به گزارش خبرنگار فرهنگی حیات؛ شهید علیرضا بلباسی در روستای آسور فیروزکوه در چهاردهم مهر سال 1332 به دنیا آمد. دوره ابتدایی را در شهرستان فریدونکنار سپری کرد و در همین ایام بزرگترین حامی زندگیاش را از دست داد و مجبور شد برای امرار معاش خانواده به تهران سفر کند و به این دلیل مدتی درس را رها کرد.
او در بازار تهران مشغول به کار شد. پس از مدتی در مدرسه شبانه روزی پایتخت به درس خود ادامه داد و موفق به اخذ مدرک دیپلم شد. وی پس از پایان تحصیلات به سربازی رفت و در نیمه مهرماه سال 1353 خدمت سربازی را به اتمام رساند.
پس از گذراندن دوره آموزش مکانیک در باشگاه هوایی ملی، با عنوان تکنیسین پرواز در تاریخ 3 آبان 1354 جذب هواپیمایی ملی ایران شد. او در طول خدمت، به آموزش زبان انگلیسی مشغول و نیز موفق به اخذ درجه مکانیک هواپیما شد.
شهید علیرضا بلباسی سرانجام در عملیات کربلای8 در بیست و یکم اسفند 1365 در شلمچه بر اثر اصابت خمپاره به شهادت رسید.

در قسمتی از وصیتنامه شهید بلباسی آمده است: «مردم، ما خلق شديم تا آخرتمان را آباد كنيم و ما آنجا ساختمان مي خواهيم و آباد كردن آخرت بدون ويران كردن دنيا امكان ندارد. مردم، ما خلق شديم تا روح را به پرواز در بياوريم و به عالم ماوراي طبيعت يعني عالم ملكوت عروج دهيم و اين پرواز و عروج بدون ويراني جسم امكان ندارد. سنگين شدن و تن پروري بال پرواز انسان را مي شكند.
مرغ باغ ملكوتم نيم از عالم خاك
چند روزي قفسي ساخته اند از بدنم
مردم شهادت مردن نيست، يك تولد هست. تولد بسيار زيبا و زماني كه شما به مهماني فرش مي رويد، شهيد به مهماني عرش مي رود. اما مرده آنست كه نامش به نيكوئي نبرند.
مردم ارزش گندم بيشتر است يا ارزش نان. اما اگر گندم بخواهد ارزش پيدا كند بايد زير سنگ عظيم آسياب خرد شود و بايد در تنور داغ چند صد درجه تاب و تحمل داشته باشد همان تنوري كه علي (ع) سر را تا ناف داخل گرماي آن مي كرد و با خود مي گفت:" بچش گرماي تنور را تا از بچه هاي يتيم شهدا غافل نباشي." و بالاخره بهشت را به بها مي دهند نه به بهانه و اگر امروز در كاروانيان حسين (ع) ثبت نام نكنيم و عازم نشويم فردا ما را در صف اين كاروانيان راه نخواهند داد و از ما نام و نشاني نخواهند پرسيد.
و اما تو اي بسيج، اي مظلوم تاريخ و اي مظلوم ابن مظلوم و تو اي پاسدار، اي سلحشور و شما اي رزمندگان، اي يكه تازان عرصه ميدان عشق. اي مرغان آغشته به خوني كه جايتان در اين دنيا نيست .به پيش كه صبح پيروزي نزديك است و همين فردا است كه بايد بر سر سفره پيروزي بنشينيم و بگوئيم در بهار آزادي جاي شهدا خالي.»