پایگاه خبری حیات – شهین مردانی؛ با آغاز فصل سرما، بار دیگر مسئله آلودگی هوا به یکی از اصلیترین دغدغههای شهروندان و مدیران شهری تبدیل شده است. کاهش کیفیت هوا در کلانشهرهایی مانند تهران، اصفهان، مشهد، کرج، اهواز و تبریز، پیامدهای متعددی از جمله افزایش مراجعات درمانی، محدودیتهای مقطعی و تعطیلی مدارس را به همراه داشته؛ وضعیتی که نشان میدهد آلودگی هوا همچنان یکی از چالشهای ساختاری کشور است.
بررسیها و گزارشهای رسمی نشان میدهد آلودگی هوا در کشور، تنها ناشی از عوامل طبیعی یا شرایط جغرافیایی نیست، بلکه مجموعهای از عوامل انسانی، مدیریتی و زیرساختی در شکلگیری آن نقش دارد. در عین حال، طی سالهای اخیر اقداماتی در حوزه توسعه حملونقل عمومی، نوسازی ناوگان و ارتقای استانداردها انجام شده که نمیتوان آنها را نادیده گرفت. با این حال، تداوم روزهای ناسالم نشان میدهد این اقدامات یا کافی نبوده، یا اثرگذاری آنها با رشد مصرف و منابع جدید آلایندگی خنثی شده است.
قانون هوای پاک بهعنوان سند بالادستی مقابله با آلودگی هوا، چارچوب مسئولیتها را مشخص کرده، اما اجرای کامل و یکپارچه آن همچنان با چالشهایی روبهروست. مسئله اصلی امروز، نه انکار اقدامات انجامشده، بلکه بررسی دقیق فاصله میان برنامهها، اجرا و نتایج ملموس در کیفیت هواست.
با آغاز فصل سرما؛ بازگشت بحران قدیمی با صورتمسئلهای حلنشده
با آغاز فصل سرما، چرخه تکراری آلودگی هوا بار دیگر در کلانشهرهای کشور فعال شده است؛ چرخهای که خروجی آن شاخصهای ناسالم، تعطیلی مدارس، افزایش مراجعات درمانی و نارضایتی عمومی است. تهران، اصفهان، مشهد، کرج، اهواز و تبریز سالهاست در فهرست شهرهای دارای هوای ناسالم قرار دارند و هر سال با نزدیک شدن به روزهای سرد، این سؤال تکرار میشود که چرا با وجود قوانین، برنامهها و اقدامات انجامشده، مسئله آلودگی هوا همچنان پابرجاست.
بررسیهای کارشناسی نشان میدهد آلودگی هوا در کشور نه صرفاً حاصل شرایط جغرافیایی و اقلیمی است و نه تنها نتیجه یک منبع مشخص؛ بلکه محصول همزمان عوامل متعددی است که از خودرو و صنعت گرفته تا الگوی مصرف انرژی، شرایط اقلیمی، مدیریت شهری و حکمرانی محیطزیست را دربرمیگیرد. قانون هوای پاک که با هدف ایجاد انسجام در مدیریت این بحران تصویب شد، اکنون پس از گذشت هفت سال، اگرچه بهطور کامل اجرایی نشده، اما همچنان بهعنوان سند بالادستی، مبنای ارزیابی عملکرد دستگاهها محسوب میشود.
آلودگی هوا؛ گره کور مدیریت شهری، صنعتی و حملونقل
آلودگی هوا در کلانشهرهای کشور نتیجه همزمان و درهمتنیده چند منبع اصلی است؛ منابعی که هرکدام متولی مشخص و قوانین جداگانه دارند، اما نبود هماهنگی مؤثر میان آنها، مدیریت این بحران را با چالش مواجه کرده است. در حوزه مدیریت شهری، رشد جمعیت، توسعه افقی شهرها و تمرکز خدمات در هستههای مرکزی، باعث افزایش سفرهای درونشهری شده؛ موضوعی که تقاضا برای تردد را بالا برده و فشار مضاعفی بر شبکه حملونقل وارد کرده است.
در عین حال، طی سالهای گذشته اقدامات مهمی در حوزه حملونقل عمومی انجام شده است؛ توسعه خطوط مترو در تهران و سایر کلانشهرها، افزایش ظرفیت ناوگان اتوبوسرانی، ورود اتوبوسهای برقی و نوسازی بخشی از ناوگان تاکسیرانی از جمله این اقدامات است. با این حال، کارشناسان معتقدند سرعت رشد تقاضای سفر شهری همچنان از سرعت توسعه حملونقل عمومی پیشی گرفته و همین شکاف، استفاده از خودروی شخصی را همچنان بالا نگه داشته است.
در کنار این موارد، برخی از صنایع مستقر در حریم یا اطراف شهرها نیز یکی از منابع پایدار آلایندگی محسوب میشوند. بر اساس گزارشهای رسمی، برخی صنایع با وجود الزام به رعایت استانداردهای زیستمحیطی، همچنان با حداقل الزامات فعالیت میکنند. اگرچه نظارتها افزایش یافته، اما ضعف ضمانت اجرایی و پایین بودن سطح بازدارندگی جریمهها، باعث شده اثرگذاری این نظارتها محدود باشد. مجموعه این عوامل، آلودگی هوا را به یک گره مدیریتی تبدیل کرده که حل آن نیازمند هماهنگی فرابخشی است.
ناوگان فرسوده دولتی؛ پیشرفتها، خلأها و تناقضهای اجرایی
وضعیت ناوگان حملونقل عمومی و دولتی یکی از محورهای کلیدی در مدیریت آلودگی هواست. طی سالهای اخیر، اقدامات قابلتوجهی در زمینه نوسازی انجام شده؛ ورود هزاران دستگاه اتوبوس و تاکسی نو، توسعه ناوگان برقی و اجرای طرحهای جایگزینی خودروهای فرسوده، بخشی از این تلاشهاست. این اقدامات در برخی شهرها اثرات مثبتی نیز بر کاهش آلایندگی داشته است.
با این حال، واقعیت آن است که بخش زیادی از ناوگان عمومی و خدمات شهری همچنان فرسوده است. اتوبوسها، مینیبوسها و خودروهای خدماتی که روزانه ساعتهای طولانی در شهر تردد میکنند، در صورت فرسودگی، سهم بالایی در انتشار آلایندهها دارند. کارشناسان تأکید میکنند نوسازی این ناوگان باید بهصورت کامل، مستمر و با برنامه زمانبندی مشخص انجام شود، نه مقطعی و وابسته به منابع محدود سالانه.
تناقض زمانی برجسته میشود که از یکسو شهروندان به اسقاط خودروهای فرسوده ملزم میشوند و از سوی دیگر، بخشی از ناوگان دولتی همچنان با استانداردهای پایین فعالیت میکند. این وضعیت، ضرورت پیشگامی دولت در نوسازی کامل ناوگان خود را بیش از پیش برجسته میکند.
سوخت بیکیفیت یا مدیریت مصرف؛ مسئلهای فنی با ابعاد اجرایی
کیفیت سوخت یکی از موضوعات پرچالش در بحث آلودگی هواست. بر اساس اعلام رسمی وزارت نفت، بخش عمده سوخت توزیعی کشور مطابق استانداردهای مصوب تولید میشود. با این حال، کارشناسان محیطزیست تأکید دارند که کیفیت سوخت تنها یکی از مؤلفههاست و نحوه مصرف آن در ناوگان فرسوده و غیراستاندارد، نقش تعیینکنندهتری دارد.
در کنار این موضوع، مدیریت مصرف انرژی در بخشهای مختلف، بهویژه در فصل سرد، اهمیت ویژهای دارد. افزایش مصرف سوخت در بخش خانگی و تجاری، فشار مضاعفی بر شبکه تأمین انرژی وارد میکند و در برخی شرایط، استفاده اضطراری از سوختهای جایگزین را به یک چالش جدی تبدیل میکند.
موتورسیکلتها، پایش هوا و مسیر تدریجی بهسوی شفافیت
موتورسیکلتها، بهویژه مدلهای قدیمی کاربراتوری، یکی از منابع شناختهشده آلایندگی در کلانشهرها به شمار میروند. در سالهای اخیر، گامهای مهمی برای مدیریت این بخش برداشته شده است؛ از جمله ممنوعیت شمارهگذاری موتورسیکلتهای کاربراتوری، توسعه استانداردهای فنی سختگیرانهتر و آغاز طرحهای جایگزینی با موتورسیکلتهای برقی. این اقدامات نشان میدهد مسئله بهصورت رسمی در دستور کار قرار گرفته و رویکرد سیاستگذار به سمت کاهش تدریجی آلایندگی حرکت کرده است.
با این حال، گستردگی ناوگان موجود و تردد میلیونها موتورسیکلت قدیمی باعث شده اثرگذاری این سیاستها بهصورت تدریجی نمایان شود. هزینه بالای موتورسیکلتهای برقی، محدودیت زیرساختهای شارژ و نیاز به مشوقهای اقتصادی مؤثر، از جمله عواملی است که سرعت اجرای طرحهای جایگزینی را کاهش داده؛ موضوعی که کارشناسان بر ضرورت تقویت حمایتهای مالی و زیرساختی در این حوزه تأکید دارند.
در کنار مدیریت منابع آلاینده، سامانههای پایش آلودگی هوا نیز طی سالهای اخیر توسعه یافته و دسترسی عمومی به شاخصهای کیفیت هوا نسبت به گذشته بهبود پیدا کرده است. افزایش تعداد ایستگاههای سنجش و انتشار برخط شاخصها، گام مثبتی در مسیر شفافیت به شمار میرود. با این حال، کارشناسان معتقدند یکپارچهسازی دادهها، ارتقای دقت ایستگاهها و دسترسی پژوهشگران و رسانهها به دادههای خام، میتواند اعتماد عمومی را بیش از پیش تقویت کرده و به ارتقای حکمرانی محیطزیست کمک کند.
بهطور کلی، مدیریت موتورسیکلتهای فرسوده و پایش آلودگی هوا در مسیری اصلاحی و رو به جلو قرار دارد؛ مسیری که با تداوم سیاستهای حمایتی، شفافیت بیشتر و مشارکت عمومی، میتواند نقش مؤثرتری در بهبود کیفیت هوای شهرها ایفا کند.
دیگر عوامل مؤثر بر آلودگی هوا؛ فراتر از خودرو و صنعت
ریزگردها و کانونهای گردوغبار داخلی و فرامرزی
یکی از عوامل مؤثر بر افت کیفیت هوا، بهویژه در استانهای غربی و جنوبی، پدیده ریزگردهاست. برخلاف تصور رایج، همه گردوغبارها منشأ خارجی ندارند. خشکشدن تالابها، کاهش پوشش گیاهی، مدیریت نادرست منابع آب و تغییر کاربری اراضی، باعث شکلگیری کانونهای فعال گردوغبار در داخل کشور شده است. در کنار آن، انتقال ریزگردها از کشورهای همسایه نیز در برخی بازهها شرایط را تشدید میکند. گزارشهای رسمی سازمان هواشناسی و سازمان حفاظت محیطزیست بر سهم همزمان عوامل داخلی و فرامرزی در این پدیده تأکید دارند.
وارونگی دما و شرایط اقلیمی
در فصل سرد سال، پدیده وارونگی دما یکی از عوامل تشدیدکننده آلودگی هوا در کلانشهرهاست. این پدیده یک عامل تولید آلودگی نیست، اما با جلوگیری از جابهجایی عمودی هوا، موجب تجمع آلایندهها در لایههای پایین جو میشود. کارشناسان تأکید میکنند که در نبود منابع آلاینده، وارونگی بهتنهایی بحرانساز نیست، اما در کنار انتشار مستمر آلایندهها، نقش تشدیدکننده دارد.
الگوی مصرف انرژی در بخش خانگی و تجاری
افزایش مصرف گاز و سوختهای فسیلی در بخش خانگی، تجاری و اداری در فصل سرد، یکی دیگر از عوامل کمتر دیدهشده آلودگی هواست. استفاده از وسایل گرمایشی غیراستاندارد، بازده پایین برخی تجهیزات و اتلاف انرژی، باعث افزایش مصرف و در مواردی فشار بر شبکه تأمین سوخت میشود. کارشناسان انرژی معتقدند ارتقای بهرهوری و اصلاح الگوی مصرف میتواند بهصورت غیرمستقیم در کاهش آلایندگی مؤثر باشد.
فعالیتهای عمرانی و گردوغبار شهری
پروژههای عمرانی گسترده، گودبرداریها، ساختوسازهای فاقد مدیریت محیطزیستی و عدم کنترل گردوغبار در کارگاههای ساختمانی، سهمی هرچند کمتر از منابع اصلی، اما قابلتوجه در آلودگی هوای شهری دارند. در بسیاری از شهرها، الزام به رعایت ضوابط کنترل گردوغبار وجود دارد، اما ضعف نظارت باعث شده این مقررات بهطور کامل اجرا نشود.
سوختهای جایگزین در شرایط اضطرار
در برخی دورههای اوج مصرف انرژی، استفاده اضطراری از سوختهای جایگزین مانند مازوت در برخی نیروگاهها یا صنایع مطرح میشود. اگرچه مسئولان تأکید دارند این اقدام محدود و کنترلشده است، اما کارشناسان محیطزیست معتقدند حتی مصرف مقطعی این سوختها میتواند اثر محسوسی بر کیفیت هوا در مناطق پیرامونی داشته باشد.
ضعف فرهنگ ترافیکی و رفتارهای فردی
نقش رفتارهای فردی در آلودگی هوا اغلب نادیده گرفته میشود. استفاده بیرویه از خودروی شخصی، تکسرنشینی، روشنگذاشتن خودرو در توقفهای طولانی و بیتوجهی به معاینه فنی، در کنار هم به افزایش آلایندگی منجر میشود. کارشناسان معتقدند بدون اصلاح الگوی رفتاری و افزایش مشارکت عمومی، سیاستهای کلان بهتنهایی به نتیجه مطلوب نخواهد رسید.
حکمرانی محیطزیست؛ ظرفیتهای قانونی موجود و ضرورت تقویت پاسخگویی
حکمرانی محیطزیست در کشور از منظر حقوقی و ساختاری، بر پایه اسناد بالادستی و قوانین مشخصی شکل گرفته است. قانون هوای پاک بهعنوان مهمترین چارچوب قانونی در این حوزه، مسئولیت دستگاههای مختلف را بهروشنی تعیین کرده و بستر لازم برای مدیریت هماهنگ آلودگی هوا را فراهم آورده است. وجود این قانون و سازوکارهای پیشبینیشده در آن، نشاندهنده عزم قانونگذار برای ساماندهی این بحران است.
با این حال، تجربه اجرا نشان میدهد که تقویت پاسخگویی و ضمانت اجرایی میتواند اثربخشی این ظرفیتهای قانونی را افزایش دهد. جریمههای زیستمحیطی و ابزارهای نظارتی، در صورت بازنگری و بهروزرسانی، این امکان را دارند که نقش بازدارندهتری ایفا کنند و صنایع را بیش از پیش به اصلاح فرایندهای تولید ترغیب کنند. همچنین، تخصیص هدفمند و بهموقع بودجههای محیطزیستی میتواند سرعت اجرای برنامههای کاهش آلودگی هوا را افزایش دهد.
استانداریها نیز بهعنوان حلقه اتصال میان سیاستهای ملی و اجرا در سطح استان، نقش مهمی در هماهنگی دستگاهها دارند. تقویت اختیارات، ایجاد سازوکارهای ارزیابی عملکرد و حرکت از اقدامات واکنشی به سمت برنامهریزی پیشگیرانه، میتواند مدیریت آلودگی هوا را اثربخشتر کند. در مجموع، حکمرانی محیطزیست بیش از آنکه با کمبود قانون مواجه باشد، نیازمند تقویت اجرا، همافزایی نهادی و شفافیت در پاسخگویی است؛ مسیری که در صورت طی شدن، میتواند به کاهش پایدار آلودگی هوا منجر شود.
محیطزیست و آینده پایدار؛ فراتر از یک بحران فصلی و مقطعی
آلودگی هوا اگرچه در فصلهای سرد سال نمود پررنگتری پیدا میکند، اما تجربه سالهای اخیر نشان داده است که نگاه بلندمدت و برنامهمحور به این مسئله، میتواند آن را از یک بحران تکرارشونده به فرصتی برای اصلاح ساختارها و بهبود کیفیت زندگی تبدیل کند. توجه به پیوند میان کیفیت هوا، سلامت عمومی و توسعه شهری پایدار، این امکان را فراهم میآورد که سیاستگذاریها از سطح واکنشهای مقطعی فراتر رفته و به سمت برنامههای ماندگار حرکت کند.
کارشناسان معتقدند مدیریت مؤثر آلودگی هوا، نهتنها شاخصهای سلامت جامعه را بهبود میبخشد، بلکه میتواند به افزایش بهرهوری اقتصادی، ارتقای رضایت اجتماعی و تقویت سرمایه اجتماعی نیز منجر شود. سرمایهگذاری در حملونقل پاک، مدیریت منابع طبیعی، بهینهسازی مصرف انرژی و توسعه زیرساختهای سبز، از جمله اقداماتی است که آثار مثبت آن فراتر از حوزه محیطزیست خواهد بود.
در این چارچوب، آلودگی هوا به مسئلهای راهبردی در مسیر توسعه پایدار کشور تبدیل میشود؛ مسئلهای که مواجهه هوشمندانه با آن میتواند از تحمیل هزینههای بلندمدت جلوگیری کرده و زمینهساز رشد متوازن و تابآوری اجتماعی شود. تقویت نگاه آیندهنگر به محیطزیست، نه یک انتخاب، بلکه ضرورتی برای تضمین کیفیت زندگی نسلهای امروز و فرداست.

پایان یک گزارش، آغاز یک مطالبه عمومی و مسئولیتمحور
آنچه امروز در آسمان شهرهای کشور مشاهده میشود، حاصل یک عامل واحد یا یک تصمیم مقطعی نیست، بلکه نتیجه برهمکنش مجموعهای از متغیرها در طول زمان است. در این میان، وجود قانون هوای پاک، برنامههای مصوب و اقداماتی که در سالهای اخیر در حوزه حملونقل عمومی، نوسازی ناوگان، توسعه زیرساختها و پایش آلودگی هوا انجام شده، نشان میدهد مسئله آلودگی هوا بهطور جدی در دستور کار سیاستگذاران قرار دارد. این اقدامات اگرچه بهتنهایی برای مهار کامل بحران کافی نبودهاند، اما پایهای مهم برای حرکت به سمت بهبود پایدار به شمار میروند.
تجربه سالهای گذشته همچنین نشان داده است که راهکارهای کوتاهمدت، مانند تعطیلی مدارس، میتوانند بهعنوان ابزار مدیریت شرایط اضطراری مورد استفاده قرار گیرند، اما پاسخ نهایی به مسئله آلودگی هوا نیستند. حرکت به سمت راهحلهای ماندگار، نیازمند تداوم اراده سیاسی، تقویت هماهنگی نهادی، سرمایهگذاری هدفمند در حملونقل عمومی، تسریع نوسازی ناوگان فرسوده، ارتقای استانداردهای زیستمحیطی و شفافیت بیشتر در دادهها و تصمیمگیریهاست.
امروز آلودگی هوا به یک مطالبه عمومی آگاهانه تبدیل شده است؛ مطالبهای که نشاندهنده افزایش حساسیت جامعه نسبت به سلامت و کیفیت زندگی است. پاسخ مؤثر به این مطالبه، نهتنها میتواند به بهبود شرایط زیستمحیطی منجر شود، بلکه نقش مهمی در ارتقای اعتماد عمومی و تضمین مسیر توسعه پایدار کشور خواهد داشت. توجه به این فرصت، سرمایهای ارزشمند برای حال و آینده نسلهای مختلف محسوب میشود.
انتهای پیام/
نظر شما