به گزارش حیات به نقل از تسنیم، سعید شیری: دوران امامت امام موسی بن جعفر علیه السلام را باید از حساسترین دورههای تاریخ تشیع دانست. عباسیان پس از آنکه با شعار حمایت از اهلبیت به قدرت رسیدند، به تدریج به بزرگترین مانع در برابر گسترش نفوذ ائمه تبدیل شدند. در چنین فضایی، امام کاظم علیه السلام مسئولیت هدایت جامعهای را بر عهده داشت که هم زیر فشار سیاسی قرار داشت و هم از سوی جریانهای فکری گوناگون تهدید میشد.
بخش مهمی از تلاشهای امام صرف حفظ هویت اعتقادی شیعه شد. در آن روزگار، فرقهها و نحلههای مختلفی در جهان اسلام فعالیت میکردند و هر کدام برداشتی متفاوت از دین ارائه میدادند. برخی با تفسیرهای افراطی، برخی با برداشتهای سطحی و برخی نیز با شبهات عقلی، باورهای مردم را دستخوش تغییر میکردند. امام کاظم علیه السلام با تعلیم شاگردان و پاسخ به پرسشهای فکری، مرز میان معارف اهلبیت و اندیشههای انحرافی را روشن میکرد.
یکی از خطرناکترین جریانهای آن عصر، غلات بودند. آنان در ظاهر به اهلبیت علاقه نشان میدادند اما در حقیقت با نسبت دادن مقامهای خدایی و فوق بشری به ائمه، اصل توحید را مخدوش میکردند. امام کاظم علیه السلام با صراحت این تفکر را محکوم کرد و رهبران آن را مورد لعن قرار داد. این برخورد نشان میدهد که اهلبیت علیهم السلام همان اندازه که با دشمنان آشکار اسلام مقابله میکردند، نسبت به انحرافات داخلی نیز حساس بودند.
در کنار غلات، زنادقه و صاحبان اندیشههای الحادی نیز در جامعه حضور داشتند. عصر عباسیان، دوران گسترش ترجمه کتابهای فلسفی و ورود اندیشههای جدید بود. بسیاری از مردم با پرسشهای تازه درباره خدا، نبوت و معاد روبهرو میشدند. امام کاظم علیه السلام در چنین فضایی با استدلال و گفتوگو از مبانی اعتقادی اسلام دفاع کرد و شاگردانی تربیت نمود که بتوانند در میدان مناظرات فکری از حقانیت مکتب اهلبیت دفاع کنند.
از سوی دیگر، امام تنها به مبارزه فکری اکتفا نکرد. ایشان شبکه گستردهای از وکلا و نمایندگان را در شهرهای مختلف سامان داد تا ارتباط شیعیان با امام حفظ شود. این شبکه علاوه بر حل مسائل دینی و اجتماعی، جامعه شیعه را در برابر فشارهای حکومت عباسی مقاوم نگه میداشت. همین تشکیلات بعدها نقش مهمی در عبور شیعه از دورانهای دشوار ایفا کرد.
در میان فعالیتهای امام کاظم علیه السلام، توجه به مسئله مهدویت جایگاه ویژهای دارد. آن حضرت سالها پیش از تولد امام عصر عجل الله تعالی فرجه، درباره آینده امامت و مسئله غیبت سخن گفت. امام در روایتی فرمود: «هُوَ الْخَامِسُ مِنْ وُلْدِی»؛ او پنجمین فرزند من است. سپس درباره دوران غیبت فرمود: «لَهُ غَیْبَةٌ یَطُولُ أَمَدُهَا»؛ برای او غیبتی طولانی خواهد بود. آنگاه به یکی از مهمترین ویژگیهای آن عصر اشاره کرد و فرمود در آن دوران گروهی از راه بازمیگردند و گروهی دیگر بر ایمان خود استوار میمانند. بدین ترتیب، امام از دههها پیش به شیعیان هشدار میداد که دوران غیبت، تنها یک غیبت ظاهری نیست، بلکه صحنه امتحان باورها و ایمانهاست.
امام کاظم علیه السلام تنها از سختیهای آن دوران سخن نگفت، بلکه جایگاه منتظران واقعی را نیز ترسیم کرد. آن حضرت فرمود: «طُوبَی لِشِیعَتِنَا الْمُتَمَسِّکِینَ بِحَبْلِنَا فِی غَیْبَةِ قَائِمِنَا»؛ خوشا به حال شیعیان ما که در دوران غیبت قائم ما به ریسمان ولایت ما چنگ میزنند. سپس فرمود: «أُولَئِکَ مِنَّا وَ نَحْنُ مِنْهُمْ»؛ آنان از ما هستند و ما از آنان هستیم. این تعبیر، از بالاترین توصیفهایی است که درباره منتظران حقیقی در روایات اهلبیت علیهم السلام دیده میشود.
در روایت دیگری که در کتاب کافی نقل شده، امام کاظم علیه السلام با لحنی هشداردهنده فرمود: «فَاللَّهَ اللَّهَ فِی أَدْیَانِکُمْ»؛ مراقب دین خود باشید. سپس فرمود: «لَا بُدَّ لِصَاحِبِ هَذَا الْأَمْرِ مِنْ غَیْبَةٍ»؛ صاحب این امر ناگزیر غیبتی خواهد داشت. این هشدار نشان میدهد که از نگاه امام، مهمترین خطر دوران غیبت نه فشارهای سیاسی و اجتماعی، بلکه سستی اعتقاد و از دست رفتن بصیرت دینی است. امام در ادامه همین روایت، فلسفه غیبت را نیز بیان میکند و میفرماید: «إِنَّمَا هِیَ مِحْنَةٌ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ امْتَحَنَ بِهَا خَلْقَهُ»؛ این غیبت آزمونی الهی است که خداوند بندگانش را با آن میآزماید. بر اساس این نگاه، غیبت تنها یک رخداد تاریخی نیست؛ بلکه میدانی برای آشکار شدن ایمانهای ریشهدار و کنار رفتن ایمانهای سست است.
جالب آنکه امام کاظم علیه السلام در کنار این آموزشهای اعتقادی، جامعه شیعه را از نظر عملی نیز برای عصر غیبت آماده کرد. گسترش سازمان وکالت، ارتباط شیعیان با نمایندگان مورد اعتماد امام و شکلگیری شبکهای منظم از وکلا در شهرهای مختلف، تجربهای بود که بعدها در دوران غیبت صغری به کار آمد. شیعیان به تدریج میآموختند که چگونه در نبود دسترسی مستقیم به امام، ارتباط خود را با جریان امامت حفظ کنند.
از این رو، اگر بخواهیم میراث امام موسی بن جعفر علیه السلام را در یک نگاه جمعبندی کنیم، باید از دو رسالت بزرگ یاد کنیم؛ نخست پاسداری از مرزهای اعتقادی اسلام و مقابله با جریانهای انحرافی، و دوم آمادهسازی فکری و عملی جامعه شیعه برای عصر ظهور و غیبت. به همین دلیل، امام کاظم علیه السلام نه تنها پیشوای صبر و استقامت، بلکه یکی از مهمترین زمینهسازان فرهنگ انتظار در تاریخ تشیع به شمار میآید.
انتهایپیام//
نظر شما