بهائیت در خدمت استعمار (25)
بیت العدل و ادعای تساوی حقوق زن ومرد علیرغم تبلیغ گسترده بهائیت در مورد یکی از ارکان دین خود یعنی تساوی زنان و مردان این بحث فقط در حد یک وسیله تبلیغاتی باقی مانده چرا که تساوی حقوق زن و مرد یکی از 12 رکن مسلک بهائیت است و شوقی افندی در لوح دهم الواح خود دستور آن را صادر کرده است ولی زنان تاکنون حق انتخاب شدن برای شورای 9 نفره بیت العدل اعظم را نداشتهاند چنانچه در انتخابات اردیبهشت ماه دو سال گذشته (1387) بیت العدل در شهر حیفا از جمع 1400 نفر شرکت کنندگان در مراسم به اصطلاح انتخاب (بخوانید انتصابات) بیش از 400 نفر زن نیز حضور داشتند و نامزد شده بودند ولی در عین حال هیچ حقی برای این گروه از بهائی ها قائل نشدهاند. لذا هر زمان که بحث حضور زنان در بیت العدل پیش میآید زنان از هیچ اعتبار و وجه قانونی برخوردار نیستند و آن را ظلمی آشکار بر خود تلقی میکنند بگونهای که انگار آنان جزء جامعه بهائی نیستند. به هر تقدیر بحث حضور زنان در این نهاد به صورت چالشی حل نشدنی برای بیت العدل در آمده است. (به نقل از سایت بهائی پژوهی. Bahairesearch.ir)
حمایت متقابل صهیونیسم از بیت العدل روابط فرقه تازه تأسیس بهائیان بعد از روسها با انگلیس و امریـکا تا آنجا پیش رفـت که پای اسرائیل نیز مستقیما به میان آمد و این کار را شوقی افندی در دوره پیشوایی خود کاملاً پایه گذاری و مشخص نمود. از فصول بسیار مهم در پرونده بهائیت روابط صمیمانه و همکاری تنگاتنگ سران آن با صهیونیسم بطور عام و رژیم اشغالگر قدس به طور خاص، است. سرزمینی که بیش از نیم قرن است صهیونیسم بر آن چنگ افکنده از دیر باز قبله بهائیان محسوب میشود یعنی سالها قبل از تشکیل رژیم صهیونیسم و این تنها دفاع بهائیان در مورد انتقادها از مجاورت بیت العدل اعظم شان در حیفا با این رژیم جنایتکار و غاصب است ولی هیچگاه به روابط دوستانه خود با آنها و یا سکوت و ندادن هیچ پیام و ابراز تسلیت به مردم مظلوم فلسطین در مورد جنایت دوستانشان از خود نشان ندادهاند. پس از سقوط و تجزیه امپراطوری عثمانی، فلسطین تحت قیمومت بریتانیا قرار گرفت تا چرچیل (وزیر مستعمرات انگلیس) مقدمات تأسیس دولت اسرائیل را فراهم سازد. دراین دوره تشکیلات بهائیت در فلسطین از تسهیلات و امتیازات ویژهای برخوردار بود. به نوشته شوقی افندی: «در آن دوران شعبه ای به نام موقافات بهائی در فلسطین دایر گشت و هر چیزی که به نام مقام متبرکه بهائی از طرف عالم به اراضی مقدسه میرسید از پرداخت عوارض و حقوق گمرکی معاف بود و همچنین موقوفات بهائی از پرداخت مالیات معاف بودند.» (نشریه ایام – پیشین صفحه 26 به نقل از نشریه آهنگ بدیع شماره 12) پیداست که استعمار سوداگر و فزونیخواه بریتانیا این امتیازات را رایگان در اختیار بهائیت قرار نمیدهد و طبعاً سران بهائیت خدمت شایان توجهی برای انگلستان و صهیونیسم انجام داده بودند که مستحق این همه عنایت وتوجه ویژه شده بودند.برای درک بیشتر این خدمات بایدکمی به عقب برگردیم.
در اواخر جنگ جهانی اول فرمانده کل قوای عثمانی که از نقشههای بریتانیا و صهیونیسم در مورد فلسطین و تشکیل کانون یهود در آنجا مطلع میشود و عباس افندی و یاران وی را نیز در شامات و عراق و ... دست اندرکار کمک به ارتش بریتانیا میبیند، تصمیم به قتل وی و انهدام مراکز بهائی در حیفا و عکا می گیرد. چرا که از نقش این فرقه و رهبر آن در تحقق توطئهها آگاه است. شوقی افندی رهبر آنان در این باره در کتاب قرن بدیع به صراحت خاطر نشان میسازد که: «جمال پاشا (فرمانده کل قوای عثمانی) تصمیم گرفت عباس افندی را به جرم جاسوسی اعدام کند.» دولت انگلستان نیز متقابلاً به حمایت جدی از پیشوای بهائیان بر میخیزد و لرد بالفور تلگرافی به فرمانده ارتش بریتانیا در جنگ با جمال پاشا در منطقه فلسطین، دستور میدهد که در حفظ صیانت عبدالبهاء و عائله و دوستانش بکوشد و امپراتوری بریتانیا در تکمیل این اقدامات، توسط همین فرمانده به عباس افندی لقب «سِر» (sir) و نشان «شوالیه گری» (knighthood) اعطا میکند. (شوقی افندی - قرن بدیع موسسه ملی مطبوعات امری جلد 3 صفحه 291 و 214)
شوقی افندی بعد از تأسیس دولت اسرائیل در تلگرافی مربوط به تشکیل هیئت بین المللی بهائی (بیت العدل) تأسیس اسرائیل را تحقق پیشگوییهای حسینعلی بهاء و عباس افندی شمرد (آهنگ بدیع سال 1333 شماره 3 صفحه 7) و سپس بین ایجاد این هیئت و تأسیس اسرائیل ارتباط مستقیم برقرار کرد و سه وظیفه برای این هیئت بیان داشت که در رأس آنها ایجاد رابطه با اولیای جدید دولت اسرائیل بود. وظیفه سوم نیز «ورود در مذاکره با اولیای امور کشوری در باب مسائل مربوط به احوال شخصیه» است،(شوقی افندی - قرن بدیع موسسه ملی مطبوعات امری جلد 3 صفحه 7) چنانچه پیش از این اشاره شد. در پی همین اقدامات بوده است که اداره مخصوصی به نام اداره بهائی در وزارت ادیان اسرائیل تأسیس میگردد و وزیر ادیان بیانات رسمی در پارلمان ایراد کرده و جنبه بین المللی امر و اهمیت مرکز جهانی بهائی را تصریح میکند. و در اثر این جریانات، رئیس جمهور اسرائیل مصمم گردید در اوایل عید رضوان رسما مقام مقدس اعلی را زیارت نماید.
همه این شواهد به روشنی و به نحوی غیر قابل تردید، از ارتباط عمیق و گسترده میان بهائیت و صهیونیسم حکایت دارد. عجیب است که بهائیان در سایتها و رسانههای خود در مقابل سؤال و یا اعتراضی نسبت به پیوند این فرقه ضاله با اسرائیل، با جسارت کبک وار! ادعا می کنند که هیچ رابطه ای بین این فرقه با صهیونیسم وجود ندارد و تمرکز بیت العدل در اسرائیل پدیدهای کاملاً تصادفی است! به دلیل وجود قبور سران بهائیت در اسرائیل و هیچ ارتباطی به علائق و منافع مشترک طرفین ندارد. (نشریه ایام - پیشین صفحه 27) در آخر این بحث شاهدی دیگر میآوریم از پیوند نامشروع بیت العدل و صهیونیسم آنجا که در تاریخ 17 دی 1358 در جلسه ای که به دعوت وزارت خارجه اسرائیل از سران بیت العدل و چهرههای سرشناس بهائی، نخست وزیر وقت اسرائیل «ایهود اولمرت» به اصطلاح روغن ریخته را نذر امامزاده میکند و ضمن رد اخبار منتشره پیرامون حمله ارتش این رژیم به تأسیسات ایران، به سران بیت العدل اطمینان میدهد که به احترام مقدسات بهائیان در ایران، از حمله به این کشور منصرف شده است. (به نقل از روزنامه جمهوری اسلامی شماره 7962 - 20 دی 85)