به گزارش حیات، انقلاب اسلامی ایران که از دل مبارزه با یک سلطنت وابسته ظهور کرد و با نفوذ فکری و ژئوپلیتیک بر معادلات جهانی تاثیر گذاشت و با احیای هویت دینی در برابر لیبرالدمکراسی غربی و بازتعریف ژئوپلیتیک خاورمیانه، امپریالیسم و قدرت استکباری را به چالش کشید، میراث کسی است که انقلاب را پایهگذاری کرد (امام خمینیره) و کسی که انقلاب را در برابر تمام ابرقدرتها حفظ و جهانی کرد (شهید حضرت آیتالله خامنهای).
رهبر کبیر انقلاب، امام خمینی (ره) و رهبر شهید انقلاب، حضرت آیتالله خامنهای تنها رهبران یک کشور نبودند؛ بلکه معماران پارادایمی جدید در برابر دو نظام سلطهگر جهان یعنی سرمایهداری غرب (به رهبری آمریکا) و کمونیسم شرق (به رهبری شوروی سابق) محسوب میشوند. رهبران ایران با احیای «اسلام سیاسی» به عنوان یک گفتمان قدرتساز، نه تنها معادلات منطقه را تغییر دادند، بلکه ستونهای نظم تکقطبی سرمایهداری را در سطوح ژئوپلیتیک، انرژی، پول و ایدئولوژی به لرزه درآوردند.
در اوج جنگ سرد که جهان به دو بلوک سرمایهداری و کمونیسم تقسیم شده بود، امام خمینی(ره) با نظریه «نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی» عملا نظم دو قطبی را نفی کرد. ایران از هیچ بلوکی عضویت نگرفت، علیه اشغال افغانستان توسط شوروی موضع گرفت و همزمان با اشغال سفارت آمریکا و معرفی آن به عنوان لانه جاسوی و شعار «مرگ بر آمریکا» در راهپیماییها، نظم دوقطبی را زیر سؤال برد.
امام خمینی(ره) در تمام دوران زمامداری خود با وجود تجربه یک جنگ تحمیلی ۸ ساله، اما هرگز از این اصل خود عدول نکرد و حاضر نشد به یک سمت بلوک قدرت متمایل شود. در آن جنگ، صدام با پشتیبانی تسلیحاتی، اطلاعاتی و مالی ۳۰ کشور (آمریکا، فرانسه، آلمان، شوروی، کشورهای عربی) به ایران حمله کرد، اما ایران یک وجب از خاک خود را در پایان جنگ از دست نداد.
به گزارش حیات، رهبر کبیر انقلاب اسلامی در حکمرانی نیز با ارائه نظریه ولایت فقیه در برابر «دموکراسی لیبرال» در حالی که غرب آن را تنها راه حکمرانی میدانست، مدلی مبتنی بر حاکمیت الهی و رای مردم (جمهوریت + اسلامیت) ارائه داد.
اما فروپاشی شوروی و ایجاد «نظم جدید» به رهبری آمریکا، با آغاز زمامداری حضرت آیتالله خامنهای همزمان شد و ایشان نیز در دوره ۳۷ ساله رهبری خود، نقشی محوری در عبور از نظام تکقطبی و ایجاد جهان چندقطبی ایفا کردند.
رهبر شهید انقلاب با نظریه «محور مقاومت»، یک تفکر الهام بخش علیه نظام سلطه ساخت. این محور (حزبالله، حماس، جهاد اسلامی، حشدالشعبی، انصارالله) امنیت رژیم صهیونیستی و پایگاههای آمریکا در منطقه را چنان متزلزل کرد که نظام سلطه برای ادامه حیات مجبور به عقبنشینی از عراق، افغانستان و بخشی از سوریه شد. هر کدام از این اعضای مقاومت امروز میتوانند به تنهایی نظام سلطه را وادار به عقبنشینی کنند و در معادلات منطقهای خود تاثیر بگذارند. همچنانکه اخیرا یک تحلیلگر عرب گفته است، اگر تمام کشورهای عربی تنها با «حشدالشعبی» بجنگند، شکست خواهند خورد(توانمندسازی حشدالشعبی در عراق برای جلوگیری از تجزیه عراق و اخراج نیروهای آمریکایی صورت گرفت).
برای اولین بار در دوران رهبری حضرت آیت الله خامنهای مرزهای مقاومت تا دریای مدیرانه و باب المندب پیش رفت. در حوزه نظامی با ایجاد سپاه پاسداران و تجهیزات نظامی بومی و ساخت موشک و پهپادهای پیشرفته، ایران توانست با ابرقدرت جهانی بجنگد و آن را عقب براند. امروز به اعتراف تمام تحلیلگران و سیاستمداران جهان، ایران بعد از ۴۰ روز مقاومت در جنگ تحمیلی آمریکا علیه تهران، نه تنها شکست نخورد بلکه موازنه قدرت را در منطقه به نفع خود تغییر داد. تاجائیکه هدف جنگ با ایران از «نابودی و براندازی حکومت ایران» به «مهار نفوذ ایران» و باز شدن تنگه هرمز تغییر کرد. ایران در این جنگ توانایی خود را برای هدف قرار دادن پایگاههای آمریکایی و مختل کردن کشتیرانی بینالمللی نشان داد و خاورمیانه را وارد مرحله جدیدی کرد که دیگر در آن امریکا هژمون نیست و توازن قدرتی جدید در منطقه ایجاد شده است. رهبر شهید انقلاب ایران را به نقطهای رساند که دشمنان از جنگ با ایران میترسند؛ نه ایران از جنگ با آنها و دیگر هیچ تهدیدی موجب عقب نشینی ایران نخواهد شد.
درحوزه فرهنگی نیز، جمهوری اسلامی سعی داشته است با راه اندازی شبکه های برون مرزی شکست انحصار روایتهای غربی را بشکند هرچند که مورد تحریم همان غرب قرار گرفتند.در حوزه اقتصادی نیز ایشان با تئوری «اقتصاد مقاومتی» با اقتصاد دانشبنیان و درونزا، آن را جایگزین اقتصاد متکی به نفت و وارداتی کردند و همین شاخصه موجب پیشرفت ایران در بسیاری از حوزه های علمی ، پزشکی و صنایع علی رغم تحریم های یکجانبه و فلج کننده آمریکا شد و شکست انحصار فناوری غرب را نشان داد.
در واقع رهبران کبیر ایران با نفی استعمار اقتصادی (رفع وابستگی به بانک جهانی و صندوق بینالمللی پول)، نفی هژمونی نظامی (بازدارندگی موشکی و محور مقاومت) و نفی برتری فرهنگی غرب (احیای هویت اسلامی و انقلابی) نظم غربی و سرمایه داری حاکم بر نظام بین الملل را به چالش کشیدند. امروز شکست هژمونی آمریکا و ایجاد نظم جدید منطقهای ضد سلطه، میراث تمدنی این دو معمار عصر جدید است. عصری است که ایران در آن «نه» گفتن را به یک قدرت جهانی تبدیل کرده است.
منبع: صبح نو
نظر شما