرفت و نیز خانواده اش به ناچار از شهر خارج شده و خودش دوبار سکته کرده بود، و حتّی چندین بار اطراف محل نماز جمعه مورد اصابت گلوله های توپ و خمپاره قرار گرفته بود، وی حاضر نشد در سخت ترین شرایط، لحظه ای آبادان مقاوم و نماز جمعه استوار آن را ترک کند. گاه او نماز جمعه را با سه یا چهار صف اقامه می کرد.
به هنگام نماز جز صدای انفجار خمپاره ها و غرش هواپیماها بر فراز مصلی و انفجار بمب ها در اطراف آن چیزی به گوش نمی رسید، اما امام جمعه محترم با طمأنینه و آرامش کم نظیر با خالق هستی سخن می گفت و پس از نماز به نمازگزاران شهادت طلب می گفت : هیچ نترسید، خدا با ما است.[8]روحانیت متعهد علاوه بر ترغیب و ارشاد مردم، با حضور به موقع خود، در قالب فتوا، ارشاد یا توصیه با عواملی که سبب سستی مردم در اقبال به جبهه های جنگ می شد، برخورد می کردند. که از آن میان می توان به ارشادات امام خمینی و آیة الله خامنه ای در دعوت مردم به اتحاد و اولویّت گذاشتن به مقوله دفاع از کشور در مقابل هجوم دشمنان اشاره کرد.
ب) فعالیّت های رزمیاز جمله گستره های فعالیت روحانیّت در طول دفاع مقدس، حضور آنان در یگان های رزمی یا کادر فرماندهی رزمی بود. طلاب بسیاری پس از حضور در دوره های فشرده تخصّصی و فرماندهی به یگان های رزم اعزام می شدند و در لشکرها و یگان ها، مسئولیت گردان و یا واحدهای رزمی را بر عهده می گرفتند. به گونهای که گاه در یک لشکر، چهار فرمانده گردان روحانی وجود داشت که تمام فرماندهان گروهان و دسته آنها نیز روحانی بودند.[9]علاوه بر رهبری عالی جنگ توسّط امام خمینی و به عنوان فرمانده کلِّ قوا، حضور شخصیّت های برجسته روحانی در قالب جانشین فرمانده کلِّ قوا و فرمانده جنگ و نماینده رهبری در شورای عالی دفاع، روحانیون حضور گسترده ای در میان یگان های رزمی، داشته و برخی در جایگاه فرماندهی قرار گرفته اند و از آن میان تنها به دو نمونه اشاره می شود:
شهید حجت الاسلام مصطفی ردّانی پور در آغاز انقلاب عضو شورای فرماندهی سپاه یاسوج بود. در ابتدای جنگ در دارخوین در خط مقدم مشهور به خط شیر، به ستیز با بعثیان پرداخت او از یک سو به عنوان یک روحانی به تبلیغ و ارشاد و ترویج احکام اسلامی می پرداخت و از دیگر سو مجاهدی به تمامِ معنا و نمونه یک فرمانده واقعی لشکر اسلام بود. در حماسه دارخوین و اولین عملیات پس از فرار بنی صدر به عنوان فرمانده کل قوا، در شکستن حصر آبادان (ثامن الائمه) و فتح بستان(طریق القدس) نقش بسیار حسّاسی داشت. او که در حقیقت شهید زنده و همواره مشتاق فوز الی اللّه بود، به عنوان یکی از پایه گذاران لشکر 14 امام حسین در عملیات های فتح المبین رمضان بیت المقدس و... سپر محکمی در دفاع از اسلام و میهن اسلامی بود و نقش ویژه ای در تربیت و پرورش فرماندهان تیپ ها و گردان های آن لشکر داشت.[10]شهید حسین صنعتکار، نیز از روحانیونی بود که در عرصه های فرماندهی جنگ حضور داشت. وی حضور خود در جبهه را با مسئولیت تدارکات گردان آغاز کرد. در عملیات بیت المقدس فرمانده یک گروه از نیروهای تخریب لشکر 8 نجف اشرف جهت پاکسازی منطقه عملیاتی شد. مقاومت خستگی ناپذیری اخلاص و پرکاریاش سبب شد تا در عملیات های بزرگ والفجر مقدماتی والفجر2 و4، فرماندهی واحد تخریب لشکر به او محوّل شود. در عملیات خیبر، فرمانده گردان محمد رسول اللّه بود و شایستگی و کاردانی اش موجب شد تا مأمور تشکیل یگان دریایی لشکر8 نجف شود. معاونت واحد عملیات لشکر و مسئولیت واحد آموزش فرماندهی از دیگر مشاغل او در جنگ بود. بعد از رهایی از مصدومیت در فتح فاو، همزمان فرماندهی واحد اطلاعات عملیات و واحد تخریب را بر دوش گرفت و به خوبی از انجام امور این دو واحد برآمد. سرانجام این روحانی فرمانده در مردادماه 1365 در بازگشت از یک شناسایی به شهادت رسید.[11]
