کد خبر 150672
۱۷ خرداد ۱۴۰۰ - ۱۵:۵۷

خلیل، «نگین انگشتر شهادت» بود

خلیل، «نگین انگشتر شهادت» بود

ناگفته هایی ناب از مسیر زندگی حماسه سازان ایثار که شهیدان را به جاده ابریشمین شهادت پیوند می دهد.

حیات_ خلیل حسن بیگی، اولین فرزند عباس و زهرا در سال 1334 در دارالعباد یزد و در خانواده ای مستضعف و مذهبی به دنیا آمد.
مادرش در زمان بارداری، خواب دیده بود که یک سید، انگشتر فیروزه ای را به او داده است. خلیل،  مادر و دایی اش را خیلی دوست داشت،  برای والدینش احترام زیادی قائل بود و به اذان و نماز عشق می ورزید. 
پنج سال داشت و هنوز با آداب نماز آشنا نشده بود که با صدای اذان به پشت بام خانه می رفت و اذان سر می داد و بعد از آن هم به مسجد می رفت و پشت سر پیش نماز می ایستاد و ایشان هم می گفت که اشکالی ندارد و خوب است که فرزند شما از همین سن و سال به نماز علاقه مند است.
"مرضیه حسین بیگی" خواهر شهید می گوید: « در آن زمان برق نداشتیم و خلیل تکالیفش را زیر نور چراغ توی کوچه انجام می داد. دوست داشت کار کند و بعد از اینکه مدرسه اش تعطیل می شد، از ساعت 12 تا 2 بعد از ظهر به مغازه ای می رفت و بی آنکه چیزی به خانواده بگوید، در آن جا کار می کرد و به ما هم چیزی نمی گفت و اگر هم دیر به منزل می رسید، به مادر می گفت که خانه پدربزرگ بودم سر هر ماه 10 تومان به مادرم می داد که این موضوع کنجکاوی مادرم را برانگیخته بود تا اینکه متوجه شد که خلیل در یک مغازه کار می کند. 
خلیل بعد از پایان مقطع تحصیل راهنمایی برای کمک به تامین مخارج خانواده، دو سال ترک تحصیل کرد و در شرکت سیمرغ، مشغول به کار بود، ضمن اینکه در کارهای سنگین خانه مثل شست و شوی فرش وجابه جایی وسایل سنگین خانه کمک می کرد.»
شهید خلیل حسن بیگی در رشته ادبیات دیپلم  گرفت و همزمان علیه حکومت پهلوی فعالیت های مستمری داشت که از آن جمله می توان به تکثیر عکس حضرت امام خمینی (ره) اشاره کرد که این موضوع باعث شد، ساواک چندین بار او را تحت پیگرد قرار دهد.
او پس از پیروزی انقلاب هم به عنوان یک فرد آگاه به مسائل سیاسی، بر ضد گروهک های  معاند فعالیت می کرد و نقش پررنگی در ترویج فرهنگ و ارزش های انقلاب اسلامی داشت.
شهید خلیل در دوران مبارزات انقلابی خود، با دختر عمه اش "اختر علی یوسفی" ازدواج کرد که حاصل 9 سال زندگی مشترک شان، سه فرزند پسر به نام های (ابوالفضل)، (ابوذر) و (ابراهیم) است.
او برای شخصیت امام خمینی (ره)، شهیدان بهشتی و رجایی ارزش زیادی قائل می شد و علاوه بر روزه، نماز جماعت، مسجد، دفاع مقدس، نیروهای رزمنده بسیج و سپاه  و کسانی که در خط اسلام بودند، به کتاب "جاذبه و دافعه" شهید مطهری علاقه فراوانی نشان می داد.
خلیل در تاریخ 12/2/58 به عضویت سپاه پاسداران جمهوری اسلامی ایران درآمد و با شروع غائله کردستان به آن منطقه اعزام شد. بر اساس لیاقت و شجاعتی که از خود نشان داد، به عنوان مسئول انتظامات منطقه غرب انتخاب شد و با شروع جنگ تحمیلی در جبهه جنوب نیز حضور یافت و در ستاد لشکر 8 نجف اشرف مشغول خدمت شد. پس از تاسیس یگان تیپ 18 الغدیر که متشکل از شیرمردان سرزمین دارالعباد بود، به عنوان جانشین ستاد تیپ الغدیر انتخاب شد و به صورت مداوم در جبهه ها حضور داشت.
مهمترین انگیزه اش از اعزام به جبهه دفاع از اسلام، اطلاعت از امام، حفظ انقلاب، جنگیدن با ظالم، خدمت به بسیجی ها و شهادت در راه خدا بود، خلیل معتقد بود که امام تحول بزرگی ایجاد کرده است و همیشه در جیبش عکس امام را داشت.
شهید خلیل، علاقه خاصی به مسائل فنی داشت و مکانیکی ماشین های سبک و سنگینی مثل: لودر را انجام می داد و در یک جمله می توان گفت که هر جا احساس می کرد کاری بر روی زمین مانده، انجام می داد و در جبهه همه او را آچار فرانسه تیپ می دانستند.
محمد مهدی فرهنگ دوست، همرزم شهید خلیل حسن بیگی می گوید:« خلیل معتقد بود اگر لباس سپاه را فشار دهید از آن خون بیرون می زند و هر شخصی اگر آن را بپوشد، هرگز گناه نمی کند.»
سرانجام، "خلیل حسن بیگی" پس از هشت سال خدمت در جبهه های نبرد حق علیه باطل، در عملیات کربلای 5، در منطقه شلمچه، پس از گفتن اذان و خواندن نماز در سنگر نشسته بود که بر اثر اصابت خمپاره به داخل سنگر او و جدا شدن سرش در بیست و پنجم دی ماه سال 65 به شهادت رسید. او اولین شهید خانواده حسن بیگی بود.
انتهای پیام/ 

برچسب‌ها