کد خبر 84965
۱۴ شهریور ۱۳۹۰ - ۰۰:۰۰

خاطره ای از شهید سید محمد صنیع خانی؛ یاور دلسوز خانواده شهدا و جانبازان

خاطره ای از شهید سید محمد صنیع خانی؛

 یاور دلسوز خانواده شهدا و جانبازان

درجه و پست و مقام نتوانستند او را تغییر دهند. به جای اینکه دنیا با او بازی کند، او با دنیا بازی می کرد. شهادت برای سید محمد اتفاق نبود،انتخاب بود.او مدت ها برای رسیدن به این آرزو تلاش کرد و سرانجام به آن رسید. به گزارش خبرگزاری حیات، "مصطفی باغبان" از جانبازان قطع نخاع دوران دفاع مقدس است. وی نخستین بارسال 68 در بهشت زهرا سلام الله علیها با سید محمد آشنا شد.خودش در این باره می گوید:« بعد از ارتحال حضرت امام خمینی(ره)،به حرم ایشان رفته رفتم.سید محمد وقتی مر ا روی ویلچر دید،کمکم کرد تا بتوانم به مقابل ضریح امام بروم. آشنایی ما از همین جا شروع شد.او فرمانده ترابری سپاه بود و رابطه خوبی با جانبازان دفاع مقدس داشت.ما به مرور زمان با اخلاق همدیگر بیشتر آشنا شدیم ورفاقتمان رنگ و بوی خاصی به خود گرفت.» باغبان ادامه می دهد:« سالروز ازدواج امام علی(ع) و حضرت زهرا(س)  بود که در خواب دیدم، در حرم امام رضا (ع) هستم و دو نفر نزد امام طلب مرگ می کنند . یکی از آنها سید محمد بود.امام رضا (ع) از آنها خواست که طلب مرگ نکنند. این خواب عجیب مدت ها در ذهنم  بود تا اینکه تصمیم  گرفتم آن را به سید محمد بگویم. او  از سفر مشهد برگشته بود. وقتی خوابم را برایش گفتم، شروع به گریه کرد.10روز بعد یکی از دوستانم گفت که سید محمد بیمار شده است. وقتی به ملاقاتش رفتم،گفت که خوابم در حال تعبیرشدن است.»  او ادامه می دهد و می گوید:« قبل از اینکه به انگلستان برود،از من و همه دوستانش حلالیت طلبید و رفت . درانگلیس که بود،چندین بار تلفنی با هم صحبت کردیم.او از من خواست تا دعا کنم به آرزویش – شهادت – برسد.وقتی از انگلستان برگشت، برای مدتی در بیمارستان ساسان بستری بود که به ملاقاتش رفتم.موهایش ریخته بود. دستم را روی سرش می کشیدم و می گفتم که؛ چقدر خوشگل شدی.روزهای آخرعمرش در بیمارستان، مدام از آرزو یش می گفت.» دوست شهید صنیع خانی می افزاید:« به سید محمد  گفتم: به قم  می روم و شفایش را از حضرت معصومه(س)طلب  میکنم.2هفته بعد، در حالی که به قم رفته بودم،سید محمد به شهادت رسیده بود.وقتی به تهران برگشتم،با اعلامیه شهادتش روبه روشدم و بی اختیار یاد روزی افتادم که به من گفت:«دعا کنم تا به آرزویم برسم.» او در مورد خصوصیات اخلاقی شهید صنیع خانی می گوید:« سید محمد متواضع و از خودگذشته بود. همیشه خودش را از همه کوچکترنشان می داد و نسبت به کسی احساس برتری نداشت. به جانبازان دوران دفاع مقدس احترام خاصی می گذاشت. اگر پدر یا مادر شهیدی به دفتر کارش می رفتند،سید محمد با اشتیاق و احترام به استقبال می رفت.گاهی خودش پشت اتوبوس و کامیون می نشست و رانندگی می کرد در حالی که این کار در حد وظایفش نبود. از همرزمانش شنیدم که در عملیات والفجر8جزو نیروهای پیشتازی بوده که وارد فاو شده اند». باغبان به زندگی ساده و بی آلایش شهید صنیع خانی هم اشاره می کند و می گوید:« او با اینکه فرمانده بود، سال ها در یک خانه استیجاری زندگی کرد؛ در حالی که می توانست بهترین زندگی را داشته باشد.او همیشه به فکر کمک به نیازمندان بود.» دوست شهید صنیع خانی در پایان می افزاید:«درجه، پست و مقام نتوانستند او را تغییر دهند. به جای اینکه دنیا با او بازی کند، او با دنیا بازی می کرد. شهادت برای سید محمد اتفاق نبود،انتخاب بود.او مدت ها برای رسیدن به این آرزو تلاش کرد و سرانجام به آن رسید.امیدوارم بتوانیم سیره چنین شهید والامقامی را در زندگی خود به کار گیریم ویادش را زنده نگه داریم.»

برچسب‌ها