کد خبر 285586
۱۷ دی ۱۴۰۴ - ۱۴:۱۰

حیات گزارش می‌دهد

نقش راهبردی زنان در آینده ایران؛ از خانواده تا اقتصاد

نقش راهبردی زنان در آینده ایران؛ از خانواده تا اقتصاد

زنان امروز در قلب تحولات اقتصادی، آموزشی و فناورانه کشور حضور دارند.از دانشگاه‌ها و مدارس تا بازار کار، شرکت‌های دانش‌بنیان و اقتصاد دیجیتال، نقش زنان رو به گسترش است.

پایگاه خبری حیات – شهین مردانی؛ نقش زنان در توسعه کشور، دیگر محدود به حوزه خانواده یا فعالیت‌های اجتماعی سنتی نیست. طی دو دهه گذشته، زنان با حضور گسترده در آموزش عالی، افزایش مهارت‌های تخصصی و ورود تدریجی به حوزه‌های اقتصادی و فناورانه، به یکی از مؤلفه‌های اصلی سرمایه انسانی کشور تبدیل شده‌اند. با این حال، این حضور پررنگ در آموزش و تولید دانش، هنوز به‌طور کامل در شاخص‌های اقتصادی و مدیریتی بازتاب نیافته است. بررسی دقیق نقش زنان در اقتصاد، آموزش، فناوری و جامعه، می‌تواند تصویری واقعی از ظرفیت‌ها، دستاوردها و چالش‌های پیش‌روی توسعه کشور ارائه دهد. این گزارش با اتکا به آمار رسمی، ابعاد مختلف اثرگذاری زنان در مسیر توسعه کشور را بررسی می‌کند.

زنان و آموزش؛ ستون پنهان اما تعیین‌کننده توسعه پایدار

حضور کمّی گسترده؛ از مدرسه تا دانشگاه

آموزش، نخستین و مهم‌ترین عرصه‌ای است که نقش زنان در آن به‌صورت ملموس قابل مشاهده است. بر اساس آمار وزارت آموزش‌وپرورش، دختران نزدیک به نیمی از جمعیت دانش‌آموزی کشور را تشکیل می‌دهند و در بسیاری از استان‌ها، نرخ ماندگاری تحصیلی دختران حتی از پسران بالاتر است. این روند در آموزش عالی پررنگ‌تر می‌شود؛ به‌طوری که طبق آمار وزارت علوم، بیش از ۵۵ تا ۶۰ درصد دانشجویان کشور زن هستند.

این آمار نشان می‌دهد که زنان ایرانی از منظر دسترسی به آموزش رسمی، جایگاه قابل توجهی دارند و نظام آموزشی کشور به‌شدت متکی بر مشارکت زنان است. حضور گسترده زنان در رشته‌های علوم انسانی، پزشکی، علوم پایه و حتی فنی–مهندسی، گواهی بر تغییر الگوی تحصیلی جامعه است.

زنان، ستون نیروی انسانی آموزش

نقش زنان تنها به دانش‌آموز و دانشجو بودن محدود نمی‌شود. طبق آمار رسمی، بیش از ۴۰ درصد معلمان کشور زن هستند و در مقاطع ابتدایی، این سهم به مراتب بالاتر است. این بدان معناست که تربیت نسل آینده کشور، تا حد زیادی بر دوش زنان قرار دارد. تأثیر این نقش، صرفاً آموزشی نیست، بلکه فرهنگی، تربیتی و اجتماعی است و مستقیماً بر کیفیت سرمایه انسانی کشور اثر می‌گذارد.

آموزش عالی؛ مزیت نسبی یا فرصت از دست‌رفته؟

اگرچه زنان در آموزش عالی اکثریت را تشکیل می‌دهند، اما چالش اصلی در مرحله پس از فارغ‌التحصیلی نمایان می‌شود. شکاف میان آموزش و اشتغال، به‌ویژه برای زنان، یکی از مهم‌ترین مسائل ساختاری کشور است. درصد بالایی از زنان تحصیل‌کرده، یا وارد بازار کار نمی‌شوند یا در مشاغلی فعالیت می‌کنند که متناسب با سطح تحصیلاتشان نیست.

بنابراین، آموزش، بزرگ‌ترین مزیت زنان جامعه ما در مسیر توسعه است. سرمایه‌گذاری گسترده زنان در تحصیل، ظرفیتی عظیم برای کشور ایجاد کرده که اگر با سیاست‌های اشتغال‌محور و مهارت‌افزا همراه نشود، به یک فرصت نیمه‌تمام تبدیل خواهد شد.

زنان و اقتصاد؛ شکاف میان توانمندی و مشارکت

مشارکت اقتصادی پایین؛ مسئله‌ای ساختاری

بر اساس داده‌های مرکز آمار، نرخ مشارکت اقتصادی زنان حدود ۱۳ تا ۱۵ درصد است؛ رقمی که فاصله زیادی با میانگین جهانی دارد. این در حالی است که زنان از نظر تحصیلات دانشگاهی در وضعیت بهتری نسبت به مردان قرار دارند. این تناقض نشان می‌دهد که مسئله مشارکت اقتصادی زنان، بیش از آنکه فردی باشد، ریشه در ساختار بازار کار و سیاست‌های اقتصادی دارد.

تحصیلات بالا، بیکاری بالا

یکی از واقعیت‌های نگران‌کننده بازار کار در کشور ما این است که بیش از ۷۰ درصد زنان بیکار دارای تحصیلات دانشگاهی هستند. این آمار نشان می‌دهد اقتصاد کشور هنوز نتوانسته از ظرفیت زنان تحصیل‌کرده در بخش‌های مولد استفاده کند. محدود بودن فرصت‌های شغلی منعطف، نبود حمایت کافی از مادران شاغل و تمرکز بازار کار بر مشاغل سنتی، از عوامل اصلی این وضعیت است.

نقش زنان در اقتصاد خانواده

با وجود مشارکت پایین در آمار رسمی اشتغال، زنان نقش مهمی در اقتصاد خانواده دارند. مشاغل خانگی، فعالیت‌های غیررسمی، آموزش خصوصی، تولید محتوا و فروش آنلاین، بخشی از فعالیت‌هایی است که در آمار رسمی کمتر دیده می‌شود اما سهم قابل توجهی در معیشت خانوار دارد.

حرکت به سمت اقتصاد خرد و محلی

در سال‌های اخیر، توسعه مشاغل خانگی و کسب‌وکارهای خرد، فرصتی جدید برای حضور اقتصادی زنان ایجاد کرده است. آمار وزارت کار نشان می‌دهد بیش از ۷۰ درصد دریافت‌کنندگان وام مشاغل خانگی زنان هستند. این مسیر، اگرچه جایگزین کامل اشتغال رسمی نیست، اما می‌تواند شکاف مشارکت اقتصادی زنان را تا حدی کاهش دهد.

اقتصاد کشور از ظرفیت زنان استفاده کامل نمی‌کند. پر کردن شکاف میان تحصیل و اشتغال زنان، نه‌تنها یک مطالبه اجتماعی، بلکه یک ضرورت اقتصادی برای رشد پایدار کشور است.

زنان و فناوری؛ از آموزش دیجیتال تا نقش‌آفرینی در اقتصاد نوآور

ورود تدریجی زنان به زیست‌بوم فناوری

در دهه اخیر، فناوری و اقتصاد دیجیتال به یکی از مهم‌ترین موتورهای رشد اقتصادی در جهان تبدیل شده و کشور ما نیز از این روند مستثنی نبوده است. در این میان، حضور زنان در حوزه فناوری اطلاعات، ارتباطات و نوآوری به‌تدریج افزایش یافته؛ طبق آمار وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات، سهم زنان از کاربران فعال فضای دیجیتال و کسب‌وکارهای آنلاین به‌طور مستمر رو به رشد بوده و زنان بخش قابل توجهی از فعالان حوزه تولید محتوا، آموزش آنلاین و فروش اینترنتی را تشکیل می‌دهند.

این حضور اگرچه هنوز به سطح مطلوب نرسیده، اما نشان‌دهنده تغییری آرام و پیوسته در الگوی اشتغال زنان است؛ الگویی که محدودیت‌های زمانی و مکانی را کاهش داده و امکان تلفیق نقش خانوادگی و شغلی را فراهم کرده است.

زنان و آموزش مهارت‌های دیجیتال

یکی از پایه‌های اصلی ورود زنان به اقتصاد دیجیتال، آموزش مهارت‌های فناورانه است. طبق گزارش سازمان آموزش فنی‌وحرفه‌ای کشور، در سال‌های اخیر سهم زنان در دوره‌های مهارت‌آموزی مرتبط با فناوری اطلاعات، برنامه‌نویسی، طراحی وب، تولید محتوا و بازاریابی دیجیتال افزایش یافته و در برخی دوره‌ها به بیش از ۴۵ درصد رسیده است.

این آموزش‌ها به‌ویژه برای زنان جوان، دانشجویان و زنان سرپرست خانوار اهمیت دارد؛ چراکه مسیر ورود آنان به بازار کار را بدون نیاز به سرمایه اولیه سنگین هموار می‌کند.

شرکت‌های دانش‌بنیان و استارتاپ‌ها

در زیست‌بوم نوآوری کشور، زنان به‌تدریج در حال یافتن جایگاه خود هستند. بر اساس آمار معاونت علمی و فناوری ریاست‌جمهوری، حدود ۱۵ درصد شرکت‌های دانش‌بنیان کشور به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم توسط زنان مدیریت یا تأسیس شده‌اند. همچنین هزاران زن در هیئت‌مدیره یا تیم‌های تخصصی این شرکت‌ها فعالیت می‌کنند.

اگرچه این سهم هنوز فاصله زیادی با ظرفیت واقعی زنان دارد، اما روند آن صعودی است و نشان می‌دهد زنان می‌توانند در اقتصاد دانش‌بنیان نقش‌آفرینی مؤثری داشته باشند، به‌ویژه در حوزه‌هایی مانند سلامت دیجیتال، آموزش آنلاین، فناوری‌های نرم و صنایع خلاق.

چالش‌های زنان در حوزه فناوری

با وجود این پیشرفت‌ها، زنان فعال در فناوری با چالش‌هایی نیز مواجه‌اند؛ از جمله دسترسی محدود به سرمایه، شبکه‌های تخصصی مردمحور، و فشارهای ناشی از تعارض نقش خانوادگی و شغلی. نبود الگوهای زن موفق در برخی حوزه‌های فناورانه نیز باعث کاهش اعتمادبه‌نفس برخی زنان برای ورود به این عرصه می‌شود.

فناوری و اقتصاد دیجیتال، یکی از مهم‌ترین فرصت‌های پیش‌روی زنان ایرانی برای مشارکت اقتصادی است. توسعه آموزش‌های دیجیتال، حمایت از استارتاپ‌های زن‌محور و رفع موانع ساختاری می‌تواند حضور زنان را از سطح مصرف‌کننده به سطح تولیدکننده و تصمیم‌ساز ارتقا دهد.

زنان در سلامت، آموزش غیررسمی و خدمات اجتماعی؛ ستون‌های پنهان اما حیاتی پایداری جامعه

نقش‌آفرینی زنان در حوزه‌های اجتماعی و خدماتی، اگرچه کمتر در شاخص‌های اقتصادی و آمارهای رسمی دیده می‌شود، اما در عمل از ارکان اصلی پایداری اجتماعی و توسعه انسانی کشور به شمار می‌آید. بررسی میدانی حوزه‌هایی همچون سلامت، آموزش غیررسمی و خدمات اجتماعی نشان می‌دهد که بدون مشارکت فعال زنان، بخش قابل توجهی از کارکردهای حیاتی جامعه با اختلال مواجه خواهد شد.

زنان و نظام سلامت؛ حضوری فراتر از اعداد و ارقام

حوزه سلامت یکی از عرصه‌هایی است که وابستگی ساختاری آن به نیروی انسانی زن، کاملاً آشکار است. طبق آمارهای وزارت بهداشت، بیش از ۷۰ درصد نیروی فعال در بخش سلامت کشور را پرستاران، ماماها و سهم قابل توجهی از پزشکان عمومی زن تشکیل می‌دهند. این ترکیب نیروی انسانی نشان می‌دهد که استمرار و کارآمدی نظام سلامت، بدون حضور زنان عملاً امکان‌پذیر نیست.

با این حال، نقش زنان در سلامت تنها به اشتغال رسمی محدود نمی‌شود. مشارکت مؤثر در آموزش سلامت خانواده، مراقبت‌های پیشگیرانه، ارتقای بهداشت عمومی و انتقال الگوهای رفتاری سالم در سطح جامعه، از جمله نقش‌های کمتر دیده‌شده اما تعیین‌کننده زنان در این حوزه است.

آموزش غیررسمی؛ سهم مؤثر زنان در توسعه سرمایه انسانی

در کنار نظام آموزش رسمی، آموزش‌های غیررسمی و مهارتی به یکی از پیشران‌های توسعه انسانی تبدیل شده است؛ حوزه‌ای که زنان در آن نقش محوری ایفا می‌کنند. آموزشگاه‌های آزاد، کلاس‌های تقویتی، مهارت‌های زندگی، زبان‌های خارجی، هنر و آموزش‌های مکمل تحصیلی، عمدتاً با مدیریت و تدریس زنان اداره می‌شود.

اگرچه این بخش کمتر در آمارهای رسمی بازتاب دارد، اما برآوردهای غیررسمی نشان می‌دهد که بخش قابل توجهی از فعالان آموزش خصوصی و غیررسمی را زنان تشکیل می‌دهند؛ زنانی که بسیاری از آن‌ها به‌صورت خوداشتغال یا در قالب مشاغل خانگی فعالیت می‌کنند و نقشی مستقیم در ارتقای مهارت و توانمندی نسل‌های آینده دارند.

خدمات اجتماعی و فعالیت‌های داوطلبانه؛ میدان اثرگذاری اجتماعی زنان

حوزه خدمات اجتماعی و فعالیت‌های داوطلبانه، یکی دیگر از عرصه‌های پررنگ مشارکت زنان است. حضور در خیریه‌ها، سازمان‌های مردم‌نهاد، گروه‌های جهادی و طرح‌های محلی، بخش مهمی از سرمایه اجتماعی کشور را شکل می‌دهد. گزارش‌های وزارت کشور حاکی از آن است که درصد قابل توجهی از سمن‌های فعال اجتماعی، با مدیریت یا مشارکت مؤثر زنان اداره می‌شوند.

این فعالیت‌ها اگرچه غالباً فاقد درآمد مستقیم هستند، اما آثار اجتماعی گسترده‌ای دارند؛ از کاهش آسیب‌های اجتماعی و حمایت از اقشار آسیب‌پذیر گرفته تا تقویت همبستگی و انسجام اجتماعی در سطح محلی و ملی.

اقتصاد مراقبتی؛ نقش نادیده‌گرفته‌شده اما حیاتی زنان

«اقتصاد مراقبتی» یکی از حوزه‌های کمتر دیده‌شده در تحلیل‌های اقتصادی است؛ حوزه‌ای که شامل مراقبت از سالمندان، کودکان و بیماران می‌شود و در جامعه ما، بخش عمده آن بر دوش زنان قرار دارد. این فعالیت‌ها اگرچه در محاسبات تولید ناخالص داخلی لحاظ نمی‌شوند، اما ارزش اقتصادی و اجتماعی آن‌ها غیرقابل انکار است. در واقع، بدون این شبکه گسترده مراقبت غیررسمی، بخش بزرگی از نظام رفاه اجتماعی کشور با بحران جدی مواجه خواهد شد.

حضور زنان در حوزه‌های سلامت، آموزش غیررسمی و خدمات اجتماعی، از ارکان بنیادین پایداری اجتماعی کشور محسوب می‌شود. این نقش‌ها اگرچه کمتر در ترازنامه‌های اقتصادی دیده می‌شوند، اما تأثیر مستقیم آن‌ها بر کیفیت زندگی، سلامت عمومی و توسعه انسانی، واقعیتی انکارناپذیر است؛ واقعیتی که سیاست‌گذاری اجتماعی و اقتصادی کشور ناگزیر از توجه جدی به آن خواهد بود.

رشد یک درصدی مشارکت زنان در فعالیت‌های اقتصادی و کسب و کار - ایرنا

زنان در مدیریت و تصمیم‌سازی؛ فاصله میان شایستگی و فرصت

حضور محدود در سطوح مدیریتی

با وجود رشد چشمگیر تحصیلات زنان و افزایش مهارت‌های تخصصی، حضور آن‌ها در سطوح مدیریتی و تصمیم‌سازی کشور همچنان محدود است. بر اساس آمارهای رسمی منتشرشده از سوی سازمان امور اداری و استخدامی، سهم زنان از مدیریت‌های میانی و عالی در دستگاه‌های اجرایی کشور کمتر از ۲۰ درصد برآورد می‌شود. این رقم در برخی حوزه‌ها حتی پایین‌تر است و نشان می‌دهد مسیر ارتقای شغلی زنان با موانع ساختاری مواجه است.

این وضعیت در حالی است که زنان سهم بالایی از کارکنان متخصص و کارشناسی را تشکیل می‌دهند و در بسیاری از سازمان‌ها، بدنه کارشناسی به‌طور عمده زنانه است.

سیاست‌های افزایش سهم مدیریتی زنان

در سال‌های اخیر، دولت‌ها تلاش کرده‌اند با تدوین سیاست‌هایی، سهم زنان در مدیریت را افزایش دهند. برنامه‌هایی مانند «افزایش سهم زنان در پست‌های مدیریتی» با هدف رسیدن به حداقل ۳۰ درصد در دستور کار قرار گرفت. اگرچه این هدف به‌طور کامل محقق نشده، اما باعث افزایش تدریجی حضور زنان در برخی سطوح مدیریتی شده است.

این سیاست‌ها نشان می‌دهد که مسئله کمبود مدیر زن، ناشی از نبود نیروی انسانی توانمند نیست، بلکه به ساختارهای اداری و نگرش‌های سنتی بازمی‌گردد.

مدیریت زنان در بخش خصوصی

در بخش خصوصی، به‌ویژه در کسب‌وکارهای کوچک و متوسط، زنان آزادی عمل بیشتری برای حضور در مدیریت دارند. بسیاری از زنان کارآفرین، مدیر شرکت‌های خدماتی، آموزشی، فرهنگی و فناوری هستند. این بخش نشان می‌دهد که در صورت کاهش موانع ساختاری، زنان توانایی مدیریت مؤثر و موفق را دارند.

چالش تعارض نقش‌ها

یکی از چالش‌های اصلی زنان مدیر، تعارض میان نقش شغلی و خانوادگی است. نبود سیاست‌های حمایتی مانند ساعات کاری منعطف، خدمات مراقبتی و حمایت‌های اجتماعی، باعث می‌شود بسیاری از زنان از پذیرش مسئولیت‌های مدیریتی صرف‌نظر کنند.

افزایش حضور زنان در مدیریت، نه یک مطالبه نمادین، بلکه ضرورتی برای بهبود کیفیت تصمیم‌سازی است. استفاده از ظرفیت زنان تحصیل‌کرده می‌تواند به افزایش بهره‌وری، شفافیت و تنوع دیدگاه‌ها در نظام مدیریتی کشور کمک کند.

زنان، خانواده و سرمایه اجتماعی؛ پیوند توسعه اقتصادی و اجتماعی

خانواده، نخستین بستر نقش‌آفرینی زنان

در جامعه ما، خانواده همچنان مهم‌ترین نهاد اجتماعی است و زنان نقش محوری در تحکیم آن دارند. این نقش، تنها به امور عاطفی و تربیتی محدود نمی‌شود، بلکه مدیریت اقتصادی خانواده، تصمیم‌گیری‌های مصرفی و سرمایه‌گذاری‌های خرد نیز بخش مهمی از مسئولیت زنان را تشکیل می‌دهد.

مطالعات اجتماعی نشان می‌دهد که زنان نقش تعیین‌کننده‌ای در الگوی مصرف خانواده، پس‌انداز و مدیریت منابع دارند؛ نقشی که به‌طور غیرمستقیم بر اقتصاد کلان کشور نیز اثرگذار است.

تربیت نسل آینده و توسعه انسانی

زنان به‌عنوان مادر و مربی، نقش کلیدی در تربیت نسل آینده دارند. کیفیت آموزش غیررسمی در خانواده، انتقال ارزش‌های اجتماعی و تقویت مهارت‌های فردی کودکان، از جمله عواملی است که توسعه انسانی کشور را شکل می‌دهد. این نقش، اگرچه در آمارهای اقتصادی محاسبه نمی‌شود، اما یکی از زیربناهای اصلی پیشرفت پایدار است.

سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی

حضور فعال زنان در شبکه‌های اجتماعی محلی، خیریه‌ها، انجمن‌های فرهنگی و فعالیت‌های داوطلبانه، به تقویت سرمایه اجتماعی کمک می‌کند. سرمایه اجتماعی شامل اعتماد، همکاری و مشارکت اجتماعی است که بدون آن، توسعه اقتصادی نیز با چالش مواجه می‌شود.

زن، فرهنگ و هویت اجتماعی

زنان نقش مهمی در حفظ و انتقال فرهنگ، زبان و هویت اجتماعی دارند. فعالیت‌های فرهنگی، هنری و رسانه‌ای زنان، به بازتولید سرمایه فرهنگی جامعه کمک می‌کند و می‌تواند در کاهش آسیب‌های اجتماعی و افزایش انسجام ملی مؤثر باشد.

نقش زنان در خانواده و جامعه، پیوندی مستقیم با توسعه اقتصادی و اجتماعی دارد. نادیده گرفتن این نقش، به معنای نادیده گرفتن یکی از مهم‌ترین عوامل ثبات و پیشرفت کشور است.

زنان نخبه و آینده علمی کشور؛ سرمایه‌ای راهبردی برای پیشرفت ملی

رشد چشمگیر زنان در آموزش عالی و پژوهش

در دو دهه گذشته، یکی از تحولات مهم نظام علمی کشور، افزایش حضور زنان در آموزش عالی و پژوهش بوده است. بر اساس آمار وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، زنان بیش از نیمی از دانشجویان دانشگاه‌های کشور را تشکیل می‌دهند و در مقاطع تحصیلات تکمیلی، به‌ویژه کارشناسی ارشد، سهم آن‌ها قابل توجه است. این حضور گسترده، نشان‌دهنده شکل‌گیری یک ذخیره انسانی ارزشمند برای آینده علمی کشور است.

در حوزه پژوهش نیز، تعداد مقالات علمی منتشرشده توسط زنان ایرانی رشد قابل ملاحظه‌ای داشته است. داده‌های پایگاه‌های استنادی نشان می‌دهد سهم زنان در تولید مقالات علمی کشور طی سال‌های اخیر به‌طور مستمر افزایش یافته و در برخی رشته‌ها، زنان به بازیگران اصلی پژوهش تبدیل شده‌اند.

زنان در نخبگان و استعدادهای برتر

طبق آمار بنیاد ملی نخبگان، درصد قابل توجهی از مشمولان طرح‌های حمایت از استعدادهای برتر را زنان تشکیل می‌دهند. این موضوع نشان می‌دهد که زنان نه‌تنها در کمیت آموزش عالی، بلکه در کیفیت علمی نیز نقش پررنگی دارند. حضور زنان در المپیادهای علمی، طرح‌های پژوهشی کلان و اختراعات ثبت‌شده، مؤید این واقعیت است.

با این حال، چالش اصلی در مرحله «ماندگاری نخبگان» نمایان می‌شود. بسیاری از زنان نخبه، به دلیل محدودیت‌های شغلی، نبود مسیر ارتقای شفاف یا تعارض نقش‌های خانوادگی و حرفه‌ای، با موانع جدی مواجه‌اند.

زنان نخبه و ارتباط با صنعت

یکی از حلقه‌های ضعیف در نظام علمی کشور، اتصال پژوهش به صنعت است؛ چالشی که برای زنان نخبه مضاعف است. با وجود توان علمی بالا، فرصت‌های حضور در پروژه‌های صنعتی و فناورانه برای زنان محدودتر است. این مسئله می‌تواند منجر به اتلاف سرمایه انسانی و کاهش انگیزه نخبگان زن شود.

ضرورت سیاست‌گذاری هدفمند

برای استفاده واقعی از ظرفیت زنان نخبه، سیاست‌ها نباید فقط نمادین باشند. لازم است که:

  • مسیرهای شغلی پایدار برای پژوهشگران زن ایجاد شود،

  • زنان نخبه در دوره‌های حساس زندگی حمایت شوند،

  • حضور آن‌ها در پروژه‌های ملی و بین‌المللی تسهیل شود.

زنان نخبه یکی از بزرگ‌ترین سرمایه‌های علمی و فناورانه کشور هستند. حفظ و حمایت از این سرمایه، آینده علم و فناوری کشور را شکل می‌دهد.

ارزیابی رئیس مرکز امور زنان و خانواده وزارت کشور از اشتغال زنان/ دختران  بیکار، فرصت کمتری برای ازدواج پیدا می‌کنند/ اگر زنی مورد سوءرفتار قرار  گیرد، معمولا اوست که توبیخ می‌شود

نقش زنان در توسعه کشور: از ظرفیت تا واقعیت

زنان در ایران در همه عرصه‌های زندگی حضور دارند؛ از اقتصاد و آموزش گرفته تا فناوری، سلامت، مدیریت و خانواده. اما واقعیت این است که حضورشان همیشه متناسب با توانمندی‌های واقعی‌شان نبوده است. بزرگ‌ترین مانع، شکاف بین ظرفیت و فرصت است.

از حمایت‌های ساده تا توانمندسازی واقعی
در سال‌های اخیر سیاست‌ها از حمایت‌های صرفاً معیشتی فاصله گرفته و به سمت توانمندسازی زنان حرکت کرده‌اند. این تغییر نشان می‌دهد که زنان دیگر فقط گروه هدف کمک‌های اجتماعی نیستند، بلکه عامل اصلی توسعه کشور به شمار می‌روند. هرچند هنوز چالش‌هایی وجود دارد، اما این مسیر نویدبخش است.

ضرورت نگاه یکپارچه در سیاست‌گذاری
تجربه نشان داده سیاست‌های پراکنده و بخشی، تأثیر پایدار ندارند. نقش زنان در توسعه نیازمند نگاهی جامع است؛ نگاهی که آموزش، اشتغال، سلامت، خانواده و فرهنگ را به‌عنوان یک سیستم واحد در نظر بگیرد.

زن، خانواده و توسعه پایدار
توسعه پایدار بدون توجه همزمان به اقتصاد و خانواده امکان‌پذیر نیست. زنان، نقطه اتصال این دو حوزه هستند. تقویت نقش زنان نه به معنی تضعیف خانواده، بلکه به معنای تحکیم بنیان‌های خانواده و افزایش تاب‌آوری اجتماعی است.

چشم‌انداز آینده
اگر سیاست‌ها درست اجرا شوند، زنان می‌توانند:

  • سهم بیشتری در اقتصاد رسمی و دانش‌بنیان داشته باشند،

  • نقش مؤثرتری در مدیریت و تصمیم‌سازی ایفا کنند،

  • موتور محرک توسعه انسانی و اجتماعی کشور باشند.

نقش زنان در پیشرفت کشور، واقعیتی غیرقابل انکار است. آینده توسعه ایران بیش از هر زمان دیگری به استفاده هوشمندانه از ظرفیت زنان وابسته است؛ ظرفیتی که اگر دیده و مدیریت شود، می‌تواند یکی از بزرگ‌ترین مزیت‌های راهبردی کشور باشد.

انتهای پیام/

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha