کد خبر 305127
۱۶ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۴:۱۹

پدرم با ویلچر به من آموخت هیچ محدودیتی در برابر اراده نیست

پدرم با ویلچر به من آموخت هیچ محدودیتی در برابر اراده نیست

در دنیای رقابت‌های علمی، نام دانشگاه صنعتی شریف همواره با سخت‌کوشی و نخبگی گره خورده است. اما در میان هزاران دانشجوی این دانشگاه، روایت‌هایی هست که فراتر از فرمول‌ها و معادلات، بوی ایثار و فداکاری می‌دهد. سیدحسن موسوی‌بندرآبادی، دانشجوی مقطع دکترای مهندسی برق (گرایش الکترونیک) و فرزند جانباز 70 درصد ، نمونه‌ای از تلفیق تلاش فردی و میراث خانواده‌ای است که در مسیر امنیت کشور، بهای سنگینی پرداخته‌اند.

به گزارش «حیات»، در دنیای رقابت‌های علمی، نام دانشگاه صنعتی شریف همواره با سخت‌کوشی و نخبگی گره خورده است. اما در میان هزاران دانشجوی این دانشگاه، روایت‌هایی هست که فراتر از فرمول‌ها و معادلات، بوی ایثار و فداکاری می‌دهد. سیدحسن موسوی‌بندرآبادی، دانشجوی مقطع دکترای مهندسی برق (گرایش الکترونیک) و فرزند جانباز 70 درصد ، نمونه‌ای از تلفیق تلاش فردی و میراث خانواده‌ای است که در مسیر امنیت کشور، بهای سنگینی پرداخته‌اند. در این گفت‌وگو، او از مسیر تحصیلی خود، نگاهش به سهمیه ایثارگران و تأثیر خانواده بر موفقیت‌هایش سخن گفت.

در ابتدا، لطفاً ما را با پیشینه ایثارگری پدرتان و شرایط ایشان آشنا کنید.

پدرم در دوران دفاع مقدس رزمنده بودند، اما جانبازی ایشان مربوط به سال ۱۳۹۰ است. ایشان در نیروی انتظامی، در تاریخ دهم دی‌ماه ۱۳۹۰ در جریان یک درگیری شدید جانباز شدند. در آن حادثه متأسفانه دو نفر از هم‌رزم‌های ایشان به شهادت رسیدند و یک نفر دیگر هم جانباز شد. ایشان دچار قطع نخاع در ناحیه کمری شدند که متأسفانه باعث شد در مقایسه با سایر جانبازان، دردهای بیشتری را تحمل کنند. با این حال، پدرم هرگز تسلیم نشدند و با وجود استفاده از ویلچر، زندگی عادی خود را ادامه دادند و حتی به طور مرتب ورزش می‌کنند. ایشان تا سال ۱۴۰۰ در همان تشکیلات در بخش اداری فعال بودند و پس از بازنشستگی نیز همچنان به فعالیت‌های خود ادامه می‌دهند.

در مورد وضعیت تحصیلی سایر اعضای خانواده‌تان بگویید.

من یک برادر بزرگتر و یک خواهر کوچکتر دارم. برادرم فارغ‌التحصیل مقطع کارشناسی ارشد مهندسی کامپیوتر از دانشگاه صنعتی شریف است و خواهرم در حال حاضر دانش‌آموز دبیرستان است که امیدواریم او نیز در آینده در دانشگاه‌های برتر پذیرفته شود.

شما فرزند جانباز ۷۰ درصد هستید و طبق قانون، از مزایای ویژه‌ای برخوردار بودید. آیا از ابتدای مسیر تحصیلی از این امکانات استفاده کردید؟

حقیقت این است که من تا سن ۱۶ یا ۱۷ سالگی، به طور دقیق از جزئیات این مزایا و سهمیه‌ها اطلاع نداشتم. پدرم نیز ترجیح می‌دادند که من از این موارد استفاده نکنم و در این زمینه با من صحبت نمی‌کردند. حتی در نزدیکی زمان کنکور نیز اگرچه از اطرافیان چیزهایی می‌شنیدم، اما همچنان نسبت به میزان تأثیر سهمیه در رتبه‌بندی بی‌اطلاع بودم. در نهایت، در چارچوب قانونی، تصمیم گرفته شد که در دفترچه انتخاب رشته از سهمیه ایثارگران استفاده شود.

نتیجه این تصمیم در کنکور چه بود؟

در کنکور سال ۱۳۹۶، رتبه کشوری من در رشته ریاضی رتبه ۱۰ شد و در سهمیه ایثارگران، رتبه اول را کسب کردم. تفاوت چندانی بین این دو رتبه نبود و حتی اگر از سهمیه استفاده نمی‌کردم، با رتبه ۱۰ کشوری و منطقه ۲، باز هم در دانشگاه‌های برتر پذیرفته می‌شدم.

در حال حاضر در چه مقطعی تحصیلی هستید و آیا محیط دانشگاه نسبت به استفاده شما از سهمیه دیدگاه خاصی داشت؟

در حال حاضر دانشجوی مقطع دکترای مهندسی برق با گرایش الکترونیک در دانشگاه صنعتی شریف هستم. به باور من، وقتی رتبه کشوری در کنار رتبه سهمیه قرار می‌گیرد، دیگر کسی به سهمیه توجه نمی‌کند؛ زیرا ارزش تلاش فرد و جایگاه علمی او برای همگان روشن است. تلاش من در دوران تحصیل بسیار زیاد بود و سهمیه هرگز جایگزین تلاش نشد، بلکه تنها یک مسیر قانونی بود.

از دیدگاه شما، سهمیه ایثارگری و شاهد تا چه اندازه در موفقیت یک فرد مؤثر است؟ آیا فکر می‌کنید سهمیه باعث تضعیف جایگاه علمی افراد می‌شود؟

به نظر من، سهمیه می‌تواند یک «مکمل» بسیار خوب در کنار تلاش فردی باشد، اما به تنهایی سود چندانی ندارد. حتی کسانی که با سهمیه در دانشگاه‌های برتر پذیرفته شده‌اند، قطعاً تلاشی کرده‌اند تا به این نتیجه برسند؛ زیرا بدون تلاش، حتی در صورت پذیرش، امکان ادامه تحصیل و موفقیت در محیط‌های سخت دانشگاهی وجود ندارد. سهمیه بیشتر یک دلگرمی و حمایت در کنار تلاش است، نه جایگزینی برای آن.

به جز بحث تحصیل، آیا معتقدید فرزندان ایثارگران باید از امکانات ویژه‌ای در سایر زمینه‌ها بهره‌مند شوند؟

بله، به نظرم تا حدی لازم است. هر نظامی یا رزمنده‌ای در هر جای دنیا که امنیت کشورش را با به خطر انداختن جان خود تأمین می‌کند، باید پس از آن از امکانات و مزایایی بهره‌مند شود. اما در مورد مسائلی نظیر استخدام، معتقدم نباید صرفاً به دلیل فرزند شهید یا جانباز بودن، فردی استخدام شود. درست‌ترین حالت این است که سهمیه در کنار «تخصص» و «تعهد» باشد تا هم حق فرد رعایت شود و هم کارآمدی سازمان حفظ گردد.

برنامه‌های آینده شما برای مسیر شغلی و علمی چیست؟

فعلاً تمرکز اصلی من بر تقویت مهارت‌های تخصصی است. اگرچه هنوز به طور قطعی تصمیم نگرفته‌ام که در حوزه علمی فعالیت کنم یا صنعتی، و یا در کدام شهر مشغول به کار شوم، اما با توجه به مسیری که طی کرده‌ام، احتمال اینکه به عنوان عضو هیئت علمی در یکی از دانشگاه‌های کشور فعالیت کنم، زیاد است.

در حال حاضر علاوه بر تحصیل، فعالیت دیگری دارید؟

بله، من در یک آزمایشگاه بسیار پیشرفته و تخصصی در دانشگاه مشغول به فعالیت هستم. به دلیل ماهیت حساس و تخصصی این آزمایشگاه، تمام وقتم را به آن اختصاص داده‌ام و درآمدی را نیز از همین طریق کسب می‌کنم.

در مورد همسرتان و همراهی ایشان در این مسیر دشوار تحصیلی بگویید.

همسرم از ابتدا دانش‌آموزی بسیار کوشا و سخت‌کوش بود و در حال حاضر فارغ‌التحصیل رشته مهندسی کامپیوتر از دانشگاه یزد است. ایشان اخیراً در کنکور مقطع کارشناسی ارشد شرکت کرده‌اند و منتظر اعلام نتایج هستیم. یکی از بزرگ‌ترین نعمت‌هایی که در زندگی‌ام دارم، درک و همراهی همسرم است؛ به‌ویژه اینکه ایشان با وجود دشواری‌های زندگی در خوابگاه متاهل‌ها و محدودیت‌های مالی دوران دانشجویی، با رویی گشاده و صبوری این شرایط را پذیرفتند. در این محیط، رفاقت‌های بسیار خوبی شکل می‌گیرد و امیدوارم در آینده، خانواده‌ای شاد داشته باشیم.

پدر شما، حاج آقای موسوی‌بندرآبادی، سال‌ها در جبهه‌های جنگ دفاع مقدس و سپس برای امنیت ایران جنگیدند. این سرسختی و استقامت ایشان چه تأثیری بر شخصیت و موفقیت‌های شما داشت؟

تأثیر ایشان بر زندگی من بسیار مستقیم و عمیق بوده است. پدرم شخصیتی بسیار منظم، دقیق و دارای یک ایده‌آل‌گرایی مثبت هستند. حتی پیش از حادثه جانبازی نیز چنین بودند و پس از آن، در سن ۴۵ سالگی که دچار قطع نخاع شدند، با اراده‌ای پولادین توانستند دوباره به زندگی بازگردند. دیدن اینکه ایشان با وجود محدودیت‌های جسمی، همچنان زندگی منظمی دارند، ورزش می‌کنند و تمام امورات زندگی‌شان را پیش می‌برند، برای من یک الگوی بی‌بدیل بود. من در چنین محیطی رشد کردم و هرچند می‌دانم رسیدن به جایگاه ایشان دشوار است، اما تلاش می‌کنم با الگو گرفتن از ایشان، در مسیر زندگی‌ام پیش بروم.

در کنار نقش پدر، نقش مادر شما در این دوران سخت، به‌ویژه پس از جانبازی پدرتان، چه بود؟

اگر بخواهم بدون تعارف بگویم، من در ابتدای دوران جانبازی پدرم، به دلیل شوکه شدن و درگیر بودن با دروس تحصیلی، حضور فعالی در امور خانواده نداشتم. اما به مرور زمان، سعی کردم در کنار مادرم به پدرم کمک کنم. نقش مادرم در این مسیر، نقش یک مکمل حیاتی بود. ایشان پرستاری بسیار دلسوز و توانمند بودند و هرگز در برابر سختی‌ها کم نیاوردند. مادرم دقیقاً مانند پدرم، شخصیتی منظم و پر تلاش دارند و همواره محیطی آرام و ایده‌آل را، هم از نظر مادی و هم از نظر معنوی، برای ما فراهم کردند. در حالی که شاید برخی در شرایط مشابه از مسئولیت‌های زندگی شانه خالی کنند، ایشان پس از جانبازی پدرم، با دقت و تعهد بیشتری به وظایف خود عمل کردند.

شما در دانشگاه صنعتی شریف تحصیل می‌کنید؛ محیطی که تعدادی از فارغ‌التحصیلان آن برای مهاجرت تلاش می‌کنند. دیدگاه شما درباره ماندن در ایران و خدمت به کشور در مقابل مهاجرت چیست؟

من مهاجرت را لزوماً امری بد نمی‌دانم. بسیاری از دوستانم در دانشگاه شریف به دلایل منطقی و متناسب با اهداف شخصی‌شان مهاجرت کرده‌اند و من به تصمیم آن‌ها احترام می‌گذارم؛ چرا که شاید ایران در حال حاضر برای برخی شخصیت‌ها یا اهداف خاص، محیط مناسبی نباشد. اما رویکرد من متفاوت است؛ من ترجیح می‌دهم در محیط علمی کشور بمانم و برای ارتقای آن تلاش کنم. هرچند می‌پذیرم که شکافی میان دستاوردهای علمی داخلی و جهانی وجود دارد، اما معتقدم فرصت‌های رشد در ایران همچنان بسیار زیاد است.

اولویت من در حال حاضر، خدمت به کشور و حضور در کنار خانواده‌ام است که برایم ارزشی بیش از پیشرفت‌های شغلی یا علمی در خارج از کشور دارد. در حال حاضر مسیر روشنی را در دانشگاه می‌بینم؛ تجهیزات بسیار خوبی فراهم شده و کارهای علمی ارزشمندی در کشور انجام می‌شود که حتی برخی از آن‌ها رسانه‌ای نشده‌اند. اما اگر روزی احساس کنم محدودیت شدیدی در تحصیل یا پژوهش من ایجاد شده است، شاید به صورت موقت برای یادگیری به خارج از کشور بروم، اما هرگز مهاجرت دائمی را انتخاب نمی‌کنم.

شما سال‌هاست که با بنیاد شهید در شهر یزد در ارتباط هستید. تصور شما از این نهاد و جایگاه «فرزند جانباز» در جامعه چیست؟

دیدگاه من از ابتدای جانبازی پدرم نسبت به بنیاد شهید، به‌ویژه در شهر یزد، بسیار مثبت بوده است. این نهاد همواره حامی جانبازان، همسران و فرزندان آن‌ها بوده و مسئولانی که من می‌شناسم، افرادی بسیار فعال و مسئولیت‌پذیر هستند. در مورد جایگاه فرزندان جانباز در جامعه، متأسفانه گاهی دیدگاه‌های نادرست یا غلوآمیزی وجود دارد؛ برخی تصور می‌کنند ما مزایای بسیار زیادی داریم، در حالی که واقعیت این‌گونه نیست. البته معتقدم مزایایی که وجود دارد، کاملاً به‌جا است؛ زیرا من چالش‌ها و سختی‌های زندگی با یک جانباز را از نزدیک دیده‌ام. اگر نهادهایی مانند بنیاد شهید، دلایل و فلسفه این تسهیلات را برای آحاد جامعه شفاف‌سازی کنند، احتمالاً دیدگاه جامعه نسبت به خانواده‌های ایثارگر مثبت‌تر خواهد شد.

اگر بخواهید پیشنهادی برای بهبود خدمات بنیاد شهید به فرزندان ایثارگران بدهید، در دو حوزه علمی و اجتماعی چه می‌گویید؟

در حوزه علمی و تحصیلی، پیشنهاد می‌کنم بنیه علمی فرزندان شاهد و ایثارگر تقویت شود. بسیاری از خدماتی که اکنون به صورت خصوصی در جامعه ارائه می‌شود (مانند کلاس‌های تقویت یا مشاوره)، اگر توسط بنیاد شهید و با بهره‌گیری از اساتید مجرب انجام شود، تأثیر بسیار بیشتری خواهد داشت. برای مثال، آزمون‌های جامع بنیاد شهید که من در دوران تحصیل در آن‌ها شرکت می‌کردم، رقابت بسیار خوبی بود و باعث می‌شد دانش‌آموزان سطح علمی خود را بسنجند و برنامه‌ریزی کنند. همچنین برگزاری دوره‌های انتخاب رشته تخصصی بین کنکور و دانشگاه می‌تواند اعتماد دانش‌آموزان را به این نهاد افزایش دهد. در حوزه اجتماعی نیز، همان‌طور که اشاره کردم، «شفاف‌سازی» در مورد سیاست‌ها و مزایا، بهترین راه برای بهبود ارتباط با جامعه است.

در مورد مدارس شاهد چه دیدگاهی دارید؟ آیا شما یا اعضای خانواده‌تان در این مدارس تحصیل کرده‌اید؟

من در دوران راهنمایی و دبیرستان در مدارس «استعدادهای درخشان» تحصیل می‌کردم، اما خواهرم در مقطع ابتدایی و متوسطه اول در مدارس شاهد بود. به باور من، مدارس شاهد در یزد کیفیت بسیار خوبی دارند و معلمان آن‌ها بسیار توانمند هستند؛ تا جایی که بسیاری از اساتید آن‌ها با معلمان مدارس استعدادهای درخشان مشترک بودند.

آیا تمایلی دارید که در قالب برنامه‌های فرهنگی و آموزشی بنیاد شهید، به دیگر فرزندان ایثارگران خدمت‌رسانی کنید؟

بله، این موضوع یکی از دغدغه‌های اصلی من است. من بسیار مشتاقم که در حوزه آموزشی و فرهنگی، حرکتی علمی برای تقویت بنیه تحصیلی دانش‌آموزان و دانشجویان شاهد و ایثارگر راه بیندازم. اگر بستر مناسبی فراهم شود، با کمال میل در این مسیر فعالیت خواهم کرد و هر راهکاری برای کمک به رشد علمی آن‌ها ارائه می‌دهم.

شما ۱۰ سال است در تهران هستید؛ آیا ترجیح می‌دهید برای خدمت به عنوان عضو هیئت علمی به یزد بازگردید یا می‌خواهید در تهران بمانید؟

این انتخاب دشواری است. شهر یزد به دلیل حضور خانواده و سازگاری فرهنگی و اجتماعی، محیطی بسیار آرامش‌بخش است. اولویت من پیشرفت در حوزه علمی است و در حال حاضر مسیر این پیشرفت در تهران هموارتر است. بنابراین، احتمال اینکه تهران را برای فعالیت به عنوان عضو هیئت علمی ترجیح دهم، بیشتر است.

آیا همسرتان با این تصمیم (ساکن ماندن در تهران) موافق هستند؟

بله، همسرم که خود ایشان نیز اهل یزد هستند، از ابتدای ازدواج با این موضوع موافقت کردند. ایشان بسیار درک می‌کنند و حتی اگر قرار باشد برای تحصیل یا کار به خارج از کشور برویم، با من همراه خواهند بود. آن‌ها زندگی مشترک ما را بر دوری از خانواده اولویت دادند و در این مسیر بسیار حامی من بوده‌اند.

و سخن آخر...

بسیار سپاسگزارم که این فرصت را فراهم کردید. همچنین از مجموعه بنیاد شهید و ایثارگران مرکز و استان یزد کمال تشکر را دارم. امکانات و حمایت‌های آن‌ها در این مدت، به‌ویژه دلگرمی‌هایشان به من و پدرم، یکی از عوامل مهم در موفقیت‌های تحصیلی و علمی من بوده است. از تمامی مسئولانی که در این مسیر ما را یاری دادند، سپاسگزارم.

انتهای پیام/

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha