به گزارش حیات به نقل از فارس، گاهی زندگی یک انسان چنان با یک نام و یک مسیر گره میخورد که آغاز و پایانش نیز رنگ همان مسیر را به خود میگیرد؛ شهید سردار مصطفی مانیان سودانی از همان مردان بود. کودکی که در روز میلاد پیامبر اکرم(ص) متولد شد و سالها بعد، در ظهر ۲۸ صفر و سالروز رحلت همان پیامبر بزرگ، در جبهه به شهادت رسید؛ فاصلهای ۳۲ساله میان دو روز که برای او، آغاز و پایان یک زندگی متفاوت بود.مصطفی از محله سودان اصفهان، از مناطق کمبرخوردار آن روزهای شهر، برخاست؛ اما خیلی زود نشانههای ایمان و علاقهاش به معارف دینی در زندگی او آشکار شد. هنوز ۱۰ سال بیشتر نداشت که به دلیل ایمان و اخلاقش، پیشنماز مدرسه شد و در مسجد محله نیز اذان میگفت و مکبر بود.سالها بعد، همان نوجوان در قامت یکی از فرماندهان سپاه، آموزش نظامی و عقیدتی نیروهای بسیجی و سپاهی را برعهده گرفت و در مسئولیتهایی همچون آموزش عقیدتی ـ سیاسی منطقه اصفهان و یگان حفاظت از شخصیتهای سپاه منطقه ۲ کشور خدمت کرد؛ اما آنچه از او در خاطرات همرزمانش بیشتر از درجه و مسئولیت باقیمانده، اخلاص، تهذیب، شجاعت و دلبستگی عمیقش به جبهه است.در سالهای ابتدایی جنگ، به دلیل توانایی بالای او در آموزش نظامی و عقیدتی، فرماندهان ترجیح میدادند در پشتجبهه بماند و نیرو تربیت کند. استدلالشان این بود که نیروهایی مانند مانیان سرمایه دفاع مقدس هستند و باید برای آموزش دیگر رزمندگان حفظ شوند. اما مصطفی دلش با خط مقدم بود. سرانجام با انتقال به توپخانه سپاه، راهی جبهه غرب شد.
وقتی یک توپ ۱۰۶ مقابل یک گردان ایستاد
یکی از خاطرات ماندگار همرزمان شهید به روزی در جبهه غرب بازمیگردد که نیروهای عراقی در حال پیشروی بودند. شهید مانیان با کسب اجازه از قرارگاه، سوار بر خودروی مجهز به توپ ۱۰۶ شد و به منطقه درگیری رفت.او با استقرار پشت خاکریز و تغییر مداوم محل شلیک، آتش سنگینی بر مواضع دشمن گشود. شدت آتش بهاندازهای بود که نیروهای عراقی تصور کردند با تعداد زیادی خودروی توپدار ایرانی مواجه شدهاند و در نهایت عقبنشینی کردند.مانیان در این درگیری از ناحیه سر نیز مورد اصابت ترکش قرار گرفت، اما دست از مقابله نکشید. این تنها یکی از روایتهای مربوط به شجاعت نظامی سرداری است که همرزمانش او را انسانی متوکل، نترس و درعینحال بسیار متواضع توصیف میکنند.
از صدقه دادن تا «توکلتعلیالله»
از شهید مانیان خاطراتی نقل شده که شخصیت معنوی او را در رفتارهای روزمره نشان میدهد. او در کلاسهای آموزش نظامی، رزمندگان را به صدقه دادن توصیه میکرد و اعتقاد داشت در کنار آمادگی نظامی، باید از نظر معنوی نیز خود را برای حضور در میدان آماده کرد.یکی از همرزمانش روایت میکند که در مأموریتی در سال ۱۳۶۱، مانیان آنان را به صدقه سفارش کرد. در مسیر، خودرو واژگون شد اما سرنشینان آسیب جدی ندیدند.در خاطرهای دیگر، مانیان و یکی از دوستانش برای رفتن به نمازجمعه وسیلهای نداشتند و زمان نیز روبهپایان بود. مصطفی زیر لب میگفت «توکلتعلیالله» و از دوستش خواست صلوات بفرستد. هنوز صلوات هفتم تمام نشده بود که خودرویی مقابل آنها توقف کرد؛ راننده نیز عازم نمازجمعه بود.
زندگی مشترکی که تنها ۲ سال و ۱۰ ماه طول کشید
ازدواج شهید مانیان نیز ساده و بهدور از تشریفات بود. کارتدعوت مراسم با تصویر امام خمینی(ره) و آیات قرآن مزین شده بود.تنها ۱۵ روز از ازدواج گذشته بود که مصطفی به همسرش گفت جبهه و وظیفه او را صدا میزند و نمیتواند همرزمانش را تنها بگذارد.زندگی مشترک این زوج در مجموع ۲ سال و ۱۰ ماه ادامه داشت و حاصل آن یک دختر بود.
«آیا میشود ما هم شهید شویم؟»
چند روز پیش از شهادت، مانیان در زمان مرخصی به همراه دوستانش به گلستان شهدای اصفهان رفت. در مقابل مزار شهید بهشتی نژاد و فرزند خردسالش که به دست منافقین به شهادت رسیده بودند، ایستاد و برای لحظاتی طولانی در سکوت فرو رفت.آنقدر در تصاویر و مزار شهدا غرق شده بود که صدای اطرافیان را نمیشنید. ناگهان آهی کشید و گفت: «آیا میشود ما هم شهید شویم؟» چند روز بیشتر طول نکشید تا این سؤال، پاسخی از جنس شهادت پیدا کند.
تولد در میلاد پیامبر(ص)، شهادت در رحلت پیامبر(ص)
سرانجام مصطفی مانیان سودانی در ۱۵ آذر ۱۳۶۴، مصادف با ظهر ۲۸ صفر و سالروز رحلت پیامبر اکرم(ص)، در جبهه به شهادت رسید.مردی که در روز میلاد پیامبر(ص) متولد شده بود، در روز رحلت همان پیامبر(ص) آسمانی شد؛ کودکی که در ۱۰ سالگی پیشنماز مدرسه شد، جوانی که برای آموزش عقیدتی رزمندگان وقت میگذاشت و فرماندهای که جبهه را دانشگاه الهیات خود میدانست.شاید همین تقارن، بهترین قاب برای روایت زندگی او باشد؛ زندگی مردی که از کودکی با مسجد و قرآن آغاز کرد، در میدان جهاد به اوج رسید و سرانجام در ۲۸ صفر، در سالروز رحلت پیامبر(ص)، به دیدار معبود شتافت.
انتهای پیام//
نظر شما