ج) تقویت روحیه رزمینقش تقویت روحیه رزمندگان در پیروزی در جنگ به گونه ای است که کارشناسان نظامی نقش بسیار زیادی برای روحیه در مقابل تسلیحات نظامی و در پیروزی بر دشمنان قائل هستند. زیرا فرماندهان در صورت داشتن روحیه مناسب و انگیزه قوی، قادر هستند در مواقع حساس، تصمیم مناسب اتّخاذ کرده و از نیرو و امکانات موجود به گونه ای شایسته استفاده کند. بلکه رزمندگان نیز با روحیه قوی و برخوردار از آرامش می تواند از ابزار و وسایل جنگی به طور صحیح و به موقع سود جسته ضربات کاری را بر دشمن وارد سازد، و در نقطه مقابل، فرماندهان فاقد روحیه هنگام رویارویی با خطر تدبیر و دقت کافی در طرح ریزی و اجرای برنامه ها را نداشته و رزمندگان فاقد روحیه و انگیزه، قادر نیستند به گونه مطلوب مبارزه کرده و در مسیر پیروزی گام بردارند.جدا از تجربه تاریخی، پیروزی های رزمندگان اسلام در جبهه های جنگ، مرهون روحیه و انگیزه بالای رزمندگان و نه درگرو تسلیحات نظامی است. و این امر مرهون تأثیر عمیق روحانیون در تقویت روحیه رزمی رزمندگان در مقاطع حساس جنگ است. نقش اساسی روحانیت در این مرحله را می توان در قالب نگهبانی از دل ها در راستای استوار کردن قلب ها، افزایش اطمینان و قوت گام ها از ضعف و دودلی، و راسخ تر کردن ایمان به هدف، مورد ارزیابی قرار داد.امام خمینی به عنوان فرماندهی کل قوا در تبیین نقش روحانیت در تقویت روحیه روزمی سپاهیان اسلام این گونه می فرماید:«نقش شما روحانیون به قدر نقش فرمانده است و نه کمتر. اگر همان گروهان یا گردان یا تیپ یا لشکر که در آن جا مستقرّند، فرمانده نداشته باشند مثل تنی هستند که سر ندارند و اگر شما را نداشته باشند، مثل کالبدی هستند که قلب ندارند... فکر است که انسان و جسم را نشاط می بخشد، روحیه است که به دست و پای انسان قدرت می دهد، قوّت قلب است که پای انسان را در میدان جنگ و در میدان خطر محکم نگه می دارد... من بارها گفته ام که در میدان جنگ آنچه اوّل می گریزد و به هزیمت می افتد، دل ما است و بعد جسم ما. اوّل دلمان را در مقابل خطر از دست می دهیم و بعد جسممان به دشمن پشت می کند. این دل را چه کسی می تواند آباد کند؟ این ذهن را چه کسی می تواند بانشاط نگه دارد؟ این جان را چه کسی می تواند شاداب حفظ کند؟ شما و نصایح بالغه و فکر دادنتان شما این را در جبهه جنگ بارها تجربه کرده اید، خود من هم تجربه کرده ام.»[12]در طول سال های جنگ و در زمانی که کاری از فرماندهان در تهییج و هدایت نیروها بر نمی آمد، و فرماندهان عملاً دچار مشکل می شدند، گاهی یک روحانی رزمنده نقش معجزه آسایی را ایفا می کرد. بلکه در مواقعی که ناکامی و مشکلات روحی و روانی ناشی از آن بر رزمندگان غلبه می کرد، روحانیون، رزمندگان را به نصرت الهی امیدوار و برای عملیات های بزرگ دیگر آماده می کردند.
به عنوان نمونه پس از عملیات ناموفق کربلای 4، فشار روانی ناشی ازاین ناکامی آمادگی نیروها را برای شرکت در عملیات بعدی و حتی توان ماندن در خطّ مقدم را به شدت کاهش داده بود. همه سخن از عدم آمادگی می کردند، اما موقعیت جنگ ایجاب می کرد که بچّه ها در منطقه بمانند و فرماندهان هم مرخصی ها را لغو کردند. در چنین شرایطی گره کار لشکر خط شکن 17 علی بن ابی طالب به دست شهید حجت الاسلام سعیدی گشودنی بود. او با محبوبیّتی که بین بچّه ها داشت گردان به گردان می رفت و با سخنان دلنشین خود، بچّه ها را متقاعد می کرد تا برای عملیات بعد، منطقه را ترک نکنند. با این کار، اکثر بچه های گردان ها، روحیه خود را به دست آوردند و در نظرخواهی معلوم شد به جز افرادی که مشکل حادّی دارند، هیچ رزمنده ای حاضر به ترک منطقه نیست.[13]
جلوه حضور عالمان در جنگضرورت حضور در جبهه های جنگ حق علیه باطل به گونه ای بود که همه افراد از هر صنف و گروه و از هر سن و سالی، در آن شرکت می جستند. و در این میان، گرچه حضور روحانیّت چنان که گذشت نسبت به سایر اصناف و گروه ها، بیشتر و پررنگ تر بود، لکن سال های جنگ تحمیلی شاهد حضور عالمان و فقیهان سطوح بالا در کنار حضور روحانیّت سطوح میانه و پایین بود. زیرا آنان که در سنین بالا قرار داشته و کهولت اجازه حضور جدّی به آنان برای شرکت در صحنه های جنگ نمی داد، لکن آنان به فراست دریافته بودند که حضور آن ها در جمع رزمندگان موجبات تقویت روحیه آنان را فراهم آورده و زمینه و بستر تشویق دیگران برای حضور را فراهم می آورد. از این روی بسیاری از عالمان، گاه درس و بحث خود در حوزه علمیّه را تعطیل کرده و با اولویّت گذاری به حفظ مرزهای ملّت اسلامی، در میان رزمندگان اسلام حضور می یافتند.
