کد خبر 294646
۱۶ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۱:۵۷

جنگ محاسبات در روز

جنگ محاسبات در روز

پیام مهم ۱۴ خرداد به دنبال ساخت یک پدافند با دو محور مراقبت و حمایت بود؛ مراقبت از نیفتادن در اشتباه‌های محاسباتی طبق الگویی که آمریکایی‌ها می‌خواهند و حمایت از مسئولان و اعتماد به آنان با تزریق امید.

به گزارش حیات، محمد زعیم‌زاده، سردبیر روزنامه فرهیختگان طی یادداشتی نوشت:

شماره‌های تقویم دفاع ملی سوم کم‌کم سه‌رقمی می‌شوند. در آستانه‌ روز صدم بد نیست یک‌بار دیگر اهداف دشمن در این جنگ مرور شود؛ براندازی و تغییر حکومت، پایان برنامه هسته‌ای، حذف توان دفاعی ایران و...؛ به کدام‌یک از آنها رسیدند؟مرور اینها تا ابد مهم است، نباید اجازه بدهیم ترامپ بتواند با چند توییت جای برنده و بازنده جنگ را عوض کند. دستگاه پروپاگاندا شاید بتواند همه را برای مدتی فریب دهد، حتی شاید بتواند عده‌ای را برای همیشه فریب بدهد، ولی نمی‌تواند همه را برای همیشه فریب بدهد.

دوگانه ترامپ - نتانیاهو؛ چرا در پروژه‌شان شکست خوردند؟

ایده‌ یک خطی پاسخ به این سؤال می‌تواند حول این محور صورت‌بندی شود، ایران محاسبات طرف مقابل را در آغاز جنگ به‌هم زد. اساساً آنها چرا جنگ را با ما دوباره شروع کردند؟ به نظر می‌رسد محور اپستین با یک جمع‌بندی نسبت به واکنش احتمالی ایران وارد جنگ شد. نوع پاسخ‌های قبلی و شرایط اجتماعی شاید در شکل‌گیری این محاسبات مؤثر بود؛ اما ایران از همان ساعات اولیه جنگ جدید در ۹ اسفند نشان داد که کشتیبان را سیاست دیگر آمده است.

محور اپستین حداقل در ۴ حوزه با شگفتانه روبه‌رو شد:

۱- بستن تنگه هرمز

۲- کنار گذاشتن تعارفات و هدف قرار دادن قلک‌های منطقه‌ای محور اپستین

۳- حضور انبوه مردم با سلایق مختلف در کف خیابان در حمایت از نیروهای نظامی و حکمرانی

۴- انسجام داخلی در سطح مسئولان نظام

به نظر می‌رسد از همان هفته‌ دوم، نتانیاهو و ترامپ فهمیدند در این جنگ قرار نیست به اهدافشان برسند. طراحی‌ای که موساد کرده بود و پکیج‌فروش لهستانی توانسته بود آن را به ترامپ بفروشد، رسماً شکست خورده بود. بازی متفاوت ایران در شطرنج ژئوپلیتیک جنگ و به‌هم‌زدن محاسبات طرف مقابل، عامل اصلی این شکست بود. ایران کار بزرگی انجام داده بود؛ گل طلایی این بازی بستن تنگه هرمز بود که روند پروژه را کاملاً معکوس کرد، تا قبل از این اتفاق ایده طرف مقابل این بود که با بازی فشار - مذاکره سعی می‌کرد ابتدا با تغییر محاسبات ایران، ضربات کاری به منافع ما وارد کند و سپس در گفت‌وگوها آن را به امتیاز نقد بدل کند و اگر با آن‌ها موافقت نمی‌کردیم دوباره به راهبرد فشار برمی‌گشت و این سیکل معیوب ادامه داشت.

