کد خبر 308886
۱۴ مهر ۱۴۰۵ - ۱۵:۲۵

روایتی از یک عمر مهربانی؛ گره‌گشایی که به آسمان پر کشید

روایتی از یک عمر مهربانی؛ گره‌گشایی که به آسمان پر کشید

شهید «مصطفی خدادادی»، ارتشی دلاوری که در ۴۳ سالگی و در آستانه بازنشستگی در حادثه موشکی چیتگر به درجه رفیع شهادت نائل شد، در میان هم‌قطاران و اطرافیان به صفت «گره‌گشایی» شهرت داشت؛ مردی که مشکلات دیگران، دغدغه شبانه‌روزی‌اش بود.

به گزارش حیات، مردی از تبار حسین (ع)، ارتشی سربلندی که هم‌قطارانش او را به خوش‌رویی و گره‌گشایی می‌شناختند، دستانش همیشه برای یاری دیگران پیش‌قدم بود و برای او فرقی نمی‌کرد کسی از او کمک بخواهد یا نه.

اگر باری بر زمین مانده بود، مصطفی بود که برای برداشتن آن قد علم می‌کرد، چه در میان خانواده و چه در جمع همکاران، او تکیه‌گاه و همدلی بود که نامش با صفت «گره‌گشایی» گره خورده بود.

داستان ما، یک داستان سنتی بود که با وساطت مادر مصطفی آغاز شد، پیوندی خانوادگی که فراز و نشیب خود را داشت و حاصل این عشق، دو پسر شد، یکی یادگاری آن روزهای پرشور است، و دیگری که هرگز فرصت نیافت گرمای آغوش پدر را حس کند.

منیره سادات مهدوی همسر شهید «مصطفی خدادادی» در گفت و گو با خبرنگارایرنا درمورد این شهید والامقام و زوایایی از شخصیت وی و گره‌گشایی از مشکلات دیگران و لحظات پرالتهاب منتهی به شهادت، گفت : «مصطفی خدادادی» تنها یک نظامی نبود؛ او برای خانواده‌اش تکیه‌گاهی امن و برای دوستانش، سنگ صبور بود.

ازدواجی بر پایه مهر و سنت

همسر شهید خدادادی، آغاز زندگی مشترکشان را سنتی و خانوادگی توصیف کرد و افزود: ما باهم نسبت فامیلی داشتیم و با وساطت مادر مصطفی با هم آشنا شدیم، زندگی ما با تمام سادگی‌هایش، پر از تفاهم بود، هرچند در دوران نوجوانی من و به دلیل سن کم‌ام، یک‌بار نامزدی‌مان به هم خورد، اما تقدیر این بود که یک سال بعد، دوباره به هم برسیم و سال ۱۳۸۵ زندگی مشترکمان را آغاز کنیم.

روایتی از یک عمر مهربانی؛ گره‌گشایی که به آسمان پر کشید

برای کمک، منتظر درخواست نمی‌ماند

مهدوی در توصیف ویژگی‌های بارز اخلاقی این شهید گفت: مصطفی بی‌نهایت خوش‌طبع و مهربان بود و به صفت گره‌گشایی در میان دوستان و همکارانش شهره بود، او به گونه‌ای بود که اگر کسی مشکلی داشت، پیش از آنکه از او کمکی بخواهد، مصطفی خودش پیش‌قدم می‌شد و مشکلات دیگران برایش مهم بود و در عمل، یار و همدل دوستانش بود.

شب دلشوره و عروج در چیتگر

وی درباره روزهای پایانی زندگی مشترکشان با صدایی لرزان گفت: چهارشنبه شب، حال عجیبی داشتم، نوعی بی‌قراری درونی که نمی‌توانستم توصیفش کنم، با مصطفی تماس گرفتم، پیامکی داد و سعی کرد مرا آرام کند و متقاعدم کرد که آن شب را در خانه مادرم بمانم، صبح پنجشنبه، ۱۴ اسفندماه، خبر رسید که محل استقرار او و همکارانش در چیتگر هدف موشک دشمن قرار گرفته است.

همسر شهید خاطرنشان کرد: خبر شهادت ایشان را اول به برادرم دادند، به دلیل شرایط خاص من و بارداری‌ام، خبر را قطره‌چکانی ابتدا خواهرم به من داد و ابتدا گفتند مجروح شده و بعد آرام‌آرام حقیقت شهادت را فهمیدم، پیکرش به دلیل شدت انفجار، زخم‌های عمیقی داشت و صورتش کاملا ازبین رفته بود مانند سید شهدا سر نداشت.

میراث «یاسین» و «طاها»

وی گفت: شهید خدادادی پس از شهادت به درجه سرگردی نائل شد، او دو فرزند دارد، محمدیاسین که حالا ۱۵ ساله است و داغ فراق پدر بر دلش سنگینی می‌کند، یاسین هنوز هم از تفریحات دونفره‌شان، از استخر رفتن‌ها و کشتی گرفتن‌هایشان یاد می‌کند و او حالا با حسرت می‌گوید کاش پدر بود تا قدرت و بزرگ شدن مرا می‌دید.

مهدوی افزود: فرزند دوم، «طاها»، اما هرگز آغوش پدر را لمس نکرد، مصطفی خودش نام طاها را انتخاب کرد و همیشه به شوخی می‌گفت: می‌خواهم وقتی بچه‌ها را صدا می‌زنم، شعر «به طاها به یاسین به معراج احمد - به قدر و به کوثر به رضوان و طوبی ...) را برا ی بچه ها بخوانم، او قول داده بود که زیارت کربلا را به عنوان هدیه تولد فرزند دوممان انجام دهد؛ قولی که حالا به عهدی آسمانی تبدیل شده است.

روایتی از یک عمر مهربانی؛ گره‌گشایی که به آسمان پر کشید

یادمانی در بهشت زهرا

وی خاطرنشان کرد: شهید مصطفی خدادادی اکنون در قطعه ۴۲ بهشت زهرا (س) در جوار سایر شهدا آرمیده است، او که قرار بود دو سال دیگر به افتخار بازنشستگی نائل شود، با شهادت در راه وطن، کارنامه خدمت خود را با نشان ایثار به پایان برد.

انتهای پیام/

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha