عباس جعفرآقایی، جانباز ۷۰ درصد دفاع مقدس در گفتگو با خبرنگار حیات، از میزان و نحوه جانبازی خود و حادثه انفجار و سوختگی شدید سخن گفت و به تشریح مراحل درمان و جراحیهای متعددش پرداخت.
وی با اشاره به انتقال اولیهاش پس از حادثه گفت: پس از انفجار، مرا به یک بیمارستان صحرایی زیرزمینی در نزدیکی همان منطقه منتقل کردند. پزشکان در آنجا پوستهای آسیبدیده را برداشتند و پانسمان اولیه انجام شد. بخشی از پوست صورتم نیز از بین رفته بود که آن را نیز پانسمان کردند.
جعفرآقایی افزود: به دلیل شدت جراحات، تصمیم گرفته شد که با سرعت به اهواز منتقل شوم. بعدها همرزمانم برایم تعریف کردند که وقتی آمبولانس به بیمارستان رسید، یکی از پزشکان متوجه شد که تنفس من به سختی انجام میشود. پیش از انتقال به اتاق عمل، در راهرو با اقدامی فوری، با ایجاد برشی در ناحیه گلو و قرار دادن لوله، راه تنفسیام را باز کرد و عملیات احیا را انجام داد. همان اقدام به موقع باعث شد دوباره علائم حیاتیام بازگردد.
این جانباز دفاع مقدس ادامه داد: پس از آن دوباره بیهوش شدم و زمانی به هوش آمدم که در هواپیمای ۱۳۰ ارتش جمهوری اسلامی ایران در مسیر انتقال به تهران بودم. به من گفتند اگر چند دقیقه شرایط را تحمل کنم، پس از اوج گرفتن هواپیما وضعیت بهتر خواهد شد. اما دوباره بیهوش شدم.
به گفته جعفرآقایی، پس از انتقال به تهران، به چند مرکز درمانی از جمله بیمارستانهای مصطفی خمینی و ساسان مراجعه شد، اما به دلیل شدت بالای سوختگی، در نهایت به بخش سوانح سوختگی بیمارستان مطهری منتقل شد.
وی اظهار کرد: در روزهای نخست به دلیل ازدحام بیماران، در راهرو بستری بودم تا اینکه بعداً به بخش منتقل شدم. شرایط جسمی بسیار سختی داشتم؛ گاهی احساس سرما میکردم و گاهی سوزش شدید، چرا که بخش زیادی از پوست بدنم از بین رفته و اعصاب بدون پوشش مانده بود.
او با بیان اینکه پس از سه ماه بستری از بیمارستان مرخص شد، گفت: پزشکان اعلام کردند بدنم مستعد تولید گوشت اضافه (کلوئید) است و همین مسئله روند درمان را پیچیدهتر میکرد. برای جلوگیری از آسیب به بینایی، چندین بار روی پلکهایم عمل پیوند پوست انجام شد، زیرا در صورت عدم اصلاح، احتمال از دست دادن هر دو چشم وجود داشت.
جعفرآقایی افزود: در کمیسیون پزشکی تصمیم گرفته شد برای ادامه درمان به آلمان اعزام شوم. در آن زمان، دستهایم به هم چسبیده بود، انگشت شستم کارایی نداشت، دهانم جمع شده بود و در ناحیه بینی و صورت بافت اضافی و مشکلات متعدد داشتم. در مجموع ناچار به انجام ۳۵ عمل جراحی شدم که بخش قابل توجهی از آنها مربوط به اصلاح پلکها بود. حتی پس از جراحی، مجدداً گوشت اضافه رشد میکرد و نیاز به عملهای مکرر وجود داشت.
وی خاطرنشان کرد: علاوه بر پلکها، در نواحی مختلف از جمله سر و دستها پیوند پوست انجام شد و برای جداسازی انگشتان نیز چندین مرحله جراحی صورت گرفت، زیرا چسبندگی و رشد بافت اضافی مانع حرکت طبیعی آنها میشد.
این جانباز ۷۰ درصد دفاع مقدس تأکید کرد که با وجود همه سختیها و جراحیهای متعدد، توانست مراحل درمان را پشت سر بگذارد و امروز بخش مهمی از سلامتی خود را مدیون تلاش پزشکان و دعای خیر مردم میداند.
انتهای پیام/خ
نظر شما