ژانویه ۱۹۷۶ میلادی، سپهبد حسن طوفانیان در اتاق دونالد رامسفیلد، وزیر دفاع آمریکا ایستاد و تهدید کرد که اگر واشنگتن قیمت تسلیحات را کم نکند و نفت بیشتری از ایران نخرد، محمدرضا پهلوی به سراغ متحدان دیگری خواهد رفت. اما وزارت دفاع در پاسخ به تهدیدهای طوفانیان گفت که «آمریکا نمیتواند جنگ افزار بیشتری به ایران بفروشد و چنانچه تهران مایل به لغو قراردادهای موجود باشد ایالات متحده بی درنگ با آن موافقت میکند.» پس از بازگشت طوفانیان، محمدرضا پهلوی نامه شش صفحهای برای رامسفیلد، وزیر دفاع، فرستاد وی پنتاگون را به اغفال و ریاکاری در معاملات جنگافزار با ایران، به دلیل کیفیت پایینتر از آنچه قبلاً توافق شده بود متهم کرد و به آمریکاییهایی که به دیدنش آمده بودند گفت «من از حقه بازیهای مقامات پنتاگون و نمایندگان نظامی و غیر نظامی آنها خسته شده ام…»

محمدرضا و مشاورانش تصور میکردند جهش قیمت نفت در سال ۱۹۷۳ ابدی است، اما این بحران غرب را به سمت رکود و کاهش مصرف سوخت کشاند. با ثابت ماندن درآمد نفت و اوجگیری تورم جهانی، پول دولت ایران برای پروژههای بزرگ عمرانی مثل بنادر و فرودگاهها تمام شد. دقیقاً در همین زمان، ماشه بحران در روابط دو کشور از راهروهای کنگره آمریکا چکانده شد. با تصویب قانون محدودیت کمکهای خارجی در سال ۱۹۷۴، کنگره قدرت پیدا کرد که ظرف ۳۰ روز هر معامله تسلیحاتی را وتو کند. سناتورهای پرنفوذی چون هنری جاکسون و ادوارد کندی با اشاره به کاهش تهدیدات منطقهای پس از قرارداد ۱۹۷۵ ایران و عراق، خواستار قطع ارسال سلاح به خاورمیانه شدند و نمایندهای به نام لِس آسپین حتی لوایح لغو فروش ناوشکنهای مدرن به ایران را کلید زد.

کار به جایی رسید که ژنرال روبرت هایزر به تهران آمد و هشدار داد که اگر بینظمیهای لجستیکی ارتش شاه ادامه یابد، واشنگتن طرحهای اضطراریاش را متوقف خواهد کرد. در حالی که تهران، مقامات آمریکایی را به دغلکاری متهم میکرد، آمریکاییها دست روی فساد سیستماتیک رژیم پهلوی گذاشته بودند. افشاگریهای سنا نشان میداد اعضای خاندان سلطنتی غرق در رشوه بودند؛ پرونده مالی سپهبد محمد خاتمی (شوهر خواهر شاه) در کنگره دست به دست میشد و دریادار رمزی عطائی، فرمانده نیروی دریایی، به جرم دریافت ۴ میلیون دلار رشوه از شرکتهای آمریکایی بازداشت شده بود. حتی فریدون مهدوی، وزیر بازرگانی، به خاطر افشای همین فسادها از کار برکنار شد. امیرعباس هویدا، نخستوزیر وقت، تلاش کرد با حمله به رسانههای غربی، این فسادها را به «ضعف اخلاقی جامعه تجاری بینالمللی» ربط دهد و غربیها را موعظهگرانی گرفتار ضعف اخلاقی بنامد؛ اما طنز تلخ تاریخ آنجا بود که محمدرضا پهلوی در روزهای آخر، همین هویدای موعظهگر را به عنوان قربانی فساد به زندان انداخت؛ مردی که پس از انقلاب، از اولین اعدامیهای دادگاه شد. رسانههای غربی که سالها مداح پهلوی بودند، حالا شمشیر را از رو بسته بودند. در فوریه ۱۹۷۶ نیویورک تایمز در سرمقالهای هشدار داد که «ایالات متحده با فروش این همه جنگافزار و تجهیزات به کشورهای حوزه خلیج فارس مرتکب اشتباه بزرگی شده و دولتهای منطقه با اسراف و ولخرجی ثروت و دارایی، خود به غلط تظاهر به قدرتمندی میکنند.»
