بازخوانی سیره شهید بهشتی در قبال موج اتهامات : تکلیف ما سکوت است
در اوج شایعات و تبلیغات بنی صدر و طرفداران او علیه آقای دکتر بهشتی که در جامعه تبعات منفی زیادی ایجاد کرده بود امام به طرفین فرمان داده بودند هیچ صحبت یا مصاحبه ای(در این خصوص) نکنند.
در همان روزها آقای بهشتی در مسجد بازار تهران سخنرانی داشت که من هم در آن جلسه بودم. ایشان در آن سخنرانی فرمودند:« امروز تکلیف ما سکوت است، سکوت است، سکوت است» و این جمله را سه بار تکرار کردند که لبیکی به فرمان امام بود.
عصر همان روز که ایشان برای انجام دادن کاری به طبقه هفتم دفتر روزنامه جمهوری اسلامی که دفتر سیاسی حزب بود آمده بودند، من که جوان پر شوری بودم و بسیاری از مسائل بنی صدر را می دانستم با عصبانیت و حالت پرخاش به ایشان گفتم: « آقای بهشتی! این چه وضعیست؟ چرا در حالی که بنی صدر دارد به این انقلاب خیانت می کند و مملکت را به باد می دهد شما می گویید تکلیف ما سکوت است؟» و اضافه کردم:« شما حق ندارید این طور سخن بگویید و خودتان هم حق سکوت ندارید.»
ایشان در تمام مدت پانزده دقیقه ای که من پرخاش می کردم و با عصبانیت سخن می گفتم با آرامش و حوصله خاصی سکوت کرده بود. در نهایت وقتی احساس کرد حرف اصلی ام را زده ام و حرف هایم دارد تکراری می شود با بزرگواری تمام پیشانی مرا بوسید و گفت:« تا موقعی که جوانان پرشوری مثل شما داریم مطمئن باشید انقلاب ما هیچ لطمه و صدمه ای نخواهد دید.»
این بزرگواری ایشان مرا که در اوج غرور جوانی بودم حسابی شرمنده کرد.
اسماعیل علوی یگانهکتاب سیره شهید بهشتی – ص 569نشر شاهد