کد خبر 150783
۲۱ تیر ۱۴۰۰ - ۱۲:۳۲

با تشویق مرحوم ابوترابی بازیگر شدم/آرزوی بزرگی که در دل آزادگان ماند

با تشویق مرحوم ابوترابی بازیگر شدم/آرزوی بزرگی که در دل آزادگان ماند

حیات_ محسن جهانبانی گفت: قبل از اینکه خبر فوت امام را بدهند حاج آقا ابو ترابی به بعضی از رزمنده‌ها قول داده بود که اگر قرآن را حفظ کنند یک دیدار خصوصی با امام خمینی(ره) داشته باشند و رزمنده‌ها به عشق دیدن امام قرآن، تمام ادعیه‌ها، مفاتیح و نهج‌البلاغه را حفظ کرده بودند، اما فرصت نشد تا با امامی که به‌آن عشق می‌ورزیدند ملاقات کنند.

به‌ گزارش حیات، محسن جهانبانی رزمنده و آزاده سرافراز دوران دفاع مقدس متولد 1341 در استان اصفهان است. وی در سن 19 سالگی در عملیات محرم به اسارت نیروهای بعثی درآمده و پس از 8 سال از اسارت آزاد شد. او فارغ‌التحصیل رشته بازیگری در دانشکده هنر دانشگاه تهران است، از مهمترین آثار وی می‌توان به سریال آرام می‌گیریم، بهترین تابستان من، اخراجی‌ها 2، روزهای آتش، قطعه‌ای از بهشت، یوسف پیامبر اشاره کرد.
محسن جهانبانی در گفتگو با خبرنگار حیات گفت: من متولد سال 1341 در استان اصفهان هستم،  سال 60 در کردستان خدمت می‌کردم و قبل از آنکه به سربازی اعزام بشوم در 11 آبان‌ماه سال 61 در عملیات محرم اسیر شدم. ما اسیر شدن را یک نوع ننگ می‌دانستیم و تمام تلاش خود را می‌کردیم که جانباز یا شهید شویم اما اسیر نشویم.
وی در ادامه اضافه کرد:  نیروهای بعثی زمانی‌که من و همرزمانم را اسیر کردند به اردوگاهی بردند که رزمنده‌های فتح‌المبین و بیت‌المقدس قبلا در آنجا اسیر بودند و هنوز تعدادی از آنها در اسارت بودند، هنگامی‌که با آنها ملاقات کردیم فهمیدیم که یک‌سال و نیم در آنجا اسیر هستند و ما از این مدت زمان طولانی تعجب کردیم، نمی‌دانستیم که این سرنوشت قرار است چندبرابر آن برایمان رقم بخورد. مورد آزار و اذیت و شکنجه‌های زیادی قرار می‌گرفتیم به‌طوری که بیشتر رزمنده‌ها بر اثر ضربات شدید کابل، زنجیر و چوب و ... جانباز می‌شدند. 
وی در ادامه افزود: نیروهای بعثی به دین و عقایدشان اعتقادی نداشتند و افرادی  بودند که به‌‌عنوان سنی اعمال دینی و شرعی خود را انجام نمی‌دادند. همچنین من و همرزمانم را مجبور می‌کردند که بگوییم مارا به زور به جبهه آورده‌اند و از ما انتظار داشتند که مطیع امر و دستورشان باشیم،  اما نمی‌دانستند که ما برخلاف افکار و عقیده‌ی پلید خودشان پایبند دین و عقاید خود هستیم و هیچ حرف زور و اجباری نمی‌تواند روی ما تاثیر بگذارد و به جهادی که در راه خدا و پیروزی سرزمینمان کرده‌ایم افتخار می‌کنیم.
وی در ادامه ضمن اشاره به‌خاطره‌ای در دوران دفاع مقدس بیان کرد: غم‌انگیز و تلخ‌ترین خاطره‌ی دوران اسارت، خبر فوت امام خمینی(ره) بود که نیروهای بعثی با لحنی زشت و توهین‌آمیز آن را اعلام کردند. با شنیده شدن این خبر تلخ، داغ بزرگی در دلمان نشست بیشتر رزمنده‌ها افسردگی گرفته بودند و مدام گریه می‌کردند. اما با توصیه‌های حاج‌ آقا ابوترابی رزمنده‌ها صبر و شکیبایی می‌کردند. قبل از اینکه خبر فوت امام را بدهند حاج آقا ابو ترابی به بعضی از رزمنده‌ها قول داده بود که اگر قرآن را حفظ کنند یک دیدار خصوصی با امام خمینی(ره) داشته باشند و رزمنده‌ها به عشق دیدن امام قرآن، تمام ادعیه‌ها، مفاتیح و نهج‌البلاغه را حفظ کرده بودند، اما فرصت نشد تا با امامی که به‌آن عشق می‌ورزیدند ملاقات کنند.
وی در ادامه عنوان کرد: در دوران اسارت با دوستان و همرزمانم تئاتر بازی می‌کردیم و همیشه حاج آقا ابوترابی می‌گفت: سخنرانی‌های زیادی انجام می‌دهیم که سبب شادی‌ افراد رزمنده باشد اما تئاتر شما باعث می‌شود افراد از انزوا به جمع اضافه شوند و روحیه خود را از دست ندهند و همین تشویق و ترغیب‌ها موجب ادامه دادن من در زمینه بازیگری شد و پس از آزادی از اسارت در دانشکده هنر دانشگاه تهران در رشته بازیگری فارغ‌التحصیل شدم.
وی در پایان گفتگو اظهار کرد: در حال حاضر کار تدوین, مونتاژ و فیلمبرداری را انجام می دهم و در کنار این کار یک گروه جهادی بزرگی را تشکیل داده‌ام به‌نام سیدالاحرار که تمامی افراد آزاده از سراسر کشور در آن حضور دارند و تمام تلاش خود را برای برطرف کردن مشکلات و کمبودهای مناطق محروم می‌کنیم. آزاده‌ها بزرگترین و بهترین نیروی ولایتی هستند و اگر اکنون ندای جنگ و جهاد پیش بیاید در صف اول جنگ با نیروهای منافق می‌ایستیم.
انتهای پیام/

برچسب‌ها