به گزارش حیات به نقل از فارس، تقویم شیعه در فاصلهای کوتاه، دو تصویر متفاوت را کنار یکدیگر قرار میدهد؛ هشتم ربیعالاول یادآور شهادت امام حسن عسکری(ع) و نهم ربیعالاول یادآور آغاز امامت فرزند ایشان، حضرت مهدی(عج).در روایت تاریخی شیعه، امام حسن عسکری(ع) در هشتم ربیعالاول سال ۲۶۰ هجری قمری به شهادت رسید و پس از ایشان، مسئولیت امامت به حضرت مهدی(عج) رسید. از این رو، نهم ربیعالاول در فرهنگ شیعی به عنوان روز آغاز امامت امام عصر(عج) شناخته میشود.اما اهمیت این روز فقط به یک واقعه تاریخی محدود نمیشود. نهم ربیعالاول را میتوان نقطهای دانست که در آن، مفهوم «انتظار» از یک باور ذهنی به یک مسئولیت اجتماعی و اخلاقی تبدیل میشود؛ مسئولیتی که از شیعه میخواهد امام خود را بشناسد و در مسیر اصلاح جامعه، عدالتخواهی، اخلاق و مبارزه با ظلم حرکت کند.
امامت در سایه فشار سیاسی
آغاز امامت حضرت مهدی(عج) در شرایطی اتفاق افتاد که حکومت عباسی نسبت به خاندان پیامبر(ص) و بهویژه امام حسن عسکری(ع) حساسیت شدیدی داشت.زندگی امام یازدهم تحت نظارت حکومت عباسی قرار داشت و همین فشارها سبب شد موضوع جانشینی و معرفی فرزند ایشان با شرایط ویژهای همراه باشد. در منابع شیعی، امام حسن عسکری(ع) فرزند خود را به عنوان جانشین معرفی کرده بود و پس از شهادت ایشان، مسئله امامت حضرت مهدی(عج) در مرکز توجه جامعه شیعی قرار گرفت.از این منظر، نهم ربیعالاول فقط آغاز یک دوره زمانی تازه نیست؛ بلکه ادامه همان خط تاریخی امامت است که با امام علی(ع) آغاز شد و پس از عبور از قرنها فشار سیاسی و اجتماعی، به دوازدهمین امام شیعیان رسید.
چرا نهم ربیعالاول اهمیت دارد؟
پرسش مهم این است که چرا نهم ربیعالاول در فرهنگ عمومی شیعه جایگاهی ویژه پیدا کرده است؟پاسخ کارشناسان دینی را میتوان در مفهوم «تداوم امامت» جستوجو کرد. در نگاه شیعه، امامت صرفاً یک منصب سیاسی یا مدیریتی نیست؛ بلکه امتداد هدایت دینی جامعه و استمرار حجت الهی است.آغاز امامت حضرت مهدی(عج) از زمان شهادت پدر بزرگوارشان آغاز شده، اما نهم ربیعالاول به عنوان نخستین روز پس از شهادت امام عسکری(ع)، در فرهنگ شیعی به عنوان روز آغاز امامت و زمان تبریک این مناسبت شناخته شده است.گرامیداشت این روز باید با شناخت همراه باشد؛ زیرا اگر مناسبتهای دینی از محتوا تهی شوند، به مرور زمان از یک فرصت تربیتی به یک مراسم تقویمی تبدیل خواهند شد.
