حیات طیبه- در آستانه سوم خرداد و سالروز آزاد سازی خونین شهر گفتاری ناب از سردار دلها شهید حاج قاسم سلیمانی و تحلیلی ناب از ابعاد شخصیت شهید حاج احمد کاظمی فاتح خرمشهر که پس از شهادتش در نوزدهم دی ماه هشتاد چهار روایت شد بازنشر می شود
1) احمد خلاصهاي از امام (ره) بود
سردار دلها و سید الشهدای نهضت مقاومت، در این گفتار حاج احمد کاظمی را تربیت شده مکتب امام (ره) دانسته و روایت می کند: امام خميني (ره) در تربيت جامعه تحول بنيادي ايجاد كردند. تاثير اين تحول به گونهاي بود كه آدمهايي كه به نحوي خلاصه امام بودند ظاهر شدند. البته كساني كه به معناي واقعي در ابعاد مختلف رفتار امام، معنويت امام، شخصيت امام، خلاصه امام راحل باشند، كمتر پيدا ميشود. در جنگ هم امام راحل تاثيراتي گذاشتند و يك خلاصههايي به وجود آوردند. احمد يكي از آن خلاصهها بود. به اين دليل نبود كه احمد با امام مراوده داشت. بلكه به دليل عشق وافر به امام بود. شاخصههاي تاثير گذاري بخشي از شخصيت وجودي امام راحل كه در فردي مثل احمد كاظمي تبلور يافت.
احمد چند مشخصه اصلي داشت كه همه اينها را از امام گرفت. درست است كه همه اينها از مكتب اسلام است، اما امام در عصر حاضر الگوي مجسم ما بود. ما وقتي در جنگ نگاه ميكرديم، احمد هم در اين چيزهايي كه من ذكر ميكنم از همه ما برجستهتر بود.
2) فرمانده لشگری که شاه کلید جنگ بود
شهید سپهبد سلیمانی برادر احمد را واجد شش مشخصه می داند: احمد شش مشخصه مهم داشت كه اينها در دوره جنگ در لشكر هشت نجف اشرف ديده ميشد. وقتي به لشكر نگاه ميكنيم هيچ چيز در ذهن ما غير از احمد نميآيد. وقتي ميگوييد فلان لشكر، يك پسوندي هم در ذهنتان ميآيد. ولي به لشكر نجف اشرف كه نگاه ميكنيد غير از احمد هيچ چيز در ذهنتان نميآيد.
اين خيلي هنر بود كه يك فرد از درون يك شهرستان به جبهه بيايد و لشكر تاسيس كند، كه آن لشكر با لشكرهايي كه عقبههاي طولاني و امكانات وسيع خصوصا كادر داشتند، نه تنها برابري ميكند بلكه شاه كليد جنگ بشود. اينجا در واقع اين را ميرساند كه نقش احمد محوري بوده و همه چيز در او خلاصه شده بود. همه ابتكارات و خلاقيتهاي گوناگون لشكر نجف اشرف از احمد ديده ميشد.
يكي از مشخصههاي بارز احمد زيركي و حسن تدبير او بود. منتظر نبود كه در قرارگاه بگويند خط حد لشكرت چه ميشود. هميشه وقتي درباره منطقه عملياتي بحث ميشد، او به خيلي از زواياي پشت طرح نگاه ميكرد. لذا موافقتهايش معنا داشت و مخالفتهايش هم معنا داشت.
3) مسئول جنگ در شکست و پیروزی
مشخصه دوم احمد اين است كه وقتي ميخواست خط حدي انتخاب كند، مخالف يا موافقت او در كل عمليات براي نحوه عمل لشكر هشت نجف اشرف تاثير داشت. اگر شما به همه خط حدهايي كه لشكر نجف اشرف بر عهده گرفته بود نگاه كنيد، ملاحظه ميكنيد كه احمد خط حدي را اصرار ميكرد كه مسئوليت پيروزي و شكست كمتر به گردن كسي بيفتد.
4) دوراندیش و آماده برای جنگی فراتر
مشخصه سوم، دورانديشي احمد بود كه در اواخر جنگ و بعد از توقف جنگ بيشتر آشكار شد. ببينيد مديريت الآن احمد هم دقيقا مثل زمان جنگ بود. زمان جنگ آقا محسن و شوراي فرماندهي مينشستند منطقه عمليات را انتخاب ميكردند. اما طراحي عمليات كه چگونه از منطقه استفاده شود، كار احمد و ساير فرماندهان به ويژه فرماندهان نيروي هوايي بود. احمد از مديريت بهرهگيري ميكرد و براي اين موضوع دور انديشي ميكرد. وقتي هم كه در نيروي هوايي بود، احساس ميكرد كه ما حتما روزي درگير چنين وضعيتي ميشويم، با يك جايي درگير جنگي ميشويم فراتر از جنگ ايران و عراق. وقتي به نيروي هوايي ميرويد، ميبينيد نوع توجه احمد به سيستم موشكي سپاه است. براي توليد موشك شهاب 3 با بردهاي گوناگون شبانه روز وقت گذاشت.
5) فرمانده توقف ناپذیر و تمام کننده نبرد
مشخصه چهارم احمد كاظمي، استفاده از فرصت در ابعاد تاكتيكي و راهبردي بود. در بعد تاكتيكي وقتي كه به دشمن ميزد تا نقطهاي كه بايد نتيجه ميگرفت متوقف نميشد. چنانچه همه عمليات او را نگاه كنيد، همين را ميبينيد. مگر جايي بالاجبار متوقف شده باشد. هر جا راه باز بوده فشار ميآورد، تا نقطهاي كه نقطه اتكاء عمل بوده برسد. همه عمليات او اينگونه بود. سراغ نداريد كه زير ارتفاعات لري متوقف شده باشد. يكسره رفته دور زده و لري را گرفته و كار را در يك مرحله تمام كرده است. ما كمتر عملياتي داريم كه احمد مرحلهاي رفته باشد. به جز عملياتهاي بزرگ كه احمد آن مرحلهاي را كه برايش پيش بيني شده و با يك حركت گرفته است، تمام عملياتها بدين گونه بود. در عمليات بدر هم همين طور مستقيم حركت ميكند و از رودخانه دجله عبور ميكند و در كنار جاده عماره بصره ميايستد. استفاده احمد از فرصت در تاكتيك و استراتژي همين بود. وقتي در نيروي زميني بود به وقت خود شلاق ميزد. من هميشه ميگفتم احمد تو چقدر كار ميكني؟ وقتي هم به نيروي هوايي آمد همينطور بود.
6)خط احمد كاظمي تميزترين خط بود
مشخصه پنجم احمد انضباط بود. چنانچه به مقطعي كه احمد در نيروي هوايي بود نگاه كنيد، ميبينيد براي همه چيز انضباط را تعريف كرده است. در نيروي هوايي يك جاي مخروبه پيدا نميكنيد. ميدان صبحگاه او بهترين ميدان صبحگاه است. مقبرهاي كه براي شهدا درست كرده، زيباترين مقبره است. هر كاري كه انجام داده همين طور بوده است. در زمان جنگ، خط احمد كاظمي تميزترين خط بود. خاكريز آن بيشترين ارتفاع را داشت، غذاي آن بهترين غذا بود، انضباط در آرايش سنگرها، در چيدن سلاحها و در همه جا به چشم ميخورد. شما به خاطرات آقا نگاه كنيد، ميگويند وقتي از لشكر نجف اشرف بازديد كردم، اولين كسي كه براي تانكها ليست نوشته بود احمد كاظمي بود. براي همه كس و همه چيز برنامه داشت و يك انضباط خاصي در تمام كارهاي او حاكم بود.
7) يك قله متفاوت از شجاعت و معنویت
مشخصه ششم احمد شجاعت و جسارت او بود. اين ويژگي هر چند در جنگ عموميت داشت، لكن احمد در حد اعلاي آن قرار داشت. اما بعد از جنگ دو تا مشخصه احمد كه به نظر من اينها خيلي از مشخصههاي معنوي احمد را شكوفا كردند، يكي ادب و ديگري راز نگهداري احمد بود. خيلي كم ميديدم كه كسي چنين خصلتهايي داشته باشد. براي فرمانده نظامي داشتن چنين خصلتي سخت است. اينكه ميگويم احمد خلاصهاي از امام بود واقعا اين طوري بود. فرماندهان ما در جنگ به ويژه آنها كه شهيد شدند، نفوذشان خيلي زياد بود، درجه هم نداشتند، هيچ كس هم نيامد بگويد كه من از احمد كاظمي يا از فلاني حمايت ميكنم. شما نگاه كنيد اگر پيراهن حسين خرازي روي شلوار بود، 99 درصد از رزمندگان لشكر امام حسين (ع) پيراهنشان روي شلوارشان بود. تن صداي حسين، ذكر حسين، راه رفتن حسين را تقليد ميكردند. رزمندگان لشكر هشت نجف هم همين طور از احمد تقليد ميكردند. واقعا الگو بودند و تاثير زيادي بر ديگران داشتند. لذا من معتقدم كه احمد كاظمي واقعا يك قله متفاوت بود. خيلي فضيلت داشت. براي همين ميگويم كه احمد واقعا خلاصهاي از شخصيت امام خميني (ره) بود در ابعاد مختلف.
8) فاتح خرمشهر به معنای واقعی شهید کاظمی بود
یکی از ويژگيهاي برجسته احمد كاظمي در جنگ، شجاعت و زیرکی او بود. در عملیات بیت المقدس فلشي را انتخاب کرد که هم برای او خطرناک بود و هم این که ضربه مهلکی بر دشمن وارد آورد. عقبه دشمن در شرق شلمچه وصل میشد به بصره که راه خشکی دشمن برای رسیدن به خرمشهر بود. احمد ميان نيروهاي دشمن یک شکاف درست کرد و از همین شکاف باریک وارد شد و در نزدیکی خرمشهر استقرار يافت. سپس از کنار نهر عرایض به طرف خرمشهر پيشروي كرد و شهر را به طور کامل دور زد. اولین فرماندهای که داخل خرمشهر شد و شهر را فتح کرد احمد بود. فاتح خرمشهر به معنای واقعی شهید کاظمی بود. برای فتح خرمشهر سه لشکر انتخاب شده بودند كه یکیشان تیپ نجف اشرف بود. آن موقع هنوز لشکر نشده بود و شهید کاظمی فرمانده اش بود. همان کاری که گفتم انجام داد و آن فتح بزرگ را به وجود آورد.
9) جبهه دشمن را به هم میریخت و متوقف نمیشد
در عملیات فتح المبین محور رقابیه به احمد واگذار شده بود و آنجا در مقابل شش لشکر عمل كرد. او از سمت شوش و از فاصله 20 تا 30 کیلومتري به پشت جبهه دشمن حمله کرد، و موفق شد ارتفاعات تینه و رقابیه و دشت عباس را دور بزند و سرتاسر این جبهه را ساقط کند. وقتی احمد در این فلش قرار گرفت و توانست کل جبهه را ساقط کند، یک مرتبه همه نيروهاي دشمن از دشت عباس فرار کردند. ابتكارات احمد كاظمي در عملیات متعددی راه گشای بود. احمد در طراحی عمليات، تیزبینی و دوراندیشی بینظیر بود. وقتی جبهه دشمن را به هم میریخت متوقف نمیشد. هیج کجا سراغ نداریم كه جبهه دشمن را به هم ریخته و متوقف شده باشد.
10) لشکر پنجم و ششم عراق را در کنار نهر کتیبان دو نصف کرد
ما نسبت به بعضی از فرماندهان و لشکرهاي دشمن از نظر توان رزمی حساس بودیم. برای بعضی از فرماندهان دشمن همچون ماهر عبد الرشید حساب باز میکردیم. شکستن آن جبهه كار ساده نبود. همین طور هم دشمن روی فرماندهان ما حساب باز کرده بود. در اسنادی که ما بعد از سقوط صدام به دست آوردیم همه جا ردی از احمد کاظمی و حسین خرازی در این اسناد بود. دشمن به طور دقیق لشکرهای ما را نام میبرد. چرا كه کاظمی یکی از شاه کلیدهای اصلی پیروزی در جنگ بود. در عملیات رمضان مثل یک شير به ميدان رفت و دشمن را در کنار نهر کتیبان دو نصف کرد. ميان فرماندهان لشکرهای عمده دشمن، مثل لشکر سوم، لشکر ششم، لشکر پنجم که از لشکرهای قدرتمند عراق بودند شکاف به وجود آورد، که باعث شد مناطق شرق نهر کتیبان سقوط کند.
11) نگفت من فاتح خرمشهرم
افزون بر مشخصههاي ياد شده اگر از من بپرسند كه مهمترين نشانه برجستگی شخصیت احمد کاظمی چیست؟ میگویم ادب و اخلاق او در دوران جنگ، یا بعد از جنگ ميباشد. همانگونه كه پيشتر گفتم نقش احمد در جنگ کلیدی و محوری بود. سه هزار روز از عمر پر بركت خود را در جنگ سپري كرد. اما شما اگر یک نوار پیدا کردید که احمد كاظمي گفته باشد من فاتح خرمشهر بودهام هرگز پیدا نمیکنید. اگر بخواهید تصویری از احمد در تلویزیون نشان دهید به ندرت فیلمی از او پیدا میکنید. من با احمد دوست صميمي بودم. اما با این وصف نمیدانستم غیر از قطع انگشت او چهار بار دیگر در جنگ زخمی شده است. هیچ وقت مدعی نبود كه در زمان جنگ زخمي شده است. روح لطیفي داشت. روزي كه به نیروی هوایی رفته بودم ديدم بيرون پنجره دفتر كارش دانه میپاشید. کبوترها هم میآمدند دانهها را میخوردند. از او پرسيدم چه کار میکنید؟ گفت كبوتران اینجا سهمیه دارند. هر جا بروند دوباره باز میگردند. احمد این کار را با عشق انجام میداد.
12) آرزویش شهادت بود
لذا شهید احمد کاظمی در همه ابعاد شخصیت ارزشمندي داشت. شوخیهای او لذت بخش بود. یک چهارچوب دینی و اخلاقی بر او حاکم بود. همه کارهای او برای كسب رضاي خدا بود، و هیچ کاری برای خودش نکرد. تا روزی که شهید شد هیچ لحظهای نبود که با حسرت نگوید كه این شهدا برنده شدند، و ما زيانكاران هنوز زنده هستيم. آرزوی او شهادت بود. نه تنها برای شهادت بیتابي ميكرد. بلكه از زنده ماندن خودش هم ناراحت بود. بیانی از حسین خرازی برای شهید کاظمی سند موثق بود. مثل یک حدیث متقن. مثل یک روایت متقن. اگر به احمد ميگفتید كه شهید حسين خرازی از این كار راضی نبود، برای او ملاك عمل ميشد. نسبت به شهدا فوق العاده پایند بود. به شهید باکری فوق العاده علاقه داشت.
13) هیچ وقت فکر نمیکرديم احمد نباشد
او وقتی در جمع ما بود تداعی همه زندگیمان را میکرد.. هر چیزی که در زندگی با آن خوش بودیم.. چهره باکری را در احمد میدیدیم.. چهره خرازی را در احمد میدیدم.. چهره زین الدین را در احمد میدیدیم.. چهره همت را در احمد میدیدیم.. چهره خیلی از شهدا را در احمد كاظمي میدیدیم.. وقتی کسی را که یادگار همه دل بستگیها.. یادگار بهترین دوران عمرتان است از دست میدهید.. اين از دست دادن معمولی نیست.. احمد براي ما این طوری بود.. الآن احساس میکنیم که با رفتن احمد دل همه ما آتش گرفته است.. تاثیر احمد بر همه ما فوق العاده بود. جمعی که احمد در آن بود صفای دیگری داشت. مجلسی که احمد در آن بود رونق خاصي داشت. وقتی با بچههای جنگ جلسه میگرفتیم، اولین موضوعی که به همه تذکر میداد این بود که برادران جلسه برای خداست و بعد پیرامون مطلبی حرف میزد. احمد یادگار همه ارزشهای ما بود. رفتن او برای همه ما سنگین و فراموش ناشدنی است.
منبع: ماهنامه شاهد یاران، گروه مجلات شاهد بنیاد شهید و امورایثارگران شماره 74
انتهای گزارش/