به گزارش حیات، در چند متری خط آبی، آنجا که بوی خاک با پژواک گلولهبارانی که هنوز کاملاً آرام نگرفته درمیآمیزد، تل علی الطاهر همچون سکوی نظامیِ طبیعی سر برمیآورد که خود را پیش از نقشههای جغرافیدانان، بر نقشههای ژنرالها تحمیل کرده است. این تل، تپهای معمولی در رشتهتپههای جنوب لبنان نیست؛ بلندیای است که با هر جنگ و هر آتشبسِ شکننده، به تیترِ نزاع بر سر «چه کسی از بالا میبیند» تبدیل شده است.
در طول ماهها، این تپه کوچک فضایی مبهم باقی مانده است: بر اساس حقوق بینالملل و قطعنامه ۱۷۰۱، حاکمیت آن لبنانی است، اما عملاً در تیررس اشغال رژیم صهیونی قرار گرفته است؛ اشغالگری که از عقبنشینی از آن خودداری میکند و بر نگهداشتن آن زیر کنترل نظامی اصرار دارد، در میان سکوت بینالمللی که به اعتراف ضمنی به وضعیت موجود شبیه است.
نخست: مشخصا چرا «تل علی الطاهر»؟
بر اساس منابع میدانیِ مطلع، این تل در بخش میانی مرز لبنان و فلسطین اشغالی قرار دارد و در مثلثی جای گرفته که مناطق میس الجبل، حولا و مرکبا به هم میرسند. ارتفاع آن نزدیک به ۷۰۰ متر از سطح دریا است و همین ارتفاع به آن دید مستقیم به این نقاط را میدهد:

شهرک المناره در شمال فلسطین اشغالی
شهرک مرغلیوت
دشت الحوله بهطور کامل
بخشهای گستردهای از کریات شمونه و جادههای اصلی آن

یکی از افسران بازنشسته ارتش لبنان که دههها در این منطقه خدمت کرده است، در گفتوگویی ویژه میگوید:
«از قله تل علی الطاهر میتوان با چشم غیرمسلح حرکت یک خودروی نظامی اسرائیلی را در فاصله ۱۰ کیلومتری درون اراضی اشغالی دید. این یک تپه نیست؛ یک مرکز فرماندهیِ رو به آسمان است.»
همین دید گسترده، این تل را در طول تاریخ به نقطه دیدهبانی پیشرفته برای ارتش لبنان جنوبی در گذشته و سپس برای نیروهای اشغالگر اسرائیلی تا سال ۲۰۰۰ تبدیل کرده بود. پس از آزادسازی نیز این نقطه به موقعیت مرزی حساسی بدل شد که نیروهای یونیفل و ارتش لبنان آن را زیر نظر دارند، در حالی که بقایای سنگرها و استحکامات قدیمی همچنان گواه نقشهای پیاپی آن است.
دوم: امروز چه کسی بر آن تسلط دارد؟
با وجود آنکه توافق آتشبسی که در ۲۷ نوامبر ۲۰۲۴ اجرایی شد، بر عقبنشینی کامل اسرائیل از اراضی لبنان تأکید داشت، تل علی الطاهر همچنان در شمار پنج نقطه مرزی باقی مانده است که اسرائیل از تخلیه آن خودداری کرده است:
تپه الحمامص (بخش الناقوره)
تپه العزیه (بخش العدیسه)
تپه اللبونه (بخش رأس الناقوره)
جبل بلاط (بخش میس الجبل)
تل علی الطاهر (بخش حولا – میس الجبل)

تصاویر ماهوارهای تازهای که المیادین از منابع میدانی دریافت کرده، نشان میدهد در اطراف این تل عملیات خاکریزی و استحکامسازی در جریان است و دستگاههای دیدبانی و آنتنهای ارتباطی نصب شده است؛ موضوعی که از قصد رژیم صهیونیبرای تبدیل آن به یک نقطه نظامی تقریباً دائمی حکایت دارد، نه صرفاً یک نقطه دارای تأخیر در عقبنشینی.
در گشتهای میدانی خبرنگاران، اهالی منطقه تاکید دارند که ارتش اسرائیل کشاورزان را از رسیدن به زمینهای اطراف تل بازداشته و تکتیراندازها را در خاکریزهای شرقی مستقر کرده است؛ اقدامی که نقض روزانه قطعنامه ۱۷۰۱ به شمار میرود.
سوم: چرا رژیم میخواهد آن را تصرف کند؟
دلایل متعدد است، اما همه آنها در راهبرد «منطقه حائل» عملی جمع میشود که تلآویو میکوشد بدون اعلام رسمی، در طول مرز تحمیل کند.
۱. محرومکردن حزبالله از نقطه دیدهبانی پیشرفته
در جنگ ژوئیه ۲۰۰۶، مقاومت اسلامی از تپههای جنوب و از جمله مواضعی مشابه تل علی الطاهر برای هدایت آتش راکتی و دیدهبانی بر شهرکهای شمالی استفاده کرد. رژیم بهخوبی میداند که هر نقطه مرتفع مرزی میتواند به «چشمی» برای حزبالله تبدیل شود؛ به همین دلیل میکوشد آن را اشغال یا بیاثر کند.
۲. تأمین امنیت شهرکهای شمال
پس از عملیات «طوفان الاقصی» در ۷ اکتبر ۲۰۲۳، بیش از ۸۰ هزار شهرکنشین از شمال اسرائیل آواره شدند. فرماندهی امنیتی اسرائیل بر این باور است که بازگشت امنیت به شمال تنها با جلوگیری از هرگونه حضور حزبالله در خط مقدم و سیطره بر تپهها ممکن میشود.

۳. ایجاد «خط دفاع مقدم» درون خاک لبنان
طرح اسرائیل بر دورکردن نیروی رضوان (یگان نخبه حزبالله) از مرز استوار است و اگر این هدف از راه سیاسی ممکن نشود، به اشغال نقاط حاکم روی میآورد. تل علی الطاهر دقیقاً همین امکان را فراهم میکند، زیرا اجازه میدهد هر تحرک زمینی از روستاهای پشتی به سمت مرز زیر نظر باشد.
۴. برگ مذاکراتی
نمیتوان نادیده گرفت که رژیم اشغالگر از این نقاط بهعنوان ابزار فشار در هر مذاکره آینده درباره ترتیبات مرزی، تبادل اسرا یا گفتوگوهای غیرمستقیم با لبنان استفاده میکند.
چهارم: باقیماندن این تل در اشغال چه معنایی دارد؟
از نظر نظامی، باقیماندن سامانه دیدبانی اسرائیلی در ارتفاع ۷۰۰ متری این توان را به آن میدهد که:
هر تحرک شبانه یا روزانه را در عمق ۵ تا ۱۰ کیلومتری خاک لبنان رصد کند.

مستقیماً آتش توپخانهای و هوایی را بر اهداف هدایت کند.
زندگی روزمره را در روستاهای اطراف خفه کند، زیرا ارتش اسرائیل عملاً یک منطقه کشتار را بر کشاورزان تحمیل کرده است.
از نظر سیاسی نیز تداوم اشغال، رویه خطرناکی را تثبیت میکند: اینکه عقبنشینی اسرائیل از لبنان دیگر به قطعنامههای بینالمللی مشروط نیست، بلکه به رضایت امنیتی اسرائیل وابسته شده است. همین مسئله در صورت شعلهورشدن دور تازهای از جنگ، راه را برای اشغال تدریجی مناطق گستردهتر باز میکند.
پنجم: رویکردی که حزبالله برای حفظ این تل به آن نیاز ندارد
در بررسی موازنه قوا روی زمین، تحلیلگران نظامی تأکید میکنند که دفاع ثابت و آشکار روی تل علی الطاهر، گزینه نظامی مناسبی برای حزبالله نیست و دلایل آن چنین است:
۱. برتری هوایی اسرائیل
از آغاز جنگ اخیر، رژیم صهیونی بر اساس آمار ارتش لبنان بیش از ۳۰ هزار حمله هوایی به لبنان انجام داده است. هرگونه استقرار آشکار روی یک تپه، بلافاصله با پهپادها یا آتش توپخانه هدایتشونده منهدم خواهد شد.

۲. دکترین رزمی حزبالله
مقاومت اسلامی بر نبرد از مناطق متعدد و متغیر تکیه دارد، نه بر خطوط دفاعی ثابت. همین ویژگی سبب شد در ۱۴ ماه جنگ، با وجود همه حملات هوایی، توان هدفقراردادن مواضع اسرائیلی را حفظ کند. بنابراین نگهداشتن نیرو روی تل علی الطاهر «هدیهای» برای هدفگیری اسرائیل خواهد بود.
۳. بیاثرسازی تل با آتش، نه با حضور
رویکرد مؤثری که مقاومت در جنوب، چه پیش از ۲۰۰۶ و چه پس از آن، در پیش گرفته است، کنترل آتش بر نقاط حاکم است؛ به این معنا که مانع رسیدن دشمن به آن نقطه نمیشود، بلکه ماندن در آن را بسیار پرهزینه میکند. این همان چیزی است که هدفقرارگرفتن مواضع اسرائیلی در مرز از سوی حزبالله را بدون حفظ مواضع ثابت توجیه میکند.
یک فرمانده میدانی در مقاومت اسلامی که نخواست نامش فاش شود، به المنار گفته است:
«ما فقط با ایستادن روی خاک از آن دفاع نمیکنیم؛ بلکه از هر مترِ اشغالشده تله میسازیم. اگر بخواهند روی این تپه بخوابند، جز با چشمی باز نخواهند خوابید و کاری میکنیم پیش از برپاکردن هر چادری هزار بار فکر کنند.»

چنین دکترینی یعنی حفظ این تل نیازمند اشغال نظامی ثابت نیست، بلکه نیازمند این موارد است:
نگهداشتن آن زیر برد آتش
هدفقراردادن هر تلاشی برای تبدیل آن به موضع نظامی دائمی
فشار سیاسی و دیپلماتیک برای واداشتن اسرائیل به عقبنشینی
مستندسازی نقضهای روزانه برای استفاده در هر دادگاه بینالمللی آینده
در هفتههای اخیر، طبق گزارش رسانههای عبری، قرار بود سرنوشت آن دسته از رزمندگان مقاومت که درون تاسیسات زیر تپه باقی ماندند، با محاصرهی همهجانبه و قطع خط آب و آذوقه، با «مرگ یا تسلیم» یکسره شود. با این حال، هنوز این سناریوی شوم، به مدد الهی و مقاومت عاشورایی رزمندگان محقق نشده است.

در میدان، این منطقه شاهد تنشزایی روزانه است که از آتش توپخانه و حملات هوایی آغاز شده و به استفاده از فسفر سوزان برای آتش زدن پوشش گیاهی و کشف ورودیهای تونل میرسد. چند روز پیش، در پی عملیات رصد و پایش، درگیری مستقیمی در یکی از نقاط میان چند تن از مجاهدان حزبالله و یک نیروی متجاوز اسرائیلی از یگان نخبه ایگوز درگرفت. منابع مطلع اشاره میکنند که یکی از اهداف این عملیات، تلاش اسرائیل برای اجرای کمینی به منظور به اسارت گرفتن یکی از رزمندگان بود تا اطلاعات مستقیمی درباره تأسیسات و شرایط داخلی آن به دست آورد.
ششم: موضع دولت لبنان و جامعه جهانی
دولت لبنان به زبان رئیسجمهور و وزیر خارجه خود تأکید میکند که باقیماندن ارتش اسرائیل در پنج نقطه مرزی اشغالی مردود است و از کمیته پنججانبه (آمریکا، فرانسه، بریتانیا، آلمان و ایتالیا) میخواهد برای عقبنشینی کامل اسرائیل فشار بیاورد.
اما منابع دیپلماتیک غربی در بیروت که المیادین با آنها گفتوگو کرده است، میگویند:
«میان واشنگتن و تلآویو تفاهم ضمنی وجود دارد که این نقاط تا اطلاع ثانوی باقی بماند؛ به این بهانه که استقرار ارتش لبنان در منطقه هنوز کامل نشده است.»
در برابر این دیدگاه، ارتش لبنان تأکید میکند که برای استقرار در آن نقاط بلافاصله پس از عقبنشینی اسرائیل آماده است، اما از هماهنگی مستقیم با اسرائیل خودداری میکند و مأموریت خود را گسترش حاکمیت لبنان بر تمام خاک کشور میداند.

از سوی دیگر، این روایت که آمریکا در مهار رژیم در لبنان ناتوان است، از سوی هیچ ناظر عاقلی قابلباور نیست. اصولا تن دادن واشنگتن به مهار رژیم در لبنان، ضربه به پروژه ای آمریکایی است که حتی قبل از حمله تروریستی خردادماه 1404 کلید خورده بود(تضعیف عمیق و راهبردی تواناییهای مقاومت). آمریکا عملا هیچ علاقهای به نقشآفرینی سازنده در لبنان ندارد و با وقتکشی، فضا و زمان را به رژیم برای پیشروی در نقاط راهبردی همچون تپه علی الطاهر فراهم می کند.
اگر رژیم می خواهد در شمال لیتانی خود را تثبیت کند باید بر این نقطه تسلط داشته تا نوار باریکی که در شمال لیتانی ایجاد کرده را حفظ کرده و سپس بر نبطیه و اطراف آن تسلط کامل داشته باشد. همزمان در همین حین، یک تیم لبنانی – آمریکایی به طور فشرده در حال کار بر روی یک نسخه تسلیمی است تا در قالب مذاکرات لبنان و اسرائیل به امضا رسیده و سپس گام های بعدی آن در داخل و خارج علیه حزب الله آغاز شود، پیش بینی شده که در هفتههای آینده کار تدوین آن به پایان برسد.
هفتم: بعد چه؟
در روستای حولا، در چندکیلومتری تل علی الطاهر، «ام علی» ۶۵ ساله در برابر خانه نیمهویران خود ایستاده است و به ما میگوید:
«اسرائیل هر روز روی تپه است و ما او را میبینیم. دنیا هم میبیند و هیچ اقدامی نمیکند. اما ما مردم جنوب آموختهایم که زمین جز با خون ما گرفته نمیشود و این تپه بازخواهد گشت، همانگونه که هر وجب از لبنان بازگشت.»
این سخنان، باور ریشهدار ساکنان جنوب را خلاصه میکند: تل علی الطاهر فقط یک نقطه نظامی نیست، بلکه آزمونی برای جدیت جامعه بینالمللی در اجرای قطعنامهها و سنجشی برای توان مقاومت در تحمیل معادلههای تازه است.
در این میان، تپه همچنان خاموش است؛ پرچمهای موقت اسرائیلی بر فراز آن در اهتزازند، اما زیر خاک آن ریشههای تاریخی طولانی لبنان امتداد دارد؛ تاریخی که اشغال اکنون آن را میجود، اما هنوز آن را ساقط نکرده است.
جمعبندی
تل علی الطاهر نقطهای راهبردی درجه یک است که بر شهرکهای بزرگ صهیونیستی اشراف دارد.
رژیم عملاً آن را در شمار پنج نقطه مرزی اشغال کرده و در حال استحکامسازی آن است.
هدف اسرائیل: محرومکردن حزبالله از دیدهبانی، تأمین امنیت شمال و تحمیل منطقه حائل است.
حزبالله برای دفاع از این تل نیازی به اشغال آن ندارد؛ بلکه بر کنترل آتش و جلوگیری از تثبیت حضور اسرائیل تکیه میکند.
تداوم اشغال نقض آشکار قطعنامه ۱۷۰۱ است و منطقه را به تنش بیشتری میراند.
کانال تلگرامی «محلّل» به نکتهی کلیدی در معادلهی علیالطاهر اشاره کرده است:
« تپه علی الطاهر امروز به نمادی برای یک معادله گستردهتر تبدیل شده از یکسو شرطبندی سیاسی و نظامی اسرائیل بر یکسره کردن پرونده پیش از کارزارهای انتخاباتی، در مقابل ایستادگی میدانی که مقاومت با آن به عنوان نبردی با ماهیت کربلایی برخورد میکند. این احتمال با توجه به مواضع ایران که امنیت لبنان را به امنیت ملی خود پیوند میدهد، بُعدی منطقهای نیز به خود میگیرد زیرا موضوع فوق مستقیماً به امنیت ملی جمهوری اسلامی ارتباط پیدا میکند.
از این رو، هرگونه ارزیابی اسرائیل مبنی بر اینکه یک عملیات نظامی گسترده در علی الطاهر میتواند در محدوده همین تپه محصور بماند، شرطبندی بسیار خطرناکی است؛ چرا که چنین عملیاتی میتواند سریعاً مسیر تصعیدی جدیدی فراتر از مرزهای منطقه بگشاید و به رویارویی وسیعتری بینجامد که در آن تهران خود را در برابر گزینه مداخله برای حمایت از حزبالله ببیند.»
نظر شما