انتظار، تعطیلی مسئولیت نیست
حجتالاسلام قیطاسی در پاسخ به این سؤال که انتظار واقعی امام زمان(عج) چه تفاوتی با انتظار صرفاً احساسی دارد؟ گفت: انتظار در فرهنگ مهدوی به معنای دست روی دست گذاشتن نیست. منتظر واقعی باید از نظر اخلاقی، اعتقادی و اجتماعی خود را برای جامعهای آماده کند که محور آن عدالت، کرامت انسان و مبارزه با ظلم است.این نگاه، انتظار را از یک مفهوم فردی فراتر میبرد. جامعه منتظر باید در رفتار روزمره خود نیز نشانههایی از عدالت و اخلاق را نشان دهد؛ از رعایت حق دیگران گرفته تا مبارزه با دروغ، فساد، تبعیض، بیعدالتی و بیتفاوتی اجتماعی.در حقیقت، نمیتوان از ظهور عدالت جهانی سخن گفت اما در زندگی فردی و اجتماعی نسبت به ظلم و بیعدالتی بیتفاوت بود.
مهدویت؛ امیدی برای آینده یا مسئولیتی برای امروز؟
یکی از مهمترین نکات کارشناسی درباره فرهنگ مهدویت، تفاوت میان «امید» و «خیالپردازی» است.
اعتقاد به مهدویت در نگاه شیعه، امید به آیندهای است که عدالت در آن جایگزین ظلم میشود؛ اما این امید نباید به انفعال اجتماعی منجر شود.از منظر تربیتی، جامعه منتظر باید انسانی مسئول، اخلاقمدار و عدالتخواه تربیت کند. بنابراین انتظار میتواند یک سرمایه فرهنگی برای مقابله با ناامیدی اجتماعی باشد؛ به شرط آنکه از سطح شعار فراتر رفته و به رفتار تبدیل شود.حجتالاسلام نیازی استاد حوزه و پژوهشگر مهدویت در ارتباط با ایفای نقش فرهنگ مهدویت در برابر ناامیدی، فردگرایی و آسیبهای اخلاقی جامعه میگوید: پاسخ در این بخش میتواند بر سه محور استوار باشد: امید به آینده، مسئولیتپذیری در زمان حال و اصلاح اخلاق فردی و اجتماعی.غیبت، آزمون شناخت و مسئولیت
با آغاز امامت حضرت مهدی(عج)، مسئله غیبت نیز به یکی از مهمترین مباحث اعتقادی شیعه تبدیل شد.در منابع کلامی شیعه، برای ولادت و حیات امام مهدی(عج) مجموعهای از گزارشهای تاریخی و روایی ارائه شده است و اعتقاد بر این است که حضرت در غیبت به سر میبرند و در زمان مقرر الهی ظهور خواهند کرد.اما غیبت را نباید به معنای نبودن امام تلقی کرد. در ادبیات اعتقادی شیعه، مسئله اصلی این است که انسان در دوران غیبت چگونه نسبت خود را با امام، دین و جامعه تعریف کند.اینجاست که مفهوم «انتظار» اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ زیرا انتظار بدون معرفت میتواند به احساسات محدود شود و معرفت بدون عمل نیز نمیتواند جامعه را به سوی اهداف مهدوی حرکت دهد.
آسیبشناسی مهدویت؛ از افراط تا خرافه
یکی از مهمترین ضرورتهای امروز مقابله با برداشتهای افراطی و غیرمستند از مهدویت است؛ در سالهای اخیر، فضای مجازی زمینه انتشار مطالب مختلف درباره نشانههای ظهور، زمان ظهور و تطبیق حوادث روز با روایات را فراهم کرده است؛ در حالی که در مباحث مهدوی باید میان آموزههای مستند دینی و ادعاهای بدون پشتوانه تفاوت قائل شد.تعیین زمان قطعی برای ظهور یا تطبیق شتابزده هر حادثه سیاسی و اجتماعی با نشانههای ظهور، میتواند به جای تقویت ایمان، زمینه سردرگمی و آسیب اعتقادی را فراهم کند.بنابراین یکی از وظایف مهم عالمان دینی و رسانهها، ارائه محتوای دقیق، مستند و قابل فهم برای نسل جدید است؛ نسلی که بخش مهمی از اطلاعات دینی خود را از شبکههای اجتماعی دریافت میکند.
