به گزارش حیات، صد سال پیش سعادت کازرونی نوشته است: «در صورتی که دولت علّیه ایران یک دولت حسابی بشود، و دارای یک وزارت خانه بحری و در خور حفاظت خلیج کشتیهای جنگی داشته باشد، این جزیره برای لنگرگاه و اقامت دسته دوم از جهازات دولت علیه و برای ایجاد و تاسیس نرس خانهها و تعمیر جهازات جنگی و غیرجنگی از همه حیث مناسبت دارد. و بعد از دهانه هرمز و جزیره آن برای حفاظت و حراست قسمت علیای خلیج و سواحل آن اهمیت بینهایت دارد.»
اینها توصیفات او است از جزیره خارک (خارگ). جزیرهای که در آن دوره چهارصد باب خانه و قریب دو هزار نفر سکنه داشته که شغل اغلبشان ملاحی و صیادی و عده کمی هم نساجی بوده است، عباهای پشمی تابستانی نازک بسیار خوبی میبافتهاند که اعیان و ثروتمندان میخریده و باقی درآمد مردمش از هدایت کشتیها تا لنگرگاه بوشهر بوده است. جزیرهای که یکی از مغاصهای برداشت مروارید ایران بوده که کیفیت مرواریدش از حیث سفیدی و براقی و شفافیت و چه از حیث صلابت از مروارید بحرین بهتر است.
در این جزیره بناهای قدیمی و قلعه ها وجود داشته که پرتغالیها در هنگام اشغال جزیره در آن اقامت کرده بودند، به جز آن گنبدی وجود دارد مرتفع و مستحکم، صاحب فارسنامه ناصری که در سال 1297 قمری این عمارت را دیده میگوید: و در این جزیره گنبدی مرتفع در کمال استحکام و داخل آن وسیع از سنگ تراش و گچ ساختهاند، و در داخل آن اتاقی است که دری از میان آن به حجره باز میشود و سطح زمین این حجره سنگِ یکپارچه خداآفرین است و درزی در آن سنگ است که مشهور است، حضرت محمد بن امیرالمومنین علی مشهور به محمد بن حنفیه در درز آن سنگ پنهان شده است. و در ازاره داخلی این گنبد به ارتفاع ذرعی خشتهای کوچک کاشی همه مثمن به کار بردهاند، و بر کناره آن خشتها اشعار کتاب لیلی و مجنون فارسی نوشتهاند...» اعتقادی وجود داشته که مزار محمد حنفیه در این جزیره است، امروز به آن میرمحمد حنفیه گفته میشود که بنای سلجوقی اش همچنان برپاست.
آب این جزیره شیرین و گوارا وبوده و از چاه تامین میشده، در قدیم دارای چند رشته قنات هم بوده که به مرور ویران شده است. پیشتر در گودالهایی که قطر هریک دو ذرع شاه بوده درخت انگور میکاشته و انگور به عمل میآوردهاند. که از آنها آب غوره مرغوبی گرفته میشده است.
طبق توصیف سعادت کازرونی «کوههای این جزیره چندان مرتفع نیست، ولی برای هدایت کشتیها بسیار مفید و نافع است. مواد این کوهها اغلب از گچ میباشد که بعد از پختن، گچ بسیار خوب و بادوام از آن به عمل میآید. در بوشهر اگر بخواهند عمارت محکم بنا کنند، گچ آن را از خارگ میآورند...»
خارگ قدمتی بسیار کهن دارد و ریشههای تاریخی آن به هزاران سال پیش بازمیگردد. کاوشهای باستانشناسی، تاریخچه سکونت در این جزیره را حدود ۲۵۰۰ تا ۳۰۰۰ سال پیش از میلاد مسیح (دوره عیلامیان) نشان میدهد.
در طول تاریخ، این جزیره به دلیل موقعیت استراتژیک خود در خلیج فارس، همواره مورد توجه تمدنهای مختلف بوده است. از دوره ساسانی خارک به عنوان یک بندر مهم و مرکز تجاری شناخته میشد و آثار بسیاری از این دوران در آن کشف شده است. در دوره صفویه و در زمان شاه عباس صفوی، این جزیره اهمیت نظامی و تجاری ویژهای پیدا کرد. در دوره معاصر اهمیت خارک پس از کشف نفت و احداث بزرگترین پایانه صادرات نفت ایران در آن، دوچندان شد.
این جزیره شاهد وقایع تاریخی فراوانی در طول هزاران سال بوده و بخشی از میراث کهن تمدن ایران در خلیج فارس محسوب میشود.
اینها را در میانه جنگ رمضان مینویسم، وقتی مینویسم که در بندر گناوه جمعیتی منتظر بلیط هستند تا خودشان را به جزیره خارگ برسانند، درست بعد از اینکه نیروهای متجاوز آمریکایی این پاره تن ایران را هدف حملات خود قرار داده بودهاند.
فرقی نمیکند اهل کجای ایران باشی، شمال و جنوب و شرق و غرب، یا جزیرهای میانه آبهای خلیج فارس و کنار تنگه هرمز... این دستهای به هم پیوسته، این رشته های در هم بافته جان ما مردم است که ایران را در پناه خداوند بزرگ حفظ میکند.
منبع: مهر
نظر شما