محمد یوسفی، پدر شهید امیرحسین یوسفی، در گفتوگو با خبرنگار حیات با اشاره به شهادت فرزندش اظهار کرد: امیرحسین ۲۲ سال داشت و بهعنوان تکنسین پهپاد فعالیت میکرد. وی در تاریخ ۱۱ اسفندماه ۱۴۰۴ بر اثر اصابت موشک در محل کارش در قشم به شهادت رسید.

وی با اشاره به علاقه فرزندش به شهادت از دوران کودکی افزود: امیرحسین از ۹ سالگی در بسیج حضور داشت. در یکی از برنامهها، زمانی که مربی بسیج از بچهها درباره شغل مورد علاقهشان پرسید، امیرحسین گفت که دوست دارد به «مقام محمود» برسد. از همان دوران کودکی، آرزوی شهادت در ذهن و دل او بود.
پدر شهید یوسفی ادامه داد: امیرحسین ۲۲ سال امانتی در دست ما بود و ما نیز این امانت را به صاحب اصلی آن، خداوند، بازگرداندیم. از اینکه فرزندم به آرزویش رسید، خدا را شکر میکنم.
وی در بیان ویژگیهای اخلاقی فرزند شهیدش گفت: امیرحسین بسیار باحیا بود و نسبت به رعایت محرم و نامحرم حساسیت زیادی داشت. احترام به بزرگترها نیز برایش اهمیت ویژهای داشت. حتی زمانی که همسایهها برای ما نذری میآوردند، اگر مادرش بعداً از او میپرسید چه کسی نذری را آورده است، میگفت من اصلاً نگاه نکردم، فقط تشکر کردم و آن را گرفتم.
یوسفی با اشاره به آخرین دیدار با فرزندش بیان کرد: آخرین مرخصی امیرحسین، روز سوم بود و زمانی که میخواست از ما جدا شود، آخرین وداعمان رقم خورد. دست و پای من و مادرش را بوسید، سوار ماشین شد و همراه دوستانش به سمت قشم رفت و روز یازدهم به شهادت رسید.
پدر شهید یوسفی همچنین از رابطه صمیمی امیرحسین با برادرش مجتبی یاد کرد و گفت: امیرحسین و مجتبی تنها یک سال اختلاف سنی داشتند و رابطه بسیار صمیمی با یکدیگر داشتند. امیرحسین فردی شوخطبع بود و با دوستانش شوخی میکرد، اما شوخیهایش همیشه محترمانه بود و هیچکس از رفتار او دلگیر نمیشد.
وی با بیان اینکه دوستان و همرزمان فرزندش از او رضایت داشتند، افزود: پس از شهادت امیرحسین از دوستان بسیجیاش حلالیت خواستم و همه آنها از او به نیکی یاد کردند. همه دوستش داشتند و برایش احترام قائل بودند.
یوسفی با اشاره به فعالیتهای قرآنی شهید امیرحسین گفت: او در ماه رمضان قاری قرآن بود و پس از پایان جلسات قرآن، اگر افراد سالخورده حاضر در مسجد مطلبی را متوجه نشده بودند، برایشان توضیح میداد. بعد از شهادتش، وقتی عکس و بنر او را در مسجد میبینند، بسیاری از این پیرمردها گریه میکنند و میگویند که چه عزیزی را از دست دادهاند.
پدر شهید ادامه داد: امیرحسین به دانشآموزانی که در درسهایشان مشکل داشتند نیز کمک میکرد. برخی از آنها پس از شهادتش به دیدن ما آمدند و گفتند که او مربی آنها بوده و از آنها میخواسته قبل از نماز مغرب و عشاء به مسجد بیایند تا به آنها درس یاد بدهد.
وی در پایان درباره انتظار خانواده شهدا از مسئولان و جامعه گفت: انتظار خاصی از بنیاد شهید یا مسئولان نداریم و از زحمات آنها تشکر میکنیم؛ اما آنچه برای خانوادههای شهدا آزاردهنده است، برخی اتفاقات و وضعیت فرهنگی جامعه است. وقتی خانواده شهدا برخی صحنهها و اتفاقات، از جمله بیحجابی و برهنگی را میبینند، طبیعتاً ناراحت میشوند.
انتهای پیام/ خرد
نظر شما