به گزارش خبرنگار گروه ورزشی حیات؛ تیم فوتبال استقلال با تساوی مقابل صنعت نفت در هفته بیست و هشتم لیگ برتر و با توجه به برتری سپاهان مقابل نفت مسجد سلیمان و پیروزی روز گذشته پرسپولیس برابر پیکان فاصله 4 امتیازی با صدر جدول پیدا کرد تا در دو هفته پایانی لیگ برتر عملاً شانسی برای قهرمانی نداشته باشد و نتواند از عنوان فصل گذشته خودش دفاع کند.
استقلال از تیمهای خوب لیگ بیست و دوم بود که نتایج درخشانی هم کسب کرد و به عقیده خیلی از کارشناسان فوتبال بهترین فوتبال را در میان 16 تیم این رقابتها ارائه میدهد ولی اتفاقاتی در درون و بیرون این تیم وجود داشت که نفسشان را در انتهای راه برید و باعث شد نوار پیروزیهایشان قطع شده و از کورس قهرمانی جا بمانند. در این نوشته به بررسی چند دلیل ناکامی استقلال این فصل میپردازیم:
عدم ثبات مدیریت
استقلال فصل گذشته جزو معدود فصلهایی بود که با یک مدیرعامل شروع کرد و با همان کارش را به پایان رساند. ثبات مدیریت در فوتبال یک موضوع خیلی مهم است که در پیشبرد برنامه راهبردی و تشکیلات ساختاری میتواند موثر باشد و تغییرات مدیریتی در طول یک فصل هم به همان میزان در مسیر یک مجموعه میتواند حکم دست انداز را داشته باشد. مصطفی آجورلو با تمام انتقاداتی که این روزها متوجهش است نقش بسزا و پررنگی در فراهم کردن بستر قهرمانی آبیها در فصل گذشته داشت و حضور او در تیم موجب دلگرمی کادرفنی شده بود. در این فصل اما وضعیت به گونه دیگری پیش رفت. آجورلو فصل را شروع کرد و در ادامه فتح الله زاده روی کار آمد و حالا حجت کریمی به عنوان سرپرست سومین نفری است که مسئولیت مدیریت باشگاه را بر عهده دارد. این موارد بدون تردید در کشیده شدن ترمز استقلال در مسیر قهرمانی موثر بود و اثر منفی روی عملکرد آبیها داشت.
تیمی که بدون سرمربی بسته شد
استقلال فصل گذشته با نظر کادرفنی بسته شده بود ولی ساپینتو وقتی به استقلال آمد که تقریباً فصل نقل و انتقالات تمام شده بود و سرمربی آبیها نظری روی خریدهای این تیم نداشت و اصلاً شناختی روی تیم و بازیکنان و نقاط ضعف و قوتش نداشت که بخواهد بر اساس آن استراتژی نقل و انتقالاتی بچیند و هرچه در این فصل از این تیم دیده شد کاری است که سرمربی پرتغالی با تیم حاضر و آماده که تحویلش شده انجام داد. اگر ساپینتو از چند ماه قبل از نقل و انتقالات به ایران آمده بود و با شناخت کامل بازیکنان مد نظرش را به خدمت میگرفت زودتر تفکراتش را در جمع آبیها پیاده میکرد و امتیازات مهم هفتههای اول را هم نداده بود.
فاصله زیاد تیم اول و دوم
استقلال 11 بازیکن خیلی خوب در ترکیب خود دارد و ساپینتو هفتههاست ترکیب اصلی خودش را پیدا کرده است ولی مشکل اینجاست که روی نیمکت بازیکنان ذخیره در حد ترکیب اصلی و یا برای تغییر سیستم به قدر کافی در اختیار آبیها قرار ندارد تا زمانی که محرومیت و مصدومیت و خستگی یک بازیکن کلیدی را از کیفیت انداخت، نفر جایگزین بتواند کیفیتی نزدیک به همان را ارائه دهد و از همین رو نبود یک بازیکن یا عدم قرار گرفتنش در فرم عالی در یک بازی استقلال را با مشکل جدی مواجه میکرد. استقلال برای فصل بعد نیاز دارد تا در کنار تقویت ترکیب اصلِی، فکری برای نیمکت خودش داشته باشد.
نیمکت بدون وزن
بیژن طاهری، خسرو حیدری و بهزاد غلامپور که ایرانی های نیمکت استقلال هستند چهرههای وزنی محسوب نمیشوند که نیمکت تیم را سنگین کنند. استقلال نیاز به یک چهره ویژهتر از بین پیشکسوتانش روی نیمکن به عنوان سرپرست یا مدیر فنی یا دستیار داشت که ضعف حضور مربی خارجی در تیم را جبران کند. چیزی که در آن سوی میدان در پرسپولیس با حضور کریم باقری و افشین پیروانی مشاهده میشود و استقلال فاقد آن است. یک بزرگتر روی نیمکت آبی ها در خیلی از مواقع مشکلات بیرونی را برطرف میکرد و موجب یک دستی تیم و خروج از بحران های غیر فنی میشد.
حاشیههای مدیریتی و حذف از آسیا
استقلال در طول فصل خصوصاً در زمان مدیریت فتح الله زاده در گیر حواشی مدیریتی زیادی شد. درگیری فتح الله زاده با ساپینتو در دو مقطع و همچنین عدم موفقیت در پرداخت بدهی استراماچونی و حذف استقلال از آسیا هم تیم را دچار حاشیه و بحران کرد و هم از لحاظ روحی ضربه سنگینی به آبی ها زد که اثرات منفی آن در عملکرد این تیم دیده شد.
نظر شما