بیداری اسلامی در منطقه به روایت یک شاعر خوش ذوق
دوش دیدم شاعری خوش ذوق، شعری می سرود / ایّها الاعراب، خائن چون شما هرگز نبودقالتِ الاَعرابُ آمَنّا، فَقُل لَم تُوئمِنـوا / هسـت مـصـداقـش یقـیـناً این زمـان آل سـعـودجمله حکّام عرب، اعرابیند و مشرکند / بدتر از کفّار، این نامردمان، خواهند بودآل بو سفیان و مروانند، حکّام عرب / همچنان در نکبت و گمراهی و جهل و جمودهم خلیفه آل نهیان، هم ابو مازن همه / روی اجساد شهیدان غرق آواز و سرودهست عبدالله نا صالح، پلید و بی حیا / در یمن، این ناکس بی دین، چنان صدّام بود شاه اردن، انگلیسی زاده از مادر بُوَد / بهر اردن، این دنی هرگز نخواهد داد سودانورالسّادات و صدّام و حسین اردنی / هم حسن اندر مراکش، سوی غرب اندر سجودهست قذافی، سگ زنجیری غرب پلید / آبرو و عزّت خلق عرب را کرد دودای امیران عرب، ای پیروان بو لهب / کُلُّکُم تبت یدا، تا کی سوی بتها سجود؟ زادگان بو لهب، لعنت به آباء شما / نوکران اجنبی، از جملۀ بود و نبودملحدان، در غرب، فرمان جنایت می دهند / سر به فرمان اجانب، بوده بی گفت و شنوددشمن اشغالگر در غزه آدم می کشد / لیک حکام عرب اندر خموشی و قعودبی گناهان را به لبنان، بمب باران می کنند / حاکمان گویند ما را چه؟ از آن ما را چه سود؟من ندانم این اراذل، حاکمان بی حیا / از چه همره گشته اند، این گونه با قوم یهودیادم آید در زمان جنگ ایران و عراق / کلّۀ آنها همه در آخور صدّام بودنا مبارک، عبد شیطان، دشمن خلق خدا / غیر نفرت، از خباثت او نخواهد برد سودبا قیام مردمان مصر، این خونخوار هم / غرق، خواهد همچو فرعون گشت، اندر نیل رودکرد غارت، بن علی دار و ندار مردمان / از کف آنها، همه اموالشان را در ربوداز قیام ناس، زین العابدین بن علی / شد فراری، آن خبیث احمق بی تار و پودشیعه را آل خلیفه، می نماید قتل عام / لعنت حق باد بر او، زیر این چرخ کبودعالَم کفر و نفاق و سازمان بی ملل / شاهد این جانیان باشند، چون بود و نبودباد صد لعنت به روح حاکمان زور و زر / سویشان آید عذاب، از جانب حیِّ ودودمردمان، در تونس ودر مصر و بحرین و یمن / با قیام خویش، شیطان را بیاورده فرودآفرین بر غیرت و عزم جوانان عرب / با چنین عزمی به آنها می فرستم من درودبا توکل بر خدا و اتکا بر خویشتن / می توان از قله های سخت بنمایی صعودحذف این حکام امروزه چنین آسان شده / گرچه اندر ابتدا این کار مشکل می نمودبا چنین ایمان و عزم و اتکال بر خدا / زادگان بو لهب شد خیمه هاشان بی عموداین چنین عزمی که در خلق عرب پیدا شده / معتقد هستم که آن را واقعاً باید ستودگرچنین حکّام خائن از بلاد مسلمین / پاک گردد چون نجاست، می فشانم عطر و عودبعد تطهیر بلاد مسلمین از خائنین / روز عید مسلمین شد، کوری چشم حسودای قریشی مژده بادا، محو این حکام را / همزمان با مرگشان، یک باره خواهی بد شهودزود می بینی و گردی پیش مردم رو سپید / مرگشان را، پس سوی یزدان نما هردم سجود