کارت برنده ایران در تنگه هرمز سبب شد پس از مدت‌ها این روند معکوس شود. حالا ایران است که می‌تواند با آمادگی در میدان نبرد، حفظ تاب‌آوری در میدان اجتماعی، عبور از حصر رسانه‌ای و... فشار بیاورد و امتیازهای مهمی را بگیرد. پیچیدگی و سختی مذاکرات اخیر هم به همین نکته برمی‌گردد که اولاً نباید به‌گونه‌ای مذاکره شود که این امتیازهای بزرگ ارزان فروخته شود، ثانیاً نباید نتایج عملی به‌گونه‌ای باشد که الگوی تصحیح‌شده‌ فشار - مذاکره‌ به نفع ایران دوباره به‌هم بخورد. طبیعی است در سکوت نظامی که تقریباً دو ماه است رخ‌داده هر دوطرف تلاش کنند هم در صحنه‌ نبرد و هم در صحنه‌ اقتصادی، اجتماعی و رسانه‌ای کارت‌های طرف مقابل را بسوزانند یا تضعیف کنند. پروژه انسداد دریایی که دولت آمریکا برای فشار اقتصادی بر ایران کلید زده در همین چهارچوب قابل‌فهم است. در این مدت ایران نیز تلاش کرده هم وضعیت نظامی خود را در آفند و پدافند برای جنگ احتمالی بعدی به‌روزرسانی کند و هم تاب‌آوری اجتماعی خود را بهبود بخشد.

برنامه اصلی ترامپ در این مدت تلاش برای به‌هم‌زدن متدولوژی ذهنی طرف ایرانی و بازگرداندن به همان الگوهای قابل‌پیش‌بینی قبلی است.پیام روشن رهبر انقلاب در شرایط حساس فعلی که چند نکته‌ مهم داشت؛ این بازی ترامپ را هدف گرفت. ایران نباید دچار سوءمحاسبه شود. در پیام نکات قابل‌تأمل زیادی وجود داشت؛ اولاً اینکه همچنان در شرایط جنگ هستیم، ثانیاً در یک جنگ هیبریدی و چندبعدی قرار داریم، ثالثاً دشمن برای ایجاد اشتباه محاسباتی در مسئولان طراحی دارد، رابعاً همچنان وحدت و انسجام و اعتماد، پادگفتمان طراحی دشمن شکست‌خورده در عرصه‌ نظامی است.

در شرایط جنگ نظامی، اقتصادی، اجتماعی و رسانه‌ای موجود ایجاد خطای محاسباتی میان مسئولان احتمالاً در یکی از ۴ شکل زیر می‌تواند رخ دهد:

۱. کم‌برآوردی یا بیش‌برآوردی از توان خود جهت تدبیر امور.

۲. کم‌برآوردی یا بیش‌برآوردی از توان دشمن و ضرباتی که دشمن زده است یا می‌تواند بزند.

۳. کم‌برآوردی یا بیش‌برآوردی از ضرباتی که دشمن خورده و محاسبات او را تنظیم می‌کند.

۴. تحلیل خوش‌بینانه یا ساده‌انگارانه از برنامه آتی دشمن.

مواردی که در رفتار بسیاری از سیاسیون، چهره‌های رسانه‌ای و حتی برخی مسئولان در هفته‌های اخیر رگه‌هایی از آن‌ها را می‌توان یافت. گروه‌ها و جریان‌های سیاسی که به چیزی جز منافع باندی و سیاسی خود فکر نمی‌کنند و مسئولان را به‌مثابه بخشی از پازل دشمن در میان مردم معرفی می‌کنند از یک‌سو و تصمیم‌گیران و تصمیم‌سازانی که بی‌توجه به ظرفیت‌های کشور، الگوهای مرتجعانه حکمرانی که سال‌هاست شکست‌خورده را تجویز می‌کنند، ازسوی‌دیگر مهم‌ترین مخاطبان این پیام هستند.در واقع فراز پایانی پیام مهم ۱۴ خرداد به دنبال ساخت یک پدافند با دو محور مراقبت و حمایت بود؛ مراقبت از نیفتادن در اشتباه‌های محاسباتی طبق الگویی که آمریکایی‌ها می‌خواهند و حمایت از مسئولان و اعتماد به آنان با تزریق امید و صیانت از انسجام اجتماعی.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha