به گزارش حیات به نقل از ایرنا، برنامه رسمی اجلاس جهانی علم ۲۰۲۶ نیز بر حرکت دانش علمی به سوی سیاستگذاری، راهحلهای عملی، سرمایهگذاری و همکاریهای بینالمللی تأکید داشت.
این همزمانی یک پرسش اساسی را پیش روی ما قرار میدهد: مدارس و دانشگاههای ایران برای چه جهانی باز شدهاند؟
این پرسش برای ایران تازه نیست. حدود ۱۷۵ سال پیش، میرزا تقیخان فراهانی، نیز با صورت دیگری از همین مسئله روبهرو بود: چگونه میتوان آموزش کشور را با دانش و فناوری زمانه پیوند زد؟ تأسیس دارالفنون در سال ۱۲۳۰ خورشیدی به همت امیرکبیر، نقطه عطف ورود آموزش مدرن به ایران بود؛ نهادی که با آموزش پزشکی، داروسازی، ریاضیات، مهندسی و علوم طبیعی میکوشید دانش جدید را در خدمت نیازهای واقعی کشور قرار دهد.
امیرکبیر نوسازی آموزش را در خلأ دنبال نکرد؛ انتشار روزنامه «وقایع اتفاقیه» نیز نشان میداد که در اندیشه او، آگاهیبخشی عمومی و اتصال نخبگان و مدیران کشور به تحولات علمی و فناورانه جهان، مکمل اصلاح ساختار آموزش بود. امروز نیز در عصر هوش مصنوعی، همان پرسش تاریخی با صورت و ابعادی تازه در برابر ما قرار گرفته است.
وقتی تعریف سواد تغییر میکند
یکی از نشستهای شاخص اجلاس جهانی علم ۲۰۲۶ عنوان معناداری داشت: «تسلط بر هوش مصنوعی؛ یک شایستگی بنیادین برای قرن بیستویکم». برنامه اجلاس در نیویورک نشان میدهد که این نشست، هوش مصنوعی را قابلیتی رو به گسترش در علم، آموزش، کسبوکار و مدیریت عمومی تلقی کرده و بر ضرورت توسعه سواد مسئولانه در مواجهه با آن تأکید داشته است.
مواجهه نظام آموزشی با هوش مصنوعی را نمیتوان در سطح مناقشاتی چون مجاز بودن استفاده از ابزارهای هوشمند یا شیوههای مقابله با تقلب متوقف کرد؛ چرا که کانون دگرگونی، در خود «مفهوم سواد» رخ داده است. دانشآموز و دانشجوی امروز، بیش از انباشت داده، به توانایی سنجش اعتبار اطلاعات، شناخت سوگیری الگوریتمها، تشخیص خطا، طرح پرسش مناسب و مرزبندی میان پردازش ماشینی و قضاوت انسانی و اخلاقی نیاز دارد. تحقق چنین شایستگیهایی نیز با گنجاندن چند واحد یا عنوان درسی جدید حاصل نمیشود و به بازنگری در شیوه آموزش، یادگیری و ارزیابی نیاز دارد.
مسیر روی کاغذ روشن است؛ اجرا کجاست؟
نکته قابل توجه آن است که بسیاری از این ضرورتها در اسناد رسمی کشور نیز مورد توجه قرار گرفتهاند. سند ملی هوش مصنوعی جمهوری اسلامی ایران بر اصلاح نظام آموزشی کشور، تدوین محتوای مرتبط با هوش مصنوعی برای مقاطع مختلف از جمله دوره متوسطه و دانشگاه و ارتقای دانش عمومی استفاده از این فناوری تأکید دارد. همین سند، عضویت و مشارکت فعال در مجامع علمی منطقهای و بینالمللی و نقشآفرینی در تدوین استانداردها، توافقات و جریانهای بینالمللی را نیز در زمره جهتگیریهای کشور قرار داده است.
برنامه هفتم پیشرفت نیز بر تقویت آموزشهای عملی و مهارتی، ارتباط تحصیل با اشتغال و پاسخگویی بیشتر نظام آموزش عالی به نیازهای واقعی اقتصاد و جامعه تأکید دارد. جهت کلی این احکام روشن است: دانشگاه باید علاوه بر انتقال دانش، قابلیت کاربرد آن در محیط واقعی را نیز در دانشآموخته تقویت کند.
به این ترتیب، چالش بنیادین پیشروی کشور نه در کمبود چارچوبهای قانونی و اسناد سیاستی، بلکه در شکاف میان مرحله تصویب و ظرفیت اجرایی دستگاهها برای تحقق این اهداف نهفته است.
جای ایران در گفتوگوی جهانی علم کجا بود؟
در این میان، یک غیبت نیز محل تأمل است. تا آنجا که برنامه رسمی اجلاس جهانی علم ۲۰۲۶، فهرست سخنرانان و گزارشهای منتشر شده نشان میدهد، حضور سازمانیافته و قابل مشاهدهای از نمایندگان نهادهای سیاستگذار، راهبر و تنظیمگر علم و آموزش عالی ایران ــ از شورای عالی انقلاب فرهنگی و شورای عالی علوم، تحقیقات و فناوری گرفته تا وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی ــ به چشم نمیخورد. همین پرسش درباره حضور دانشگاههای بزرگ و پیشران کشور، اعم از دانشگاههای دولتی و دانشگاه آزاد اسلامی و نیز دستگاه دیپلماسی کشور مطرح است.
اجلاس علم نیویورک فراتر از یک گردهمایی نمادین، سکویی راهبردی برای دیپلماسی علم و اتصال پژوهشگران، دانشگاهها، سیاستگذاران و نهادهای مالی و بینالمللی به شمار میرفت؛ بستری که برخی کشورها از آن برای شبکهسازی، امضای توافق و شکلدادن به همکاریهای علمی تازه استفاده کردند. معرفی رسمی اجلاس نیز بر همین کارکرد تأکید دارد و آن را فضایی برای پیوند دانشمندان با سیاستگذاران، پژوهشگران با سرمایهگذاران و دانشگاهها با صنعت توصیف میکند.
برای نمونه، در حاشیه همین رویداد، سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی جهان اسلام (آیسسکو) و وزارت علوم و آموزش عالی قزاقستان توافقی راهبردی در حوزه علم، فناوری، نوآوری، آموزش عالی و دیپلماسی علمی امضا کردند. این همکاری توسعه برنامههای مشترک، شبکههای علمی، مراکز نهادی، تبادل متخصصان و تقویت همکاری دانشگاهها و مراکز پژوهشی را در بر میگیرد.
آیسسکو همچنین با دو دانشگاه قزاقستان برای گسترش دسترسی پژوهشگران به زیرساختهای محاسبات با کارایی بالا، آموزش نیروی انسانی و توسعه پروژههای مشترک تحقیقاتی توافق کرد.
در گفتوگوی سطحبالای دیپلماسی علمی نیز نمایندگان دولتها، نهادهای بینالمللی و مؤسسات علمی گرد هم آمدند و در پایان، اعلامیه نیویورک درباره دیپلماسی علمی منتشر شد؛ گفتوگویی که هدف آن تقویت همکاری بینالمللی در آموزش عالی و تبدیل ظرفیت علمی و فناورانه به اثر ملموس بود.
ایران در تولید علم و انتشار پژوهش از ظرفیت قابل توجهی برخوردار است؛ اما این ظرفیت باید با همان قوت به حضور در شبکههای علمی بینالمللی، دیپلماسی علم و میزهایی که جهتگیریها و قواعد آینده علم را شکل میدهند تبدیل شود. تولید علم یک ضلع قدرت علمی است؛ توان حضور، شبکهسازی و اثرگذاری بر استانداردها و دستورکارهای علمی جهان ضلع دیگر آن است.
آینده دانشگاه از مدرسه آغاز میشود
این تحول را نمیتوان از دانشگاه آغاز کرد و مدرسه را نادیده گرفت. نمیتوان دانشآموز را طی سالهای تحصیل عمدتاً برای حفظ محتوا، آزمون و یافتن «پاسخ صحیح» تربیت کرد و سپس در دانشگاه از او انتظار داشت سؤال تازه طرح کند، مسئله تعریف کند، میان رشتههای مختلف ارتباط برقرار سازد و نوآوری بیافریند.
از همین رو، چهار فاصله باید در کانون اصلاح نظام آموزشی قرار گیرد: فاصله میان دانش و کاربرد، میان مدرسه و دانشگاه، میان برنامه درسی و فناوریهای نو و میان پژوهش و سیاستگذاری.
تجهیز فیزیکی کلاسها به نمایشگر و ابزارهای نوین نیز بهتنهایی گرهگشا این چالش نخواهد بود؛ مدرسهای که از ابزار دیجیتال بهره میبرد اما منطق یادگیری در آن همچنان مبتنی بر حفظیات و پاسخهای کلیشهای است، گامی جدی به سوی آینده برنداشته است. در دانشگاه نیز تعدد سامانهها و فناوریهای آموزشی، بدون تغییر در شیوه تعریف مسئله، پژوهش، آموزش و ارتباط با جامعه، بهتنهایی تحولآفرین نخواهد بود.
مهر؛ آغاز تقویم یا آغاز آینده؟
بازگشایی مدارس و دانشگاهها فرصتی است تا آموزش را فقط از منظر تعداد کلاس، معلم، استاد، کتاب و دانشجو نبینیم. این متغیرها ضروریاند، اما در ورای آنها پرسش بزرگتری قرار دارد: نسلی که امروز وارد کلاس میشود، برای جهان چه زمانی تربیت میشود؟
ایران برای پاسخ به این پرسش نیازمند تقلید از هیچ کشور دیگری نیست. تاریخ خود ما نشان میدهد که در دورههای حساس، اصلاح آموزش زمانی آغاز شده که کشور دریافته است روشهای پیشین دیگر برای مواجهه با جهان جدید کفایت نمیکنند. دارالفنون محصول چنین دریافتی بود.
امروز شاید به دارالفنون دیگری با همان صورت تاریخی نیاز نداشته باشیم، اما همچنان به منطق دارالفنون نیاز داریم: دیدن تغییر جهان، آموختن دانش تازه، فهم آن در چارچوب نیازهای ملی و تبدیل آموزش به ظرفیتی برای حل مسئله.
سعدی بزرگ، قرنها پیش، فاصله دانستن و به کار بستن را در بیتی روشن بیان کرده است:
«علم چندان که بیشتر خوانی
چون عمل در تو نیست نادانی»
برای نظام آموزشی امروز نیز پرسش همین است: دانشی که در کلاسها آموخته و در دانشگاهها تولید میشود، چگونه به توانایی فهم جهان، اصلاح تصمیمها و حل مسائل کشور تبدیل میشود؟
نهادهای آموزشی و دانشگاهی میهن آغوش خود را به روی نسل فردا گشودهاند؛ اما آیا مأموریت آموزش نیز متناسب با جهانی که پیش روی این نسل قرار دارد، بازتعریف شده است؟
اگر تعریف سواد، علم و مهارت در جهان تغییر کرده باشد، بازشدن دوباره درهای کلاس بدون بازاندیشی در مأموریت آموزش، تنها آغاز یک سال تحصیلی تازه خواهد بود؛ نه آغاز آینده.
* آیسسکو (ICESCO)، سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی جهان اسلام (Islamic World Educational, Scientific and Cultural Organization)، نهادی تخصصی وابسته به سازمان همکاری اسلامی است که با هدف تقویت همکاری کشورهای عضو در حوزههای آموزش، علم و فرهنگ فعالیت میکند و مقر آن در رباط، پایتخت مراکش، قرار دارد.
* عضو هیات علمی دانشگاه
انتهای پیام//
نظر شما