محمدرضا پهلوی که از پشتیبانی واشنگتن نسبت به خود تردید پیدا کرده بود، به سیاست دولت آمریکا خرده گرفت و طی مصاحبه با خبرنگاران روزنامههای آمریکا گفت «اگر ایالات متحده ارسال سلاح و تجهیزات را به روی ما قطع کند، مطمئن باشید بیش از آنچه شما بتوانید به ایران لطمه وارد سازید، صدمه خواهید خورد. تنها راهی که واشینگتن میتواند انتخاب کند ادامه فروش اسلحه یا آشفتگی در اوضاع منطقه است شما بیشتر به یک غول افلیج شباهت دارید [...]، ما ده بازار دیگر برای تهیه و تأمین خواستهایمان در اختیار [...] من نگران پایین آمدن اعتبار ایالات متحده آمریکا هستم. هم اکنون کسانی هستند که در انتظار فرصت نشستهاند.»
اما واقعیت مکتوب در گزارش کمیته روابط خارجی سنا در جولای ۱۹۷۶ (۱۳۵۵ ش) چیز دیگری میگفت: ایران بدون مستشاران آمریکایی طی ۵ تا ۸ سال آینده توان اداره هیچ جنگ بزرگی را ندارد. این گزارش با اشاره به حضور ۲۴ هزار آمریکایی در ایران، یک پیشبینی وحشتناک کرد؛ اینکه در صورت وقوع تغییرات سیاسی، احساسات ضدآمریکایی بالا خواهد گرفت و هزاران آمریکایی در معرض خطر قطعی «گروگانگیری» قرار میگیرند؛ هشداری استراتژیک که دقیقاً سه سال بعد تعبیر شد. در آخرین روزهای اوت ۱۹۷۶، هنری کیسینجر سراسیمه به تهران آمد تا با امضای قرارداد ۳.۴ میلیارد دلاریِ فروش ۱۶۰ فروند جنگنده اف-۱۶، دل شاه را گرم کند. اما این معاملات دیگر نمیتوانست ترکهای عمیق این رابطه را بپوشاند. گزارشهای تکاندهنده سازمان عفو بینالملل از شکنجههای ساواک و وجود هزاران زندانی سیاسی، آبروی بینالمللی شاه را برده بود و انتقاد روزنامههای آمریکایی مثل کابوس آزارش میداد. با این حال محمدرضا پهلوی در مصاحبه با خبرنگاران خارجی میگفت: «ایران برنامههایش را تغییر نمیدهد؛ ما استقلال داریم و تشخیص اینکه به چه چیزی نیاز داریم با خودمان است».
در همان روزها روزنامه واشنگتنپست، ایران را میراث به بنبست رسیده سیاست خارجی نیکسون خواند و نوشت: «آمریکا نه میتواند تعهدش را به ایران انجام دهد و نه به آسانی میتواند آن را رها کند.» محمدرضا پهلوی تمام پول نفت را خرج جتها و ناوشکنها کرد، اما یادش رفت ارتش بدون بنادر آماده، بدون نقدینگی و بدون رضایت مردم، فقط یک ویترین قشنگ است. روزی که طوفان انقلاب به پا شد، هیچکدام از آن اف-۱۶های پیشرفته و گرانقیمت، حتی یک روز هم نتوانستند او را روی تخت سلطنت نگه دارند.
منابع: 1. کتاب «تاریخ بیست و پنجساله ایران» از غلامرضا نجاتی2. کتاب «با نیتهای خیر» (Paved with good Intentions) از باری روبین
انتهای پیام//
نظر شما