کد خبر 294167
۱۲ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۱:۵۳

راهبردِ منافقان برای تخریب شخصیت پیامبر (ص) تا رویداد غدیر

راهبردِ منافقان برای تخریب شخصیت پیامبر (ص) تا رویداد غدیر

خطبه‌ی غدیر پرده از جنگی روانی برمی‌دارد که علیه اصیل‌ترین جریانِ اسلام وجود داشت.

به گزارش حیات به نقل از تسنیم، واقعه‌ی غدیر خم از مهم‌ترین و سرنوشت‌سازترین رخدادهای تاریخ اسلام است؛ رخدادی که در بازگشت پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله از حجةالوداع، در سال دهم هجری و در منطقه‌ای میان مکه و مدینه به نام غدیر خم، رقم خورد. پیامبر در آن نقطه، به فرمان الهی، کاروان بزرگ حاجیان را متوقف کرد تا پیامی را ابلاغ کند که از نظر اهمیت، هم‌سنگ رسالت بود. زمینه‌ی این توقف، نه یک سخن عادی، بلکه اعلام رسمی و عمومی جایگاه امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام در امت اسلامی بود؛ جایگاهی که بعدها در نقل‌های تاریخی و حدیثی، محور بحث‌های اعتقادی و کلامی فراوان شد.

غدیر در بستر یک جریان تاریخی قابل فهم است: پیامبر اکرم در سال‌های پایانی عمر شریف خود، جامعه‌ای را بنیان نهاده بود که هنوز از جهت انسجام سیاسی و دینی، نیازمند تثبیت رهبری پس از ایشان بود. از همین رو، در مسیر بازگشت از آخرین حج، و پس از نزول آیه‌ی «یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ…» در منابع شیعه و برخی منابع اهل‌سنت، پیامبر مأمور شد آنچه را باید درباره‌ی علی علیه‌السلام بیان کند، بدون تأخیر و با صراحت ابلاغ کند. گردآمدن جمعیت در گرمای شدید، ساختن منبر از جهاز شتران، و ایراد خطبه‌ای طولانی، همه نشان می‌دهد که مسئله، موضوعی حاشیه‌ای نبوده، بلکه به یک اصل بنیادین در آینده‌ی امت مربوط می‌شده است.

در خطبه‌ی غدیر، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله پس از ستایش الهی و بیان چند مقدمه، دست امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام را بالا برد و فرمود: «من کنت مولاه فهذا علی مولاه». این جمله، مشهورترین بخش غدیر است؛ اما متن خطبه به همین مقدار محدود نمی‌شود. در گزارش‌های روایی، پیامبر در همان خطبه، به فضایل علی علیه‌السلام، جایگاه ایشان در میان مؤمنان، و وظیفه‌ی مردم در پیروی از آن امام بزگوار اشاره می‌کند. فرازی که شما آوردید.

در یکی از توصیفات روایی درباره ماجرای غدیر، امام محمد باقر علیه‌السلام به نقل از رسول اکرم صلی الله علیه و آله می‌فرماید:

أَیُّهَاالنّاسُ - لِعِلْمی بِقِلَّةِ الْمُتَّقینَ وَکَثْرَةِ الْمُنافِقینَ وَإِدغالِ اللّائمینَ وَ حِیَلِ الْمُسْتَهْزِئینَ بِالْإِسْلامِ، الَّذینَ وَصَفَهُمُ الله فی کِتابِهِ بِأَنَّهُمْ یَقُولُونَ بِأَلْسِنَتِهِمْ مالَیْسَ فی قُلوبِهِمْ، وَیَحْسَبُونَهُ هَیِّناً وَ هُوَ عِنْدَالله عَظیمٌ. وَکَثْرَةِ أَذاهُمْ لی غَیْرَ مَرَّةٍ حَتّی سَمَّونی أُذُناً وَ زَعَمُوا أَنِّی کَذالِکَ لِکَثْرَةِ مُلازَمَتِهِ إِیّی وَ إِقْبالی عَلَیْهِ (وَ هَواهُ وَ قَبُولِهِ مِنِّی) حَتّی أَنْزَلَ الله عَزَّوَجَلَّ فی ذالِکَ (وَ مِنْهُمُ الَّذینَ یُؤْذونَ النَّبِی وَ یَقولونَ هُوَ أُذُنٌ، قُلْ أُذُنُ - (عَلَی الَّذینَ یَزْعُمونَ أَنَّهُ أُذُنٌ) - خَیْرٍ لَکُمْ، یُؤْمِنُ بِالله وَ یُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنینَ) الآیَةُ.

ای مردم، به دلیل آگاهی‌ام از اندک بودن پرهیزکاران و بسیار بودن منافقان، و دسیسه‌چینی ملامت‌گران و حیله‌های کسانی که اسلام را به مسخره می‌گیرند؛ همان کسانی که خداوند در کتابش توصیفشان کرده که با زبان‌هایشان چیزی می‌گویند که در دل‌هایشان نیست و آن را [گناهی] ناچیز می‌پندارند در حالی که نزد خدا بزرگ است.

و نیز به دلیل آزار بسیارشان نسبت به من، که نه یک بار، بلکه بارها مرا «گوش» (ساده‌لوح و زودباور) نامیدند و گمان کردند که من چنین هستم، به خاطر کثرت همراهیِ او با من و توجه من به او (و علاقه او به من و پذیرفتنش از من)، تا آنجا که خداوند عزوجل در این باره نازل فرمود: «و از میان آنان کسانی هستند که پیامبر را آزار می‌دهند و می‌گویند: او «گوش» (ساده‌لوح) است. بگو: [این] «گوشِ» خیر است (به نفعِ کسانی که گمان می‌کنند او گوش است)، او به خدا ایمان دارد و مؤمنان را باور دارد» (تا پایان آیه).

این حدیث از نظر روایی اهمیت ویژه‌ای دارد؛ زیرا امام باقر از خاندان وحی و از نزدیک‌ترین منابع فهم سیره و معارف نبوی است. نقل چنین خطبه‌ای از سوی آن حضرت، فقط یک گزارش تاریخی نیست، بلکه تفسیر معصومانه‌ی واقعه‌ای است که در آن، پیامبر با صراحت از جایگاه علی علیه‌السلام سخن گفته است. در نگاه امامیه، غدیر صرفاً اعلان محبت یا فضیلت فردی نیست، بلکه اعلام ولایت، سرپرستی و مرجعیت دینی و الهیِ امیرالمؤمنین است؛ یعنی پیوندی میان نبوت و امامت که استمرار هدایت را پس از پیامبر تضمین می‌کند.

فراز «حَتّی سَمَّونی أُذُناً» بیانگر عمق کینه و استراتژی منافقان برای تخریب شخصیت پیامبر است. آن‌ها با استفاده از این تعبیر، می‌خواستند نفوذ معنوی و قدرت تصمیم‌گیری ایشان را زیر سؤال ببرند و علی علیه‌السلام را عاملی بدانند که پیامبر را «ساده‌لوحانه» تحت تأثیر خود قرار داده است. اما در حقیقت، این «گوش دادنِ» پیامبر، نشانی از مقام «تزکیه و استماعِ حق» بود. در مکتب وحی، پیامبر، «گوشِ» خداوند است؛ یعنی حقایق را آن‌چنان که هست می‌شنود و علی علیه‌السلام به عنوانِ کامل‌ترین تربیت‌یافته در دامن نبوت، حامل همین حقایق است. ملازمتِ حضرت علی با پیامبر، نه یک هم‌نشینی عادی، بلکه همراهیِ دو روح در یک مسیرِ الهی بود که منافقان چون ظرفیت درک آن اتصالِ قدسی را نداشتند، آن را به «تأثیرپذیری ساده‌لوحانه» تقلیل دادند. خداوند با نزولِ آیه، به صراحت اعلام کرد که این ویژگی، «گوشِ خیر» است؛ یعنی منشأ ایمان و مأمنی برای مؤمنان، نه راهی برای نفوذ نفاق.

از منظر الهیاتی، این فراز نشان می‌دهد که ولایت علی علیه‌السلام ریشه‌ای عمیق در ملازمت و محرمیتِ او با اسرار الهیِ پیامبر دارد. منافقان می‌خواستند با برچسب زدن به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله، «مرجعیتِ علی علیه‌السلام» را در نزد افکار عمومی مخدوش کنند تا راه برای جانشینی‌هایِ دلخواه خود باز شود. اما امام باقر علیه‌السلام با بازخوانی این بخش از خطبه، به ما می‌آموزند که غدیر، پرده‌برداری از حقیقتی است که سال‌ها در محافل خصوصی میان پیامبر و علی جریان داشت. در واقع، پیامبر در غدیر، تنها به معرفی یک جانشین نپرداخت، بلکه «نزدیک‌ترین و امین‌ترین» همراه خود را که تمام سخنان الهی را بی‌کم‌وکاست در قلب خود جای داده بود، به عنوان راهبرِ نهایی معرفی کرد.

نتیجه آنکه خطبه‌ی غدیر در نقل امام باقر علیه‌السلام، پرده از جنگی روانی برمی‌دارد که علیه اصیل‌ترین جریانِ اسلام وجود داشت. این روایت به‌خوبی ثابت می‌کند که مخالفت با ولایت، صرفاً یک اختلاف‌نظر سیاسی نبوده، بلکه ناشی از نفاقی بود که نمی‌توانست «ملازمتِ علی با حق» را برتابد. پیامبر در غدیر، با تکیه بر همین پیوندِ عمیق و ستایش‌شده در قرآن، حجت را بر همگان تمام کرد. این خطبه تنها یک رویدادِ تاریخی در بیابان نیست، بلکه «مانیفستِ شناختِ ولیّ خدا» است؛ تا پس از پیامبر، مؤمنان بدانند که «گوشِ شنوایِ» امت و «امینِ اسرارِ» الهی، چه کسی است که ایمانش، ایمانِ کامل و باورهایش، باورهایِ خداست.

انتهای‌پیام//

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha