به گزارش «حیات»، حجت الاسلام و المسلمین موسوی مقدم در برنامه رادیوئی با عنوان «آخر مجلس»، به تبیین ویژگیهای «ولی» به عنوان الگوی اصلی برای تحقق «ولایتمداری» پرداخت و گفت: برای درک مفهوم واقعی «ولایتمداری»، ابتدا باید ویژگیهای فردی که در مقام «ولی» قرار میگیرد را بهدقت تبیین کرد؛ چرا که تنها با روشن شدن مشخصات یک ولی، میتوان تشخیص داد چه کسانی صلاحیت قرار گرفتن در این مدار والای هدایت را دارند.
وی با استناد به اعتقادات دینی و عقلی، سه خصلت اصلی و بنیادین ولی را برشمرد و گفت: حکمت شامل دانش، آگاهی، فهم و تعقل است، همانطور که در حوزه فقه، فقاهت و اجتهاد از لازمههای ولایت است، در حوزه عمومی نیز حکمت مستلزم شجاعت، درایت، تدبیر، دینشناسی و دشمنشناسی است. فضیلت، یک ولی باید متصف به فضایل اخلاقی نظیر تقوا، راستی، صداقت و درستکاری باشد که این ویژگیها در مجموع تحت عنوان مکارم اخلاقی قرار میگیرند. مصلحت که معادل «تدبیر و مدیریت جامعه» است، کسی که ولایت را بر عهده میگیرد، باید مصلحتهای سیاسی، فرهنگی و اجتماعی مردم را مدنظر داشته باشد.
نماینده ولی فقیه در بنیاد، با اشاره به اینکه ولایتمداری واقعی مستلزم حرکت در این مسیر مشخص است، خاطرنشان کرد: اگر ما در این مدارِ تعریفشده قرار نگیریم، ولایتمداری ما معنا نخواهد داشت. وظیفه ما این است که در مسیر حرکت، دانش، فهم و تدبیر خود را افزایش دهیم و فضایل اخلاقی را به کمال برسانیم. میزان تلاش و حرکت ما در این مسیر، مشخصکننده میزان ولایتمداری ما خواهد بود. نقش کلیدی ولایتمداری در امنیت ملی و پویایی جامعه است. ولی به دلیل اشراف بر حدود و صغرهای فیزیکی، فرهنگی و اخلاقی کشور، وظیفه صیانت و حفاظت از تمامی ابعاد میهن را بر عهده دارد.
وی با اشاره به قدرت رهبری، افزود: کسی که ولایت امر را بر عهده دارد، توانایی همسو کردن و همافزا کردن تمام قوا را دارد. با بهرهگیری از استعدادهای بالقوه جامعه و به مدد ولایتمداران، این توانمندیها را به فعلیت میرساند. میزان امنیت کشور، مستقیماً با میزان تبعیت و اطاعت از این مدار قرار دارد؛ به گونهای که وقتی ولی تشخیص میدهد برای صیانت از کشور باید در مرزها یا در عرصههای اجتماعی حضور یافت، مشارکت و تبعیت از این تصمیمات، مؤالی را در تأمین امنیت کشور شریک و مؤثر میسازد.
نماینده ولی فقیه در بنیاد به ضرورت بصیرت پرداخت و آن را لازمه اصلی برای حرکت در مدار ولایت دانست و با هشدار نسبت به حرکتهای بدون آگاهی، گفت: انسان بدون بصیرت، مانند کسی است که در مسیری نامعلوم گام برمیدارد؛ هرچه سرعت او بیشتر باشد، فاصله او با هدف بیشتر شده و مسیرش طولانیتر خواهد بود.
وی در تبیین مفهوم بصیرت، سه رکن اساسی را برشمرد و گفت: شناخت گذشته، برای درس گرفتن از تجربیات پیشین، درک زمان و حال برای شناخت دقیق شرایط موجود و موجودیتهای موجود، آیندهنگری برای ترسیم راهبردها و آینده بر اساس واقعیتهای کنونی. بصیرت، همان درک، آگاهی و شناختی است که باید به صورت مستمر افزایش یابد. برای اینکه انسان بتواند در مدار ولایت قرار گرفته و به عنوان یک ولایتمدار واقعی عمل کند، باید برخورداری از علم و آگاهی را پیششرط اصلی فعالیتهای خود قرار دهد.
حجتالاسلام موسوی مقدم به تبیین مفهوم بصیرت، بر ضرورت «دشمنشناسی» تأکید کرد و دشمن را فراتر از یک مفهوم ساده، ابعادی گسترده و چندوجهی دانست و گفت: دشمن هر آن کسی است که با اهداف، ارزشها و مصلحتهای ما در تضاد باشد. دشمن لزوماً به معنای تقابل فردی نیست؛ بلکه هر کسی که با دین، کشور، آبروی مردم و مصلحتهای ملی ما در تضاد باشد و در مسیر تحقق این تضاد عمل کند، دشمن محسوب میشود. امروزه دشمنان با روشهای مختلفی از جمله محاصره اقتصادی، تهاجم فرهنگی و در نهایت تهدیدات نظامی با ما مقابله میکنند. بنابراین، شناخت دشمن باید از طریق مشاهده «عمل» و «ضدیت» او صورت گیرد.
وی به یک نکته راهبردی در شناخت دشمن اشاره کرد و گفت: امروزه حتی کسانی که با زبان یا قلم خود به تقویت دشمن کمک میکنند، در واقع در زمره دشمنان قرار میگیرند؛ چرا که دشمنِ دشمن، دوست نیست، بلکه در واقعیت به تقابل با ما کمک میکند. دشمنان کنونی به دلیل اقدامات آشکار خود، به راحتی قابل شناسایی هستند، در شرایط فعلی کشور، مبنای اصلی مقابله، استکبارستیزی است. طبق آموزههای قرآن کریم،استکبار یکی از اصلیترین ویژگیهای دشمنان است که باید در تمامی ابعاد مورد توجه و مقابله قرار گیرد.
حجت الاسلام و المسلمین موسوی مقدم با اشاره به ریشههای تاریخی استکبار، آن را رفتاری ناشی از طغیان و خروج از مرزهای تعادل دانست که هدف نهایی آن استعمار دیگران و اعمال استبداد است و گفت: نمونههای تاریخی همچون فرعون و نمرود، است، استکبار امروز در سطح جهانی، در قالب رژیم صهیونیستی و استکبار آمریکایی، خود را به شکلی ملموس نشان میدهد که هیچ تردیدی در ماهیت آن باقی نمیگذارد.
وی با اشاره به وجود برخی تردیدها در شناخت دشمن، به نمونههای تاریخیِ نقض پیمانها اشاره کرد و گفت: تاریخ نشان میدهد که استکبار همواره به پیمانها بیاعتبار بوده است؛ همانگونه که در تاریخ با سرخپوستان رخ داد. آنها با بستن معاهدات، تنها به دنبال فریب بودند تا در نهایت با ترفندهای خود، آنها را از میان بردارند. این الگو در دوران معاصر نیز تکرار میشود؛ جایی که آمریکا با کشتار میلیونها انسان در جهان اسلام، خود را تروریست نمیخواند، اما دیگران را به این عنوان متهم میکند. این همان ماهیت استکبرانه و فزونخواه است که باید با آن مبارزه کرد.
نماینده ولی فقیه در بنیاد به تغییر ماهیت نبردها و ضرورت آمادگی در عرصههای جدید پرداخت و گفت: میدان جنگ دیگر تنها محدود به خط مقدمهای سنتی نیست، بلکه امروز شاهد گسترش نبردها به عرصههای شهری، الکترونیکی و شناختی هستیم. امروزه جنگها شهری و شناختی شدهاند و دشمن نیز روشهای خود را تغییر داده است. لذا در این شرایط جدید، مبارزه تنها در جبهههای نظامی نیست؛ بلکه حضور مردم در صحنه و حمایت همهجانبه از نیروهای مستقر در خط مقدم، یک ضرورت استراتژیک است. حضور مردم در خیابان و در عرصههای مختلف، در واقع همان پشتیبانیِ حیاتی است که باعث میشود نیروهای مبارز در میدان، از حمایت و همبستگی مردمی اطمینان خاطر داشته باشند.
وی در تبیین مفهوم پشتیبانی، بر این نکته تأکید کرد که جنگ تنها بر عهده نیروهای مسلح نیست، بلکه هر یک از رزمندگان در خط مقدم، نیازمند پشتیبانیهای چندگانه است. برای هر یک از رزمندگان در پادگانها و خطوط مقدم، نه تنها پشتیبانی لجستیکی، بلکه پشتیبانیهای روحی، فرهنگی و اخلاقی نیز ضرورت دارد. این وظیفه بر عهده مردم است تا با حضور در خیابانها، از طریق شعارها، رجزخوانیها و سرودهای حماسی، این پیام را به رزمندگان و دشمن برسانند که ما پشتوانه شما هستیم و به دشمن گوشزد کنند که هر پرچمی در میدان فرو افتد، مردم بلافاصله برای ادامه مسیر آماده ایستادن هستند. تصویر ماندگار استکبارستیزی در ایران، حضور فعال مردم در خیابانهاست که نشاندهنده قدرت و همبستگی ملت در برابر ظلم است.
نماینده ولی فقیه در بنیاد به بررسی تأثیر زیارت شهدا بر روح و روان جامعه پرداخت و با اشاره به وقایع تلخ تاریخی و جنایات استکبار بر کودکان و بیگناهان، از جمله شهدا و مظلومانی که در حوادث تاریخی کشور قربانی شدند، گفت: زیارت مزار شهدا، در واقع رسیدن به اوج زیارت اهل بیت (ع) است. حضور در کنار مزار این قهرمانان، بزرگترین درس عبرت را به ما میآموزد. این زیارت باعث میشود که ما بیاعتباری و گذرا بودن دنیا را عمیقتر درک کنیم و در دام مادیگرایی و تکبر نیفتیم. بزرگترین تأثیر زیارت شهدا این است که زندگی ما را لطیفتر ساخته و باعث میشود با فهم عمیقتر معارف دینی، وظایف خود را با اخلاص و در مسیر خدمت به بندگان خدا، بهتر انجام دهیم.
انتهای پیام/
نظر شما