تخریب بقیع / شعر
بشکند دستی که ویران کرد این گلخانه رادر عزا بنشاند او، شمع و گل و پروانه را بشکند دستی که هتک حرمت این خانه کرد شیعه را سوزاند و خون در قلب صاحبخانه کرد درون قلب جهان، انقلاب گشته بیا نفس، بدون تو همچون عذاب گشته بیانظاره کن به فرا سوی مدینه و ببین حرم به دست حرامی خراب گشته بیا این گلستان نبیّ بار دگر ویران شده چشمهای منتقم، بار دگر گریان شده بعد تخریب بقیع و این ستم در آن دیار گشت روشن، از چه قبر فاطمه پنهان شده
اثر: محمدحسین بهجتى