کد خبر 287874
۴ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۰:۵۲

حیات گزارش می‌دهد

شکست پروژه ایران‌هراسی/ حمایت افکار عمومی جهان از ایران مظلوم اما مقتدر

شکست پروژه ایران‌هراسی/ حمایت افکار عمومی جهان از ایران مظلوم اما مقتدر

پروژه «ایران‌هراسی» یک عملیات تبلیغاتی ساده و زودگذر نبود. این پروژه یک راهبرد طولانی و چندلایه بود که از اوایل دهه ۲۰۰۰ میلادی با چسباندن خود به بحث «امنیت جهانی» و «جنگ با تروریسم» در دستور کار آمریکا و متحدانش قرار گرفت. در این طرح، جمهوری اسلامی ایران به عنوان کشوری غیرقابل پیش‌بینی، دخالت‌گر و تهدیدکننده نظم مدنظر غرب در منطقه معرفی شد. هدف نهایی هم این بود که تحریم‌های سخت‌گیرانه توجیه شود، ائتلاف‌های منطقه‌ای علیه ایران شکل بگیرد و در نهایت نقش تأثیرگذار ایران در معادلات حساس خاورمیانه به حاشیه رانده شود.

پایگاه خبری حیات – شهین مردانی؛ رسانه‌های اصلی غربی به عنوان بازوی اجرایی پروژه «ایران‌هراسی»، با تکرار مدام عباراتی مثل «بی‌ثبات‌سازی منطقه‌ای»، «تهدید هسته‌ای» و «نفوذ خطرناک»، تلاش کردند این تصویر را در ذهن مردم جهان جا بیندازند. اما امروز، بعد از دو دهه هزینه‌کرد سنگین سیاسی و رسانه‌ای، شواهد داخلی و بین‌المللی نشان می‌دهد که این پروژه با فرسایش تدریجی ولی عمیقی روبرو شده است. سه تحول بزرگ معادله را به نفع ایران تغییر داده است: اول، تغییر رفتار همسایگان از دشمنی و ایران‌هراسی به سمت تعامل و همکاری منطقه‌ای؛ دوم، شکسته شدن انحصار روایت‌سازی توسط شبکه‌های اجتماعی و آمدن راویان مستقل؛ و سوم، اتفاقاتی که بعد از «طوفان‌الاقصی» رخ داد و باعث شد تصویر ایران در بخش قابل توجهی از افکار عمومی جهان تغییر کند.

بیشتر بخوانید:

فروپاشی ایران‌هراسی/ وقتی توریست‌ها با ایران واقعی روبه‌رو می‌شوند!

امروز خیلی از دولت‌های منطقه، به جای تکیه کردن به سیاست مهار و ائتلاف با بیگانگان، به سمت کم کردن تنش و همکاری اقتصادی با ایران حرکت کرده‌اند. موج اعتراض‌های گسترده در شهرهای اروپایی و آمریکایی در حمایت از فلسطین و محکوم کردن جنایت‌های رژیم صهیونیستی، شکاف عمیق بین سیاست رسمی دولت‌های غربی و افکار عمومی بیدار مردم را نشان داده است. از طرف دیگر، تحریم‌ها و تهدیدها به هدفی که گفته بودند یعنی «انزوای کامل ایران» نرسیدند و ایران نه تنها در گوشه رینگ، که در متن اصلی معادلات منطقه‌ای نقش‌آفرینی می‌کند. شبکه‌های اجتماعی هم با تولید انبوه محتوای حمایتی توسط کاربران مستقل از سراسر جهان، زمین بازی روایت‌سازی را کاملاً دگرگون کرده‌اند. این گزارش با استفاده از منابع معتبر شرح می‌دهد که پروژه ایران‌هراسی نه تنها به اهداف حداکثری خود نرسیده، که در برخی جاها نتیجه عکس هم داده است.

ایران‌هراسی؛ ساختن یک تصویر امنیتی برای سلطه‌طلبی

بعد از حادثه یازده سپتامبر، بحث «تهدید پیش‌دستانه» به یکی از پایه‌های اصلی سیاست خارجی آمریکا تبدیل شد. در این فضا که همه چیز امنیتی شده بود، ایران در کنار چند بازیگر مستقل دیگر منطقه، به عنوان مهم‌ترین چالش امنیتی برای منافع غرب معرفی شد. پرونده هسته‌ای ایران هم به عنوان بهترین ابزار برای تثبیت این تصویر خطرناک و غیرقابل اعتماد بودن ایران به کار گرفته شد. در این دوره، ساختن ائتلاف منطقه‌ای علیه ایران به طور جدی در دستور کار واشنگتن و دوستانش قرار گرفت و بعضی دولت‌های عربی که نگران تغییر موازنه قدرت به نفع جبهه مقاومت بودند، به سمت نزدیکی امنیتی بیشتر با آمریکا و حتی عادی‌سازی روابط با رژیم صهیونیستی رفتند. این روند، خوراک رسانه‌ای لازم را برای جا انداختن روایت «ایران به عنوان تهدید مشترک» فراهم می‌کرد.

با این حال، حتی در همان سال‌ها هم در این اجماع، شکاف‌هایی وجود داشت. بعضی تحلیلگران غربی هشدار می‌دادند که امنیت پایدار در منطقه بدون مشارکت و نقش ایران ممکن نیست. در سال‌های اخیر، با تغییر موازنه‌های منطقه‌ای، بیشتر شدن نقش بازیگران غیرغربی و کم شدن قدرت آمریکا، تصویر یک‌بعدی و کلیشه‌ای از ایران با چالش‌های جدی روبرو شده است. رسانه‌های غربی هم مجبور شده‌اند ابعاد پیچیده‌تری از نقش منطقه‌ای ایران، از جمله ارتباطات دیپلماتیک گسترده با همسایگان و نقش مؤثر در مدیریت بحران‌های منطقه را نشان بدهند.

همسایگان؛ عبور قطعی از سیاست مهار و دشمنی

یکی از مهم‌ترین و واضح‌ترین نشانه‌های فرسایش پروژه ایران‌هراسی، تغییر اساسی در رفتار کشورهای همسایه، به خصوص کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس است. اگر روایت «ایرانِ تهدید مطلق» هنوز در عمل غالب بود، انتظار می‌رفت این کشورها به سمت ائتلاف‌های نظامی سخت‌تر با آمریکا و رژیم صهیونیستی بروند. اما واقعیت‌های میدانی امروز چیز دیگری می‌گوید. گزارش‌های معتبر نشان می‌دهد که بعضی کشورهای عربی منطقه، آمریکا را از هرگونه حمله مستقیم به ایران برحذر داشته و نسبت به عواقب فاجعه‌بار و بی‌ثبات‌کننده آن برای امنیت و اقتصاد خودشان هشدار جدی داده‌اند.

این تغییر لحن و رفتار، نشان‌دهنده یک نوع واقع‌گرایی جدید در محاسبات دولت‌های منطقه است. آنها خوب فهمیده‌اند که هزینه مقابله گسترده با ایران، خیلی بیشتر از منافع احتمالی‌اش است و ثبات و امنیت پایدار، فقط از راه تعامل، همکاری اقتصادی و کنترل تنش با تهران به دست می‌آید. این روند، عملاً پایه منطقه‌ای پروژه ایران‌هراسی را فرو ریخته است. وقتی همسایگان به جای دشمنی و ایران‌هراسی، به دنبال معامله، همکاری و گسترش روابط هستند، روایت «تهدید دائمی و منزوی بودن ایران» کارایی خود را کاملاً از دست می‌دهد.

بن‌بست راهبرد «فشار حداکثری» و شکست پروژه تحریم

راهبرد تحریم‌های ظالمانه و تهدیدهای نظامی که به عنوان اصلی‌ترین ابزار عملیاتی پروژه ایران‌هراسی طراحی و اجرا شد، امروز به وضوح با شکست و بن‌بست روبرو شده است. طراحان این پروژه فکر می‌کردند با فشار اقتصادی و سیاسی حداکثری، می‌توانند ایران را مجبور به عقب‌نشینی از مواضع اصولی‌اش کنند. اما تجربه سال‌های اخیر نشان داد که این محاسبات نه تنها غلط بوده، که نتیجه عکس هم داشته است. سیاست فشار حداکثری که به عنوان یک آزمایش در عرصه روابط بین‌الملل مطرح شد، در عمل به بن‌بست رسیده و نتوانسته ایران را به زانو درآورد. تحلیل‌های معتبر نشان می‌دهد که ایران هنوز در معادلات منطقه‌ای نقش فعال دارد و از بازیگری در تحولات کلیدی خاورمیانه حذف نشده است.

