به گزارش حیات، از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نهتنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشده، بلکه شواهد فزایندهای از بنبست راهبردی و شکستهای میدانی و سیاسی برای طرفهای متجاوز در حال آشکار شدن است. این جنگ که با حملات گسترده و کشتار غیرنظامیان از جمله دانشآموزان بیگناه آغاز شد، بهسرعت ابعاد انسانی، امنیتی و اقتصادی گستردهای پیدا کرده و واکنشهای متفاوتی را در رسانههای بینالمللی برانگیخته است. هرچند آتش بس دو هفته ای حاصل شد و در ادامه هم توسط ترامپ تمدید شد اما هنوز تا پایان واقعی این تجاوز مسیر پیچیده ای در پیش است.
رسانههای جهان هر یک با رویکردهای خاص خود، تلاش کردهاند روایت این جنگ را شکل دهند؛ بررسی این بازتابها میتواند تصویری روشنتر از وضعیت واقعی جنگ و چشمانداز آن ارائه دهد.
رسانه های غربی
خبرگزاری آسوشیتد پرس در گزارشی از تحولات متضاد میدانی و دیپلماتیک نوشت که ارتش اسرائیل علیرغم پیشرفت مذاکرات صلح، حملات جدیدی را به ضاحیه بیروت برای هدف قرار دادن زیرساختهای حزبالله انجام داده است. دفتر نتانیاهو این حملات را پاسخی به شلیک سه راکت حزبالله به شمال اسرائیل خواند. یک هفته پیش نیز حمله مشابه اسرائیل به بیروت، به تشدید تنش و تبادل آتش مستقیم با ایران منجر شده بود.
در حوزه دیپلماتیک، میانجیهای قطری برای نهایی کردن توافق وارد تهران شدهاند و دو مقام منطقهای از خوشبینی محتاطانه نسبت به نزدیکی طرفین به توافق خبر دادند. ترامپ و شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان، از امضای توافق در روز یکشنبه سخن گفتهاند، اما اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه ایران، آن را به روزهای آینده موکول کرده است.
این گزارش ادعا میکند که توافق مورد نظر، مسائل پیچیدهای چون برنامه هستهای ایران یا داراییهای بلوکهشده را حل نمیکند، بلکه صرفاً چارچوبی ۶۰ روزه برای مذاکرات فنی ارائه میدهد. مقامات پاکستانی از تلاش نفسگیر خود برای جلوگیری از فروپاشی مذاکرات در چندین مقطع خبر دادهاند. آسوشیتد پرس میافزاید که آمریکا و اسرائیل از اهداف اولیه خود یعنی نابودی برنامه موشکی و هستهای ایران بازماندهاند و منتقدان جمهوریخواه، توافق در حال شکلگیری را ضعیفتر از برجام میدانند.
شبکه پیبیاس در گزارشی به تشریح مفاد توافق احتمالی میان ایران و آمریکا برای پایان دادن به جنگ پرداخت. بر اساس این گزارش، شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان، اعلام کرده که توافق «بیش از هر زمان دیگری نزدیک است» و انتظار میرود ظرف ۲۴ ساعت نهایی شود. ترامپ نیز مدعی شده که توافق برای امضای شنبه برنامهریزی شده و تنگه هرمز بلافاصله پس از امضا بازگشایی خواهد شد، اما سخنگوی وزارت خارجه ایران این زمانبندی را تأیید نکرده است.
به نوشته پیبیاس، عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، تأکید کرده که جزئیات برنامه هستهای در یک دوره ۶۰ روزه پس از امضای توافق اولیه نهایی خواهد شد و ایران خواستار دریافت «حق خدمات» از کشتیهای عبوری از تنگه هرمز است. یک مقام ارشد دولت آمریکا نیز گفته است که این دوره ۶۰ روزه برای تعیین جزئیات فنی نابودی یا خروج اورانیوم با غنای بالای ایران استفاده خواهد شد. سه مقام منطقهای هم از لغو تدریجی تحریمها و آزادسازی داراییهای بلوکهشده ایران در چارچوب این توافق خبر دادهاند.
این گزارش تصریح میکند که وضعیت لبنان همچنان مبهم باقی مانده است. ایران اصرار دارد که هر توافقی باید شامل آتشبس در لبنان نیز باشد. در مقابل، یسرائیل کاتز، وزیر جنگ اسرائیل، هشدار داده که این رژیم میتواند مستقلاً علیه ایران عمل کند و از مناطق اشغالی خارج نخواهد شد. درگیریها در جنوب لبنان نیز همچنان ادامه دارد. پیبیاس یادآوری میکند که اعلامیههای پیشین درباره دستیابی قریبالوقوع به توافق، هرگز محقق نشده است.
انپیآر در گزارشی از پیشرفت محتاطانه در مسیر صلح نوشت که دونالد ترامپ مدعی شده توافق پایان جنگ ایران «برای امضای یکشنبه برنامهریزی شده»، اما جمهوری اسلامی ایران با این زمانبندی موافق نیست. به نوشته این رسانه، ترامپ در شبکه اجتماعی تروث سوشال اعلام کرد که تنگه هرمز اندکی پس از امضا بازگشایی خواهد شد، در حالی که اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، گفت که احتمال وقوع آن در روزهای آینده را نمیتوان رد کرد
شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان، با ابراز خوشبینی گفت که «ما اکنون از همیشه به توافق صلح نزدیکتریم» و نهاییسازی آن «احتمالاً ظرف ۲۴ ساعت آینده» رخ خواهد داد. عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، نیز تأکید کرد که «یادداشت تفاهم اسلامآباد هرگز به این اندازه نزدیک نبوده است».
انپیآر میافزاید که ترامپ در اظهاراتی متناقض، از یک سو مدعی شد که ایالات متحده در زمان مناسب برای «رقیقسازی و نابودی» اورانیوم غنیشده ایران وارد عمل خواهد شد، و از سوی دیگر به طور مبهم تهدید کرد که «اگر این روند به سرعت و آسانی پیش نرود، ما گزینه نهایی را در اختیار داریم.» در همین حال، اجلاس سران گروه هفت از دوشنبه آغاز میشود و ترامپ در حاشیه آن با رهبران مصر، قطر و امارات دیدار خواهد کرد. بریتانیا و فرانسه نیز برای مشارکت در عملیات مینروبی تنگه هرمز ابراز تمایل کردهاند. این گزارش تصریح میکند که آتشبس شکنندهای از ۷ آوریل برقرار است و ترامپ تأکید کرده که «محاصره دریایی تا زمان نهایی شدن این توافق با قدرت کامل باقی خواهد ماند.»
رسانه های عربی و منطقه ای
المیادین درمقاله ای استدلال کرد که با وجود سخنان خوشبینانه درباره نزدیک شدن آمریکا و ایران به توافق، واقعیت میدانی همچنان شکننده و مبهم است. نویسنده یادآور میشود که پس از اعلام آتشبس از سوی دونالد ترامپ در پایان جنگ چهلروزه، بسیاری انتظار داشتند مذاکرات به توافقی جامع منجر شود، اما پس از گذشت بیش از دو ماه نه توافق نهایی حاصل شده و نه آتشبس بهطور کامل اجرا شده است.
به باور نویسنده، آمریکا با ادامه محاصره دریایی ایران و کنترل عبور و مرور در تنگه هرمز عملاً شرایطی ایجاد کرده که با مفهوم واقعی آتشبس سازگار نیست. در این مدت نیز چندین حادثه نظامی، از جمله حملات متقابل، رهگیری کشتیها و درگیریهای محدود، نشان داده است که منطقه همچنان در آستانه تنش قرار دارد.
مقاله همچنین به تغییر تدریجی اهداف مذاکرات اشاره میکند. در حالی که واشنگتن در ابتدا خواستار محدودیت برنامه هستهای، موشکهای بالستیک و شبکه نیروهای همپیمان ایران بود، اکنون تمرکز اصلی بیشتر بر پرونده هستهای قرار گرفته است. از سوی دیگر، ایران نیز شروط و خطوط قرمز خود را حفظ کرده و هنوز اختلافات اساسی میان دو طرف پابرجاست.
نویسنده پیشبینی میکند محتملترین سناریو، دستیابی به یک توافق چارچوبی موقت باشد که شامل توقف درگیریها، بازگشایی تنگه هرمز، رفع محاصره دریایی و کاهش برخی تحریمها شود. با این حال، خطر شکست مذاکرات همچنان بالاست، زیرا هر اقدام نظامی از سوی بازیگرانی مانند اسرائیل، حزبالله، آمریکا یا ایران میتواند روند دیپلماسی را با بحران مواجه کند. بنابراین، حتی در صورت دستیابی به توافق اولیه نیز ثبات و دوام آن تضمینشده نخواهد بود.
المیادین در مقاله ای نوشت که نتیجه جنگ نه با میزان تخریب، بلکه با تحقق اهداف سیاسی سنجیده میشود. از نگاه نویسنده، حملات اسرائیل و آمریکا با هدف تضعیف ایران، محدود کردن برنامه هستهای، کاهش توان موشکی و منزوی کردن تهران آغاز شد، اما به اهداف اصلی خود نرسید. ایران با وجود تحمل خسارات انسانی و مادی، ساختار سیاسی و نظامی خود را حفظ کرد و توانست با حملات موشکی و پهپادی به اسرائیل و برخی منافع آمریکا، هزینه جنگ را به طرف مقابل منتقل کند.
نویسنده معتقد است که این وضعیت باعث شکلگیری معادله بازدارندگی جدیدی شد؛ به این معنا که هرگونه حمله به ایران میتواند با پاسخ مستقیم و هزینهزا برای مهاجمان همراه باشد. همچنین محدودیتهای ایجادشده در تردد نفتکشها در تنگه هرمز بهعنوان ابزاری برای فشار متقابل معرفی شده است تا نشان دهد امنیت انرژی منطقه بدون در نظر گرفتن منافع ایران تضمینشدنی نیست.
مقاله همچنین ادعا میکند که فشارهای نظامی و اقتصادی نهتنها موجب فروپاشی داخلی ایران نشد، بلکه حس همبستگی ملی را تقویت کرد. به باور نویسنده، مذاکرات در حال شکلگیری میان تهران و واشنگتن نشانهای از ناکامی راهبرد فشار حداکثری و پذیرش ایران بهعنوان یک قدرت منطقهای است.
در پایان، نویسنده نتیجه میگیرد که بزرگترین بازنده این روند، اسرائیل و بهویژه بنیامین نتانیاهو است؛ زیرا نتوانسته اهداف اعلامی خود را محقق کند و در حالی که ایران وارد مسیر مذاکره شده، اسرائیل بیش از گذشته با خطر انزوا و افزایش هزینههای سیاسی و امنیتی مواجه شده است.
الشرق الاوسط در مقاله ای به بررسی یکی از بندهای احتمالی «تفاهمنامه» میان آمریکا و ایران میپردازد؛ بندی که گفته میشود بر «عدم تجاوز متقابل» میان دو اردوگاه منطقهای استوار است. بر اساس این طرح، ایران و متحدانش از حمله به آمریکا و شرکایش خودداری میکنند و در مقابل، آمریکا و متحدانش نیز علیه ایران و همپیمانانش اقدام نظامی نخواهند کرد.
نویسنده معتقد است که چنین توافقی، اگر محقق شود، میتواند به معنای پایان عملی چند دهه تقابل میان ایران و اسرائیل باشد. همچنین این بند ممکن است به نوعی مشروعیت سیاسی و امنیتی برای گروههایی مانند حزبالله لبنان و انصارالله یمن ایجاد کند و تلاشها برای خلع سلاح یا محدود کردن آنها را دشوار سازد.
مقاله به ابهامات فراوان این توافق اشاره میکند؛ از جمله اینکه تعریف «متحدان» چیست، در صورت حملات پیشگیرانه اسرائیل چه خواهد شد، یا اگر حوثیها به کشتیها یا مناطق خارج از کنترل خود حمله کنند، چگونه با آن برخورد میشود. نویسنده نگران است که این توافق به تثبیت پدیده «دولت در دولت» در لبنان، یمن و حتی عراق منجر شود.
او همچنین تردید دارد که آمریکا بتواند اسرائیل را از ادامه عملیات نظامی علیه همپیمانان ایران بازدارد. در پایان، این توافق با «توافق هلسینکی» سال ۱۹۷۵ مقایسه میشود؛ توافقی که در آن غرب عملاً حوزه نفوذ شوروی را به رسمیت شناخت. به باور نویسنده، هدف آمریکا ممکن است خریدن زمان و ایجاد زمینه برای صلحی گستردهتر در منطقه باشد، هرچند تغییر سریع در ساختار سیاسی ایران را بعید میداند.
رسانه های چین و روسیه
خبرگزاری تاس روسیه در گزارشی با عنوان «همکاری با روسیه در شرایط بسته شدن تنگه هرمز به سود ژاپن خواهد بود» نوشت که «شوجی نیشیدا»، نماینده حزب حاکم لیبرال دموکرات ژاپن، خواستار گسترش همکاریهای انرژی میان توکیو و مسکو شده و معتقد است این همکاری میتواند به کاهش پیامدهای ناشی از اختلال در مسیرهای تأمین انرژی ژاپن کمک کند.
نیشیدا در گفتوگو با تاس اظهار داشت که بسته شدن تنگه هرمز خسارت قابل توجهی به ژاپن وارد کرده است، زیرا این کشور در سالهای اخیر حدود ۹۰ درصد نفت مورد نیاز خود را از کشورهای خاورمیانه تأمین کرده است. وی با اشاره به وابستگی بالای ژاپن به واردات انرژی، تأکید کرد که روسیه به عنوان همسایه ژاپن از منابع طبیعی و انرژی فراوانی برخوردار است و در مقابل، ژاپن نیز از فناوری پیشرفته و منابع مالی لازم برای توسعه این ظرفیتها برخوردار است.
این قانونگذار ژاپنی معتقد است که توسعه مشترک پروژههای انرژی و بهرهبرداری از منابع روسیه میتواند منافع متقابلی برای دو کشور به همراه داشته باشد. به گفته او، ترکیب منابع طبیعی روسیه با توان فنی و سرمایهگذاری ژاپن، زمینهای مناسب برای همکاریهای بلندمدت در حوزه انرژی فراهم میکند.
نیشیدا همچنین در پاسخ به پرسشی درباره احتمال لغو سقف قیمتی اعمالشده بر نفت روسیه، نقش ایالات متحده را عامل اصلی تداوم این محدودیتها دانست. وی اظهار کرد که واشنگتن در برابر تغییر این سیاست مقاومت میکند و فشارهای گستردهای برای حفظ کنترل بر بازار جهانی نفت اعمال میشود.
این اظهارات در شرایطی مطرح شده است که نگرانیها درباره امنیت مسیرهای انتقال انرژی در خاورمیانه و پیامدهای احتمالی اختلال در تردد نفتکشها از تنگه هرمز افزایش یافته و بسیاری از کشورهای واردکننده انرژی در آسیا در حال بررسی گزینههای جایگزین برای تأمین پایدار منابع مورد نیاز خود هستند.
شبکه تلویزیونی CGTN چین در گزارشی با عنوان «چگونه جنگ نتانیاهو علیه ایران شکافهای سیاسی اسرائیل را بازتر کرده است» به بررسی پیامدهای درگیریهای اخیر در منطقه پرداخت و نوشت که جنگ علیه ایران نهتنها اهداف اعلامی تلآویو را محقق نکرده، بلکه چالشهای سیاسی و امنیتی جدیدی را برای اسرائیل به وجود آورده است.
در این گزارش آمده است که عملیات نظامی علیه ایران به سرعت از یک رویارویی محدود فراتر رفت و به بحرانی گسترده در سطح منطقه تبدیل شد. به اعتقاد تحلیلگران مورد استناد CGTN، ادامه درگیریها موجب افزایش ناامنی در خاورمیانه، تشدید تنشها در جبهههای مختلف و گسترش نگرانیها درباره آینده ثبات منطقه شده است.
این رسانه چینی همچنین به پیامدهای اقتصادی جنگ اشاره کرده و تأکید دارد که مهمترین نگرانی جامعه جهانی، امنیت انرژی و احتمال اختلال در مسیرهای انتقال نفت و گاز است. بهویژه تنگه هرمز به عنوان یکی از مهمترین گذرگاههای انرژی جهان در کانون توجه قرار گرفته و هرگونه اختلال در آن میتواند به افزایش قیمت نفت و فشار بر اقتصادهای وابسته به واردات انرژی منجر شود.
CGTN همچنین معتقد است که تداوم جنگ، شکافهای سیاسی داخلی در اسرائیل را عمیقتر کرده و انتقادها از عملکرد دولت این رژیم را افزایش داده است. این گزارش نتیجه میگیرد که ادامه تنشها نهتنها امنیت منطقه را تهدید میکند، بلکه میتواند بر اقتصاد جهانی و روندهای سیاسی خاورمیانه نیز تأثیرات بلندمدتی بر جای بگذارد.
نظر شما