این قضیه مستند به کلام امام خمینی نیز هست که عالمان را در کنار درس و بحث هایشان به حضور در جمع رزمندگان ترغیب کرده و حضور در جبهه های جنگ و تدریس دروس دینی را در کنار هم در ذیل حفظ اسلام جای داده و خواستار انجام آن از سوی عالمان بوده است:«الان که ایران به واسطه گرفتاری ها، به اهل علم احتیاج دارد، اگرچه به طور موقت آقایان باید به خدمت هایشان ادامه دهند و درست است که تحصیل فقه در اولویت است امّا همه اینها بخاطر حفظ اسلام است و امروز اگر برای حفظ اسلام احتیاج باشد که آقایان به جبهه ها بروند و رزمندگان را تشویق بنمایند، باید این کار را انجام دهند.[14]فقیهان، عالمان دینی و فرهیختگان حوزه های علمیه با عنایت به وظیفه شرعی خویش در حفظ کیان اسلامی و در پرتو تأکید امام خمینی، حضور در جبهه های نبرد را بر خود فرض دانستنه و با حضور پررنگ و معنوی خویش در جبهه های جنگ و قرار گرفتن در میان رزمندگان اسلام، موجبات همدلی با فرماندهان و رزمندگان، تفقد و دلجویی از آنان و تقویت روحیه رزمی آنان را در پی داشت.
اگرچه از عالمان بسیاری در این راستا می توان نام برد لکن در میان بزرگانی که به شوق جهاد و ادای تکلیف به میدان های رزم شتافتند، نام برخی، بسیار خودنمایی می کند که از آن میان می توان به عالمانی چون: حضرت آیت الله بهاءالدینی، آبة الله میرزا جواد تهرانی، آیة الله مشکینی، آیة الله مدنی، آیة الله اشرفی اصفهانی، آیة الله صدوقی، آیة الله بهشتی، شاه آبادی، آیة الله خامنه ای و هاشمی رفسنجانی به عنوان ستارگان درخشان آسمان رشادت روحانیت و فقاهت یاد کرد که ذکر حضور برخی از آنها از باب نمونه مورد تأکید قرار می گیرد.
1ـ آیت اللّه العظمی بهاءالدینیفقیه صاحب نام، فرزانه پارسا و پیر مراد رزمندگان اسلام، حضرت آیت اللّه العظمی بهاء الدینی ازجمله پاک سیرتانی بود که همواره با عزیزان رزمنده همراه و همراز بود و با حضور خود در بین آنان بر رزم آفرینی ها و دلاوری هاشان لبخند سپاس می زد.آغوش پرمهر و محبتش همیشه بر سیمای نورانی و دل های پاک و پیراسته بسیجیان باز بود و سخاوت لب هایش زلال نور و معرفت بر جان آنان می افشاند؛ در دیدار رزمندگان از آنچه خود دیده بود می گفت و لطف خداوند متعال و شیوه کریمانه اهل بیت(ع) را تفسیر می کرد.شیرینی رهنمودهای معنوی و اخلاقی ایشان هنوز در ذائقه جان بسیاری از رزمندگان و فرماندهان باقی مانده است حضور ایشان در قرارگاه عملیاتی و شرکت در جلسه ای که فرمان حمله والفجر مقدماتی صادر، و در انتخاب نام حمله با ایشان مشورت شد، برای فرماندهان ارتش و سپاه خاطره ای ماندگار و لحظه ای جاودانه است.پاک سیرتی و اوج تقدس عزیزان رزمنده ایشان را بر آن داشته بود که در ملاقات خویش با دلاورمردان جبهه ها بفرماید: من برای ملاقات با شما غسل کرده ام، و آن زمان که در جبهه ها فشار زیادی بر نیروهای ما بود و خبر آن را کمتر کسی می دانست می فرمود: امشب از فکر جبهه ها خوابم نبرد، چراکه می دیدم چه بر سر رزمندگان می آید. چندی بعد بر اثر آن اندوه به بیماری سختی مبتلا شد.علاقه قلبی این عارف الهی به مسائل جبهه و جنگ ایشان را بر آن می داشت تا در هر فرصتی و به مناسبت هر عملیاتی برای سلامتی مدافعان دین و کشور مجلس توسل به اهل بیت(ع) و دعا برپا کند و خود نیز بسیار مقیّد بود تا در آن مجلس حضور یابد.[15]حضور پررنگ، موثّر، عاطفی و عارفانه آیة الله بهاء الدینی در صحنه های جنگ به گونه ای بوده است که می توان این بخش از زندگی ایشان را به عنوان فصلی ممتاز در زندگی ایشان برشمرد. و از همین روست که مقام معظّم رهبری در پیامی که به جهت رحلت ایشان صادر می نمایند، این فصل از زندگی ایشان را برشمرده و از آن این گونه یاد می نمایند:(آیة الله العظمی بهاء الدینی) پیر مراد جوانان پاکباز جبهه و جنگ در دوران دفاع مقدس و شمع محفل بسیجیان عاشق بود و بارها صفوف میدان جبهه ها را با حضور خود نورانیت مضاعف بخشید.[16]
2ـ آیت اللّه میرزا جواد آقا تهرانیاز جمله عالمان پاک نهادی که حضور در جبهه های جنگ حق علیه باطل را مغتنم شمرده و در آن حضور می یافت، بلکه معنویت و روحانیّت، امید و ایمان را به قلب رزمندگان وارد می کرد، آیة الله میرزا جواد آقای تهرانی است. ایشان در عین کهولت سن و قدی خمیده بارها در خطوط جبهه جنگ حضور یافته و بارها از معنوّیت عرصه نبرد سخن می گفت و با ذکر آن به شادی و شور می آمد. گرچه سخن از ایشان در عرصه جهاد، بسیار می توان گفت امّا شاید خاطره ای که مقام معظّم رهبری از ایشان نقل نموده اند، نمایانگر گونه حضور ایشان در جبهه های جنگ باشد.
مقام معظم رهبری بارها از ایشان که در سن هشتادسالگی و در ایّام حضور در جبهه دارای شور جوانانه بودند این گونه نقل نموده اند:«این عالم بزرگوار که پشتش خمیده است یعنی تقریباً به حالت رکوع راه می رود و عصا به دستش می گیرد، به جبهه رفت قبا را کند و بچه های سپاه یک دست لباس بسیجی را به تنش کردند. خود ایشان اظهار علاقه کرده بود که کاری انجام بدهد. بچّه ها هم ایشان را پای خمپاره 81 گذاشتند و گفتند شما گلوله خمپاره 81 را در این لوله بگذارید. وقتی ایشان از جبهه برگشتند، ما در تهران زیارتشان کردیم واقعاً نور خاصّی پیدا کرده بود و حقیقّتاً منوّر شده بود و از این چند ماهی که در آن جا مانده بود، خیلی شاد شده بود. گفت : من در میان این بچّه ها واقعاً حال خاصّی داشتم این صفا و خلوص بچّه ها، ایشان را خیلی منقلب کرده بود. بعد گفت : آن ها به من گفتند این گلوله را در خمپاره انداز بیندازید و وقتی که انداختید، باید سرتان را عقب بکشید و دستتان را هم در گوشتان بگذارید تا صدایش شما را اذیت نکند و گوشتان دچار مشکل نشود. گفت : من دستم را در گوشم می گذاشتم و فریاد می کشیدم : اللّه اکبر. ببینید حضور یک پیرمرد هفتاد، هشتادساله پشت خمیده در جبهه های جنگ پای خمپاره 81، چه باشکوه است.[17]
3ـ آیت اللّه مدنی(شهید محراب)اوّلین شهید محراب آیت اللّه سید اسداللّه مدنی امام جمعه تبریز و نماینده حضرت امام در آذربایجان شرقی از جمله عالمانی بود که به امر جبهه و جهاد اهتمام مضاعف داشته و همواره پی گیر امور جنگ و رزمندگان اسلام بود.
ایشان در حالی پای به جبهه های نبرد نهاد که کشور ایران وارد دومین سال پیکار با دشمن متجاوز شده بود. مناطق جنگی مختلف بارها شاهد حضور عارف خداجویی بود که طائر جانش در آرزوی وصال به حق و پوشیدن خلعت گرانسنگ شهادت بی قراری می کرد؛ عالم پرهیزکاری که درباره جبهه و جنگ تلاشی خستگی ناپذیر داشت و از هیچ کوششی دریغ نمی ورزید. ایشان گاه برای تقویت روحیه و شادابی رزمندگان هفته ها در کنارشان می ماند و با شرکت در مجالس دعا و نیایش مشوّق بسیجیان می شد تا حرکت مقدس خویش را تا پیروزی نهایی ادامه دهند.
گاه برای ارج گذاری به زحمات مجاهدان در انظار عمومی بر دستان برادری ارتشی که با مسلسل سنگین هواپیمای متجاوز دشمن را در فضای شهر تبریز سرنگون ساخته بود، به عنوان نماینده امام، بوسه می زند و کمال تواضع را که از عرفان الهی و اخلاق پسندیده خدایی اش برمی خاست به نمایش می گذارد.[18]در محاصره سوسنگرد، در حالی که بنی صدر و نیروهایش هیچ اعتنایی به تنگ تر شدن حلقه محاصره سوسنگرد نداشتند، شهید مدنی مشتاقانه با رزمندگان اسلام ارتباط برقرار کرد وی سپس با چاره اندیشی نزد امام شتافت و حضرت امام بلافاصله و با قاطعیت فرمان شکسته شدن محاصره سوسنگرد را صادر کرد.[19]
4ـ آیت اللّه اشرفی اصفهانی(شهید محراب)
آیت اللّه اشرفی اصفهانی امام جمعه کرمانشاه و نماینده امام در آن استان، روحانی وارسته هشتادساله ای بود که به رغم گرفتاری ها و مشاغل متعدد و مخالفت مسؤولان امنیتی و حفاظتی با شور و اشتیاق فراوان به جبهه های غرب و جنوب می شتافت.اغلب اوقات راه طولانی و پرخطر خوزستان را با اتومبیل و راه کوهستانی و صعب العبور غرب را با خودروهای نظامی می پیمود؛ زیرا باور داشت که :بر همه ما فرض و لازم است یا برویم به جبهه ها و با دشمن بجنگیم و یا در پشت جبهه جهاد با مال کنیم.[20]روح لطیف و عرفانی اش با هوای جبهه نشاطی دیگر می گرفت و دست خدا را در اردوگاه مجاهدان و شهیدان می دید. از این رو می گفت :وقتی به جبهه می روم تا مدتی روحیّه(ام) قوی می شود. قدرت خدا در جبهه ها است هرکس می خواهد خدا و دست خدا را ببیند، به جبهه ها برود.[21]ایشان حتی اظهار تمایل می کرد تا آموزش نظامی ببیند و آنگاه در خطوط مقدم نبرد کند: باور کنید اگر من دستم رعشه نداشت چند روزی برای اسلحه آموزی می رفتم و با کمال افتخار مانند حبیب بن مظاهر، آن جا، در راه اسلام کشته می شدم.[22]صبح روز عملیات مسلم بن عقیل نزدیک طلوع آفتاب که عدّه ای از رزمندگان مشغول نماز و دعا بودند، ناگهان یک گلوله توپ در چند متری چادر شهید اشرفی و دیگر شخصیت ها فرود آمد و یک خودرو آتش گرفت فرماندهان حاضر در منطقه پیام دادند که چون منطقه شناسایی شده و هر لحظه احتمال خطر هست باید ایشان سریعاً منطقه را ترک کند، امّا آن شهید عزیز در پاسخ فرمود: من از این محل نمی روم و آماده هرگونه مسأ له ای هستم زیرا خون من رنگین تر و جان من عزیزتر از این عزیزان رزمنده نیست من باید تا پایان عملیات این جا باشم.[23]ایشان شیفته رزمندگان بود و با تواضعی کم نظیر، آنان را به جنگ و جهاد ترغیب می نمود. در عیادت از مجروحان بسیار مقیّد بود؛ آنان را در آغوش می کشید و دست آنان و هر رزمنده ای را به این عنوان که نماینده امام است و امام هم دست رزمندگان را می بوسد، بوسه می زد و این عمل را برای خود افتخار می دانست.[24]آیت اللّه اشرفی با ذکر و توسّل به خاندان رسالت درجمع رزمندگان آنان را در فضای معنوی و عرفانی خاصّی قرار می داد. این مهّم گاه با نامگذاری رمز یک عملیات و گاه با بیان کلامی معنوی به دست می آمد. پیش از عملیات ظفرمند فتح المبین شهید اشرفی به سپهبد شهید، صیاد شیرازی پیشنهاد کرد که این عملیات را با رمز «حضرت زهرا» شروع کنند؛ پیشنهاد ایشان پذیرفته شد و چنین کردند.[25]شاید بتوان این گونه ادعا کرد که شهید اشرفی اصفهانی بیش از سایر عالمان حوزه علمیه در مناطق جنگی حضوری خستگی ناپذیر داشته است.آن چه می تواند بر تأثیر حضور روحانیت به خصوص ایشان در جبهه های جنگ، تأکید نماید، کینه توزی دشمنان در ترور ایشان است. زیرا حمایت از انقلاب و پشتیبانی بی دریغ ایشان از جنگ، موجب شد که منافقین وی را به شهادت برسانند بلکه منافقین در توصیف این عمل خویش، این کار را به اندازه یک لشکر در تضعیف جبهه غرب به نفع صدام دانستند.[26]در پیامد این گونه حضور معنوی در میان رزمندگان بود که امام خمینی در توصیف این شهید محراب، حضور وی در جبهه های جنگ و دلگرمی رزمندگان از این حضور را مدِّ نظر قرار داده و این گونه اظهار داشته است: او در جبهه دفاع از حق از جمله اشخاصی بود که مایه دلگرمی جوانان مجاهد بود و از مصادیق بارز رجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللّهْ عَلَیْه بود.[27]
5ـ آیة الله خامنه ایاز جمله روحانیونی که نقش بسیار زیاد در جنگ هشت ساله عراق علیه ایران اشت، حضرت آیة الله خامنه ای است که درزمان بنی صدر، نماینده حضرت امام در شورای عالی دفاع بوده و در زمان ریاست جمهوری، ریاست شورای عالی دفاع را برعهده داشتند.
با وجود این که جایگاه ایشان مستلزم برنامه ریزی، هدایت و پشتیبانی و رفع موانع برای پیروزی بود و از این روی ضرورتی برای حضور ایشان در جبهه های جنگ وجود نداشت، بلکه امام خمینی نیز در موارد بسیار و به خاطر حفاظت از جان ایشان، از حضور آیة الله خامنه ای در جنگ ممانعت می کرد، امّا ایشان در دوران دفاع مقدس با قلبی مملو از عشق به جهاد و شهادت بسیاری از اوقات گرانبهای خود را در جبهه های حق علیه باطل گذراند.
حضور ایشان که هنوز در خاطر بسیاری از رزمندگان و فرماندهان دفاع مقدس زنده است به رزمندگان روحیه می داد، انگیزه آنان را برای دفاع از میهن اسلامی تقویت می کرد؛ در کمتر برهه ای از جنگ جای ایشان در میادین نبرد خالی بود.شرکت در جنگ های نامنظم، حضور فعال در طراحی و فرماندهی عملیات ها، تلاش مستمر در رفع مشکلات رزمی و پشتیبانی جبهه ها، مقابله با سیاست های خائنانه بنی صدر در اداره جنگ، بازدید و سرکشی از جبهه های غرب و جنوب، ارتباط مستقیم و تنگاتنگ با رزمندگان خطوط مقدم، تبیین ابعاد سیاسی جنگ تحمیلی و رساندن پیام این حماسه مقدس از راه سخنرانی در مجامع بین المللی و مصاحبه با رسانه های جهانی، تقویت مشارکت مردم در جنگ از راه ایراد خطبه در نماز جمعه و سخنرانی و... جلوه هایی از نقش رهبر معظم انقلاب در حماسه دفاع مقدس است که به خاطر تفصیل، به بخشی از آن ها اشاره می شود.حضور آیة الله خامنه ای در جبهه های جنگ به روزهای آغازین جنگ برمی گردد. زیرا هنوز چند روزی بیش از آغاز جنگ نگذشته بود که اوضاع نابسامان جنگ موجب شد تا حضرت آیت اللّه خامنه ای با حضور خود در جبهه ها، بر اعتماد به نفس و طمأنینه رزمندگان بیفزاید و شور و اشتیاق آنان را به جهاد و شهادت زنده تر سازد.[28] بلکه ایشان در اوّلین شب حضور در جبهه در یک عملیات نامنظم حاضر شد و این کار در شب های بعد نیز استمرار یافت که در نهایت به بنیان نهاده شدن گروه جنگ های نامنظم انجامید.[29]علاوه بر مناطق جنگی جنوب کشور، ایشان سفرهای متعددی نیز به مناطق جنگی غرب کشور داشتند که بیشتر به جهت بازدید و سرکشی از خطوط مقدم دلجویی از رزمندگان حل مشکلات آنان و دیدار با مردم آن منطقه بود.با وجود این که پس از انتخاب ایشان به ریاست جمهوری، امام خمینی حضور ایشان در چهار استان جنگی کشور؛ یعنی خوزستان کردستان ایلام و کرمانشاه را ممنوع اعلام کردند، لکن ایشان همواره اصرار داشت تا در جمع رزمندگان اسلام حاضر شود، و این کار با مخالفت امام روبرو می شد. حتّی ایشان یک بار در سال 65، قصد حضور در جبهه را داشت که آقای هاشمی رفسنجانی حضرت امام را مطّلع کرد و ایشان پیغام فرستاد که چنین کاری را انجام ندهد.[30] سرانجام شرایط سیاسی نظامی در سال آخر جنگ و پافشاری ایشان بر حضور در جبهه امام خمینی را متقاعد ساخت تا با حضور مجدّد ایشان در جبهه های جنگ موافقت نماید.آنگاه مقام معظم رهبری با یک پیام تاریخی و معنوی به عنوان امام جمعه تهران (نه ریاست جمهوری )، ائمه جمعه سراسر کشور را به حضور در جبهه فرا خواند: امروز نیز همه قشرها باید به ندای امام خود لبیک گویند و سرکوب متجاوز را واجب ترین فریضه بدانند! علما باید پیشاهنگ و علمدار این حرکت عظیم باشند و یک بار دیگر، فداکاری خود را در راه خدا و اسلام به اثبات برسانند و به طور ویژه ائمه جمعه محترم مسؤ ولیت بزرگی را که در این لحظات بسیار حساس و تعیین کننده از تاریخ اسلام متوجّه آنان است به درستی احساس نمایند. این جانب با درک عمیق از اهمیت زمان و با اذعان به این که جهاد و شهادت در این برهه حساس فریضه ای مضاعف است تن و جان ناقابل خود را به جبهه حق برده و در معرض و تکلیف و قضای الهی می گذارم و از شما نیز همراهی و همگامی می طلبم.[31]
پیام و حضور معظم له در جبهه وضعیت جبهه ها را دگرگون کرد؛ زیرا ایشان از یک سو در منطقه جنوب قرارگاه به قرارگاه یگان به یگان را سرکشی و با فرماندهان و نیروهای عادی نشست و برخاست می کرد و روح نشاط، پایداری و مقاومت را در آنان می دمید.[32] و از سوی دیگر این کار موجب اعزام نیروهای بسیاری به مناطق جنگی می شد. به گونه ای که بنا به نقل یکی از سرداران جنگ آن قدر نیرو به جبهه ها آمد که گردان های پیاده لشکر ما به 24 رسید؛ مقر اصلی لشکر هم پر از نیرو شد. به علت ازدیاد نیرو گردان ها را از 256 نفر به 350 نفر افزایش دادیم و هر گردان را چهار گروهان کردیم و تمام واحدهای ما پر از نیرو شد به نحوی که اعلام کردیم تا دیگر نیرو نیاورند و این حرکت ایشان امواجی از نیروهای مردمی را دوباره به حرکت درآورد و دشمنان را مرعوب ساخت.[33]آن چه حضور آیة الله خامنه ای در عرصه جنگ تحمیلی را از سایر روحانیون متمایز می کند، حضور ایشان در جبهه های نبرد با لباس رزم بود. ایشان با این که نماینده امام در عالی ترین مرجع تصمیم گیری جنگ بود، امّا همیشه و با اشتیاقِ وافر، با لباس ساده نظامی در قرارگاه و خطوط نبرد و سنگرهای رزمندگان حاضر می شد و این عملی بود که امام خمینی با دیدن ایشان در این لباس، ضمن تأیید این عمل، فرمودند: «یک روزی این لباس از نظر ما خلاف مروّت بود ولی امروز دلیل مروّت است.»[34]«من به شما خامنه ای عزیز تبریک می گویم که در جبهه های نبرد با لباس سربازی و در پشت جبهه با لباس روحانی به این ملت مظلوم خدمت نموده اید.»[35]
خاتمه
روحانیت شیعه در عصر حاضر و در جنگ تحمیلی هشت ساله با کشور عراق(به نمایندگی از دشمنان اسلام از غرب و شرق)، گام در مسیر سلف صالح خویش نهاده و به مانند روحانیت که در سال های گذشته همواره مدافع کیان اسلامی بوده و از سلطه دشمنان بر سرزمین اسلامی جلوگیری می کردند، گستره وسیعی از حضور در جبهه های جنگ را تجربه کرده است.
در حالی که روحانیون سطوح بالا، میانه و پایین، در زمان های گذشته(با وجود در دست نداشتن قدرت سیاسی) هرکدام متناسب با جایگاه و تخصّص خود، جنگ را در عرصه هایی مانند صدور فتوا، تبلیغ و ترویج فرهنگ جهاد و دفاع از سرزمین اسلامی و به دست گرفتن سلاح و مبارزه مستقیم را عهده دار بودند، در عصر حاضر نیز روحانیت(که اداره نظام سیاسی و کشور ایران را برعهده داشتند) بر اساس آموزه های شریعت و در راستای حفظ اسلام و کیان اسلامی، در سطوح مختلف، در جنگ تحمیلی شرکت داشتند. بلکه در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران نه تنها روحانیت در عرصه عملیات رزمی در عرصه جهاد حضوری موثّر و کیفی داشتند، بلکه این حضور در سطح مختلفی چون تصمیم سازی، راهبری و هدایت جنگ، ترویج روحیه ایثار و مقاومت و پشتیبانی مالی و تجهیزات همه جانبه برای ادامه مطلوب جنگ نیز نمودی بسیار داشته است.