این واقعیت میدانی، با تصویر «ایران منزوی و در گوشه رینگ» که دشمنان سال‌ها دنبال القای آن بودند، هیچ جور در نمی‌آید. در نتیجه، پروژه ایران‌هراسی که قرار بود ایران را به یک بازیگر حاشیه‌ای و منزوی تبدیل کند، حالا با محدودیت‌های جدی و غیرقابل‌عبوری روبرو شده است.

طوفان‌الاقصی؛ نقطه عطفی در تغییر نگاه جهانی به ایران

اتفاقات تاریخی و سرنوشت‌سازی که بعد از «طوفان‌الاقصی» و جنگ ۱۲ روزه رخ داد، یک نقطه عطف بی‌نظیر در افول پروژه ایران‌هراسی بود. در شرایطی که خیلی از دولت‌های غربی در یک ائتلاف رسوا، کنار رژیم کودک‌کش صهیونیستی ایستادند و از آن حمایت همه‌جانبه سیاسی و تسلیحاتی کردند، جمهوری اسلامی ایران با افتخار و قاطعیت، حمایت علنی و عملی خود را از ملت مظلوم فلسطین و مقاومت شرافتمندانه‌اش اعلام کرد. در این میان، پوشش خبری تحولات منطقه نشان داد که سطح درگیری وارد مرحله جدید و حساسی شده است. اما همزمان با این تحولات میدانی، یک موج خروشان و بی‌سابقه از اعتراضات مردمی در پایتخت‌های اروپایی و آمریکایی به حمایت از فلسطین و محکومیت جنایت‌های اسرائیل شکل گرفت که سیاست رسمی دولت‌های غربی را به شدت به چالش کشید.

بیشتر بخوانید:

حمایت جهانی از ایران در جنگ با اسرائیل + فیلم و عکس

نکته شگفت‌انگیز و بی‌سابقه، تحول عمیق در افکار عمومی جهان، به خصوص در شبکه‌های اجتماعی بود. در فضای مجازی، مخصوصاً در اینستاگرام، هزاران هزار محتوای تولیدی توسط کاربران مستقل خارجی از ملیت‌های مختلف عربی، اروپایی و آمریکایی منتشر شد که به صراحت از مواضع شرافتمندانه ایران در دفاع از فلسطین و مقاومت در برابر آمریکا و اسرائیل حمایت می‌کردند. کاربران عادی که هیچ‌کس فکرش را نمی‌کرد به نفع ایران موضع بگیرند، با ساختن کلیپ‌ها و محتواهای متنوع، احساس همبستگی‌شان را با ملت ایران نشان می‌دادند. این موج آنقدر گسترده بود که به مرور یک سبک جدید و خودجوش با عنوان «Iran, keep going» یا «ایران ادامه بده» بین کاربران شبکه‌های اجتماعی راه افتاد. این پدیده بی‌سابقه، نشان‌دهنده تغییر نگاه بخش قابل توجهی از افکار عمومی جهان نسبت به جمهوری اسلامی ایران بود. این موج عظیم یک واقعیت انکارناپذیر را ثابت می‌کند: تصویر «ایرانِ خطرناک» و «ایرانِ منزوی» که دشمنان دو دهه برای ساختنش هزینه کرده بودند، دیگر تنها روایت موجود نیست. امروز روایت قدرتمند و رو به رشد «ایرانِ مقاوم در برابر آمریکا و اسرائیل» و «ایرانِ حامی مظلومان» هم در ذهن میلیون‌ها انسان در سراسر جهان شکل گرفته و دارد گسترش پیدا می‌کند.

شبکه‌های اجتماعی؛ پایان انحصار روایت‌سازی و شکست دروغ‌پراکنی

تا یک دهه پیش، رسانه‌های اصلی غربی نقش تقریباً انحصاری در شکل دادن به افکار عمومی جهان داشتند. اما امروز شبکه‌های اجتماعی این انحصار تاریخی را کاملاً شکسته‌اند. میدان اصلی نبرد روایت‌ها به فضای دیجیتال منتقل شده و کاربران مستقل با تولید و بازنشر گسترده محتوا، روایت‌های رسمی و یک‌جانبه رسانه‌های وابسته به دشمن را به چالش می‌کشند.

پروژه ایران‌هراسی در این میدان جدید هم با شکست‌های زیادی روبرو شده است. یکی از ابعاد این شکست، برملا شدن دروغ‌پردازی‌های سیستماتیک رسانه‌های معاند علیه ایران بود. در جریان ناآرامی‌های اخیر، شبکه‌های اجتماعی شاهد صحنه‌های عجیبی بودند: افرادی که توسط رسانه‌های ضدانقلاب به عنوان «کشته‌شده» معرفی شده بودند، خودشان در ویدئوهایی ظاهر شدند و ضمن اعلام زنده بودنشان، از مردم خواستند به این دروغ‌ها اعتنا نکنند. موارد متعددی از این دست که توسط رسانه‌های وابسته به سرویس‌های جاسوسی خارجی به عنوان کشته شده معرفی شده بودند، به سوژه‌ای برای برملا شدن پروژه بزرگ دروغ‌پردازی علیه ایران تبدیل شد.

کم شدن قدرت اهرم‌های فشار و برگشت ناگزیر به دیپلماسی

شکست پروژه ایران‌هراسی را می‌شود در حوزه دیپلماتیک هم به وضوح دید. برگشتن به میز مذاکره و شروع گفتگوهای غیرمستقیم بین جمهوری اسلامی ایران و آمریکا، با میانجی‌گری عمان، نشان می‌دهد که طرف مقابل به طور ضمنی قبول کرده مسیر مقابله شکست خورده و چاره‌ای جز پذیرش دیپلماسی ندارد. چیزی که دیروز به عنوان «گزینه روی میز» برای تهدید ایران از آن یاد می‌شد، امروز به «گزینه روی میز» برای بیرون آمدن از بحرانی تبدیل شده که خودشان درست کرده‌اند. مقامات ارشد جمهوری اسلامی ایران همیشه تأکید کرده‌اند که اگر آمریکا دنبال توافق است، باید راه احترام به حقوق ملت ایران را در پیش بگیرد و دست از تهدید و تحریم بردارد.

رژیم صهیونیستی و بعضی متحدان اروپایی آمریکا هم که همیشه دنبال ماجراجویی و کشاندن پای واشنگتن به یک جنگ فراگیر در منطقه بوده‌اند، حالا خودشان را در انزوا و در مقابل خواست جمعی منطقه برای صلح و ثبات می‌بینند. نامه‌نگاری‌ها و پیام‌هایی که بین تهران و واشنگتن رد و بدل شده هم نشان می‌دهد که جمهوری اسلامی با حفظ عزت و حکمت، مسیر دیپلماسی را دنبال می‌کند اما زیر بار تهدید و فشار حداکثری نخواهد رفت.

واقعیت‌های میدانی؛ ادامه نقش منطقه‌ای ایران

در نهایت، مهم‌ترین عاملی که پروژه ایران‌هراسی را با شکست روبرو کرده، ادامه داشتن و حتی قوی‌تر شدن نقش منطقه‌ای جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک بازیگر تأثیرگذار و غیرقابل انکار است. دشمنان سال‌ها تلاش کردند ایران را کشوری منزوی، بحران‌ساز و عامل بی‌ثباتی در منطقه معرفی کنند. اما واقعیت‌های میدانی و تحولات منطقه‌ای، تصویری کاملاً متفاوت از ایران نشان داده است. ایران امروز نه در حاشیه، که در متن معادلات منطقه‌ای قرار دارد و این یک واقعیت انکارناپذیر است که تصویرسازی‌های امنیتی و تبلیغاتی بدون پشتوانه عینی، پایدار و باورپذیر نمی‌مانند. کشورهای منطقه خوب فهمیده‌اند که ایران نه تنها تهدیدی برایشان نیست، که می‌تواند یک متحد قدرتمند و قابل اعتماد در برابر تهدیدات مشترک مثل تروریسم، ناامنی و دخالت‌های خارجی باشد.

پروژه ایران‌هراسی که با خرج میلیاردها دلار از جیب مردم کشورهای غربی و عربی و با هدف به حاشیه راندن، تضعیف و نهایتاً براندازی جمهوری اسلامی ایران طراحی و اجرا شد، امروز در برابر سه واقعیت بزرگ و انکارناپذیر قرار گرفته و به مرحله فرسایش تاریخی خود رسیده است. واقعیت اول، واقعیت همگرایی منطقه‌ای است؛ کشورهای همسایه به این باور قطعی رسیده‌اند که امنیت و توسعه پایدار، فقط در سایه همکاری و تعامل با ایران به دست می‌آید. واقعیت دوم، واقعیت افکار عمومی بیدار و هوشیار در سطح جهان، به خصوص در خود کشورهای غربی است که جنگ و ماجراجویی را نمی‌خواهند و از مقاومت ایران در برابر ظلم حمایت می‌کنند. واقعیت سوم، واقعیت قدرت و جایگاه تثبیت‌شده ایران در معادلات منطقه‌ای است که نتیجه سال‌ها مقاومت، ایستادگی و پیشرفت در زمینه‌های مختلف می‌باشد.

در این میان، تغییر زمین بازی روایت‌سازی در شبکه‌های اجتماعی هم به یک عامل تعیین‌کننده تبدیل شده است. انحصار خبری دشمن شکسته شده و صدای حق، مستند و بی‌واسطه مردم ایران و جبهه مقاومت به گوش جهانیان می‌رسد. روایت‌های انسانی، تصاویر واقعی و مستندات میدانی، جایگزین کلیشه‌های تکراری و ایران‌هراسانه رسانه‌های غربی شده است. موج گسترده حمایت کاربران خارجی از ایران با شعار «ایران ادامه بده»، نشان داد که تصویر ایرانِ مقاوم و حامی مظلومان، در دل میلیون‌ها انسان آزاده در سراسر جهان نفوذ کرده؛ پروژه ایران‌هراسی در مسیر فرسایش تاریخی خود گام برمی‌دارد و افق پیش رو، افق همکاری، ثبات و پیشرفت جمعی در منطقه بدون حضور و دخالت مخرب بیگانگان است.

در کنار این تحولات، واقعیت‌های اقتصادی و ژئوپلیتیکی نیز بر ناکارآمدی این پروژه صحه گذاشته است. ایران با وجود فشارهای گسترده تحریمی، توانسته در حوزه‌های مختلف علمی، فناوری، انرژی و زیرساختی مسیر رشد خود را ادامه دهد و به بازیگری اثرگذار در کریدورهای ترانزیتی و معادلات انرژی منطقه تبدیل شود. عضویت در سازوکارهای همکاری چندجانبه، گسترش روابط با قدرت‌های نوظهور و تعمیق پیوندهای اقتصادی با همسایگان، نشان می‌دهد که سیاست انزوا، نه‌تنها ایران را منزوی نکرده بلکه موجب بازتعریف مناسبات منطقه‌ای به نفع همکاری‌های مستقل از اراده قدرت‌های فرامنطقه‌ای شده است.

از سوی دیگر، تجربه‌های پرهزینه مداخلات خارجی در منطقه، افکار عمومی ملت‌ها را نسبت به روایت‌های امنیتی و تهدیدمحور بدبین کرده است. مردم منطقه بیش از هر زمان دیگری به این جمع‌بندی رسیده‌اند که بی‌ثباتی، افراط‌گرایی و بحران‌های انسانی، محصول رقابت‌های ژئوپلیتیکی قدرت‌های خارجی بوده است. در چنین فضایی، تصویرسازی تهدیدآمیز از ایران دیگر خریدار سابق را ندارد و جای خود را به نگاه واقع‌بینانه‌تری داده که ایران را بخشی از راه‌حل ثبات منطقه می‌داند نه منشأ بحران آن.

بر این اساس، آنچه امروز در حال وقوع است، صرفاً عقب‌نشینی یک پروژه تبلیغاتی نیست؛ بلکه تغییر تدریجی موازنه روایت‌ها و ادراک‌ها در سطح منطقه و جهان است. آینده منطقه غرب آسیا بیش از هر زمان دیگر به گفت‌وگوهای درون‌منطقه‌ای، همکاری‌های اقتصادی مشترک و ترتیبات امنیتی بومی گره خورده است. در چنین چشم‌اندازی، پروژه‌های مبتنی بر هراس‌افکنی و دوگانه‌سازی، جای خود را به واقعیت تعامل و منافع مشترک خواهند داد و مسیر تحولات، به سوی ثبات پایدار و توسعه متوازن حرکت خواهد کرد.

انتهای یپام/

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha