به گزارش خبرنگار حیات، کارشناسان معتقدند ایران به دلیل موقعیت ژئوپلیتیکی منحصربهفرد خود، ظرفیت تبدیل تهدید محاصره دریایی به فرصتی برای بازآرایی مسیرهای تجارت خارجی را دارد؛ ظرفیتی که اگر با توسعه زیرساختهای حملونقل، دیپلماسی اقتصادی و سرمایهگذاری هدفمند همراه شود، نه تنها امنیت واردات کالاهای اساسی را افزایش میدهد، بلکه صادرات غیرنفتی کشور را نیز از وابستگی به یک مسیر خارج خواهد کرد.
در سالهای گذشته، بیش از ۸۰ درصد تجارت دریایی ایران از مسیر بنادر جنوبی و بهویژه تنگه هرمز انجام شده است. این تمرکز اگرچه از منظر اقتصادی به دلیل دسترسی مستقیم به آبهای آزاد مزیت محسوب میشود، اما در شرایط بحرانهای امنیتی، تحریمها یا افزایش هزینههای بیمه کشتیها، به یکی از مهمترین نقاط آسیبپذیر اقتصاد کشور تبدیل میشود.
تحولات هفتههای اخیر نیز بار دیگر نشان داد هرگونه ناامنی در خلیج فارس، بلافاصله هزینه حملونقل، کرایه کشتیها، نرخ بیمه و زمان انتقال کالا را افزایش میدهد. در چنین شرایطی، حتی اگر مسیر دریایی به طور کامل بسته نشود، صرف افزایش ریسک میتواند قیمت تمامشده واردات کالاهای اساسی و مواد اولیه تولید را بالا ببرد.
اما ایران برخلاف بسیاری از کشورهای منطقه، تنها به جنوب وابسته نیست. موقعیت جغرافیایی کشور امکان اتصال همزمان به آسیای مرکزی، قفقاز، روسیه، ترکیه، عراق، پاکستان و چین را فراهم کرده و همین ویژگی، ظرفیت ایجاد شبکهای متنوع از مسیرهای تجاری را به وجود آورده است.
شمال؛ کریدوری که میتواند بار هرمز را سبک کند
یکی از مهمترین ظرفیتهای ایران، کریدور بینالمللی شمال ـ جنوب است؛ مسیری که بنادر جنوبی را از طریق شبکه ریلی و جادهای به دریای خزر، روسیه و شمال اروپا متصل میکند.
با تکمیل راهآهن رشت ـ آستارا، حلقه مفقوده این کریدور نیز تکمیل خواهد شد و امکان انتقال سریعتر کالا میان هند، ایران و روسیه فراهم میشود. این مسیر میتواند بخشی از واردات کالاهای اساسی مانند غلات، روغن خام، نهادههای دامی و چوب را از طریق بنادر شمالی کشور انجام دهد.
در سالهای اخیر ظرفیت بنادر امیرآباد، انزلی، کاسپین و نوشهر افزایش یافته و این بنادر میتوانند نقش مهمتری در تجارت خارجی کشور ایفا کنند.
همچنین افزایش تجارت با روسیه پس از تحریمهای غرب علیه مسکو، فرصت کمنظیری برای گسترش این مسیر ایجاد کرده است. روسیه امروز یکی از مهمترین تأمینکنندگان غلات، ذرت، جو و روغن برای ایران محسوب میشود و انتقال این کالاها از مسیر دریای خزر، وابستگی به تنگه هرمز را کاهش میدهد.
![]()
شرق؛ اتصال به پاکستان، چین و آسیای مرکزی
مسیر شرقی ایران طی سالهای اخیر اهمیت راهبردی بیشتری پیدا کرده است. مرزهای مشترک با پاکستان، افغانستان و ترکمنستان، امکان اتصال به شبکههای حملونقل آسیای مرکزی و حتی کریدور اقتصادی چین و پاکستان (CPEC) را فراهم میکند.فعال شدن خطوط ریلی شرق کشور، توسعه مرز میرجاوه، سرخس و اینچهبرون و افزایش همکاری با کشورهای عضو سازمان همکاری شانگهای میتواند بخش مهمی از تجارت ایران را به سمت شرق هدایت کند.
از سوی دیگر، چین که بزرگترین شریک تجاری ایران محسوب میشود، در سالهای اخیر سرمایهگذاری گستردهای در مسیرهای زمینی و ریلی انجام داده است. استفاده از این ظرفیت میتواند وابستگی صادرات و واردات ایران به مسیرهای دریایی را کاهش دهد.
غرب؛ دروازه ورود به بازارهای منطقه
مسیر غربی نیز یکی از مهمترین گزینههای ایران برای عبور از شرایط بحرانی است.
عراق اکنون بزرگترین مقصد صادرات غیرنفتی ایران است و روزانه هزاران کامیون از مرزهای غربی میان دو کشور تردد میکنند.علاوه بر عراق، ترکیه نیز به عنوان پل ارتباطی ایران با اروپا، ظرفیت بالایی برای انتقال کالا دارد.توسعه خطوط ریلی ایران ـ ترکیه، افزایش ظرفیت مرزهای بازرگان، رازی و سرو و همچنین اتصال به بنادر مدیترانهای، میتواند مسیر صادرات کالاهای ایرانی را متنوعتر کند.در صورت بهبود شرایط سیاسی سوریه نیز دسترسی ایران به بنادر مدیترانه، گزینهای مهم برای صادرات به اروپا و شمال آفریقا خواهد بود.
کالاهای اساسی چگونه جابهجا شوند؟
یکی از مهمترین دغدغههای کشور در شرایط بحران، واردات کالاهای اساسی است.گندم، ذرت، جو، کنجاله سویا، روغن خام و دارو نباید تنها از مسیر جنوب وارد شوند.کارشناسان پیشنهاد میکنند دولت ذخایر راهبردی این کالاها را میان بنادر جنوبی و شمالی توزیع کند تا در صورت اختلال در یک مسیر، شبکه تأمین کشور دچار بحران نشود.همچنین قراردادهای بلندمدت با روسیه، قزاقستان و سایر کشورهای حوزه اوراسیا میتواند امنیت غذایی کشور را افزایش دهد.
صادرات غیرنفتی؛ نیازمند تنوع مسیر
صادرات محصولات پتروشیمی، فولاد، سیمان، مصالح ساختمانی، محصولات کشاورزی و صنایع غذایی نیز نباید صرفاً به بنادر جنوبی وابسته باشد. بخش قابل توجهی از این کالاها قابلیت انتقال از طریق خطوط ریلی و جادهای به کشورهای همسایه را دارند. بازار ۶۰۰ میلیون نفری کشورهای همسایه، فرصتی است که در صورت تقویت زیرساختها میتواند وابستگی ایران به مسیرهای دریایی را کاهش دهد.
دیپلماسی ترانزیتی؛ حلقه مفقوده
توسعه مسیرهای جایگزین تنها با ساخت جاده و راهآهن محقق نمیشود. ایران باید همزمان دیپلماسی ترانزیتی خود را نیز تقویت کند؛ از امضای توافقات گمرکی و حملونقل با کشورهای همسایه گرفته تا کاهش زمان ترخیص کالا، یکپارچهسازی سامانههای مرزی و جذب سرمایهگذاری خارجی در حوزه لجستیک. همچنین حضور فعال در سازمان همکاری شانگهای، اتحادیه اقتصادی اوراسیا و بریکس میتواند فرصتهای تازهای برای اتصال ایران به شبکههای حملونقل بینالمللی ایجاد کند.
واقعیت این است که هرچند تنگه هرمز همچنان مهمترین شاهراه تجارت دریایی ایران خواهد بود، اما تجربه سالهای اخیر نشان داده وابستگی بیش از حد به یک مسیر، اقتصاد کشور را در برابر تحولات امنیتی آسیبپذیر میکند.
ایران امروز از یک مزیت ژئوپلیتیکی کمنظیر برخوردار است؛ مزیتی که امکان اتصال همزمان به شمال، شرق و غرب را فراهم کرده است. اگر این ظرفیت با توسعه زیرساختهای ریلی، جادهای و بندری، تکمیل کریدورهای ترانزیتی و دیپلماسی اقتصادی فعال همراه شود، حتی در سختترین شرایط نیز امکان تداوم واردات کالاهای اساسی و صادرات محصولات ایرانی وجود خواهد داشت.
به بیان دیگر، راهبرد آینده تجارت ایران نه در جایگزینی کامل جنوب، بلکه در چندمسیره کردن شریانهای تجاری کشور نهفته است؛ راهبردی که میتواند محاصره دریایی را از یک تهدید اقتصادی به فرصتی برای تقویت تابآوری ملی تبدیل کند.
انتهای پیام/
نظر شما