بلکه این حضور گستره ای وسیع در میان اعضاء و قشرهای روحانیت داشته و گستره وسیعی از روحانیون در سطح فقیهان طراز اوّل، مسئولین درجه یک نظام چون ریاست جمهور، ریاست مجلس، ائمه جمعه و جماعات، نمایندگان ولی فقیه در مناطق مختلف و طلبه های معمولی در قالب حضور نظامی ـ تبلیغی را در بر میگرفت. این گستره وسیع از حضور روحانیت در عرصه دفاع و جهاد که همراه بلکه پیشگام نسبت به سایر گروه های مردمی، بیشترین درصد شهادت روحانیون نسبت به سایر اقشار را دربر داشت، نشان از دغدغه روحانیت در پشتیبانی از کیان اسلامی، حمایت از مسلمانان در برابر دشمنان اسلام، حفظ آموزه های اسلام و حمایت علمی و عملی همه جانبه از مرزهای اسلام و کشور اسلامی دارد. /909/ز501/ر
پاورقی:
[1] استادیار پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی[2] امام خمینی، صحیفه امام، ج21، ص276[3] ر.ک. خبرگزاری قرآنی ایران(ایکنا)، دوشنبه، هشت آذر 1389[4] کُونُوا دُعاة للّناسِ بِغَیرِ اَلسنتکم، کلینی، کافی، ج2، ص78[5] امام خمینی، صحیفه امام، ج13، ص244[6] همان، ج15، ص427[7] بهمن دری اخوان، حماسه مقاومت، ج3، ص80[8] مجله پیام انقلاب، شماره 69، 25ـ24[9] همان، شماره 282، مهر 1370، ص31[10] همان، شماره 93، شهریور، 1363، ص53ـ52[11] همان، شماره 202، ص35ـ34[12] حوزه و روحانیت در آیینه رهنمودهای مقام معظّم رهبری، ج1، ص96ـ95[13] محمد خامه یار، ستارگان خاکی، ص52ـ51[14] امام خمینی، صحیفه امام، ج18، ص101[15] سید حسن شفیعی، آیت بصیرت، ص122ـ 121[16] روزنامه جمهوری اسلامی، 29/4/1376، پیام آیة الله خامنه ای به مناسبت رحلت آیة الله بهاء الدینی[17] حوزه و روحانیت در آیینه رهنمودهای مقام معظّم رهبری، ج1، ص109ـ107[18] سعید عباس زاده، شهید مدنی، جلوه اخلاص، ص99ـ 98[19] همان، ص99[20] عروج به ملکوت در مهر خون، سپاه پاسداران، ص205[21] محمد اشرفی اصفهانی، محراب خونین باختران، ص99[22] عروج به ملکوت در مهر خون، سپاه پاسداران، ص205[23] همان، ص104[24] همان، ص107ـ106[25] همان، ص102[26] خطبه های نماز جمعه، ج5،ص107، بخشی از خطبه هاشمی رفسنجانی[27] امام خمینی، صحیفه امام، ج17، ص50[28] مصاحبه ها، مجموعه مصاحبه های آیة الله خامنه ای در دوران ریاست جمهوری، ج2، ص111[29] بهمن دری اخوان، حماسه مقاومت، ج3، ص18[30] خورشید در جبهه، ص21[31] کتاب چهارساله دوّم، ص349ـ348[32] خورشید در جبهه، ص19[33] همان، ص20، خاطره سردار کوثری[34] حوزه و روحانیت در آیینه رهنمودهای مقام معظّم رهبری، ج1، ص90، مجله پیام انقلاب، شماره 180، ص16[35] امام خمینی، صحیفه امام، ج14، ص504
کتاب نامه
1. اشرفی اصفهانی، محمد، محراب خونین باختران، یادواره چهارمین شهید محراب آیة الله اشرفی اصفهانی، تهران، انتشارات سروش، 13622. حوزه و روحانیت در آیینه رهنمودهای مقام معظّم رهبری، تهران، سازمان تبلیعات اسلامی، 13753. خامه یار، محمد، ستارگان خاکی، قم، ستاد بزرگداشت یادواره فرماندهان لشکر 17 علی بن ابیطالب، 13754. خمینی، روح الله، صحیفه امام، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1378 ش.5. خورشید در جبهه، تهران، تبپ مستقل امام جعفر صادق، 13786. دری اخوان، بهمن، حماسه مقاومت، تهران، بنیاد حفظ آثار و ارزش های دفاع مقدّس، 13757. دوانی، علی، نهضت روحانیون ایران، تهران، بنیاد فرهنگی امام رضا، 13608. سلیمانی آرانی، حبیب اله، دیدار با ابرار سیمای کاشان، قم، انتشارات بشیر، 13759. شفیعی، سید حسن، آیت بصیرت(زندگی نامه آیة الله العظمی بهاء الدینی)، قم، دارالعلم، 137810. عباس زاده، سعید، شهید مدنی، جلوه اخلاص، تهران، سازمان تبلیغات اسلامی، 137311. عروج به ملکوت در مهر خون(یادواره چهارمین شهید محراب آیة الله اشرفی اصفهانی)، تهران، انتشارات سپاه پاسداران، 136212. کتاب چهارساله دوّم(گزارشی از دومین دوره ریاست جمهوری آیة الله خامنه ای)، تهران، اطلاعات، 136813. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1407 ه.ق.14. مصاحبه ها، مجموعه مصاحبه های آیة الله خامنه ای در دوران ریاست جمهوری، تهران، سازمان مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی، 137015. هاشمی رفسنجانی، اکبر، خطبه های نماز جمعه، تهران، دفتر نشر معارف انقلاب، 137616. مجله پیام انقلاب، ش6917. روزنامه جمهوری اسلامی، 29/4/1376نویسنده:سید سجاد ایزدهی
پایان پیام
منبع : حیات