به گزارش حیات، دور نخست مذاکرات جدید ایران و آمریکا در حالی روز جمعه ۱۷ بهمن در مسقط، پایتخت عمان برگزار شد که طرفین نسبت به این مذاکرات ابراز امیدواری کردند. عباس عراقچی از مثبت بودن این مذاکرات گفت و دونالد ترامپ نیز این موضوع را تایید کرد و گفت: گفتوگوهای خوبی با ایران داشتیم. ترامپ بامداد شنبه به وقت ایران درباره این مذاکرات مدعی شد: به نظر میرسد ایران بهشدت میخواهد به توافق برسد، باید ببینیم آن توافق چیست اما فکر میکنم ایران واقعاً بشدت به دنبال توافق است، همانطور که باید باشد. دفعه قبل تصمیم گرفتند شاید این کار را نکنند اما فکر میکنم حالا احتمالاً احساس متفاوتی دارند، خواهیم دید توافق چه خواهد بود، این بار با دفعه قبل متفاوت خواهد بود. رئیسجمهور آمریکا همچنین افزود: هفته آینده دوباره درباره ایران نشست خواهیم داشت و برای توافق با ایران وقت کافی داریم. وی در پاسخ به خبرنگاری که پرسید «آیا توافقی که فقط موضوع هستهای را پوشش بدهد برای شما قابل قبول است؟» گفت: بله، قابل قبول است اما یک نکته هست و از همان ابتدا باید روشن باشد: هیچ سلاح هستهای در کار نباشد. اگر میتوانستیم ۲ سال پیش چنین توافقی را انجام بدهیم، انجامش میدادیم. ترامپ در ادامه باز هم به حضور نظامی آمریکا اشاره کرد و گفت: ما یک ناوگان بزرگ داریم؛ یک ناوگان بزرگ در حال حرکت به آن سمت است و خیلی زود به آنجا میرسد، بنابراین خواهیم دید این موضوع چگونه پیش میرود.
این اظهارات مثبت ترامپ درباره مذاکرات روز جمعه ایران و آمریکا در مسقط، در حالی است که هنوز مشخص نیست آیا اراده دولت آمریکا برای توافق با ایران جدی است یا خیر.
اگرچه به اعتقاد ناظران این دور از مذاکرات با مذاکرات سابق تفاوتهای بسیار مهمی دارد اما رفتار ترامپ در مذاکرات هستهای سابق با ایران به گونهای بوده است که اکنون ایران نسبت به صداقت واشنگتن در این مذاکرات کاملا بدبین است. نه فقط ایران، بلکه بیشتر کارشناسان و ناظران بینالمللی نیز نسبت به انگیزه ترامپ برای توافق با ایران تردید دارند.
در کنار بیاعتباری بینالمللی ترامپ و فقدان اعتماد نسبت به رفتار و سیاستها و مواضع اعلامی او، چند عامل نیز وجود دارد که باعث میشود در شرایط فعلی، نسبت به جدی بودن آمریکاییها در این مذاکرات، تردیدهای جدی مطرح باشد.
۱- ترامپ و عناصر دولت او پیش از این اعلام کردند شرط آنها برای مذاکره و توافق با ایران، تعطیلی برنامه هستهای و تعیین تکلیف ذخایر اورانیوم ذخیرهشده، محدودیت گسترده توان موشکی ایران و کاهش برد موشکهای ایران به زیر ۴۰۰ کیلومتر و همچنین تجدیدنظر ایران نسبت به حمایت از جبهه مقاومت و همینطور خلع سلاح گروههای مختلف مقاومت است. ایران در مقابل این شروط آمریکا، اعلام کرده به هیچ عنوان درباره توان موشکی و همینطور سیاستهای خود در قبال جبهه مقاومت مذاکره نخواهد کرد. در مذاکرات روز جمعه در مسقط نیز عباس عراقچی اعلام کرده است مذاکرات فقط درباره برنامه هستهای بوده است. برخی رسانههای نزدیک به ترامپ نیز این اظهارات عراقچی را تایید و تاکید کردهاند مذاکرات صرفا درباره برنامه هستهای ایران بوده است. ترامپ خودش نیز تصریح کرد حتی یک توافق محدود به برنامه هستهای ایران نیز برای او قابل قبول است. با این حال، با توجه به سابقه ترامپ در تغییر دیدگاهها و مواضع، همچنان این احتمال وجود دارد که او در خلال مذاکرات با ایران، مجددا موضوعات موشکی و منطقهای را مطرح کند. هنوز مشخص نیست آیا واشنگتن از مواضع پیشین خود برای مذاکره و توافق با ایران عقبنشینی کرده است یا سیاست آنها در این مقطع این است که به مرور در مذاکرات، موضوعات مربوط به توان موشکی و سیاستهای منطقهای ایران را مطرح کنند. بنابراین یکی از مواردی که مذاکرات روز جمعه را با اما و اگر مواجه کرده، همین مواضع و پیششرطهای پیشین آمریکا برای مذاکره و توافق احتمالی با ایران بوده است.
۲- ترامپ در یک سال گذشته، همکاری و همراهی بیسابقهای با سیاستهای رژیم صهیونیستی در منطقه داشته است. اوج این همکاریها، در ماجرای جنگ ۱۲ روزه علیه ایران نمودار شد. ترامپ در حالی که در میانه مذاکرات هستهای با ایران بود اما سرانجام پیشنهاد نتانیاهو برای حمله به ایران را پذیرفت. در جنگ ۱۲ روزه نیز آمریکا مستقیما مشارکت کرد تا نتانیاهو بتواند به ایران حمله کند. پروژه جدید حمله نظامی آمریکا به ایران نیز یک طراحی اسرائیلی است. نتانیاهو با تدارک آشوب و اقدامات تروریستی در ایران، زمینه حمله نظامی آمریکا به ایران را فراهم کرد. پس از آنکه آمریکا خواستار مذاکره جدید با ایران شد، رژیم صهیونیستی نشان داد اصلیترین مخالف مذاکره آمریکا با ایران است. مقامات و رسانههای رژیم صهیونیستی عملا از این مذاکرات انتقاد کردند و خواستار حمله نظامی آمریکا به ایران شدند. بنابراین اکنون یک سوال مهم این است که آیا ترامپ برخلاف توافقات پیشین با نتانیاهو، سیاست خود علیه ایران را تغییر داده است و دیگر به دنبال جنگ با ایران نیست؟ تا چه اندازه میتوان احتمال داد ترامپ نهایتا در مقابل فشار نتانیاهو و لابی صهیونیستی برای جلوگیری از توافق احتمالی میان آمریکا و ایران مقاومت کند؟
۳- ترامپ در جریان آشوبهای اخیر در ایران، چندین بار اعلام کرد از معترضان (آشوبگران) حمایت میکند. او خطاب به آشوبگران در ایران اعلام کرده بود آنها مقاومت کنند، چراکه کمک در راه است. اکنون ترامپ در حال مذاکره با جمهوری اسلامی ایران است. آیا ترامپ نهایتا نسبت به این مواضع حمایتی از آشوبگران صرفنظر خواهد کرد؟ توافق ترامپ با ایران، قطعا باعث سرخوردگی و شکست تاریخی اپوزیسیون جمهوری اسلامی خواهد شد. آیا این موضوع برای ترامپ فاقد اهمیت است و او ترجیح میدهد منافع خود و کشورش را در قبال ایران دنبال کند؟ این مساله نیز جزو مواردی است که باعث میشود توافق آمریکا و ایران در مقطع زمانی فعلی را با اما و اگر مواجه کند؛ اگرچه بسیاری از تحلیلگران معتقدند ترامپ اساسا توجهی نسبت به اپوزیسیون جمهوری اسلامی ندارد، چرا که معتقد است این اپوزیسیون، خاستگاه مردمی در ایران ندارد و یک پروژه امنیتی موساد است.
این ۳ مورد، مهمترین مواردی است که باعث میشود نسبت به مذاکرات ایران و آمریکا در عمان، تردیدهای جدی وجود داشته باشد. اما در مقابل، طیف وسیعی از موضوعات وجود دارد که نشان میدهد ترامپ در مقطع زمانی فعلی، بشدت به یک توافق با ایران نیازمند است. حمله به ایران تبعات و عواقب خسارتباری برای آمریکا و شخص ترامپ به همراه دارد. حتما گزارشات پنتاگون و سیا باعث شده ترامپ به این نتیجه برسد که حمله به ایران، هزینههای هنگفت و غیرقابل جبرانی برای ترامپ و دولت او به همراه دارد. کما اینکه سران منطقه نیز به ترامپ درباره عواقب شکلگیری یک جنگ منطقهای هشدار دادهاند. بنابراین یک توافق هستهای، میتواند راه گریز ترامپ از این جنگ هزینهساز باشد.
موضوع دوم، وضعیت ترامپ در درون آمریکاست. اعتراضات نسبت به سیاستهای ضدمهاجرتی ترامپ، در آمریکا در حال فراگیر شدن است. بیانیه اوباما در انتقاد از این سیاستهای ترامپ نشان میدهد دموکراتها در حال برنامهریزی هستند تا کشته شدن یک زن در مینیاپولیس را به یک اعتراض سراسری و بزرگ علیه ترامپ تبدیل کنند؛ نظیر آنچه در سال ۲۰۲۰ بر سر ماجرای کشته شدن جورج فلوید انجام دادند. بنابراین ترامپ اکنون در آمریکا با بحران مینیاپولیس مواجه است و میداند دموکراتها در کمینند تا این ماجرا را به یک بحران بزرگ برای او تبدیل کنند.
در کنار اعتراضات مینیاپولیس، انتشار اسناد جدید پرونده فساد اپستین نیز یک موج رسوایی جدید علیه ترامپ به راه انداخته است. حجم واکنشها در آمریکا و خارج از آن به انتشار اسناد جدید، بیسابقه است. از ابتدای دوره دوم ریاستجمهوری ترامپ تاکنون، او تا این اندازه تحت فشار و مورد انتقاد افکار عمومی آمریکا نبوده است. اگرچه وزارت خزانهداری آمریکا تعداد زیادی از این اسناد را سانسور کرده است اما همان میزانی که از این اسناد منتشر شده، به اندازه کافی تکاندهنده است. ترامپ حالا متوجه شده دیر یا زود همه اسناد مربوط به پرونده فساد اپستین منتشر خواهد شد و او راه گریزی از این ماجرا ندارد. بر اساس جدیدترین نظرسنجیها، انتشار اسناد اپستین حتی باعث ریزش هواداران ترامپ در جنبش ماگا نیز شده است. انتشار این اسناد در کنار ظرفیت اعتراضی مربوط به ماجرای مینیاپولیس نشان میدهد ترامپ نهتنها وضعیت مساعدی در افکار عمومی آمریکا ندارد، بلکه به مرور میزان مخالفتها با سیاستهای ترامپ، بیشتر هم خواهد شد. افرادی مانند استیو بنن که از او به عنوان تئوریسین ترامپ یاد میشود، معتقدند دموکراتها میخواهند ماجرای مینیاپولیس را در کنار سایر موضوعات مانند اسناد اپستین، تبدیل به یک شورش و براندازی نرم علیه ترامپ کنند. بنن بر همین اساس، حمله به ایران را دیوانگی دانست. در واقع استیو بنن تلویحا به این موضوع اشاره کرد که در چنین شرایطی، وقوع جنگ و کشته شدن سربازان آمریکایی در جنگی که آمریکا برای اسرائیل به راه انداخته، میتواند منجر به سقوط ترامپ شود.
یکی دیگر از ملاحظات ترامپ، انتخابات آتی کنگره است. بر اساس نتایج تازهترین نظرسنجیها، جمهوریخواهان احتمالا در این انتخابات اکثریت سنا را از دست خواهند داد. یکی از دلایل مخالفت جمهوریخواهان، از جمله جیدی ونس، معاون ترامپ با حمله نظامی به ایران، تاثیر منفی این حمله بر انتخابات کنگره است. جمهوریخواهان معتقدند حمله به ایران از آنجا که باعث وقوع یک جنگ منطقهای طولانیمدت میشود، حتما تاثیر منفی بر موقعیت جمهوریخواهان در انتخابات خواهد گذاشت.
در چنین شرایطی، یک توافق هستهای با ایران میتواند تا حدود زیادی جایگاه ترامپ در افکار عمومی آمریکا را بهبود بخشد. ضمن اینکه ترامپ با این توافق میتواند متحدان منطقهای خود را وامدار خود کرده و ژستهای صلحطلبانه خود را تکرار کند.
بنابراین در شرایط فعلی، یک توافق هستهای با ایران نهتنها باعث میشود ترامپ از باتلاق جنگ با ایران خلاص شود، بلکه جایگاه او در افکار عمومی آمریکا را نیز بهبود میبخشد. از سوی دیگر توافق با ایران باعث میشود جمهوریخواهان امیدوار باشند بتوانند در انتخابات آتی کنگره، برتری خود بویژه در سنا را حفظ کنند. مقایسه هزینه/ فایده جنگ با هزینه/ فایده توافق با ایران، قطعا مهمترین محاسبه ترامپ برای انتخاب تصمیم نهایی در قبال ایران باشد.
به اعتقاد برخی صاحبنظران، ترامپ هنوز نتوانسته تصمیم نهایی خود در قبال ایران را اتخاذ کند. او از یک سو یک آرایش جنگی علیه ایران ایجاد کرده و از سوی دیگر وارد مذاکره با ایران نیز شده است. اگرچه ترامپ به دنبال استفاده از سایه جنگ برای گرفتن امتیازات بیشتر از ایران در مذاکرات است اما واقعیت این است آرایش نظامی علیه ایران، صرفا برای این کارکرد مذاکراتی انجام نشده است. قطعا حمله نظامی به ایران، یکی از مهمترین دستور کارهای دولت ترامپ است. با این حال مهمترین واقعیت درباره وضعیت مواجهه آمریکا با ایران است که ترامپ هنوز نسبت به اتخاذ تصمیم نهایی درباره ایران مردد است. ترامپ نه درباره حمله نظامی به ایران و نه درباره توافق هستهای با ایران، هنوز تصمیم نهایی خود را نگرفته است.
در مقابل این تردیدهای ترامپ، وضعیت در جمهوری اسلامی ایران کاملا مشخص است. ایران برای هر ۲ سناریو آماده است و تصمیمات خود را برای مواجهه با هر ۲ سناریو گرفته است. ایران از یک سو آماده توافق هستهای است. ایران به شرط لغو تحریمها و تامین منافع ملی و همچنین به رسمیت شناخته شدن حقوق هستهایاش، حاضر است درباره برنامه هستهای خود انعطاف به خرج دهد؛ انعطافهایی که حصول توافق را امکانپذیر کند.
در مقابل، ایران هم اعلام کرده و هم در تحرکات خود به وضوح نشان داده آماده رویارویی نظامی با آمریکاست. ایران در عالیترین سطوح تصمیمگیری اعلام کرده اگر جنگی علیه ایران آغاز شود، این جنگ یک جنگ منطقهای خواهد بود. ایران همه اندوخته دفاعی ۴۷ سال اخیر خود را به میدان آورده تا مجموعهای از پاسخهای سخت را در واکنش به حمله احتمالی آمریکا نشان دهد. گروههای مختلف جبهه مقاومت نیز مشارکت خود در این جنگ در حمایت از ایران را اعلام کردهاند. بنابراین ایران برای هر ۲ سناریو آماده است. البته بدون شک، اولویت ایران، حصول یک توافق عادلانه است. ایران در عمل، حسننیت خود را برای حصول یک توافق عادلانه نشان داده است. در عین حال، آمریکاییها میدانند تهدیدات ایران درباره نوع و گستره پاسخ به حمله احتمالی آمریکا نیز کاملا معتبر است.
به هر حال ترامپ در کنار گزینه نظامی، در ظاهر مسیر دیپلماسی و مذاکره را نیز گشوده است. معنای این اقدام ترامپ این است که او در حال سنجش و برآورد سود و هزینه جنگ یا توافق است. این موضوع نشان میدهد ترامپ هنوز چه درباره جنگ علیه ایران و چه درباره توافق با ایران، تصمیم نهایی را نگرفته است.
مؤلفههای مختلفی وجود دارد که در نهایت باعث خواهد شد ترامپ بین این ۲ گزینه، یکی را انتخاب کند. در این بین، به احتمال زیاد ترامپ میداند مخالفان او، چه دموکراتها در آمریکا و چه کشورهای اروپای غربی، مشتاقند او در نهایت گزینه نظامی را انتخاب کند، چرا که مخالفان ترامپ، بویژه سران دموکراتها، مانند اوباما و کلینتونها یقین دارند در صورت اشتباه محاسباتی ترامپ و حمله نظامی به ایران، کار او را یکسره خواهند کرد.
منبع: روزنامه وطن امروز
نظر شما