به گزارش حیات، در آستانه جام جهانی ۲۰۲۶، بحثها معمولاً حول ترکیب اصلی، زوجهای هجومی یا شانس صعود میچرخد اما فوتبال مدرن جای دیگری تعیین تکلیف میشود؛ در پنج ثانیهای که یک تیم توپ را از دست میدهد.
مربیان بزرگ جهان سالهاست از «قانون ۵ ثانیه» حرف میزنند؛ زمانی که بازیکنان باید بلافاصله پس از اینکه توپ را از دست میدهند برای بازپسگیری آن اقدام میکنند. «کانترپرس» دیگر یک انتخاب تاکتیکی نیست؛ بخشی از هویت تیمهای موفق است. پرسش مهم اما این است: تیم ملی ایران در این فاز چه وضعیتی دارد؟
اگر مسابقات اخیر ایران را مرور کنیم، یک نکته بیش از هر چیز جلب توجه میکند. تیم امیر قلعهنویی در فاز حمله، بهویژه هنگام انتقال از دفاع به حمله، تیم خطرناکی است. حضور بازیکنانی مانند طارمی، محبی، قایدی، یوسفی و حتی علیپور باعث شده ایران در فضاهای باز توان ضربه زدن به حریفان را داشته باشد اما داستان زمانی تغییر میکند که مالکیت توپ از دست میرود.
در دیدارهای اخیر نخستین واکنش ایران پس از از دست دادن توپ معمولاً توسط خط حمله آغاز میشود. طارمی و وینگرها فشار اولیه را وارد میکنند اما مشکل در فاصله میان این فشار و حمایت خطوط عقبتر است. در بسیاری از صحنهها، موج اول پرس شکل میگیرد اما موج دوم با تأخیر میرسد؛ اتفاقی که به حریف اجازه میدهد از فشار اولیه عبور کند.
اینجاست که نقش هافبک دفاعی در فوتبال مدرن مشخص میشود که احتمالا در این رابطه حضور سعید عزتاللهی اهمیت ویژهای پیدا میکند. او در سیستم فعلی فقط یک هافبک تدافعی نیست؛ بلکه حلقه اتصال کانترپرس ایران است. هر زمان عزتاللهی بتواند سریع به محل از دست رفتن توپ نزدیک شود، ایران شانس بیشتری برای خفه کردن ضدحمله حریف دارد ولی اگر فاصلهها زیاد شود، کل ساختار دفاعی تیم تحت فشار قرار میگیرد.

یکی از نگرانیهای کادر فنی باید فضای پشت فولبکها باشد. ایران در بسیاری از دقایق بازی، مدافعان کناری را به فاز هجومی اضافه میکند. این موضوع در حمله یک مزیت است اما در لحظه تغییر مالکیت میتواند به ریسکی بزرگ تبدیل شود. اگر کانترپرس در همان چند ثانیه نخست موفق نباشد، حریف به فضایی دست پیدا میکند که بازگشت به آن بسیار دشوار است.
جام جهانی دقیقاً تورنمنت همین جزئیات است. بلژیک که کلاس متفاوتی با تیمهای گروه دارد، ولی تیمهایی مانند مصر یا حتی نیوزیلند ممکن است در طول مسابقه فرصتهای زیادی خلق نکنند اما کافی است یکبار از فشار اولیه ایران عبور کنند تا ساختار دفاعی تیم ملی در شرایط دشواری قرار بگیرد.
نکته امیدوارکننده برای ایران این است که ابزار اجرای کانترپرس را در اختیار دارد. طارمی از نظر هوش تاکتیکی، محبی از نظر حجم دوندگی و قایدی از نظر سرعت واکنش میتوانند آغازگر این فرآیند باشند. مسئله اصلی اما هماهنگی جمعی است. کانترپرس یک اقدام فردی نیست؛ یک رفتار تیمی است که موفقیت آن به فاصله خطوط، زمانبندی حرکتها و درک مشترک بازیکنان از لحظه ازدستدادن توپ وابسته است.
شاید سرنوشت ایران در جام جهانی نه با گلهای طارمی و نه با واکنشهای بیرانوند، بلکه در همان پنج ثانیهای تعیین شود که توپ از دست میرود. پنج ثانیهای که در فوتبال مدرن فاصله میان یک ضدحمله مرگبار و یک توپگیری طلایی را مشخص میکند.
نویسنده: امیر کریمی
نظر شما