از تبریک یک مناسبت تا تجدید عهد با امام
نهم ربیعالاول اگرچه در ظاهر یک مناسبت مذهبی است، اما میتواند فرصتی برای بازخوانی یک پرسش مهم باشد: اگر خود را منتظر امام زمان(عج) میدانیم، این انتظار در رفتار ما چه اثری گذاشته است؟منتظر واقعی نمیتواند نسبت به اخلاق اجتماعی بیتفاوت باشد. نمیتوان از عدالت مهدوی سخن گفت اما حق دیگران را نادیده گرفت؛ از کرامت انسان گفت اما دروغ، تهمت و تحقیر را عادی دانست؛ از جامعه آرمانی سخن گفت اما در برابر آسیبهای اجتماعی سکوت کرد.از این منظر، نهم ربیعالاول میتواند نقطهای برای یک «تجدید عهد اخلاقی» باشد؛ عهدی که از شناخت امام آغاز میشود و به اصلاح رفتار فردی و اجتماعی میرسد.
روایت یک روز، وقتی انتظار از تقویم عبور میکند
صبح نهم ربیعالاول، شهر رنگ دیگری پیدا میکند. پرچمها برافراشته میشوند، صلواتها در فضا میپیچد و نام حضرت مهدی(عج) در محافل مذهبی بیشتر شنیده میشود.اما پشت این مراسم، پرسشی عمیقتر وجود دارد؛ اینکه جامعه امروز چقدر با فرهنگ انتظار فاصله دارد و برای نزدیک شدن به آرمانهای مهدوی چه باید کرد؟پاسخ را شاید بتوان در سادهترین رفتارهای روزانه پیدا کرد؛ در حقالناس، صداقت، کمک به نیازمند، رعایت عدالت، حفظ حرمت خانواده، مسئولیتپذیری اجتماعی و ایستادن در برابر ظلم.مهدویت، در این معنا، فقط روایت آینده نیست؛ روایتی از مسئولیت امروز انسان است.
امام غایب، جامعه حاضر
یکی از سوءبرداشتهای رایج این است که غیبت را معادل فقدان ارتباط میان امام و جامعه بدانیم.در مباحث اعتقادی شیعه، امام مهدی(عج) زنده و حاضر دانسته میشود، هرچند در دوران غیبت، دسترسی عمومی و شناخت عادی و آشکار از ایشان وجود ندارد. اسلامکوئست نیز در بررسی ادله حیات حضرت، مجموعهای از شواهد تاریخی و روایی را درباره ولادت و استمرار حیات ایشان بررسی کرده است.بنابراین پرسش اصلی دوران غیبت این نیست که «امام کجاست؟»؛ بلکه این است که «جامعه منتظر چه ویژگیهایی باید داشته باشد؟»این تغییر زاویه نگاه، مهدویت را از یک موضوع صرفاً تاریخی به یک مسئله زنده اجتماعی و اخلاقی تبدیل میکند.
انتظار، راهی از امروز به فرداست
نهم ربیعالاول در فرهنگ شیعه، یادآور آغاز امامت حضرت ولیعصر(عج) است؛ اما اهمیت آن زمانی آشکار میشود که از سطح یک مناسبت تقویمی فراتر رود.
این روز میتواند فرصتی برای بازگشت به معنای عمیق انتظار باشد؛ انتظاری که با شناخت امام آغاز میشود، با اصلاح فردی ادامه پیدا میکند و در مسئولیت اجتماعی و عدالتخواهی به ثمر میرسد.جامعه منتظر، جامعهای نیست که فقط آمدن منجی را آرزو کند؛ جامعهای است که تلاش میکند خود را برای روزی آماده کند که عدالت، اخلاق و کرامت انسان در مرکز زندگی قرار گیرد.نهم ربیعالاول از همین منظر، نه پایان یک روایت تاریخی، بلکه آغاز یک پرسش همیشگی است: ما برای ساختن جامعهای شایسته ظهور، امروز چه کردهایم؟
انتهای پیام//
نظر شما