به گزارش حیات به نقل از ایرنا، همزمان با ادامه کاوشهای باستانشناسی در نقاط مختلف جهان، سه کشف مهم اخیر توجه جامعه علمی و علاقهمندان به تاریخ را به خود جلب کرده است؛ از شواهدی نوین که تاریخ تسلط انسان بر آتش را به ۴۰۰ هزار سال پیش بازمیگرداند و فسیلهای ۷۷۳ هزار ساله نیاکان بشر در مراکش تا رونمایی از جزییات مقبره عظیم مقدونی در یونان و کشف یک دفترچه یادداشت ۸۰۰ ساله در آلمان. این اکتشافات، لایههایی جدید از تاریخ تکامل بشر، جوامع باستانی و زندگی نخبگان اعصار گذشته را آشکار میسازند.
انسانهای اولیه ۴۰۰ هزار سال پیش آتش را خود میافروختند
دانشمندان بریتانیایی با کشف شواهدی کمسابقه در محوطه پارینهسنگی «بارنهام» در شرق انگلستان، از احتمال ساخت و استفاده کنترلشده از آتش توسط انسانهای اولیه در حدود ۴۰۰ هزار سال پیش خبر دادند؛ یافتهای که نهتنها قدیمیترین شواهد شناختهشده آتشافروزی عمدی را ۳۵۰ هزار سال به عقب میراند، بلکه میتواند یکی از مهمترین نقاط عطف در تاریخ تکامل شناختی، فناورانه و اجتماعی بشر را بازتعریف کند.
تیم تحقیقاتی به سرپرستی موزه بریتانیا موفق شد بقایای رس پختهشده، تبرهای دستی چخماقی دچار شکستگی ناشی از حرارت شدید و دو قطعه پیریت آهن را شناسایی کند؛ کانیای که در برخورد با چخماق جرقه تولید میکند و از دیرباز یکی از ابزارهای شناختهشده برای افروختن آتش به شمار میرود.
پژوهشگران طی چهار سال بررسیهای تخصصی، تمام سناریوهای مرتبط با آتشسوزیهای طبیعی را ارزیابی و رد کردند. آزمایشهای ژئوشیمیایی نشان داد دمای ایجاد شده در این محل از ۷۰۰ درجه سانتیگراد فراتر رفته و آثار سوختگیهای مکرر در یک نقطه مشخص دیده میشود؛ الگویی که با یک کانون آتشِ مدیریت شده و انسانی سازگاری دارد، نه با حوادث طبیعی نظیر صاعقه یا آتشسوزیهای جنگلی.
کشف نیاکان ۷۷۳ هزار ساله انسان
کشف ۲۱ فسیل انسانی در غاری باستانی در حاشیه کازابلانکای مراکش، یکی از مهمترین سرنخهای تاریخ تکامل بشر را آشکار کرده است. پژوهش تازه دانشمندان بینالمللی نشان میدهد که این بقایا، متعلق به انسانتبارانی است که حدود ۷۷۳ هزار سال پیش میزیستهاند و احتمالا به شاخهای از نیاکان مستقیم انسان امروزی تعلق دارند؛ یافتهای که میتواند درک دانشمندان از زمان و جغرافیای شکلگیری هومو ساپینس را دگرگون کند.
زمان و مکان دقیق پیدایش انسان خردمند (هومو ساپینس) همچنان از مهمترین معماهای علم انسانشناسی به شمار میرود؛ معمایی که به دلیل کمبود شواهد فسیلی، دههها بیپاسخ مانده است، اکنون اما کشف مجموعهای کمنظیر از بقایای انسانی در شمال آفریقا، گامی مهم در راستای پر کردن این خلأ دانشی و بازسازی یکی از سرنوشتسازترین فصلهای تاریخ تکامل بشر به شمار میرود.
پیدا شدن اسناد شخصی نخبگان قرونوسطی
باستانشناسان در جریان کاوشهای شهری در پادربورن آلمان، یک دفترچه یادداشت مومی کمنظیر را درون کیفی چرمی و در اعماق یک توالت قرونوسطایی کشف کردند؛ یافتهای استثنایی که نهتنها بخشی از مناسبات اقتصادی و زندگی خصوصی نخبگان سده سیزدهم میلادی را آشکار میکند، بلکه به دلیل شرایط محل دفن، پس از حدود هشت قرن به شکلی شگفتانگیز سالم باقی مانده است.
کاوشهای باستانشناسی در شهر پادربورن در شمال آلمان به کشفی کمسابقه و راهبردی در مطالعات زندگی روزمره قرونوسطی منتهی شد؛ جایی که پژوهشگران موفق شدند یک دفترچه یادداشت مومی ۱۰ صفحهای را درون کیفی چرمی و نقشدار، از اعماق یک توالت متعلق به سدههای میانی بیرون آورند.
این دفترچه کوچک که از صفحات چوبی پوشیدهشده با موم ساخته شده، حاوی یادداشتهایی به خط شکسته لاتین است و به باور کارشناسان، حدود ۸۰۰ سال پیش به یک بازرگان ثروتمند تعلق داشته است، باستانشناسان احتمال میدهند این شیء ارزشمند بهصورت اتفاقی به داخل توالت سقوط کرده و در همانجا مدفون شده باشد.
اهمیت این کشف، افزون بر نادر بودن ماهیت اثر، به وضعیت حفاظتی استثنایی آن بازمیگردد. محیط بیهوازی و مهرومومشده توالتهای قرونوسطایی، شرایطی فراهم کرده که مواد ارگانیکی چون چوب، چرم و موم، برخلاف روند طبیعی تجزیه، برای قرنها سالم باقی بمانند.
سوزان برتزل مرمتگر آثار تاریخی، درباره وضعیت این مجموعه میگوید: این یافته حتی پس از چندین قرن حضور در زیر زمین، همچنان بوی بسیار نامطبوعی داشت.
راز پایداری هرم بزرگ جیزه در برابر زلزله فاش شد
پژوهش تازه دانشمندان نشان میدهد هرم بزرگ جیزه با بهرهگیری از ویژگیهای ساختاری و تفاوت فرکانس ارتعاشی میان بدنه هرم و خاک پیرامونی، هزاران سال در برابر زمینلرزههای متعدد مقاوم مانده است؛ یافتهای که بار دیگر پیچیدگی دانش مهندسی و معماری در مصر باستان را آشکار میکند.
دانشمندان در تازهترین پژوهشهای خود، به شواهدی دست یافتهاند که نشان میدهد هرم بزرگ جیزه، مشهور به هرم خوفو یا خئوپس، بهگونهای طراحی شده که توانسته بیش از چهار هزار و ۶۰۰ سال در برابر زمینلرزههای متعدد بدون آسیب جدی پایدار بماند؛ کشفی که میتواند نگاه تازهای به سطح دانش مهندسی در تمدن مصر باستان ارائه دهد.
هرم بزرگ جیزه که ساخت آن بین سالهای ۴۴۵۰ تا ۴۶۰۰ سال پیش تکمیل شده و در طول تاریخ چندین زمینلرزه قابل توجه از جمله زلزلهای با قدرت تقریبی ۶.۸ ریشتر در سال ۱۸۴۷ و زمینلرزه ۵.۸ ریشتری سال ۱۹۹۲ را تجربه کرده است، با وجود این رخدادها، این سازه عظیم همچنان بدون آسیب جدی در بخشهای داخلی و بیرونی پابرجا مانده است.
پژوهشگران برای بررسی منشا این پایداری کمنظیر، ارتعاشات محیطی را در ۳۷ نقطه پیرامون هرم، شامل اتاقکهای داخلی، بلوکهای سنگی و بستر خاک اطراف ثبت و تحلیل کردند. نتایج این مطالعه نشان داد که بیشتر ارتعاشات ثبت شده در داخل هرم، دارای فرکانسی بین ۲ تا ۲.۶ هرتز است؛ موضوعی که بیانگر توزیع یکنواخت تنش مکانیکی در سراسر سازه است. در مقابل، فرکانس ارتعاشات خاک پیرامونی هرم حدود ۰.۶ هرتز اندازهگیری شد.
دانشمندان تاکید میکنند این اختلاف فرکانسی، عامل کلیدی در کاهش خطر «رزونانس» یا همافزایی ارتعاشی بوده است؛ پدیدهای که در بسیاری از سازهها میتواند موجب تشدید لرزش و افزایش آسیبهای ناشی از زلزله شود.
براساس یافتههای پژوهشگران، جدایی فرکانسی میان بدنه هرم و بستر خاک، نوعی سپر طبیعی در برابر امواج لرزهای ایجاد کرده و نقش مهمی در پایداری استثنایی این بنای باستانی طی هزارهها داشته است.
این مطالعه نشان میدهد در «اتاقک زیرزمینی» هرم، که به طور مستقیم در بستر سنگی تراشیده شده، هیچ نشانهای از تقویت ارتعاش مشاهده نشده؛ موضوعی که از دید محققان، بیانگر عملکرد پایدار این بخش در برابر تنشهای لرزهای است.
پژوهشگران در ادامه دریافتند میزان تقویت ارتعاش با افزایش ارتفاع هرم بیشتر میشود و در «اتاق پادشاه» به بیشترین حد خود میرسد، با این حال، در اتاقکهایی که دقیقا در بالای این بخش قرار گرفتهاند، شدت ارتعاش کاهش محسوسی دارد؛ موضوعی که احتمالاً به کاهش خطر آسیبدیدگی اتاق پادشاه در زمان وقوع زلزله کمک کرده است.
این یافتهها با نظریهای همخوانی دارد که براساس آن، اتاقکهای فوقانی هرم افزون بر کارکرد معماری، نقش حفاظتی و توزیعکننده فشار را نیز بر عهده داشتهاند.
دانشمندان همچنین معتقدند استفاده از سنگهای آهکی سخت و متراکم در ساخت هرم، در افزایش مقاومت لرزهای این سازه سهم قابل توجهی داشته، آنها تکید میکنند هنوز نمیتوان با قطعیت گفت که این ویژگیها حاصل طراحی آگاهانه و مهندسی لرزهای عمدی معماران مصر باستان بوده است.
پژوهشگران در جمعبندی این مطالعه نوشتهاند؛ اکنون هرگونه فرضیه درباره بهینهسازی لرزهای عمدی در طراحی هرم بزرگ در حد گمانهزنی علمی باقی میماند؛ اما یافتههای جدید نشان میدهد این سازه از منظر پایداری مهندسی، یکی از شگفتانگیزترین بناهای تاریخ بشر است.
رونمایی از جزییات مقبره عظیم مقدونی در آمفیپولیس
مقامات یونان همزمان با ادامه عملیات حفاری و مرمت در محوطه باستانی «تپه کاستا» در آمفیپولیس، از بخشهایی از فضای داخلی یک مقبره عظیم مقدونی رونمایی کردند؛ آرامگاهی متعلق به قرن چهارم پیش از میلاد که به گفته آنها احتمالا با حلقه نزدیکان و نخبگان مرتبط با اسکندر مقدونی پیوند داشته است.
وزارت فرهنگ یونان اعلام کرد که این آرامگاه در جریان کاوشهای باستانشناسی در «تپه کاستا» واقع در آمفیپولیس کشف شده؛ محوطهای باستانی در شمال یونان که حدود ۱۰۰ کیلومتر در شمال شرقی شهر تسالونیکی قرار دارد و بقایای یک شهر مهم مقدونی را در خود جای داده است.
مقامهای یونانی میگویند: عملیات مرمت و بازسازی اخیر، برای نخستین بار نمای کامل حصار پیرامونی این مجموعه را آشکار کرده و ابعاد گسترده این بنای تدفینی را نمایان ساخته است.
براساس اعلام وزارت فرهنگ یونان، این حصار که ساخت آن به قرن چهارم قبل از میلاد بازمیگردد، محیطی نزدیک به ۴۹۷ متر دارد و تپهای تدفینی با وسعتی بیش از ۲۰ هکتار را در بر گرفته است؛ ابعادی که از اهمیت و جایگاه ویژه صاحب یا صاحبان این آرامگاه در ساختار سیاسی و اجتماعی مقدونیه باستان حکایت دارد.
تصاویر منتشرشده از سوی این وزارتخانه، راهروهای مرمرین، عناصر معماری پیچیده و جزییات ظریف حجاری و مجسمهسازی را نشان میدهد؛ ویژگیهایی که به گفته باستانشناسان، بیانگر تعلق این مجموعه به یکی از چهرههای بلندپایه عصر مقدونی است.
لینا مندونی وزیر فرهنگ یونان، در بیانیهای اعلام کرد: تپه کاستا بنایی شاخص و کمنظیر از دوره مقدونی به شمار میرود که با تکمیل بازسازی هندسی و نمایان شدن کامل حصار پیرامونی آن، اکنون اهمیت تاریخی و ارزش معماری خود را با وضوح بیشتری نشان میدهد.
شهر آمفیپولیس در تاریخ پادشاهی مقدونیه جایگاهی مهم داشته و با شماری از شخصیتهای برجسته مرتبط با اسکندر مقدونی پیوند خورده است. منابع تاریخی از اقامت سه تن از ژنرالهای اسکندر، یعنی نئارخوس، هفایستیون و لائومدون در این شهر یاد کردهاند. پس از مرگ اسکندر نیز، مقامات آمفیپولیس وفاداری خود را به المپیاس، مادر اسکندر حفظ کردند و به دستور او شهر را به کاساندر از جانشینان اسکندر واگذار کردند.
در ادامه تحولات سیاسی آن دوره کاساندر رکسانا، همسر اسکندر و اسکندر چهارم، فرزند او را در آمفیپولیس زندانی کرد و بعدها دستور قتل آنها را صادر کرد؛ رخدادی که این شهر را به یکی از کانونهای مهم منازعات جانشینی در جهان هلنیستی بدل کرد.
انتهای پیام//


نظر شما