کد خبر 296433
۲۵ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۱:۴۲

نقدی بر شتاب‌زدگی در تحلیل یک چارچوب محرمانه

نقدی بر شتاب‌زدگی در تحلیل یک چارچوب محرمانه

هنوز بر سر ۵ تا ۶ موضوع کلیدی و حیاتی از ارکان منافع ملی، توافقی صورت نگرفته. آنچه هست، پیش‌نویسی در حال تغییر است.

به گزارش حیات، مهدی محمدی مشاور راهبردی رئیس مجلس شورای اسلامی طی یادداشتی نوشت: در میان هیاهوی این روزها و اظهارنظرهای شتاب‌زده دربارهٔ آنچه «متن توافق» خوانده می‌شود، چند نکتهٔ راهبردی را با صراحت و بر مبنای فرایند جاری به بحث می‌گذارم. این یادداشت، نه موضع یک مذاکره‌کننده، بلکه تلاشی برای روشنگری در برابر پروژهٔ تحریف و التهاب‌آفرینی در افکار عمومی است.

توافقی در کار نیست، تا مسائل اصلی حل نشود

هنوز بر سر ۵ تا ۶ موضوع کلیدی و حیاتی از ارکان منافع ملی، توافقی صورت نگرفته. آنچه هست، پیش‌نویسی در حال تغییر است. هرگونه اعلام قطعیِ وجود «توافق نهایی» خلاف واقع و آب به آسیاب جنگ روانی دشمن ریختن است. متونی که این روزها دست به دست می‌شود، یا نسخه‌های کهنه و منسوخ است یا اساساً جعلی.

فرایند زیر نظر حضرت آقاست؛ این مذاکره «رهبری» نیست، «نظارت» است

ساده‌انگارانه است اگر بپنداریم رویدادی با این حساسیت بدون اشراف رهبری رخ می‌دهد. حضرت آقا نه فقط مطلع‌اند، بلکه مراقب اصلی محاسبات مسئولین هستند. ایشان به مثابه دیده‌بانی حکیم، بالای سر فرایند ایستاده‌اند. اما این معنای مذاکرهٔ مستقیم رهبری نیست؛ نظام سازوکار مشخصی دارد: شورای عالی امنیت ملی و کمیته‌های تخصصی.

پرسشی از منتقدین: شما که محرمانگی را می‌فهمید، چرا امروز طلب شفافیت دارید؟

بیشتر منتقدین فعلی، خود از چهره‌های سابق تیم مذاکره‌کننده بوده‌اند. آیا در دوران دکتر جلیلی یا دکتر باقری، جزئیات فنی مذاکرات زنده از صداوسیما پخش می‌شد؟ اساساً جنس این مذاکرات محرمانه است. نمی‌توان کشوری را با تمام اسرارش در رسانه‌ها اداره کرد.

در همین دور، بی‌شک بیشتر از همیشه اطلاع‌رسانی شده. کافی نیست، اما کسانی که دیروز مجری همان پروتکل‌های محرمانگی بودند، امروز با انگشت اتهام القا کنند «چون محرمانه است، پس خیانتی در کار است» – این رویه از حد انصاف خارج است، به‌ویژه نسبت به شخصیتی مثل دکتر قالیباف که پرچم‌دار جنگ و مقاومت است.

چارچوب وارونه؛ گامی که «آنها» باید اول بردارند

مهم‌ترین شاه‌کلید فهم ماجرا، «چارچوب» ضدبرجامی این توافق احتمالی است:

در برجام: ایران اول برنامهٔ هسته‌ای را جمع کرد، سپس منتظر رفع تحریم‌ها ماند – که نشد.

در چارچوب جدید: منطق کاملاً معکوس است

مرحله اول (اعتمادسازی از سوی دشمن):

آمریکا و متحدانش باید ظرف مدت محدود انجام دهند:

توقف کامل جنگ در ایران و لبنان

آزادسازی نیمی از دارایی‌های بلوکه‌شده (از مسیر اعراب و قطر)

رفع محاصره دریایی و بازگشت ترافیک تجاری

تعلیق تحریم‌های نفتی برای فروش آزاد نفت

خروج نیروهای آمریکایی از مجاورت مرزهای ایران

مرحله دوم (راستی‌آزمایی توسط ایران):

ایران پس از ۷۲ ساعت صحت اقدامات را بررسی می‌کند. اگر انجام نشده باشد، وارد فاز بعدی نمی‌شویم و تنگه هرمز هم باز نخواهد شد.

ما در گام اول هیچ امتیاز هسته‌ای یا راهبردی اساسی‌ای نمی‌دهیم؛ فقط بحث می‌کنیم. آیا تاکنون آمریکا زیر بار چنین چارچوبی رفته که اول امتیاز بدهد؟ این یک پیروزی در طراحی راهبردی است.

تنگه هرمز؛ مدیریت ایرانی، نه شوخی آمریکایی

در بندهای مربوط به تنگه هرمز، «ترتیبات ایرانی» تثبیت شده است. ایران تعیین می‌کند: کدام کشتی تجاری است، کدام مسیر امن، هزینه خدمات چقدر است و کشتی‌های متخاصم (از جمله صهیونیستی) اساساً اجازه عبور ندارند.

واژهٔ «عبور نامحدود» در نسخ قدیمی به معنای عبور همه نیست، بلکه کشتی‌هایی که ترتیبات ما را بپذیرند، مشمول محدودیت دستوری نمی‌شوند. ابزار تنگه دست ماست؛ اگر توافق اجرا نشود، در کمتر از یک ساعت به وضعیت قفل‌شدگی بازمی‌گردیم. این یعنی تضمین اجرا.

پرونده هسته‌ای؛ رقیق‌سازی در ازای کل تحریم‌ها

تا این مرحله، هیچ تعهد عملی در حوزه هسته‌ای نداده‌ایم. خواستهٔ طرف مقابل محدود شده به بحث احتمالی آینده دربارهٔ رقیق‌سازی مواد با غنای بالا و تکرار فتوای خودمان مبنی بر عدم ساخت سلاح هسته‌ای.

در ازای این؟ طرف مقابل نوشته که تمام تحریم‌های اولیه و ثانویه را در توافق نهایی برمی‌دارد. این در تاریخ مذاکرات بی‌سابقه است که غرب حاضر شود در ازای رقیق‌سازی (نه برچیدن برنامه) و عدم ساخت بمب (که فتوای ماست)، کل تحریم‌ها را لغو کند. دوستانی که این دستاورد را نمی‌بینند، یا متن را ندیده‌اند یا نخواسته‌اند ببینند.

سخن آخر با برادران منتقد؛ انصاف در جنگ روایت‌ها

برادر ارجمندم حجت‌الاسلام نبویان (که سال‌ها رفاقت و مباحثه طلبگی میان ما بوده) و سایر عزیزان منتقد، نیک می‌دانند نقد دلسوزانه واجب است. اما نقد باید بر مبنای متن دقیق و فهم درست از چارچوب باشد.

اگر ما برای کسب امتیاز ۱۲ میلیارد دلار نقد در مرحله اول و مجبور کردن آمریکا به تعهد در برابر اسرائیل، صرفاً وعدهٔ «گفت‌وگو» داده‌ایم، چرا باید آن را کاپیتولاسیون خواند؟

این توافق، ادامهٔ جنگ با ابزارهای دیگر است. اگر طرف مقابل عمل کرد، زمان و منابع گرفته‌ایم. اگر خیانت کرد، ابزارهای قدرت ما از تنگه هرمز تا صنعت هسته‌ای و توان موشکی سر جای خود است – و بازگشت به شرایط جنگی حتی آسان‌تر از قبل خواهد بود.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha