بهائیت در خدمت استعمار (21)
ارکان و اصول مسلک بهائیت / بخش چهارم
تعدیل معیشت باز جناب عباس مینویسد: «تعلیم ششم حضرت بهاء الله، تعدیل معیشت حیات است یعنی باید قوانین و نظاماتی گذارد که جمیع بشر به راحت زندگانی کنند یعنی همچنان که غنی در قصر خویش راحت دارد و به انواع موائد، سفره او مزیّن است، فقیر نیز لانه و آشیانه داشته باشد و گرسنه نماند.» (احمد یزدانی - پیشین صفحه 44) در اینجا جناب عبدالبهاء در بیان معنی «تعدیل معیشت» حقاً معجزه نموده و خرق عادت فرموده است! آیا معنی تعدیل معیشت این است که در قصرهای اغنیا، سفرههای رنگین گسترده شود و برای فقرا نیز لانه و آشیانهای (که معمولاً مسکن حیوانات است) فراهم آید و بر سفره ایشان چیزکی موجود باشد به قدری که گرسنه نمانند؟! به راستی که علمای اقتصاد باید از این نابغه ایرانـی درس «تعدیل معیشت» بیاموزند و وضـع نابسامان اقتصـادی را در دنیا اصلاح کنند! (مصطفی حسینی طباطبایی - پیشین صفحه 234) البته وقتی همسر شوقی افندی، خانم روحیه ماکسول میگوید: «مردم بطور کلی چون گله گوسفندند که دسته جمعی بع بع میکنند، میچرند و حرکت میکنند!» (آهنگ بدیع سال1351 شماره 7و8 صفحه 11) باید هم از رهبران این فرقه چنین تفکراتی را انتظار داشت. (ایام_ ویژه نامه تاریخ معاصر (روزنامه جام جم) شماره 29 _ شهریور1386 صفحه27) حال این عقیده عباس افندی را با کلام خداوند در قرآن مجید مقایسه کنیم تا تفاوت زر نـاب از سکه تقلبی شناخته گردد: «کَی لا یکُونَ دولهً بینَ الأغنیاءِمِنکُم» (سوره حشر آیه 7) (یعنی تا ثروت، میان اغنیاء شما دست به دست نگردد.)
وحدت لسان دیگر از تعالیم بهاء وحدت لسان است که به قول عباس افندی: «یک لسان ایجاد شود و آن را جمیع آکادمی های عالم قبول نمایند. یعنی یک کنگره بین المللی مخصوص تشکیل دهند و از هر ملتی نمایندگان و وکلای دانا در آن جمع حاضر گردند و صحبت و مشورت نمایند و رسماً آن لسان را قبول کنند و بعد از آن در جمیع مدارس عالم تعلیم اطفال کنند تا هر انسان دو لسان داشته باشد یک لسان عمومی و یک لسان وطنی تا جمیع عالم یک وطن و یک لسان گردد زیرا این لسان عمومی از جمله اسباب اتحاد عالم انسانی است.» (احمد یزدانی - پیشین صفحه 41) حال از ایشان که برای همه ملل و دول تکلیف تعیین میکنند که همه باید در یک جلسه علنی مطلب فوق را رسماً قبول کنند، باید پرسید خود شما برای این امر چه قدمی برداشتهاید؟ چه آن که تعالیم بدون عمل را همگان میتوانند داشته باشند و نیازی به وحی منزل و امثالهم نیست. اما اگر وی در این باره تنها به شعار دادن بسنده نموده است، دیگران عملاً بدین کار اهتمام ورزیدند و زبان و خط «اسپرانتو» را به عنوان «زبان و خط جهانی» اختراع کردند. در حالیکه باب و بهاء، زبان فارسی و عربی را هم مغلوط و معوج نشان دادند، تا چه رسد به آن که زبان و خط نوینی پدیدآرند! البته کوششهای طرفداران «اسپرانتو» در دنیا عقیم مانده است زیرا هر قوم و ملتی ویژگیهایی دارند که آن ویژگیها، در زبان ایشان تأثیر میگذارد و از این رو نمیتوانند با یکدیگر اقوام صد درصد هم زبان شوند، تا آنجا که زبان یگانهای (مانند فارسی) در میـان شهرها و اقـوام گوناگون، لهجهها و اصطلاحات و تعبیرات مختلف پیدا میکند و این امری طبیعی است. (مصطفی حسینی طباطبایی - پیشین صفحه 235) لذا در قرآن مجید اختلافات رنگها و زبانها را از آیات خداوند شمرده شده و میفرماید: «و مِن آیاتِهِ خَلقُ السّمواتِ والاَرضِ و اختلافُ ألسنتکُم و ألوانِکُم إنَّ فی ذلک لآیاتٍ لِلعالِمین» (سوره روم آیه 22) (یعنی از نشانههای خداوند، آفرینش آسمانها و زمین و اختلاف رنگها و زبانهای شماست که در این امور، نشانههایی برای دانشمندان وجود دارد.)
