آنچه در پی میآید گفتگو خبرنگار حیات با حاج جعفر جوانی، پدر گرامی شهید مدافع حرم، حامد جوانی است که از زبان ایشان لحظههای خاطره انگیز رشادتهای این پاسدار برومند را مرور کردهایم.
حیات-پدر، در ابتدای گفتوگو دوست دارم خوانندگان نشریه از زبان شما با شخصیت حامد عزیز آشنا شوند؟
حامد واقعاً شخصیت متفاوتی داشت. در زندگی به نظم و برنامه داشتن خیلی اهمیت میداد. از نظر روحی و اخلاقی هم بچه ای آرام و صبور بود. از ابتدا به کارهای اجتماعی علاقه نشان میداد. بچههای محل همیشه از او برای مسائل زندگی خود مشورت میخواستند او هم از هیچ کمک و راهنمایی دریغ نمیکرد. با وجود سن کم کارهایی انجام میداد که باعث تعجب ما میشد.
همیشه میگفتیم هدفهای حامد در زندگی بزرگتر از تصور ما است. اوقات جوانیاش را طور دیگری میگذراند. من همواره به او یادآوری میکردم که زمانی را برای تفریح بگذارد و با دوستانش به سفر و گشت و گذار برود اما او می گفت پدر، برای مسافرت همیشه وقت هست بگذار فعلاً کارهای نیمه تمام را به سرانجام برسانم .
حیات-از چه زمانی تصمیم برای اعزام به جبهه جنگ در سوریه گرفت؟
زمانی که متوجه شد بچههای مسجد و محل برای دفاع از حرم و اعزام به سوریه داوطلب میشوند سر از پا نمیشناخت . مدام با من و مادرش در این باره بحث میکرد تا رضایت ما را برای اعزام جلب کند . بالاخره همان سال ۹۲ بود که به طور جدی تصمیم گرفت اعزام شود که البته عزیمتش تا سال 93 طول کشید. یادم هست که موقع رفتن به جنگ ابتدا برای خداحافظی به دست بوسی مادرش آمد و از او حلالیت خواست. آن لحظه خیلی خوشحال بود چون مادرش گفت که با رضایت قلبی او را برای دفاع از حرم اهل بیت (ع) راهی دمشق خواهد کرد.
حیات- خود شما در باره تصمیم حامد عزیز چه واکنشی نشان دادید؟
آن موقع همه ما نسبت به جنگ بزرگی که داعش راه انداخته بود، آگاهی داشتیم. میدانستیم که این گروه خطرناک مانند عراق و سوریه به دنبال ضربه زدن به مردم و کشور ایران است. وظیفه مهم میدانستیم که برای دفاع از کشور و انقلاب به مقابله با داعش بپردازیم.
من این حرف را آن زمان بارها در بین دوستان و بستگان میگفتم که خودمان شرایط لازم به لحاظ سنّی و جسمی برای جنگیدن با این گروه خونریز را نداریم، پس فرزندانمان را تشویق میکنیم این وظیفه را انجام دهند. لذا من افتخار میکنم که پسرم در این مسیر مبارزه کرد و به شهادت رسید.
حیات-اطلاع داشتید که آقا حامد چه مسئولیت و اقداماتی را در میدان جنگ سوریه بر عهده گرفته است؟
تا آنجا که باخبر شدم حامد در یگان موشکی در جنگ سوریه فعالیت داشت. همرزمان اش میگفتند، اقدام و برنامه این یگان نقش زیادی در انهدام قدرت نظامی داعش داشت. طبق گفته آنها، داعشیها با اطلاع از مسئولیت حامد برای ترور او نقشههایی کشیده بودند. این صحبت همرزمان حامد درخصوص اقدامات او برای من مایه افتخار و غرور است.
حیات- حاج آقا فکر میکنید اگر نیروهای مقاومت در سوریه یا عراق مقابل تکفیری ها نمیایستادند، چه وضعیتی در کشورهای اسلامی پیش می آمد؟
واقعاً اگر جوانان ما در مقابل این جریان خطرناک نمیایستادند، معلوم نبود چه بر سر مملکت و انقلاب ما میآمد. همانطور که حضرت آقا در سخنانشان فرموده بودند، اگر مدافعان حرم نبودند ما در خاک خودمان باید با دشمنان تکفیری میجنگیدیم.
حیات- جناب جوانی، شهیدان مدافع حرم ما همگی از شیفتگان اهل بیت بودند، میخواهم از این بخش علاقه و دلبستگی حامد عزیز بگویید؟
حامد مثل اکثر جوانان شهید ما، اکثر اوقات در مسجد و هیاتهای مذهبی فعالیت داشت. محرم هرسال، او در صف اول بچههای تشکیل دهنده مراسم عزاداری برای امام حسین(ع) قرار داشت. در میان نوحههای محرم و عاشورا نیز علاقه خاصی به روضه حضرت عباس(ع) داشت. مداحان هیئت نیز از این علاقه او باخبر بودند و لذا همیشه در روضه منزل ما ذکر فداکاری حضرت ابوالفضل(ع) بود و این مواقع صورت حامد پر از اشک میشد.
شبهای آخر محرم نیز حامد و بچههای هیات آرام و قرار نداشتند. آنها همه ساعتهای شب را بیدار میماندند تا نذر و احسان بزرگ را برای عصر عاشورا آماده کنند. وقتی هم که مهمانان امام حسین(ع) پذیرایی میشدند بچهها تمام دیگ ها و ظرف و ظروف نذری را میشستند. بچهها به شوخی به حامد میگفتند؛ تو یک افسر هستی و کارهای خدماتی هیات را به ما بسپار. اما حامد از شنیدن این حرف دلخور میشد و میگفت در مجلس اربابمان اگر سردار هم باشی باید خادم عزاداران و مریدان حضرت شوی .
حیات- حاج آقا این روزها که کشورهای اسلامی عراق و سوریه از شرارت داعش نجات یافتهاند، چه حسی دارید؟
من همیشه به خاطر شکست آن ظالمان خدا را شکر میکنم. ما جوانانمان را در این راه بزرگ فدا کردیم. من به عدالت خدا ایمان دارم. میدانستم خون جوانان ما پایمال نمیشود. آن از خدا بی خبران به سزای عمل خود میرسند. الحمدلله با رشادتهای شهید سردار سلیمانی و سربازانشان نسل داعش منقرض شد.
حیات- چگونه می توان ارزش حرکت این جوانان را که فتنه بزرگ داعش را در جهان اسلام برچیدند به نسل آینده معرفی کرد؟
از نظر من رسانهها نقش مهمی در این زمینه ایفا میکنند. شما اگر میخواهید جانفشانی این شهدا را به نسل آینده معرفی کنید و خاطره مدافعان حرم در ذهن جوانان ماندگار شود باید در کتابها و متون درسی مجاهدت آنها در قالب داستان و حکایت ثبت شود.
دانش آموزان و دانشجویان امروز و آینده باید دریابند که اگر از خودگذشتگی مدافعان حرم نبود، مملکت ما امروز چنین امنیت و آرامشی نداشت. شهدای ما از همه سرمایههای خویش گذشتند تا وطن و انقلاب اسلامی ما آسیب نبیند. امیدوارم نسل آینده این جامعه فداکاری شهدای مدافع حرم را الگوی خود قرار دهند.
پدر و مادر شهدای ما نیز باید به ارزش هدف والایی که جوانان دنبال میکردند پی ببرند. من اولین پدر شهیدی بودم که خودم به خاک سوریه رفتم و پیکر فرزندم را به خانه آوردم. وقتی بر سر پیکر حامد حاضر شدم، چهرهاش قابل شناسایی نبود، بر اثر اصابت موشک دو دست و دو چشم خود را از دست داده بود و صورتش با موج انفجار و ترکش از بین رفته بود. آن لحظه یاد حرفهای او افتادم که چطور در ایام محرم و عاشورا مرثیه جانفشانی حضرت ابوالفضل(ع) و اینکه دستان و چشمانش را در مبارزه با قوم ظالمان و اشقیا از دست داد، را زمزمه می کرد.
انتهای پیام/