کد خبر 85849
۲۹ شهریور ۱۳۹۰ - ۰۰:۰۰

برگی از نهج البلاغه ؛ اگر از مرگ گریزی بود حتما سلیمان بن داود (ع) چنین می کرد

برگی از نهج البلاغه ؛

اگر از مرگ گریزی بود حتما سلیمان بن داود (ع) چنین می کرد

تهران _ حیات حضرت علی (ع) در ادامه خطبه 181 نهج البلاغه می فرماید: اگر راهی برای زندگی جاودانه وجود می داشت، یا از مرگ گریزی بود، حتما سلیمان بن داود (ع) چنین می کرد، او که خداوند حکومت بر جن و انس را همراه با نبوت و مقام بلند قرب و منزلت، در اختیارش قرار داد.* ادامه خطبه 181 - خداشناسی حمد و سپاس خداوندی را سزاست که همواره وجود داشت، پیش از آنکه کرسی یا عرش، آسمان یا زمین، جن یا انس، پدید آیند، خداوندی که ذات او را فکرها و عقل های ژرف اندیش نتوانند بشناسند و با نیروی اندیشه اندازه ای برای او نتوانند تصور کنند، هیچ سوال کننده ای او را به خود مشغول نسازد و فراوانی عطا و بخشش از دارایی او نکاهد، برای دیدن به چشم مادی نیاز ندارد و در مکانی محدود نمی شود. همسر و همتایی ندارد و با تمرین و تجربه نمی آفریند و با حواس درک نشود و با مردم مقایسه نگردد، خدایی که بدون اعضا و جوارح و زبان و کام با حضرت موسی (ع) سخن گفت و آیات بزرگش را به او شناساند. ای کسی که برای توصیف کردن پروردگارت به زحمت افتاده ای، اگر راست می گویی جبرئیل و میکاییل و لشگرهای فرشتگان مقرب را وصف کن، که در بارگاه قدس الهی سر فرود آورده اند و عقل هایشان در درک خدا، سرگردان و درمانده است، تو چیزی را می توانی با صفات آن درک کنی که دارای شکل و اعضا و جوارح باشد، دارایی عمر محدود و اجل معین باشد. پس جز الله خدایی نیست که هر تاریکی را به نور خود روشن کرد و هر چه را جز به نور او روشن بود به تاریکی کشاند. - سفارش به تقوی و پندپذیری از تاریخ ای بندگان خدا! شما را به پرهیزکاری و ترس از خدایی سفارش می کنم که شما را جامه ها پوشانید و وسایل زندگی شما را فراهم کرد، اگر راهی برای زندگی جاودانه وجود می داشت، یا از مرگ گریزی بود، حتما سلیمان بن داود (ع) چنین می کرد، او که خداوند حکومت بر جن و انس را همراه با نبوت و مقام بلند قرب و منزلت، در اختیارش قرار داد اما آنگاه که پیمانه عمرش لبریز و روزی او تمام شد، تیرهای مرگ از کمان های نیستی بر او باریدن گرفت و خانه و دیار از او خالی گشت، خانه های او بی صاحب ماند و دیگران آنها را به ارث بردند. مردم! برای شما در تاریخ گذشته درس های عبرت فراوان وجود دارد،کجایند عمالقه و فرزندانشان؟ -پادشاهان عرب در یمن و حجاز- کجایند فرعون ها و فرزندانشان؟ کجایند مردم شهر رس -درخت پرستانی که طولانی حکومت کردند- آنها که پیامبران خدا را کشتند و چراغ نورانی سنت آنها را خاموش کردند و راه و رسم ستمگران و جباران را زنده ساختند. کجایند آنها که با لشکرهای انبوه حرکت کردند؟ و هزاران تن را شکست دادند، سپاهیان فراوانی گرد آوردند و شهرها ساختند؟ - وصف حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) زره دانش بر تن دارد و با تمامی آداب و با توجه و معرفت کامل آن را فرا گرفته، حکمت گمشده اوست که همواره در جستجوی آن می باشد و نیاز اوست که در به دست آوردنش می پرسد. در آن هنگام که اسلام غروب می کند و چونان شتری در راه مانده بر زمین می ماند و سینه به زمین می چسباند او پنهان خواهد شد -دوران غیبت صغری و کبری- او باقیمانده حجت های الهی است و جانشینان پیامبران. - پند و اندرز یاران ای مردم! من پند و اندرزهایی که پیامبران در میان امت های خود داشتند در میان شما نشر دادم و وظایفی را که امامان پیامبران گذشته در میان مردم خود بانجام رساندند، تحقق بخشیدم، با تازیانه شما را ادب کردم نپذیرفتید، به راه راست نرفتید و با هشدارهای فراوان شما را خواندم ولی جمع نشدید. شما را بخدا! آیا منتظرید رهبری جز من با شما همراهی کند؟ و راه حق را به شما نشان دهد؟ آگاه باشید! آنچه از دنیا روی آورده بود پشت کرد و آنچه پشت کرده بود روی آورد و بندگان نیکوکار خدا آماده کوچ کردن شدند و دنیای اندک و فانی را با آخرت جاویدان تعویض نمودند. - یاد یاران شهید آری! آن دسته از برادرانی که در جنگ صفین خونشان ریخت، هیچ زیانی نکرده اند گرچه امروز نیستند تا خوراکشان غم و غصه و نوشیدنی آنها خونابه دل باشد، بخدا سوگند! آنها خدا را ملاقات کردند، که پاداش آنها را داد و پس از دوران ترس آنها را در سرای امن خود جایگزین فرمود کجا هستند برادران من؟ که بر راه حق رفتند و با حق درگذشتند کجاست عمار؟ و کجاست پسر تیهان؟ -مالک بن تیهان انصاری- و کجاست ذوالشهادتین؟ -خزیمه بن ثابت که پیامبر شهادت او را دو شهادت دانست- و کجایند همانند آنان از برادرانشان که پیمان جانبازی بستند و سرهایشان را برای ستمگران فرستادند؟ -پس دست به ریش مبارک گرفت و زمانی طولانی گریست و فرمود- دریغا! از برادرانم که قرآن را خواندند و بر اساس آن قضاوت کردند در واجبات الهی اندیشه نموده و آنها را برپا داشتند، سنت های الهی را زنده و بدعت ها را نابود کردند، دعوت جهاد را پذیرفته و به رهبر خود اطمینان داشته و از او پیروی نمودند. - جهاد! جهاد! بندگان خدا! من امروز لشکر آماده می کنم، کسی که می خواهد به سوی خدا رود همراه ما خارج شود. -نوف گفت: برای حسین (ع) ده هزار سپاه و برای قیس بن سعد ده هزار سپاه و برای ابوایوب ده هزار سپاه قرار داد و برای دیگر فرماندهان نیز سپاهی معین کرد و آماده بازگشت به صفین بود که قبل از جمعه ابن ملجم ملعون به امام ضربت زد و لشکریان به خانه ها بازگشتند و ما چون گوسفندانی بودیم که شبان خود را از دست داده که گرگ ها از هر سو برای آنان دهان گشوده بودند.- پایان پیام

برچسب‌ها