وحدت رجال و نساء عبدالبهاء یکی دیگر از اصول مترقی بهائیگری را وحدت رجال و نساء میشمرد و در این باره در یکی از نطقهایش در آمریکا میگوید: «حضرت بهاء الله اعلان وحدت حقوق رجال و نساء فرمود که مرد و زن هر دو بشرند و بندگان یک خداوند؛ نزد خدا ذکور و اناث نیست...» وی در جایی دیگر میگوید: «ممکن نیست سعادت عالم انسانی کامل گردد مگر به مساوات کامله زنان و مردان» (احمد یزدانی - پیشین صفحه 43) از گوینده این بیان در شگفتیم! گویی وی نمیداند که پدرش در کتاب اقدس زنان را همچون کنیزان شمرده و آنها را به خدمت مردان گمارده و مینویسد: «نکاح بر شما واجب گشته، بر حذر باشید که از دو زن تجاوز کنید، کسیکه به یک تن کنیز قناعت کند، خودش و او را راحت کرده است و کسیکه دختر باکرهای را برای خدمت خود بگیرد باکی بر او نیست این چنین امر از قلم وحی بحق مرقوم شده است.» (میرزا محمد مهدیخان زعیم الدوله – پیشین صفحه 282) بهاء الله که در ایام زندگی خود چند زن را با هم در حباله نکاح داشت درباره همسر اول یا «امّ الکائناتش» میگوید: «(بهاء) تو را از میان کنیزان برای خدمتکاری خودش برگزید.» وی ازدواج یک مرد را با دو زن جائز شمرده ولی به یک زن اجازه نداده تا دو شوهر کند؛ آنجا که در کتاب اقدس مینویسد: «همانا خدا ازدواج را بر شما نوشته است از اینکه بیش از دو زن بگیرید، پرهیز کنید.» (مصطفی حسینی طباطبایی _ پیشین صفحه 236) بهاء در ارث هم میان مرد و زن تفاوت نهاده است و مینویسد: «سهم برادر5/3 و در مقابل سهم خواهر5/2 و همچنین سهم پدر5/5 و سهم مادر هم 5/4 میباشد!» (احمد یزدانی - پیشین صفحه 47) وی حتی در اموال غیر نقدی هم دختران را محروم میکند، به طوری که خانه متوفی و لباسهای او را از آن پسران قرار میدهد و در صفحه 8 کتاب اقدس مینویسد: «خانه مسکونی و لباسهای کسی را که مُـرده است برای فرزندان ذکور او قرار دادیم نه دختران و دیگر وارثان!» میرزا حسینعلی این عدالت و وحدت بین رجال و نساء را در مسئله حاکمیت بهائیان و عضویت در «بیت العدل» به اوج خود میرساند و آن را تنها سهم مردان میشمارد! وی در صفحه16 کتاب اقدس خود میآورد: «ای مردان عدالت، گوسفند چرانهای گوسفندان خدا در کشور او باشید» (مصطفی حسینی طباطبایی - پیشین صفحه 237) (در این مورد در قسمت بیت العدل بیشتر توضیح خواهیم داد) حال باید از بهائیان پرسید معنای «مساوات کامله زنان و مردان» آیا این است؟