به گزارش حیات به نقل از ایرنا،
سفر معنوی حج ضمن برگزاری اعمال و مناسک این واجب الهی که هر کدام فلسفهای از عبودیت و خشوع به درگاه پرودگار یکتا را با خود دارند، با خاطرات به یاد ماندنی همراه است که سالها در ذهن هر زائر سرزمین وحی به یاد میماند که نقل آن برای سایر افراد خالی از لطف نیست.
سفرنامه گهای حج در طول تاریخ جزو مهمترین متون ادبی و نگارشی هستند که با نقل و توصیف آیینهای حج، به حواشی مانند مسیرهای سفر، اوضاع و احوال جغرافیایی و آداب و رفتار حاجیان کشورها، اقوام و مذاهب مختلف و همچنین حواشی این سفر میپردازند که هر کدام گنجینهای برای پژوهشگران، مخاطبان و علاقهمندان حسوب میشود.
سفرنامهنویسی حج، در طول تاریخ پس از اسلام کم و بیش رواج داشته است و سفرنامه ابن جبیر، سفرنامه ابن رُشیَد، سفرنامه ابن بطوطه، سفرنامه عیّاشی، سفرنامه ناصر خسرو جزو مهترین منابع سفرنامه ای زائران بیتالله حرام هستند، البته سفرنامههای ایرانی که از دوره قاجار متداول شد و در عصر معاصر ۲ کتاب خسی در میقات نوشته جلالآلاحمد و کتاب حج از علی شریعتی مشهورتر هستند.
سفر علویه خانوم از کرمان تا دربار ناصری
سفرنامه حج حاجیه علویه کرمانی از بانوان دوره قاجار و عصر ناصری، یکی از کمیابترین سفرنامههای نوشته شده توسط یک بانو، در رابطه با سفر حج است که شرحی جذاب از سفر خود در سال ۱۳۰۹ هجری قمری مطابق با ۱۲۷۱ هجری شمسی به سرزمین حجاز به تحریری درآورده است.
این سفر به مدت سه سال طول میکشد که با سفر حج از کرمان آغاز میشود و سپس عتبات عالیات، قم و تهران را نیز شامل میشود و علویه خانوم عاقبت در سال ۱۳۱۲ هجری قمری به شهر کرمان باز می گردد، در طول مدت سفر این بانوی فرهیخته که از خانواده سرشناس و اهل ادب و فرهنگ بوده است، مراحل و منازل و همچنین وقایع و سختیها و مناسک را با نثری روان و شیوا برای خواننده به تصویر میکشد.
به مناسبت ایام حج و بزرگترین کنگره جهانی مسلمانان که در حال برگزاری است، نگاهی به زندگی علویه خانوم کرمانی و چگونگی نگارش و توصیفات او، از سفر شجاعانه وی به سرزمین وحی میاندازیم تا فرصتی برای آگاهی و اطلاع از شرایط و اوضاع و احوال حاجیان ۱۵۰ سال قبل باشد.
لحن صادقانه با نثری روان
آنطور که در اسناد آمده است، علویه خانوم یا عالیه خانوم بانوی کرمانی از سادات و همسر یکی از نوههای ابراهیمخان ظهیرالدوله حاکم دوره فتحعلیشاه قاجار و برادر زاده امام جمعهوقت کرمان بوده است.
البته برخی منابع اصالت وی را شیرازی ذکر کردهاند، اما یک نکته ثابت شده است که این بانو متولد و ساکن شهر کرمان در آن روزگار بوده و سفر خود را از کرمان آغاز کرده و در همین شهر هم به پایان رسانده است.
این بانو به همراه دخترش فاطمه، یک خدمتکار، و مردی به نام ولیخان برای سفر حج از کرمان به بندرعباس میرود و از آنجا به بمبئی، و سپس به مکه و عتبات سفر میکند و با نثری که گاهی آمیخته به طنز است، جزئیات و حواشی سفر را نقل میکند، ضمن اینکه تلخیها و مشقات سفر حج در آن روزگار برای خواننده عصر جدید گاهی باورنکردنی به نظر میرسد.
روان نویسی و صداقت نویسنده و شرح جزئیاتی مانند قیمت کالاها، رفتار اطرافیان، وضعیت خورد و خوراک و سایر اتفاقات ریز و درشت، سفرنامه علویه خانوم کرمانی را ممتاز کرده است، آنهم در زمانی که سفر حج برای مردان مشقت بار بوده چه برسد به یک بانو که از طبقه مرفه جامعه محسوب میشده است، اما به خوبی توانسته فضا و شرایط را برای خواننده توصیف کند.
عالیه خانوم بانوی سخت کوش و از مفاخر کرمان
سید محمد علی گلابزاده پژوهشگر و کرمانشناس شهیر نیز با اشاره به اینکه علویه خانوم از بانوان آگاه و شجاع روزگار خودش بود اظهار کرد: خاطرات ین بانوی کرمانی با عنوان روزنامه سفر حج، عتبات عالیات و دربار ناصری جزو ارزشمندترین نوشتارهایی است که توسط یک بانو در عصر قاجار نوشته شده است و شرح بسیار خوبی از روزگار زمان خود برای خوانندگان و پژوهشگران میدهد.
وی تاکید کرد: سفر این بانوی کرمانی به حج و نوشتن سفر نامه در کنار خاطرات دربار ناصرالدین شاه قاجار و اعیان و اشراف، تقریبا استثنایی و بسیار کمیاب است و در به تصویر کشبدن رسم و رسومات مردمان عصر خود به ویژه زنان موفق عمل کرده است.
گلابزاده ادامه داد: این بانو زاده کرمان است و برخی او را شیرازی گفتند که درست نیست و شرح حال وی را در کتاب خود زن کرمانی روشنایی زندگی خود آوردهام و کتاب سفرنامه علویه خانوم در دیوانخانه امامجمعه کرمان نیز وجود دارد.
وی با بیان اینکه علویه خانوم بسیار زن مقاوم و سخت کوشی بوده است خاطر نشان کرد: سفرنامه حج و همینطور حضور در دربار ناصری نشان میدهد این بانو، زن شجاع و مقاومی بوده و رنج بسیاری در این سفر کشیده است و جزو مفاخر کرمان به شمار میرود.
این محقق و کرمان شناس تصریح کرد: سفرنامه عالیه خانوم در روزگار خودش که بانوان کمتر سواد داشتند، بسیار کمیاب است و از این نظر آن را می توان جزو آثار غنی فرهنگی استان کرمان دانست.
بخشهایی از سفرنامه
در آغاز این سفرنامه آمده است: «روز شنبه بیست و پنج شهر رمضانالمبارک سنه ۱۳۰۹ در منزل فعلی مکان دولاب سه ساعت به غروب مانده سوار شدیم. با چشم گریان و دل بریان و دوری احباب و مفارقت اقوام آمدیم رُقآباد. دوستان مشایعت آمدند. در آن جا وداع کرده، برگشتند. شب را سرکار خان تب کردند به شدت.»
علویه خانوم در رنج و سختی سفر جایی مینویسد: حرکت از بمبئی به طرف جده صبح شنبه اول ماه ذی قعده خداحافظی کردیم. آمدیم در غراب تا ظهری هفتصد نفر حاج از سنی، کابلی، هندوستانی، مسلمان همه جمع شدند در جهاز و ظهری جهاز راه افتاد. چون حال اول برسات بمبئی است، بنای باد گذارد. جهاز در تلاطم افتاد که همگی افتادیم بد حال. یکی قی میکرد یکی بی حال بود، یکی گریه میکرد، یکی دعا می کرد. الهی خداوند نصیب کافر نکند. الهی خداوند دین واجب را از گردن همگی ادا کن، ولی از راه خشکی...
در ادامه این بانوی کرمانی از چگونگی وارد شدن به شهر مکه در سفرنامه اظهار کرد: ورود به مکه، نصف شب رسیدیم سر دو راهی که برویم سعدیه. عسکر جده جلو ما را گرفت که شما ۱۰ نفر بیشتر نیستید. این راه خوف دارد، کشته می شوید. بیایید به مکه، از آنجا عسکر بردارید و بروید.
آمدیم، سحر وارد مکه معظمه شدیم. منزلی پیدا کرده، منزل کردیم، چون اهل حاج هر کدامی از میقاتگاه خودشان محرم شده بودند به جز ما بیچاره ها. یازده نفر بودیم که محرم نشده بودیم.
بخش نخست سفرنامه عالیه خانوم پس از سفر حج تا عتبات عالیات و زیارت حرم ائمه در عراق تا قم و تهران را هم شامل میشود و بخش دوم سفرنامه به اوضاع و احوال دربار ناصری می پردازد که در جای خود بسیار خواندنی است.
سفرنامه عالیه خانوم کرمانی، در قالب کتاب ۵۰ سفرنامه حج قاجاری در سال ۱۳۹۰ شمسی به کوشش حجتالسلام رسول جعفریان در هشت جلد به چاپ رسیده است، البته نسخه خطی این سفرنامه در کتابخانه دانشگاه تهران نیز موجود است


نظر شما