مادران شهدا شاهدانی بی ادعا هستند که با الهام از مکتب حضرت زهرا (س) با خدا معامله کردند و فرزندانشان را در راه حق وحقیقت راهی جبهههای نبرد با کفر کردند، آنها نمادی از ایثار، صبر و مقاومت هستند که برای همیشه در تاریخ اسلام، انقلاب و ایران باقی میمانند و الگوهای والایی برای مادران حال و آینده کشور هستند. طاهره حسینوندی مادر شهیدان رضا و رحیم جباریان است که در ادامه گفتوگوی خبرنگار حیات با این مادر صبور و نمونه را میخوانید:
ابتدا خودتان را معرفی کنید؟
طاهره حسینوندی مادر شهیدان رحیم و رضا جباریان، اهل تبریز هستم.
شهید رضا فرزند چندم خانواده بود و تا چه مقطعی تحصیل کرد؟
رضا سال 1343 در تبریز به دنیا آمد و فرزند سوم خانواده بود. تحصیلاتش را تا مقطع سیکل سپری کرد و بعد از آن در کارخانه کبریت سازی مشغول به کار شد.
این شهید بزرگوار چه سالی به جبهه اعزام شد؟
پسرم سال 1362 به صورت داوطلب به جبهه اعزام شد و قبل از آن در مسجد محل فعالیت میکرد. در عملیاتهای متعددی حضور داشت و همیشه آرزو میکرد در این راه به شهادت برسد. در یکی از عملیاتها از ناحیه چشم مجروح شد و شدت جراحتش طوری بود که ترکش مانع باز شدن کامل چشم میشد. همرزمان او بسیجیان نجف آباد اصفهان بودند و از خلوص و منش آنها زیاد تعریف میکرد.
از ویژگیهای بارز شهید برایمان تعریف کنید؟
رضا بسیار منظم، مقید به امور دینی، با اخلاق و مهربان بود و همیشه به من و پدرش احترام میگذاشت. خواندن نماز اول وقت از ویژگیهای بارزش بود و هیچوقت به یاد ندارم نمازش را ترک کند و همیشه اطرافیانش را تشویق به خواندن نماز اول وقت میکرد. به ورزش باستانی علاقهمند بود و در این زمینه فعالیت حرفهای داشت. همچنین علاقه زیادی به خواندن کتابهای مذهبی داشت و چند کتاب مذهبی از جبهه آورده بود خانواده را تشویق به مطالعه میکرد.
رضا چه سالی و در چه عملیاتی به شهادت رسید؟
رضا سال 1365 بعد از حضور مستمر در جبهه و عملیاتهای مختلف، در جزیره مجنون هنگام وضو گرفتن برای اقامه نماز مورد اصابت ترکش خمپاره قرار میگیرد و به شهادت میرسد. ابتدا یکی از دوستان اطلاع داد که رضا مجروح شده اما بعد متوجه شدم که پسرم به شهادت رسیده. رضا هنگامی که به جبهه اعزام شد دو برادر بزرگترش در جبهه حضور داشتند و زمانی که به شهادت رسید هم در آنجا بودند و برادر کوچکش رحیم که فرزند آخرم بود بعد از شهادت رضا به جبهه اعزام شد.
بعد از شهادت رضا برایتان سخت نبود که رحیم به جبهه برود؟
دلتنگی و چشم انتظاری از پسرانم خیلی برایم سخت بود اما هیچوقت من و پدرش مخالفتی با جبهه رفتن آنها نکردیم بلکه هر چهار پسرم را برای جبهه رفتن و نبرد با حق علیه باطل تشویق میکردیم.
شهید رحیم تا چه مقطعی تحصیل کرد و در چه سالی تصمیم گرفت به جبهه اعزام شود؟
رحیم سال 1346 در تبریز به دنیا آمد و فرزند پنجم خانواده بود. سال 1365 زمانی که دانشآموز در مقطع سیکل بود به صورت داوطلب به جبهه اعزام شد و قبل از اعزام در مسجد نیز فعالیت مستمر داشت.
از شخصیت و ویژگیهای بارز شهید رضا بفرمایید؟
پسرم خیلی مهربان و شوخ طبع بود و برای بزرگترها احترام ویژهای قائل بود. همیشه سعی میکرد مشکلات اطرافیان خود را برطرف کند و به کسی آزاری نرساند. نمازش را اول وقت میخواند و قرآن را به زیبایی قرائت میکرد.
خاطرهای از این شهید بزرگوار تعریف کنید؟
رحیم آرزوی زیارت کربلا را داشت و همیشه به شوخی خود را کربلایی رحیم معرفی میکرد. او زمانی که میخواست به جبهه اعزام شود در ایستگاه قطار به من گفت میروم تا کربلایی رحیم بشوم.
رحیم چه سالی به شهادت رسید و شما چطور از شهادت او مطلع شدید؟
پسرم در سال 1365 بعد از حضور مستمر در عملیاتهای مختلف در عملیات فاو به شهادت رسید و پیکر مطهرش به مدت سه ماه به علت عدم دسترسی رزمندگان در منطقه باقی ماند و بعد از سه ماه به تبریز منتقل شد. از طریق همرزمانش از شهادتش مطلع شدیم و پس از سه ماه چشم انتظاری پیکر پسرم را در گلزار شهدای تبریز به خاک سپردیم.
مادر اگر صحبتی و ناگفتهای دارید بفرمایید؟
شهدا افرادی توانمند، شجاع، متعهد و شیفته اهل بیت(ع) بودند و مهمترین هدف آنها احیای دین و رفتن به مسیر امامت و ولایت امامان معصوم(ع) بود که برای حفظ ارزشها جان خود رابا فداکاری و ایثار تقدیم کردند. توصیه به حفظ ججاب کردند و در راه امامان قدم گذاردند. پس معرفی بیشتر شهدا با توجه به آسیبهای موجود در جامعه بسیار مهم است و امروز وظیفه ما این است با هر وسیلهای انتقالدهنده ارزشهای والای آنها به نسلهای بعدی باشیم و نگذاریم رنگ و بوی شهادت کمرنگ شود.
انتهای پیام/