به گزارش حیات به نقل از فارس، این روزها دنیا شاهد خلق حماسهای دیگر از سوی مردم ایران است. مردمی که دو شبانهروز آمدند برای وداع با رهبر شهید. مردمی که با دعا و اشک چشمهایشان آمدند تا برای آخرین بار با آقای شهید دیدار کنند و ایشان را بدرقه کنند تا بهشت.
این روزهای وداع و تشییع درد سنگینی را بر دلهای مردم پایتخت نشانده. دردی که هیچ التیامی ندارد. مصلی طی دو روز، آغوشش را برای وداع کنندگان رهبر شهید باز کرده بود، و امروز خیابانهای تهران میزبان عاشقان آقای شهیدمان است. از امشب آسمان و زمین تهران برای همیشه دلتنگ میماند. دلتنگ مهربانیهای آقا، مهربانی برای زنی که میگفت بخاطر بیماری کبدی مجبور بودم داروی خاص استفاده کنم و وسع خرید دارو نداشتم. نامهای به بیت رهبری نوشتم. کمتر از یک هفته بعد جواب نامه آمد. با آن نامه دیگر هزینه درمانم رایگان شده بود. باز هم دلتنگی آسمان و زمین تهران برای مهربانی آقا. مهربانی آقا نسبت به بافندگان گلیمهای آبی بیت رهبری. وقتی که ایشان اجازه نمیدادند جای گلیم، فرش بر زمین بیندازند و میفرمودند: این صنایع دستی رو به منسوخ شدن است و عدهای با بافت این گلیمها دارند کار میکنند و نان میخورند. اگر ما از آنها نخریم کسی دیگر نمیخرد و ۲ اتفاق میافتد؛ یکی اینکه این صنعت دستی منسوخ میشود و دیگر اینکه به اشتغال این افراد آسیب میزند.
باز هم تهران دلتنگتر میشود برای آقای مهربانی که دلخوشی فرزندان شهدا بودند. فرزندانی که بعد از شهادت پدر، دوباره یتیم شدند. دلتنگی زینب سلیمانی که میگفت: شهادت آقا خیلی سختتر از شهادت حاجقاسم است! و دختر شهید مدافع امنیت در اغتشاشات ۱۴۰۱ پوریا احمدی که دلتنگ آغوش باز رهبر شهید است.این روزها و شبها وقتی پای صحبتهای بغضآلود مردم مینشینی دلتنگی تمامی ندارد؛ دلتنگی برای شبهای فاطمیهها و شبهای محرم، سخنرانیهای روشنگرانه و حماسی آقا که حجت را بر همگان تمام میکرد، دیدارهای دانشجویی، دیدارهای عمومی و جشن فرشتهها و...
و اما مرهم این زخم؛ مردم میگویند: انتقام خون آقای شهیدمان باید گرفته شود. و ایستادن پای بیعت با خلف صالح ایشان؛ آقاسیدمجتبی خامنهای.
انتهای پیام//
نظر شما