کد خبر 299796
۲۴ تیر ۱۴۰۵ - ۱۵:۵۱

پاسگاه محیطبانی فرو ریخت، اما پاسداری از ایران نه

پاسگاه محیطبانی فرو ریخت، اما پاسداری از ایران نه

پژوهشگر محیط زیست نوشت: حمله وحشیانه به پاسگاهی که نه سنگر جنگ، که پناهگاه پاسداران طبیعت این سرزمین بود، گواهی روشن بر استیصال دشمنی است که حتی از بالندگی درختان و جوشش چشمه‌های این سرزمین کینه به دل دارد.

به گزارش حیات به نقل از فارس، امیر عبدوس، پژوهشگر محیط زیست، در یادداشتی نوشت: بامدادی دیگر و جنایتی دیگر؛ دست پلید و جنایتکار استکبار جهانی و صهیونیسم بزدل از آستین ترور بیرون آمد و این بار، نه سنگرهای نظامی، که حریم مقدس صیانت از انفال و نگهبانان سبزپوش خاک و آب این مرز و بوم را نشانه رفت. جنایتی که این بار نه تنها جان انسان‌های بی‌گناه، بلکه حرمت طبیعت، امنیت و انسانیت را هدف گرفت. اینبار آتش تجاوز دشمن، بر تن پاسگاه محیط‌بانی «سید جوذر» در منطقه حفاظت‌شده طارمِ حاجی‌آباد هرمزگان افتاد.حمله وحشیانه به پاسگاهی که نه سنگر جنگ، که پناهگاه پاسداران طبیعت این سرزمین بود، گواهی روشن بر استیصال دشمنی است که حتی از بالندگی درختان و جوشش چشمه‌های این سرزمین کینه به دل دارد. آنچه بیش از دیوارهای شکسته، قلبمان را فشرد، شهادت دو فرزند و عروس خانواده محیط‌بان حسن‌زاده بود؛ عزیزانی که بی‌هیچ نقشی در میدان جنگ، قربانی شدند.محیط‌بان، واژه کوچکی است برای رسالتی بزرگ. او نگهبان درختانی است که سخن نمی‌گویند، رودهایی که فریاد نمی‌کشند، جانورانی که پناهی جز انسان ندارند و سرزمینی که شناسنامه یک ملت است. هر پاسگاه محیط‌بانی، تنها یک ساختمان نیست؛ چراغی است که در دورترین نقطه این سرزمین روشن مانده تا حیات خاموش نشود.
از همین رو، آن روز که آتش تجاوز بر چنین مکانی فرود می‌آید، تنها چند دیوار فرو نمی‌ریزند؛ حرمت انسان، طبیعت و وجدان بشری نیز زخمی می‌شود.این جنایت، در امتداد تجاوزات آمریکایی صهیونی، بار دیگر نشان داد که آتش جنگ، آنگاه که از اخلاق و انسانیت تهی شود، حتی پاسداران طبیعت و خانواده‌هایشان را نیز از تیررس خود بیرون نمی‌گذارد. تاریخ، این برگ‌های سیاه را از خاطر نخواهد برد؛ همان‌گونه که خون بی‌گناهان هرگز در حافظه ملت‌ها فراموش نمی‌شود.آنان که ایران را می‌شناسند، می‌دانند این سرزمین با آوار تعریف نمی‌شود. ایران را با قامت مردمانش باید شناخت؛ با صبوری مادرانی که داغ را به دوش می‌کشند، با استواری پدرانی که زیر سنگین‌ترین مصیبت‌ها خم نمی‌شوند، با مردانی که فردای هر ویرانی، دوباره بر همان خاک می‌ایستند و از نو می‌سازند.تاریخ گواهی خواهد داد که آنان که امروز با غرور، از قدرت سلاح سخن می‌گویند، حتی حرمت مأمن پاسداران طبیعت را نیز نگاه نداشتند. تجاوزی که نه نشانی از اقتدار، که اعترافی آشکار به درماندگی در برابر ملتی است که ریشه در تاریخ، ایمان و غیرت دارد. آنان می‌توانند دیوارها را ویران کنند، اما هرگز توان درهم شکستن اراده مردمانی را ندارند که ایران را خانه، هویت و ناموس خویش می‌دانند.
امروز، داغ خانواده همکار محیطبان حسن‌زاده، داغ همه محیط‌بانان ایران است. اشک بر گونه‌های ما جاری است، اما این اشک، هرگز از جنس تسلیم نیست. از دل این اندوه، عهدی دوباره زاده می‌شود؛ عهد پاسداری از ایران، از طبیعت ایران و از خون پاک بی‌گناهانی که قربانی خشونت و تجاوز شدند.به خانواده بزرگوار حسن‌زاده، به همه همکاران سختکوش محیط‌بان به خصوص محیطبانان جنوب کشور و به ملت شریف ایران، این واقعه جانسوز را صمیمانه تسلیت می‌گویم و در برابر مقام شامخ این عزیزان سر تعظیم فرود می‌آورم.پاسگاه سید جوذر شاید امروز بر خاک افتاده باشد، اما ایمان محیط‌بان ایرانی به رسالتش هرگز فرو نخواهد ریخت. آنان که گمان می‌کنند با آتش می‌توان حافظان این سرزمین را از میدان بیرون راند، ایران را نشناخته‌اند. ایران، سرزمین ققنوس‌هاست؛ از خاکستر برمی‌خیزد، داغ می‌بیند، اشک می‌ریزد، اما هرگز از ایستادن دست نمی‌کشد.ایران، زخم برمی‌دارد؛ اما زانو نمی‌زند.
انتهای پیام//

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha