دختر شهید امامی از دیار غیورمردان آذربایجان – تبریز خطاب به مهندس سعید اوحدی در یادداشتی نوشت: سالها بود که واژهی "پدر" بر لبهایم سنگینی میکرد.. حسرتی که با گوشت و خونم عجین شده بود.
جای خالی پدر برای ما فرزندان شهید ایران زمین نه یک فقدان، که یک شناسنامهی ماندگار عزت است.
پدران ما با عزتی آسمانی، دعوت حق را پذیرفتند و عاشقانه وجود خویش را هدیه به حریم پاک میهن کردند.
اما در این میانه، ماندند کسانی که مأموریتشان، شاید سختتر بود ...
آری رزمندگان، جانبازان و آزادگان سرافرازمان ماندند تا در رکاب فرزندان همرزمانشان باشند.
و در میان این مردان روزگار، شما آمدید...
در سال ۹۸، با حضورتان بر فضای بنیاد شهید و دل خانوادههای شهدا و ایثارگران، رنگی تازه از احترام و عزت پاشیدید.
از همکار رسمی تا قراردادی، همه خوشحال بودند.. گویی نسیمی تازه وزیده است.
پدرجان، شما به کارهای ناکرده، جان دادی و قوانین خفته ی ایثارگران را به ریل اجرا نشاندید. خانوادهها نفس تازهای کشیدند. من شما را در حدِّ ریاست عالی بنیاد و مردی از تبار ایثار میشناختم...
اما رفتن شما در سال ۱۴۰۰، با استعفای اخیرتان فرق داشت... این بار، جور دیگری سخت بود.
در روزهای گذشته، در فضای مجازی دیدم همسر و مادر شهیدی، از شما مادرانه و خواهرانه خواسته هست که: برای فرزندان شهید، پدر بمانید.
اما من از جان و دلم فریاد میزنم: شما پدر ما هستید...
مهرتان چنان در جانمان ریشه دوانده که با هیچ جایگاه و عنوانی قابل سنجش نیست.
شما برایمان پدر بودید، هستید و خواهید ماند.
ما فرزندان شهید در روز پدر حال و هوای دیگری داریم... گویا آتشی در سینه مان هست که با اشک و صبر، تلاش میکنیم آن را آرام کنیم.
اما امسال روز پدر برایم رنگ دیگری دارد...
پدرجان، شما آنقدر از صمیم قلب مرا، دختر گلم و دختر عزیزم خطاب میکنید که دیگر احساس یتیمی، در دلم کمرنگ شده است.
پس از ۳۸ سال، توانستم مهر پدری را در سایهی الطافتان درک کنم و مطمئنم با حضور شما، آن خلأ همیشهی دل، پر میشود.
از شما گله کردیم که چرا بنیاد را ترک کردید؟ گویی دوباره بی پناه شدیم... و شما در پاسخ، با آن منطق پدرانه فرمودید:«دختر گلم، یقین داشته باش که عنوانها وابسته به ارزشها نیستند. آنچه ارتباط را استمرار میبخشد، اعتماد، پایبندی به اصول و عواطف انسانی است.»
اما من فقط این را میگویم: پدرجان، مهر شما در وجود همهی ایثارگران، بهویژه فرزندان شهید، چنان ریشه دوانده که با هیچ ترازویی نمیتوان سنجید.
و من به عنوان یکی از هزاران دخترت افتخار میکنم به وجود پاک و محبوبی چون شما – مهندس سعید اوحدی – در نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران.
هرکجا هستید، با عزت و سربلند باشید ...
و برای همیشه، پدر ما بمان.
نظر شما