کد خبر 85093
۱۵ شهریور ۱۳۹۰ - ۰۰:۰۰

شهید حاج داود کریمی به روایت فرزند شهید: در کنار حاج داود زندگی سرشار از آرامش بود

شهید حاج داود کریمی به روایت فرزند شهید:

 در کنار حاج داود زندگی سرشار از آرامش بود

میثم کریمی اظهار داشت:آنچه که از پدرم می توانم بگویم این است که در کنار حاج داود زندگی کردن آسایش نداشت ولی سرشار از آرامش بود.به گزارش حیات ، «میثم کریمی» فرزند ارشد حاج داوود گفت : مهمترین ویژگی پدرم حسن خلق او بود کسی که با همه افراد فارغ از عقیده و مرامشان و حتی سن آنها و در هر حالی با خوش رویی و خوش اخلاقی برخورد می کرد.وی افزود: حتی در اوج بیماری بسیار پر تحمل و خوش خلق بود و این همه ما را متعجب می کرد.این فرزند شهید خاطر نشان کرد: هنگامی که می خواست ناممان را صدا بزند، از کلمات «آقا» یا «خانم» استفاده می کرد. وقتی من و برادرانم وارد خانه می شدیم، به احتراممان بلند می شد و به ما دست می داد. دورانی که فرمانده سپاه بود، دوست نداشت که فقط دستور بدهد.خودش هم همراه نیروها، کار می کرد. پدرم هرگز دوست نداشت عقایدش را به کسی تحمیل کند. اگر می فهمید عقایدش با کسی مغایرت دارد، با او قطع رابطه نمی کرد.وی تصریح کرد: در مراسم تشییع پیکر او افراد زیادی از طبقات مختلف فکری و عقیدتی حضور داشتند وکه این نشانه اخلاق خاص او بود .کریمی افزود: در عین نرم خویی در زمان مدیرت و کار خود بسیار قاطع بود و هیچ کم کاری را نمی پذیرفت.وی یاد آور شد:تعطیلات تابستانی، پیش پدر در کارگاه ترشکاری می رفتم و کار می کردم. اکثر کارگرهایش فرزند شهید یا یتیم بودند. گاهی که در کار، از آنها عصبانی می شدم، سرزنشم می کرد و می گفت: «تو هم مثل آنها کارگر هستی؛ فقط تو تابستان ها در اینجا کار می کنی و سابقه آنها از تو بیشتر است پس حق دستور دادن به آنها را نداری.» او درباره محبت که پدر نسبت به ایتام اشاره کرد و گفت:پسرعمه ام فرزند شهید است. وقتی به خانه آنها می رفتیم، پدر می گفت که پیش او، بابا صدایم نکنید، چون ممکن است غم نداشتن پدر در دلش تازه شود. وقتی شهید شد، پسرعمه ام می گفت که من دوباره یتیم شدم. میثم راجع به مجروحیت شیمیایی حاج داود افزود:اوایل قبول نمی کرد که بیماری اش به دلیل عوارض شیمیایی است؛ تا اینکه با تشخیص پزشکان به آن پی برد. غده هایی در بدن ایشان به وجود آمده بود که باید عمل جراحی می شد. بعد از بازگشت از آلمان، بیماری اش مداوا نشد. او درد زیادی می کشید و با این حال دائما خدا را شکر می کرد. فرزند شهید تاکید کرد:پدرم در عملیات مرصاد مجروح و راهی بیمارستان شد. تا مدتی از این موضوع خبر نداشتیم. دوست نداشت که نگرانش شویم. او در طول دوران دفاع مقدس، سختی های زیادی کشید اما هیچ چیز به ما نمی گفت. وقتی هم که قطع نخاع شده بود، طنابی به تخت بسته بود تا وقتی مهمان به عیادتش رفت، آن را بگیرد و بلند شود. وقتی دوستانش به عیادتش می رفتند، درباره موضوعات اجتماعی و مذهبی برایشان صحبت می کرد. پدرم خودش را شاد و خندان نشان می داد و مردم احساس می کردند که او دردی نمی کشد. فرزند شهید حاج داود کریمی در پایان افزود:آنچه که از پدرم می توانم بگویم این است که در کنار حاج داود زندگی کردن آسایش نداشت ولی سرشار از آرامش بود. پایان پیام

برچسب‌ها