به گزارش حیات، افشین جوان در گفتوگو با ایرنا، به بررسی پیامدهای توافق اخیر ایران و آمریکا بر بازار جهانی انرژی پرداخت و افزود: در بازار جهانی نفت، برخی رویدادها تنها یک خبر سیاسی نیستند؛ بلکه نقطه عطفی هستند که میتوانند مسیر تجارت جهانی انرژی را برای سالها تغییر دهند.
وی تاکید کرد: توافق اخیر میان ایران و آمریکا و آغاز بازگشایی تدریجی تنگه هرمز یکی از همین رویدادهاست؛ رخدادی که نهتنها قیمت نفت، بلکه رفتار سرمایهگذاران، شرکتهای کشتیرانی، پالایشگاهها و حتی سیاستگذاران انرژی را تحت تأثیر قرار داده است.
به گفته این تحلیلگر، اگرچه نخستین واکنش بازار، کاهش قیمت نفت و فروکش کردن نگرانیها از کمبود عرضه بود، اما واقعیت پیچیدهتر از آن است که فقط با چند روز کاهش قیمت بتوان از پایان بحران سخن گفت. بازار اکنون وارد مرحلهای شده که کارشناسان آن را «دوره پسابحران» مینامند؛ دورهای که در آن خطر فوری اختلال عرضه کاهش یافته، اما آثار اقتصادی و لجستیکی بحران همچنان پابرجاست.
هرمز؛ باریکترین گلوگاه انرژی جهان
جوان با اشاره به جایگاه راهبردی تنگه هرمز یادآورشد: تنگه هرمز که در باریکترین نقطه خود کمتر از ۴۰ کیلومتر عرض دارد، سالهاست مهمترین گذرگاه انرژی جهان محسوب میشود. روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت خام و میعانات گازی از این مسیر عبور میکند؛ رقمی که تقریباً معادل یکپنجم مصرف روزانه نفت جهان است.
وی خاطرنشان کرد: افزون بر این، حدود یکپنجم تجارت جهانی LNG نیز به این آبراه وابسته است. قطر، بهعنوان یکی از بزرگترین صادرکنندگان LNG جهان، تمام صادرات خود را از طریق هرمز به بازارهای آسیایی و اروپایی ارسال میکند، به همین دلیل هرگونه اختلال در این تنگه، حتی اگر کوتاهمدت باشد، به سرعت به موضوعی جهانی تبدیل میشود و فراتر از منطقه خلیج فارس بر اقتصاد جهان اثر میگذارد.
این تحلیلگر بینالمللی نفت و انرژی تصریح کرد: در نخستین ساعات پس از اعلام توافق، بازارهای مالی واکنش مثبتی نشان دادند. معاملهگران قراردادهای آتی نفت بخشی از «پرمیوم ریسک ژئوپلیتیک» را از قیمتها حذف کردند و قیمت نفت کاهش یافت. با این حال، در دنیای واقعی، نفت و LNG با سرعت بازارهای مالی حرکت نمیکنند.
ترافیک انرژی در خلیج فارس
جوان توضیح داد: کشتیهایی که هفتهها در انتظار عبور بودند، همچنان باید مجوزهای امنیتی دریافت کنند. شرکتهای بیمه دریایی باید ارزیابی جدیدی از ریسک انجام دهند. بنادر باید برنامههای بارگیری را بازتنظیم کنند و پالایشگاهها نیز باید قراردادهای تأمین خوراک خود را اصلاح نمایند.
وی افزود: به همین دلیل است که اقتصاددانان انرژی میان «نرمالسازی قیمت» و «نرمالسازی فیزیکی بازار» تفاوت قائل میشوند.
این تحلیلگر بینالمللی نفت و انرژی با بیان اینکه در ظاهر، باز شدن هرمز باید به معنای بازگشت فوری نفت به بازار باشد؛ اما واقعیت بسیار پیچیدهتر است، تشریح کرد: در طول دوره بحران، سه نوع اختلال همزمان ایجاد میشود، نخست، در محمولههایی که هنوز بارگیری نشدهاند، دوم، در نفتکشهایی که بارگیری شده اما در انتظار عبور ماندهاند و سوم، محمولههایی که مسیرهای جایگزین و طولانیتر را انتخاب کردهاند.
به گفته جوان این وضعیت نوعی «ترافیک انرژی» ایجاد میکند که حتی پس از بازگشایی مسیر نیز به سرعت از بین نمیرود. از همین رو میتوان برآورد کرد که پاکسازی کامل صف نفتکشها و بازگشت جریان صادرات نفت خام به شرایط عادی بین یک تا سه ماه زمان نیاز خواهد داشت.
LNG؛ بازاری که دیرتر آرام میشود
وی با اشاره به تفاوت بازار LNG و نفت خام اذعان داشت: اگر نفت خام سریع به وضعیت عادی بازمیگردد، LNG داستان متفاوتی دارد. برخلاف نفت خام که انعطافپذیری بیشتری در حمل و ذخیرهسازی دارد، بازار LNG بر پایه قراردادهای دقیق زمانی، کشتیهای تخصصی و پایانههای محدود دریافت و بازگازسازی بنا شده است. به همین دلیل هر اختلال در زنجیره LNG آثار طولانیتری نسبت به بازار نفت بر جای میگذارد.
به باور این تحلیلگر، در بهترین حالت، بازار LNG ظرف سه ماه و در سناریوی محافظهکارانه طی ۶ تا ۱۲ ماه به شرایط عادی بازخواهد گشت.
جوان با طرح پرسش "نفت پس از هرمز به کدام سو حرکت خواهد کرد؟ " تاکید کرد: اگر توافق ایران و آمریکا پایدار بماند و مسیر کشتیرانی بدون حادثه امنیتی جدی باز بماند، شاید نفت برنت در محدوده ۷۰ تا ۸۵ دلار در هر بشکه تثبیت خواهد شد. با این حال انتظار سقوط شدید قیمتها چندان واقعبینانه نیست.
به عقیده وی، ذخایر تجاری نفت در بسیاری از کشورهای مصرفکننده هنوز پایینتر از میانگین تاریخی قرار دارد. همچنین شرکتهای بیمه و کشتیرانی هنوز بخشی از هزینههای ریسک را حفظ خواهند کرد. افزون بر آن، خاطره بحران اخیر باعث میشود بسیاری از واردکنندگان انرژی تمایل بیشتری به نگهداری ذخایر احتیاطی داشته باشند.
جوان یادآورشد: به همین دلیل، حتی در صورت موفقیت کامل توافق، نفت به احتمال زیاد وارد یک دوره کاهش تدریجی و کنترلشده خواهد شد، نه سقوط آزاد.
پالایشگاهها برندگان موقت دوران گذار
این تحلیلگر بینالمللی نفت و انرژی با طرح این موضوع که در میان بازیگران بازار انرژی، پالایشگاهها ممکن است بزرگترین برندگان کوتاهمدت این دوره باشند، توضیح داد: در زمان بحران، قیمت فرآوردههایی مانند بنزین، دیزل و سوخت جت اغلب سریعتر از نفت خام افزایش مییابد. نتیجه این وضعیت افزایش حاشیه سود پالایشگاهی یا Crack Spread است.
وی افزود: هرچند با بازگشت نفت خام به بازار، این حاشیه سود به تدریج کاهش خواهد یافت، اما انتظار میرود تا بخش زیادی از سود پالایشگاهها در سال ۲۰۲۶ و حتی بخشی از ۲۰۲۷ همچنان بالاتر از میانگین تاریخی باقی بماند.
جوان ادامه داد: شاید مهمترین اثر بلندمدت بحران اخیر نه بر قیمت نفت، بلکه بر ذهنیت مصرفکنندگان و سرمایهگذاران باشد.
این تحلیلگر بینالمللی نفت و انرژی خاطرنشان ساخت: کشورهای واردکننده انرژی اکنون بیش از گذشته متوجه شدهاند که بخش بزرگی از عرضه جهانی نفت و LNG از یک مسیر بسیار محدود عبور میکند. این موضوع باعث خواهد شد در سالهای آینده سرمایهگذاری در مسیرهای جایگزین، خطوط لوله جدید، ذخایر استراتژیک، پایانههای LNG و پروژههای انرژی در آفریقا، آمریکای شمالی و شرق مدیترانه افزایش یابد.
این کارشناس تصریح کرد: به عبارت دیگر، بحران هرمز ممکن است آغازگر مرحلهای جدید در جغرافیای انرژی جهان باشد؛ مرحلهای که در آن «امنیت عرضه» اهمیت بیشتری از «کمترین قیمت ممکن» پیدا میکند.
آیا جهان وارد عصر جدید امنیت انرژی میشود؟
جوان اظهارداشت: بازار انرژی در سالهای اخیر با شوکهای متعددی روبهرو بوده است؛ از همهگیری کرونا گرفته تا جنگ اوکراین و بحرانهای خاورمیانه. اما بحران هرمز بار دیگر این واقعیت را یادآوری کرد که امنیت انرژی همچنان یکی از مهمترین مؤلفههای امنیت ملی و اقتصادی کشورهاست.
وی اضافه کرد: در چنین شرایطی، توافق ایران و آمریکا نهتنها میتواند به کاهش تنشهای منطقهای کمک کند، بلکه ممکن است فرصتی برای بازتعریف ساختار تجارت جهانی انرژی نیز فراهم آورد.
این تحلیلگر بینالمللی نفت و انرژی گفت: بازگشایی تدریجی تنگه هرمز بدون تردید مهمترین عامل کاهش ریسک در بازار نفت طی ماههای اخیر بوده است. با این حال، پایان بحران به طور دقیق به معنای بازگشت فوری شرایط عادی نیست.
جوان افزود: بازار نفت شاید طی یک تا ۲ ماه آینده آرامتر خواهد شد، اما پاکسازی کامل آثار بحران، بازگشت اعتماد شرکتهای کشتیرانی، کاهش هزینههای بیمه و نرمالسازی بازار LNG ممکن است بین ۶ تا ۱۲ماه زمان نیاز داشته باشد.
این تحلیلگر تأکید کرد: شاید مهمترین نتیجه این تحولات آن باشد که بازار نفت بار دیگر نشان داد قیمتها سریعتر از اعتماد بازسازی میشوند. در دنیای انرژی، بازگشایی یک تنگه ممکن است تنها چند روز زمان ببرد؛ اما بازگشایی کامل اعتماد بازار، ماهها و گاه سالها طول میکشد.
انتهای پیام//
نظر شما